۰۹ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۲:۳۰
کد خبر: ۶۱۸۴۶۳
پ
دستاوردی برای بی‌هویت‌سازی فرهنگی؛
این همه ولنگاری فرهنگی در سالن‌های تئاتر، سینما، کنسرت، مراکز تفریحی و حتی مترو، حالا یک بار هم دولتی‌ها به رسم همیشه فرهنگ را به حال خودش رها کنند.

باشگاه نویسندگان حوزوی خبرگزاری رسا، مجید پاک‌نیت

چه فرقی می‌کند که در دورۀ پهلوی اول اتفاق افتاده بود یا پهلوی دوم. توسط نمایندۀ مجلس بوده یا فردی عادی. به هر حال معروف است در دورۀ حکمرانی پالانیان – که با قدرت یافتن رضا پالانی آغاز گردید- یکی از بی‌مایگان حجاب‌فروش، در یکی از جشن‌های سالانۀ کشف حجاب رضاخانی گفته بود: «اعلی‌حضرت سِندِ رقیت ما زنان را پاره نمودند». حالا تپق زده بوده یا سوادش را نداشته، به هر صورت آن زن حجاب‌دریده، سند رقیّت را خوانده بوده سِندِ رقیت! الآن هم که حدود یک قرن و نیم از تصویب قانون کشف حجاب گذشته، چه فرقی می‌کند داستان سوتی سِندِرقیت واقعی بوده یا نه؟ مهم این است که پاره کردن سِندِرقیت یعنی تصویب قانون کشف حجاب. مهمتر این که اگرچه آن قانون لغو شد، اما دریدن سِندِرقیت، هنوز هم طرفداران پروپاقرص خود را دارد؛ از برگزارکنندگان شو‌های لباس زنانۀ مختلط گرفته تا بعضی دست‌اندرکاران همایش «ارائه دستاورد‌های دولت، در توسعۀ زیرساخت‌های روستایی». کاری ندارم که هیچ بانوی شریف روستایی تن به چنان خودنمایی‌هایی نمی‌دهد، و چنان پوشش‌هایی مورد پسند کوه‌خواران باستی‌هیلزنشین است، اما منصفانه بگویید، آیا نیمه‌عریان کردن ناموس مردم و جلوی دوربین بردن او دستاورد کمی است؟! ناموساً نمایش چنان صحنه‌های هنری، هنر نمی‌خواهد، آن هم در نظام اسلامی، آن هم توسط کارگزاران دولت جمهوری اسلامی؟! می‌دانید چقدر کار شده تا بتوانند چنین دستاوردی را در زمینۀ توسعۀ زیرساخت‌های روستایی به ارمغان بیاورند؟! فقط می‌توانم بگوییم خیلی!

ظاهر پوشش بعضی دعوت‌شدگان گرچه نشانگر توسعۀ زیرساخت‌های روستایی نیست، اما بیانگر اهتمام مسئولین امر در توسعۀ روسازی‌ها و بزک‌های رنگارنگ ملیژکان است. البته خیلی هم نباید سخت بگیریم. چیزی نشده که! یک بندۀ خدایی همایشی برگزار کرده، بندۀ خدایی هم مهمانانی را دعوت کرده، این وسط بندۀ خدایی دیگر هم اجازۀ پاره کردن سِندِرقیت چند مهمان را داده، یعنی به آن‌ها گفته هر طور عشقتان کشید به همایش بیایید و بزممان را نظم دهید. این چه اشکالی دارد؟!

این همه ولنگاری فرهنگی در سالن‌های تئاتر، سینما، کنسرت، مراکز تفریحی و حتی مترو، حالا یک بار هم دولتی‌ها به رسم همیشه فرهنگ را به حال خودش رها کنند، به کجا برمی‌خورد که ما اینقدر احساساتی می‌شویم؟! اصلاً مگر کارگزاران دولتی دل ندارند؟! بالأخره به قول آن مرحوم، منظره‌های زیبا را باید دید و دید زد! هر کس هم بدش می‌آید یا به بی‌حجابان نگاه نکند یا چشم‌هایش را بشوید، جور دیگری ببیند و عین بچۀ آدم غرق تماشای مناظر زیبا شود. اصلاً حدیث داریم، دیدن منظرۀ زیبارو، هم ممدِ حیات است و هم مفرح ذات! خدا را چه دیدید، شاید مسئولان محترم لابه‌لای این دید و بازدید‌ها نظرسنجی چشمی هم بکنند و از مشکلات و درد‌های مردم آگاه شوند.

از این‌ها که بگذریم، درست است که در برگزاری آن همایش هر کس مسئول کاری بوده؛ از تأمین امنیت مراسم گرفته تا پذیرایی از حضار، درست است که آن همه آدم کوتاه و بلند، آن همه کارپرداز، خدمتگذار و مأمور برگزاری مراسم، هویج و شلغم نیستند، درست است که اگر من و شمای خواننده دَنگمان می‌گرفت به آن همایش برویم، راهمان نمی‌دادند، درست است که همایش دولتی سه‌شنبه‌بازار نیست و هر کس نمی‌تواند هر طور دلش خواست به آنجا برود، اما یک جا‌هایی باید این دست ساختارشکنی‌های شاخدار را رقم زد، چرا که به قول یکی از فلاسفۀ مشهور «هنر ارزشی و غیرارزشی نداریم» و «مردم خودشان سره را از ناسره تشخیص می‌دهند». با این منطق، بدون شک لباس ارزشی و غیرارزشی هم نداریم، و حتی بالاتر، چیزی به اسم ارزش و غیرارزش کشک کاشان است. مخصوصاً حالا که پروانه‌نام‌های مجلس دهم، سلحشورانه شور همه چیز را درآورده‌اند و مافیای(بخوانید مافی‌های) کشف حجاب برای تَکرار ماجرای سِندِرقیت نقاب از چهره برداشته‌اند.

سرتان را درد نیاورم. مردم عادی که به این همایش دعوت شدند، در نهایت موز و آب‌میوه‌شان را خوردند، شکمی از عزا درآوردند و به خانه برگشتند. اما لَه‌لَه‌زنندگان تصویب قانون کشف حجاب! برایشان مهم نیست موضوع این همایش چه بوده. آن‌ها را چه به توسعۀ زیرساخت‌های روستایی یا شهری؟! آن‌ها آرزوی کشف حجاب را در سر می‌پرورانند. پس می‌کوشند به قانون حجاب طعنه بزنند و علیه خدا عقده‌گشایی کنند، اما به کوری چشمانشان، قانون حجاب هم‌چنان به قوت خود باقی هست و خواهد بود.

فقط می‌ماند نقش مدیران دولتی و دست‌اندرکاران این همایش. دستتان درد نکند دولت‌مردان و دولت‌زنان باغیرت! خسته نباشید و خداقوت! دست‌مریزاد! خدا اول حفظتان کند و سپس از وسط نصفتان کند! حقاً که روح رضامیرپنج را شاد کردید و ماجرای سندرقیت را تَکرار! اگر خود نحسش دوباره زنده می‌شد با دیدن کارهایتان انگشت‌به‌دهان می‌ماند، چرا که او ادعای مسلمانی نداشت و همایش‌هایش را با سلام و صلوات بر محمد و اولاد علی(ع) آغاز نمی‌کرد، ولی شما چه؟

راستی نمی‌دانم به هنگام مرگ با چه رویی به چهرۀ امیر مؤمنان(ع) چشم می‌دوزید! برای آن لحظه آماده شوید! شما با امامی رودررو خواهید شد که وقتی شنید یکی از لشکریان شامی، خلخال پای زن غیرمسلمان را غارت کرده، فرمود: «فَلَوْ أَنَّ امْرَأً مُسْلِماً مَاتَ مِنْ بَعْدِ هَذَا أَسَفاً مَا کَانَ بِهِ مَلُوماً بَلْ کَانَ بِهِ عِنْدِی جَدِیراً؛ اگر بعد از این حادثه، مسلمانى از غصه بمیرد جاى ملامت نیست، بلکه مرگ او در نظر من شایسته است». آقایان مسلمان، چطور توانستید برای برگزاری یک همایش، حجاب و حیا و عفاف را بازیچه قرار دهید و به غارت ببرید؟! مسلمانید دیگر، نه؟ چه شده؟! عذرخواهی کرده‌اید؟! پس عجالتاً بانی این خیانت را توبیخ نمایید تا باور کنیم. گرچه تجربه می‌گوید انتظار برخورد با فساد و فاسد از کسانی، چون شما ابلهانه است./918/ی701/س

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص،قومیت‌ها باشد و یا با قوانین کشور و آموزه های دینی مغایرت داشته باشدمنتشر نخواهد شد.
آخرین اخبار
پربازدید
پربحث
پرطرفدارترین