۳۰ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۸:۱۱
کد خبر: ۶۱۷۰۷۰
پ
دین زدایی به اسم پیشرفت؛
مشکلات کشور و چالش­‌های نظام نه تنها به خاطر عمل به اسلام نیست بلکه در موارد پرشماری در روی­گردانی از توصیه‎­های ناب و خردمندانه‌­ی این آیین جامع ریشه دارد.

باشگاه نویسندگان حوزوی خبرگزاری رسا | علی بهاری

این روزها جملاتی علیه باورهای دینی در فضای حقیقی یا مجازی شنیده و دیده می‌شود، برخی مغرضان این تفکر را در فضای جامعه می پراکنند که پیشرفت غرب به دلیل دوری آنان از دین است و این گونه، مخاطبان خود را در فضای مجازی نسبت به اصل اعتقاد به خدا و نظامی که در آن زندگی می کنند، دلسرد می‌کنند. معتقدان به این جملات، جوانان دانشگاهی و تحصیل کرده­‎ای را هدف قرار داده اند در این که اسلام مانع پیشرفت کشور است و معتقدند تا زمانی که زیست دینی در این کشور حکم‎­فرماست راه به جایی نخواهیم برد. اما آیا به راستی این چنین است؟ واقعا ریشه‎­ی مشکلات کشور «اسلام» است؟ و  آیا تا زمانی که این تفکر پا برجاست آش همین آش و کاسه همین کاسه خواهد بود؟

کسانی که "اسلام"، یادگار حضرت محمد(ص) را مانع پیشرفت و عامل بدبختی­‎ها و ناکامی­‎ها می‌دانند باید به روشنی ارتباط مشکلات کنونی کشور و آخرین آیین ابراهیمی را نشان دهند. به بیان روشن­تر باید بتوانند به صورت شفاف بیان کنند چگونه عمل کردن به توصیه‎­های اسلامی، سبب مشکلات کشور شده است؟ مثلا بیان کنند چالش­‎های نظام بانک­داری کشور حاصل عمل به کدام آیه از قرآن است یا مشکلات نظام قضایی‌­مان در پیروی از کدام روایت صحیح ریشه دارد؟

اندک آشنایی با نظام دستور‌های اسلامی، نادرستی ارزیابی مدعیان را نشان می‌­دهد. مشکلات کشور و چالش­‌های نظام نه تنها به خاطر عمل به اسلام نیست بلکه در موارد پرشماری در روی­گردانی از توصیه‎­های ناب و خردمندانه‌­ی این آیین جامع ریشه دارد. مثلا مفاسد اقتصادی را بنگرید. امیر مومنان(ع) چهارده قرن پیش، با به کارگیری اصل شفافیت، مردم را از عمل­کرد حکومت مطلع می­‌ساخت و در صورت تخطی حکم­رانان و کارگزاران از فرمان‌­های صادر شده، نه تنها آنان را به سختی مجازات می­‌کرد، بلکه نتیجه­‎ی کار را نیز به صورت علنی با مردم در میان می­‌گذاشت. این که مدیران بعد از هر فساد اقتصادی، مشتی حروف الفبا به مردم تحویل می­‌دهند و با برخورد‌های پر اهمال و گزارش­‎های پرابهام، زمینه­‎ی فساد بعدی را فراهم می­‎کنند آیا ناکارآمدی اسلام را نشان می‌­دهد؟

نمونه‎­ی ­دیگر در امور مربوط به آزادی بیان منتقدان برای نقد کارگزاران است. به تعبیر شهید مطهری در جاذبه و دافعه علی (ع)، امام همگان را آزاد می­‎گذاشت تا حکومتش را نقد کنند و حتی خوارج را نیز تنها پس از شمشیر کشیدن و ریختن خون مظلومان، از دم تیغ گذراند. حال اگر مسئولی نقد را برنمی‎­تابد، تقصیر اسلام چیست؟

نمونه‎­ی دیگر، توجه به نیاز‌های اولیه­‎ی مردم است. پیامبر اسلام(ص) در حدیثی دولت اسلامی را موظف دانست که برای کسی که بیش از چهل روز نتوانسته گوشت بخرد، گوشت تهیه کند یا مثلا امیر مومنان(ع) جوانی را که به دلیل مشکل مالی از ازدواج بازمانده و به مفاسد جنسی آلوده شده بود از منابع حکومت، تأمین کرد. تفاوت این مسئولیت‎­پذیری با جملات تاریخی «خودت بمال» و یا «نخرید ارزون می‎شه» روشن و بی‎­نیاز از توضیح دوباره است!

این‌ها و ده­‌ها مورد نظیرش که در منابعی مانند کتاب ارزش­مند الحیات قابل پیگیری است به روشنی گواهی می­‎دهد عمل به اسلام نه تنها عامل بدبختی­‎های ما نیست که روی­گردانی مسئولان از آموزه‌های مترقی آن، مایه‎­ی فرو افتادن کشور در گرداب مشکلات شده است؛ گردابی که اگر چاره ­ای برایش اندیشیده نشود می‌تواند کشتی دین­داری مردم را به جای استقرار در ساحل زیست دینی، در کام دین‎­ستیزی فرو ببرد./918/ی703/س

علی بهاری

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص،قومیت‌ها باشد و یا با قوانین کشور و آموزه های دینی مغایرت داشته باشدمنتشر نخواهد شد.
آخرین اخبار
پربازدید
پربحث
پرطرفدارترین