کد خبر: ۶۱۹۷۹۹
طراح :محمد پورخان
۱۸ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۵:۵۶
آمد عمود و سر به سرت بی هوا گذاشت
آمد عمود و سر به سرت بی هوا گذاشت
انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی: ۰
نريمان حسینی زاده
Iran, Islamic Republic of
12:39 - 1398/06/20
چه شعر زیبایی. این غزل از شاعر اهلبیت آقای ژولیده است.
مطلع و دنباله شعر از این قرار است:
وقتی که بغض کوفه بنای جفا گذاشت
آمد عمود و سر به سرت بی هوا گذاشت

چون ابرویت شکافت دگر چاره ای نماند
امّا دوباره تیر به چشمت چرا گذاشت

بی دست آمدی به زمین صورتت شکست
پس درد عشق بر لب تو اخا گذاشت

چندین هزار تیر تنت را نشانه رفت
تیری نبود که هدفش را خطا گذاشت

شرم تو و ارادۀ حق پیش پای یار
مشکت جدا دو دست تو را هم جدا گذاشت

آن جلوۀ عبوسیِ رویت بهم که ریخت
دشمن تو را بحال خود آیا رها گذاشت

قبل از حسین پیکر تو شقّه شقّه شد
اول عدو به جسم علمدار پا گذاشت

دستی که بود بوسه گه پنج مصطفی
یک نانجیب خنده کنان زیر پا گذاشت

وقتی که خصم حکم تهاجم به خیمه داد
این کار را به عهدۀ یک بی حیا گذاشت

اهل خیام دست به معجر شده، حسین
تا بر زمین ستون خیام ترا گذاشت

ای بهترین ذخیرۀ اربابِ بی کفن
ذُخرُ الحسین! نام تو را هم خدا گذاشت

دریا اگر به مشک تو سقا وفا نکرد
دریایی از وفای تو را عشق جا گذاشت

یاد حسین، آب روی آب ریختی
وقتی فرات تشنه لبان را رها گذاشت
پاسخ ها
خبرگزاری رسا
Iran, Islamic Republic of
11:04 - 1398/06/21
سلام
همه ابیات این غزل را ندیده بودم.شور خاصی دارد.ممنون از شما
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
12:40 - 1398/06/20
ای لشکر حق را سر و سردار اباالفضل
وی دست علی در صف پیکار اباالفضل
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص،قومیت‌ها باشد و یا با قوانین کشور و آموزش های دینی مغایرت داشته باشدمنتشر نخواهد شد.