خاطرات روحانی بازداشت شده در عربستان
خبرگزاری رسا ـ روحانی بازداشت شده در عربستان گفت: بر اساس تجربه شخصی در دوران بازداشت، بیان سیره عملی اهل بیت(ع) اثرگذارترین راه در تبلیغ دین اسلام است.
وحدت بین شیعه و سنی مقوله مهمی است که با تحقق آن جهان اسلام به قدرت فراوانی دست مییابد، تاکنون اندیشمندان و رهبران جهان تشیع برای اتحاد جهان اسلام تلاشهای فراوانی کرده، خطر دشمنان را نیز برای همه مسلمانان بازگو کردند و اینک هوشیاری دنیای اسلام بیش از پیش در خنثی سازی توطئههای دشمنان مهم و ضروری است.
از این رو به گفتوگو با حجتالاسلام محمد گرمابدشتی، روحانی بازداشتشده در عربستان نشستیم تا با بیان خاطرات 54 روز بازداشت وی در عربستان، اهمیت اقتدا به پیامبر اکرم(ص)، تسلط یک روحانی به فرهنگ اصیل پیامبر(ص)، تبیین حقیقت شیعه در محاکم قضایی عربستان، نمود رفتاری و واقعی یک شیعه در زندان عربستان و برداشت تبلیغی از این حادثه را همچون اهمیت زبانشناسی تبلیغ مورد كنكاش قرار دهیم.
رسا ـ در چه تاریخی به مدینه عزیمت کردید؟
اینجانب در روز سیام فروردین سال 88 از فرودگاه مهرآباد تهران عازم جده و در روز 31 فروردین در مدینه ساکن شدم.
رسا ـ از روز حادثه بگویید.
برای اقامه نماز صبح در اول اردیبهشت به مسجدالنبی رفتیم و بعداز آن به زیارت ائمه بقیع مشرف شدیم و پس از آن با جمعی از دوستان در ساعت هفت صبح به دلیل خلوتبودن مسجدالنبی و برای زیارت قبر پیامبر(ص) از باب بقیع وارد حرم و موفق به زیارت ضریح پیامبر اکرم(ص) شدیم. از آن جهت که به ما گفته بودند؛ از همان دری که وارد شدید از همان در نیز خارج شوید، در هنگام خارج شدن یکی از وهابیهای عرب به امر به معروف خبر داد که این آقا بعد از سلام به پیامبر به قبر ابوبکر ـ با پرتاب آبدهان ـ بیاحترامی کرده است. در حالی که من این کار را نکرده بودم.
آن فرد قسم خورد و شهادت داد که این کار را از من مشاهده کرد، در نتیجه مرا به امربه معروف حرم منتقل کردند، او در آنجا نیز به تنهایی شهادت داد و قسم خورد که من این کار را کردم در حالی که من میگفتم: این دروغ است و این فرد از خود چیزی میگوید.
به هر حال پس از امر به معروف مرا به پاسگاه حرم منتقل کردند و از آنجا مرا به پاسگاه مرکزی مدینه بردند، بعد از آن با بعثه مقام معظم رهبری تماس گرفتند و پس از پیگیریهایی با یکی از افراد بعثه دیداری داشتم، من به ایشان گفتم که این آقا دروغ میگوید و می خواهند بین مسلمانان اختلاف بیندازند. ایشان گفت: این کارها را با ایرانیها انجام میدهند و من پیگیر بازداشت شما میشوم.
در پاسگاه بازجویی کردند و من ادعای آن فرد را رد کردم و گفتم که میخواهند بین مسلمانان اختلاف بیندازند، در هر حال برای من پروندهسازی کردند.
رسا ـ تا زمان بررسی وضعیت بر شما چه گذشت؟
البته در ابتدا مرا به بازداشتگاه منتقل نکردند؛ ولی در اتاقی نزدیک بازداشتگاه به همراه یکی از دیگر زندانیها با زنجیر بستند و ما را در روز اول اردیبهشت به دادگاه نزد قاضی تحقیق منتقل کردند؛ ولی فرصت نشد و دوباره ما را به بازداشتگاه بردند و روز دوم اردیبهشت توانستیم، قاضی تحقیق را ببینیم و ایشان رو به من کرد و گفت: شما چرا اهانت کردید؟
من گفتم: این کار را نکردم و این فرد دروغ میگوید. قاضی گفت: شاهد شما سوری است و دیده که شما این کار را کردید.
من به ایشان گفتم: ما ایرانیها اهل اینکارها نیستیم، ایرانی نسبت به وحدت حساس است و در این قضیه توجیه است، مقام معظم رهبری در خطبههای نماز جمعه نیز همواره به وحدت میان مسلمانان تأکید میکنند و ما هم به سخنان ایشان پایبند هستیم. در ضمن روحانی کاروانهای ایرانی همواره به ایرانیها گوشزد میکنند که از هرگونه رفتار اختلافآمیز بین مسلمانان پرهیز کنند.
رسا ـ آیا از نظر فقهی یک نفر شاهد میتواند، یک فرد را محکوم کند؟
نکته همین جا است که یک شاهد بود و مدعی مشخص نبود؛ ما در فقه هم مدعی داریم و مدعی علیه. مدعی باید شاهد بیاورد و مدعیعلیه نیز اگر انکار میکند، باید قسم بخورد.
آنها با یک شاهد سوریهای که هم مدعی بود و هم شاهد و آن هم در پشت سر من بود.
اگر من کاری هم کرده باشم، دیده نمیشدم، مگر آن که شرطه و مأمور عربی مرا میدید که آن بحث دیگری است، در ضمن اگر من این کار را میکردم و شرطه هم مرا میدید، باید یک شاهد میآورد تا اثبات کند، آن وقت متهم یا انکار میکند یا نه!
در هرحال مدعی و شاهد یکی بود و از نظر فقهی این ممکن نیست؛ چون کسی که مدعی است باید شاهد بیاورد، وگرنه در فقه چنین چیزی وجود ندارد؛ در حالی که در این حادثه مدعیای وجود نداشت و تنها یک شخص به عنوان شاهد وجود داشت.
در قضای اسلامی چنین چیزی است که منکر باید قسم بخورد و من قسم خوردم؛ ولی قاضی پرونده قبول نمیکرد و میگفت: شما شیعیان تقیه میکنید و قسم شما صحیح نیست.
رسا ـ آیا تقیه در اینجا جائز است؟
نه. آنها نمیدانستند علمای شیعی تقیه در هنگام قسم را جایز نمیدانند و در قسم توریه است نه تقیه! ما در نماز با اهل سنت تقیه میکنیم نه توریه!
خلاصه آنکه با شاهد سوریهای در دادگاه میخواستند، مرا محکوم کنند که در نهایت بلاتکلیف رها شدم.
رسا ـ از وضع زندان بگویید.
پس از آن دوباره به بازداشتگاه رفتم و درآنجا زندانیان از کشورهای یمن، کویت، فلسطین، لبنان و سعودیها و بنگلادش و ایران و غیره بودند. از ایرانیهای زندانی پرسوجو کردم که دلیل بازداشتشدن شما چه بوده است که اکثراً با همین اتهامها ـ بیاحترامی به عمر و ابوبکرـ زندانی شده بودند.
بازداشتگاه خیلی کثیف بود و نوری وجود نداشت و وضع اسفباری بود به گونهای که وقتی برای دادسرا به بیرون میرفتیم، خیلی خوشحال میشدیم.
رسا ـ دادگاه رسمی شما چه زمانی بود؟
در روز سیزدهم اردیبهشت من و یکی از زندانیان را به دادگاه در روبهروی مسجدالنبی منتقل کردند تا حکم نهایی ابلاغ شود.
قاضی اصرار میکرد که شما این کار را کردید و من گفتم: شاهد دروغ می گوید و دروغگو مورد لعنت خدا قرار میگیرد. برای ایرانیها وحدت مهم است و این کار را نمیکنند. خلاصه از آنها اصرار بر قبول مورد اتهام و از من انکار.
در هر حال مرا به یک ماه زندان و هفتاد و پنج ضربه شلاق محکوم کردند.
مترجم قضایی من که افغانی بود به من گفت: شما سیزده روز در زندان بودید؛ هفده روز دیگر زمان زندانی تمام میشود؛ ولی من اتهام و حکم را قبول نکردم؛ چون من کاری نکرده بودم که حکم را قبول داشته باشم و اثر انگشت هم نزدم. پس از آن مرا تهدید کردند که با این کار، کار شما بدتر میشود.
یک ساعت بعد حکم من تغییر پیدا کرد و این بود که به سه ماه و 75 ضربه شلاق در ملأ عام محکوم شدم.
بعد از آن گفتند که این حکم قطعی نیست و میتوانید وکیل بگیرید. در صورتی که من زندانی بودم و نمیتوانستم، کاری بکنم.
روز بعد حکم جدید را به من ابلاغ کردند، پس از آن من حکم را به دوستانی که در بعثه مقام معظم رهبری بودند و به ملاقات من میآمدند، به ایشان دادم و آنها بعد از 35 روز توانستند وکیل بگیرند و وکیل دفاعیه خوبی نوشت و قرار شد که بعد از بیست روز آزاد شوم؛ ولی دوستان از بعثه مقام معظم رهبری گفتند که مسؤولان زندان میگویند: به دلیل این که در سایتهای ایران نوشته شده که قرار است، زائر ایرانی اعدام شود ـ در حالی که این گونه نبوده است ـ به همین دلیل ما آزاد نشدیم و مرا به همراه یکی دیگر از متهمان از مدینه خارج و در کنار مسجد شجره منتقل کردند و در بند هشت سجن العام منتقل شدیم؛ اما جز ما بقیه خارجی بودند.
ما از مسؤولان زندان خواستیم که ما را به بند زندانیهای ایرانی منتقل کنید پس از چند روز حدود هفده نفر ایرانی به ما پیوستند و ما با هم بودیم.
رساـ آیا شما به عنوان روحانی بحثهای اعتقادی نیز داشتید؟
بله. البته تنها دوستان ایرانی میدانستند که من روحانی هستم؛ بنابر این برای ایرانیها روایت و حدیث میگفتم و بحثهای اخلاقی میکردم و همه را دعوت به صبر و توکل میکردم و روحیه میدادم.
در این میان مدیر داخلی زندان که از قلدرها و محکومان زندان بود و کویتی نیز بود، با من صحبت کرد که شما انسان هستید و قابل احترام. خلاصه اینکه رفتار دوستانهای با ما داشت.
من از یک فرد تاجیکی پرسوجو کردم که نکند، این فرد جاسوس باشد که ایشان گفت: نه مدیر زندان آدم خوب و مطمئنی است، پس از آن من با ایشان رابطه برقرار کردم و برای ایشان از روایات و احادیث پیامبر(ص) میگفتم و داستانهای پیامبر(ص) را بیان میکردم.
ما در نظافت زندان به زندانیها کمک میکردیم، در صورتی که چیزی به ما نمیگفتند و من به دوستان ایرانی میگفتم که ما هم باید در شستوشو به آنها کمک کنیم.
روزی به مدیر زندان که برای خود پرستیژی داشت، به عربی گفتم: شما خیلی خوب هستید و رییس زندانیها هستید؛ ولی، قال رسول الله (ص) «رییس القوم خادمهم».
ایشان خیلی از این روایت خوشش آمد و از فردای آن روز ایشانی که دست به سیاه و سفید نمیزد، در شستوشو، دیگر زندانیها را کمک میکرد.
رسا ـ آیا زندانیان از اعتقادات شیعی پرسش میکردند؟
بله. بعضیها از چگونگی وضوگرفتن ما سؤال میکردند و میگفتند که چرا اینگونه وضو میگیرید؟ در جواب آنها گفتم: امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) ـ که آنها ایشان را به عنوان سبطین رسول خدا قبول دارند ـ اینگونه وضو میگرفتند. با بازگویی سیره عملی، آنان را متوجه حقیقت میکردم.
رسا ـ رابطه اهل سنت با شما؟
ارتباط اهل سنت با ما خیلی خوب بود و آنها امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) را قبول داشتند و احترام خاصی برای آنان قائل بودند. حتی یک فردی که حنفی بود و بعد از سلام برای خلاصی از زندان متوسل به حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین(علیهم السلام) میشد و ما هم آمین میگفتیم.
من هم ارتباط خود را با آنها محکمتر میکردم و از نماز و اخلاق پیامبر(ص) بیان میکردم و میگفتم:« انک لعلی خلق عظیم.» چرا حکومت شما با ما اینگونه رفتار میکند و با اخلاق خوش با ما رفتار نمیکنند، مگر پیامبر بر خلق عظیم نبود؟ مگر ائمه ما چه گناهی کرده بودند که با پیروانشان اینگونه رفتار میکنید.
زندانیها میگفتند: این سخنان را نگویید که برای شما درد سر ایجاد میشود.
رسا ـ فکر میکنید اطلاعرسانی در زمینه اعتقادات شیعی چه جایگاهی میتواند در بین اهل سنت داشته باشد و آیا کمبود اطلاعات در ایجاد اینگونه حوادث بیتأثیر نیست؟
دقیقاً همینگونه است. مثلاً یک افغانی گفت: من در ایران شیعه بودم؛ ولی در اینجا به دلیل برخوردهای بد آنها مجبور هستم، مثل آنها نماز بخوانم و به شیوه اهل سنت زندگی کنم.
خیلیها از اعتقادات شیعی اطلاع ندارند، مثلاً در مورد وضو و نماز، آیاتی وجود و اگر در جایی ابهامی وجود داشت باید به سیره عملی معصومین(علیهمالسلام) رجوع و از آنها پیروی کنیم.
رسا ـ آیا نداشتن اطلاع دیگر مذاهب از اعتقادات شیعیان، به کمکاری ما شیعیان در عرصه اطلاعات برنمیگردد و آیا نقش رسانهها و یا مبلغان در این راستا کم رنگ بوده است؟
من این را قبول ندارم. ما در این زمینه کوتاهی نکردیم؛ چون تعصب علمای آنها مانع پذیریش این اعتقادات میشود؛ وگرنه مردم عادی که مشکلی ندارند. علمای آنها عقایدشان را به مردم تحمیل میکنند. ببینید در اعمال عمره و از این دست مراسمها ما باید مثل آنها نماز بخوانیم؛ ولی وقتی آنها به کشور ما بیایند، میتوانند آزادانه عبادت کنند.
البته در بین آنها متعصبینی هم بودند که ما را کافر میدانستند و میگفتند: بگویید لا اله الا الله محمدا رسول الله. که من از احادیث و روایات پیامبر(ص) میگفتم و قرآن میخواندم و به ایشان میگفتم که آیا بهتر از من قرآن میخوانید؟
از من پرسیدند که بار دیگر به عمره میآیید، من هم میگفتم که نه «مؤمن از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود.»
یا می پرسیدند: چرا ایرانیها در نماز جماعت شرکت نمیکنند و من میگفتم که اتفاقاً ایرانیها در نماز جماعت شرکت میکنند و آن هم از روی اختیار در نماز جماعت شرکت میکنند. نمازهای جماعت در ایران چند صد هزار نفری برگزار میشود.
یا می پرسیدند که آیا شما نماز جمعه میخوانید؟
همه این پرسشها نشان میدهد که اطلاعات درآنجا بسیار بسته و کم است؛ زیرا رسانههای آنجا به هیچ صورت از اخبار ایران نمیگویند به گونهای که من از رحلت آیت الله بهجت(ره) خبردار نشدم و در ایران متوجه شدم؛ حتی در مورد انتخابات ایران بسیار کم میدانستند؛ چون رسانهها نمیخواستند که اطلاعرسانی کنند؛ زیرا به ضررشان میشد.
رسا ـ آیا از شخصیتهای ایرانی هم سخنی میگفتند؟
آنها از احمدینژاد با افتخار نام میبردند؛ چون معتقد بودند که او در مقابل آمریکا ایستاده است و ایشان را در عرصه سیاست فرد مقتدر و توانایی میدانستند. در واقع در عرصه ورزش ما را با علی دایی و در عرصه سیاست ما را با احمدینژاد میشناختند.
با توجه به اطلاعاتی که من از آنجا کسب کردم، متوجه شدم که هر کس در مقابل استکبار و آمریکا بایستد و انتخاباتی برگزار شود، رأی اول جهان اسلام را خواهد آورد. همچنین پاکستانیها خیلی ایران و قدرت ایران را دوست داشتند و احساس شور و شعف میکردند.
با آنها بازیهای فکری هم میکردیم و آنها از دانستیهای گوناگون من تعجب میکردند.
در هر صورت در زندان جوّ دوستانهای برقرار شده بود؛ حتی برخورد بعضی از مأمورها هم با ما خوب بود.
رسا ـ ترخیص شما از زندان کی بود؟
بعد از پنجاه روز که در زندان بودم، یعنی شب نوزدهم خرداد بود که اسم مرا برای رفتن به ایران با چند نفر دیگر صدا کردند. ما با شک و دودلی حرکت کردیم؛ چون لباس و دمپایی و تلفن همراه من را که قبلاً گرفتهبودند و تحویل ندادند.
پاهای ما را بستند و سوار هواپیمای کوچکی کردند و ما را با همان حال به شهر جده انتقال دادند، در بین راه هم که زائران ما را میدیدند، فکر میکردند که ما جنایتکار جنگی هستیم، در حالی که ما بیگناه بودیم.
در جده هم ما را به سجن العامِ جده بردند و آنجا هم مرا معرفی کردند که من «سابّ الصحابه» هستم و به من توهین می کردند.
خلاصه ما را به بخش مرخصی از زندان بردند و آنهایی که در آنجا بود، خیلی از دیدن ایرانیها خوشحال بودند.
روز 23 خرداد پس از خداحافظی با آن دوستان خارجی ـ که خیلی هم ناراحت شده بودند ـ دوباره پای ما را بستند و به فرودگاه جده منتقل کردند و بعد از یکی دو ساعت معطلی داخل اتوبوس شدیم و مرا به هواپیمای ایران رساندند.
وقتی در هواپیما ایران نشستم از ایرانیها موبایل گرفتم و آزادیام را به خانواده اطلاع دادم و به دلیل اینکه ایام انتخابات بود سفارت نمیتوانست، مستقیماً کاری کند و شخصی به نام یحیی سودانی بود که از طرف آنها کارهای مرا انجام میداد. علت آزادی مرا اینگونه اعلام کردند که امیر مدینه شما را عفو کرده است و در واقع منتی بر ایران و ایرانی گذاشتند.
در هر صورت برای رهایی بنده از سوی مسؤولان ایران تلاشهای زیادی صورت گرفته است، جامعه مدرسین حوزه، مدیر محترم حوزه و بزرگان حوزه که خیلی از آنها تشکر میکنم.
رسا ـ هنگام آزادی احساس شما چه بود؟
از آنجایی که خانوادهام نیز همراه من در این سفر بودند، مشکلات روحی سختی را تحمل کردند؛ چون همسرم بعد از انجام اعمال عمره به ایران برگردانده شد و این مسأله، نگرانی را برای خانوادهام بیشتر کرده بود و این برایم خیلی سختتر از مسائل زندان بود و روحیه بستگانی که در ایران بودند برایم مهمتر بود.
رسا ـ آیا در زندان به آزادی فکر میکردید؟
بعضی از دوستان که ابراز نگرانی میکردند و ناراحت بودند میگفتم که شما چرا نگران هستید اگر ما را کشتند، ما شهید راه ولایت هستیم و چه افتخاری از این بالاتر که در این راه شهید شویم، گرچه ما توهینی به مقدسات آنها نکرده بودیم و آنها به ما اتهامهای دروغ بستند.
در هر حال آزادی خیلی شیرین است و من هم طبعاً خوشحال بودم.
رساـ مراسم استقبالتان بگویید.
من سر و وضع مناسبی نداشتم، با موهای بلند و به هم ریخته! با پیراهنی آستین کوتاه و شلوار خانگی، در واقع اصلاًً شبیه زائران نبودم.
در آنجا به یک روحانی سیدی پاسپورتم را نشان دادم و گفتم که من هم مثل شما روحانی هستم و گفتم که در خدمت آیتالله بهجت هستم که ایشان به من گفت: حضرت آیت الله بهجت بیست روز است که رحلت کردند. من تازه در آنجا با خبر شده بودم و شیرینی آزادی را فراموش کردم و بسیار ناراحت شدم. چون اغلب در نماز و مراسم روضههای ایشان شرکت میکردم و برای رفتن به سفر عمره هم برای خداحافظی خدمت ایشان رسیدم و کلام آخر ایشان همیشه به یادم میآمد که به من فرمودند:«وقتی به زیارت مشاهد ائمه رفتی و زیارتنامه خواندی، فقط لفظ نباشد؛ بلکه دل هم باید یاد کند.»
رساـ حضرت آیت الله بهجت(ره) در یک کلام؟
مرد خدا؛ بهترین تعریفی است که میتوانم از ایشان بازگو کنم. من در چندین مورد همین که فکری به ذهنم خطور میکرد، بلافاصله از آقا جواب میدیدم.
رسا ـ شما مسؤول معارف اسلامی ویژه خانواده حوزویان هستید، استقبال مسؤولان حوزه از شما چگونه بوده است؟
بعد از دیدن دوستان و مسؤولان که برای استقبال آمده بودند، به خدمت حضرت آیت الله مکارم و همچنین آیت الله مقتدایی، مدیر حوزه علمیه قم رفتم و دفتر ایشان به خصوص زحمت زیادی برای آزادی من متحمل شدند که من نهایت تشکر را دارم.
رسا ـ با توجه به روحانیبودن شما، زندان چه تأثیری در ادامه راه تبلیغی شما داشته است، آیا این حادثه در استقامت تبلیغ و اهدافی که دارید، اثر داشته است؟
مطمئناً اینگونه بوده است. مردم عادی زود تحمل خود را از دست میدهند و باید یکی باشد به آنها روحیه دهد.
رسا ـ از چه نمادی برای آرامش دادن به دیگر زندانیها استفاده میکردید؟
به زندانیها میگفتم که درست است ما در اینجا گرفتاریم؛ ولی به یاد امام موسیبن جعفر(ع) باشید که ایشان به مدت چهارده سال در زندان بودند به طوری که بعد از زندان هیچی از ایشان پیدا نبود جز مشتی استخوان.
و آنها بر آن مصیبتها گریه میکردند و یا از اسرای جنگی میگفتم که آنها شرایط بسیار بدتری داشتند؛ اما وضعیت ما در مقابل وضعیت آنها بسیار بهتر است و قابل مقایسه نیست.
رسا ـ به یقین آشنایی و تسلط شما به زبان عربی یکی از راههای مهم انتقال پیام به زندانیان خارجی بود. ضرورت فراگیری زبان را برای طلاب بازگو کنید.
به نظر من آشنایی با زبان عربی و انگلیسی برای تبلیغ علوم دینی بسیار ضروری است و یکی از ارکان مهم تبلیغ است.
من شخصاً این ضرورت را در زندان احساس کردم و به ضرورت آن پیبردم و به یقین اگر بهتر از این میتوانستم، عربی صحبت کنم، تأثیر بیشتری داشتم؛ البته نه اینکه بخواهیم اعتقادات آنها را تغییر دهیم؛ بلکه همینکه با زبان خودشان برایشان از پیامبر(ص) و اخلاق حسنه ایشان بگوییم کافی است.
رسا ـ امروزه چه کسانی به اختلافات بین اهل سنت و تشیع دامن میزنند؟
در وهله اول دشمنان اسلام و استکبار جهانی.
در زندان نیز در این زمینه بحث میشد و من توضیح میدادم که وهابیها و علیاللهی مشکلی بر سر راه وحدت هستند که این دو دسته از تندروهای دو طرف هستند و باعث اختلاف در بین مسلمانان شدند.
ما با اهل سنت مشکلی نداریم ما در کشورمان نماینده مجلس از سنیها داریم و حقوق آنان را مهم میشماریم.
مشکل اینجا است که وهابیها همه ایرانیها را مشرک میدانند. من در پاسخ به سؤالات آنان میگفتم: رهبر انقلاب اسلامی و علما، شیعیان را از ایجاد اختلاف منع میکنند و عامل وحدت هستند.
رسا ـ به عنوان سؤال پایانی، دلگرمی شما در این سفر پرخاطره چه بود؟
ما هر چه داریم از ولایت داریم، وقتی دوستان ایرانی آن حکومت را میدیدند، میگفتند: ما قدر نعمت را نمیدانستیم و حالا میفهمیم که در کجا هستیم.
امروزه تمام جهان اسلام ذلیل و گرفتار هستند؛ زیرا ولیّ فقیهی ندارند تا در مقابل زور بایستد؛ در حالی که در ایران حتی رهبر هم به صورت غیر مستقیم از سوی مردم و از طریق خبرگان رهبری انتخاب میشود، این نعمت بزرگی است که ما باید ارزش آن را بیش از پیش بدانیم.
رسا ـ از اینکه خبرگزاری رسا را به حضور پذیرفتید، بسیار سپاسگزاریم.
دانلود
فایل ضمیمه
پایان خبر -
خبرگزاری رسا