۲۷ شهريور ۱۳۹۸ - ۰۸:۳۰
کد خبر: ۶۲۰۷۹۵
پ
سی و ششمین فصلنامه علمی ـ پژوهشی «پژوهش های اخلاقی» به صاحب امتیازی انجمن معارف اسلامی با مدیر مسؤولی رضا حاجی ابراهیم و سردبیری محمود قیوم زاده ویژه تابستان 98 منتشر شد.
به گزارش خبرگزاری رسا، سی و ششمین فصلنامه علمی ـ پژوهشی «پژوهش‌های اخلاقی» به صاحب امتیازی انجمن معارف اسلامی با مدیر مسؤولی رضا حاجی ابراهیم و سردبیری محمود قیوم زاده ویژه تابستان ۹۸ منتشر شد.

در این فصلنامه در ۱۷ مقاله و در ۳۳۱ صفحه منتشر شده که از جمله این مقالات «تاریخ و تطور واژه شاگرد در نظام اخلاق آموزشی ایران» نوشته اردشیر اسدبیگی و ماهیار شریعت پناهی و محمدرضا کاظمی است؛ در چکیده این مقاله می‌خوانیم: "انسان در همه مراحل زندگی، از کودکی تا نوجوانی و بلوغ و حتی در سنین سالخوردگی، پیوسته از افکار و رفتار دیگران متأثر است. از شرایط محیط نقش می‌گیرد، و بر محیط زیست اثر می‌گذارد. آنچه فرهنگ انسانی را می‌سازد، مجموعه این تأثیر و تأثرهاست؛ اعم از آنکه تغییر رفتار‌ها نتیجه کوشش‌های عمدی و حساب شده و در قالب نظام آموزشی رسمی یا سنتی باشند، یا اینکه به صورت اثر محیط، به ویژگی‌های فرد و جامعه شکل بدهند. در هر حال دگرگونی‌های جامعه از تأثیر عوامل سنتی و نیز از کوشش‌های عمدی نظام آموزشی رسمی ناشی هستند. مصداق اولیه این نظام آموزشی در تاریخ ایران قبل از اسلام و نیز ایران بعد از اسلام، حداقل تا قرن معاصر در واژه‌ای به نام شاگرد موضوعیت داشت که اراده حاکمیت در ذهن شاگرد و یا شاگردان به صورت فردی و یا جمعی در مکان‌هایی خصوصی و یا عمومی و یا به مقتضای زمان و مکان و شرایط پیش آمده، حک و تأثیرگذاربوده تا بتوانند سرمایه انسانی کشور را در امتداد تفکر و اندیشه سیاسی خود حفظ و هدایت و در مواقع نیاز بهره برداری نمایند. این پژوهش در صدد است تا چگونگی تغییر و تطور واژه شاگرد و تبدیل آن به دانش آموز و واژه‌های دیگر و علل و عوامل پیرامونی این موضوع را در گذرزمان حتی تا دوره حاضر بررسی تا غایت نهایی مقاله محقق شود. به نظر می‌رسد نقش دولت ها، خصوصا نفوذ دانشمندان و فرهیختگان و «الیت» جامعه در بدنه حاکمیت، بی تأثیر در «آلترناتیو» واژه شاگرد در نظام آموزش سنتی ورسمی ایران نبوده و علاوه بر آن احتمال می‌رود همسویی با سیاست‌های آموزشی و تربیتی جوامع برون مرزی در تغییر کلمه شاگرد تأثیر گذار بوده است. این پژوهش به روش تاریخی و شیوه جمع آوری مطالب به روش کتابخانه‌ای و اسنادی و تطبیقی تهیه شده است".

دومین مقاله این فصلنامه با عنوان «بررسی حقوقی و اخلاقی چالش‌های ناشی از آزادی سینما» به قلم رحیم آل شیخ و بیژن عباسی و علی اکبر گرجی تألیف شده که در چکیده این مقاله آمده است: "آزادی سینما مفهومی است که از آزادی بیان برمی‌آید و در واقع سینما به عنوان هنر هفتم، با شیوه‌ی سمعی بصری خاص خود در پی تحقق این مهم است. آزادی سینما و چالش‌های حقوقی و اخلاقی آن همواره یکی از چالش‌های دولت‌ها بوده است و به همین علت دولت‌ها برای انجام این مهم‌ترین وظیفه خود، دست به اقداماتی مانند مقرره‌گذاری فرهنگی و نظارت‌های پیشینی و پسینی بر سینما زده‌اند. از این رو مقاله حاضر که در صدد بررسی چالش‌های حقوقی و اخلاقی ناشی از آزادی سینما است، پس از بسط فضای مفهومی موضوع تحقیق، نظم عمومی و آزادی سینما را مورد بررسی قرار خواهد داد. مطابق با مستندات موضوعی ارائه شده در این مقاله، روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات در این مقاله، کتابخانه‌ای می‌باشد که از نوع مطالعات اسنادی داده‌های تحقیق گردآوری شده و با استفاده از روش تحلیل متون حقوقی مورد تحلیل و توصیف قرار گرفته است. یافته‌های این مطالعه، حاکی از آن است که آزادی سینما سبب بروز چالش‌های حقوقی و اخلاقی فراوانی می‌گردد که دولت‌ها می‌توانند با مقررات گذاری و نظارت‌های خاص خود تا حدودی چالش‌های حقوقی- اخلاقی آزادی سینما را کاهش دهند".

دیگر مقاله سی و ششمین شماره فصلنامه علمی ـ پژوهشی «پژوهش‌های اخلاقی» با عنوان «باز خوانی اخلاقی تقنینی تعهدات بین المللی ایران در مبارزه با تروریسم» اثر علی رضا انصاری و بهزاد رضوی فرد است؛ در چکیده این اثر آمده است: "علیرغم گستردگی و ویژگی‌هایی که پدیده تروریسم پیدا کرده است، تنها چند دهه است که به یکی از مباحث بحث برانگیز بین المللی، منطقـه‌ای و داخلـی، تبـدیل شـده است. به رغم اینکه امروزه، همه کشور‌ها یک صدا تروریسم را محکوم می‌کنند، متأسفانه بحث تروریسم بیشتر جنبه سیاسی به خود گرفته است تا جنبـۀ حقـوقی؛ بنابراین پدید تروریسم به یکی از مهمترین دغدغه‌های امنیتی ملت‌ها و دولت‌ها در سراسر جهان تبدیل شده است. رواج پدیده تروریسم منحصر به منطقه و یا دولت‌های خاصی نیست، بلکه از کشور‌های کوچک، کمتر توسعه یافته تا بزرگترین قدرت‌های دنیا به نحوی با این معضل امنیتی مواجه هستند. به طور تقریبی می‌توان گفت از زمان شکل گیری جامعه بین الملل و درک لزوم مقابله با تروریسم، کشور‌ها و جامعه بین الملل سه راهبرد را در روند مبارزه با تروریسم در پیش گرفته اند که هریک موفقیت‌هایی را در پیش داشته است، امّا هیچکدام قادر به مقابله ریشه‌ای با پدیده تروریسم نبوده است و در بلندمدت نتوانسته از دست زدن به اقدامات تروریستی جلوگیری کند. این مطالعه در پی آن است تا ابعاد راهبرد جمهوری اسلامی ایران در مقابله با تروریسم را در طی سه دهه اخیر تبیین نماید. با توجه به اینکه در حال حاضر، سیزده سند بین المللی در مورد مبارزه با تروریسم به تصویب رسیده است، ایران فقط بـه شش سند از این اسناد ملحق شده اسـت".

«پرورش مهارت‌های تفکر انتقادی در بستر محیط‌های یادگیری چندرسانه‌ای مبتنی بررویکرد ساختن گرایی» دیگر مقاله این فصلنامه است که به قلم ایرج حیدری و محمد سیفی و حسین مرادی مخلص به رشته تحریر در آمده که در چکیده این اثر آمده است: "امروزه استفاده صحیح و اثربخش محیط‌های یادگیری چند رسانه‌ای نیازمند طراحی، تدوین و تلفیق منطقی مؤلفه‌های حوزه علوم تربیتی است. یکی از این مؤلفه‌های اصلی که در این نرم افزار‌ها مورد کم توجهی قرار گرفته، مولفه تفکر انتقادی می‌باشد. هدف از انجام این پژوهش تولید و اعتبار بخشی بسته آموزشی درس تفکر و پژوهش پایه ششم ابتدایی مبتنی بر رویکرد ساختن گرایی (مدل چند رسانه‌ای ون مورینبور) و تاثیر آن بر مهارت‌های تفکر انتقادی در دو حوزه تفسیری و استنباطی بود. این تحقیق در دو مرحله انجام پذیرفت، در مرحله اول بسته آموزشی درس تفکر و پژوهش با تاکید بر مهارت‌های تفسیری و استنباطی بر اساس مدل چند رسانه‌ای ون مرینبور، طراحی و تهیه گردید. در مرحله دوم تاثیر کاربرد بسته آموزشی تهیه شده مبتنی بر مهارت‌های تفسیری و استنباطی به روش نیمه آزمایشی و براساس طرح پیش آزمون - پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که تدریس تفکر و پژوهش بر اساس بسته آموزشی تهیه شده بر مهارت تفسیری و استنباطی آزمایشی تاثیر معنی دار داشته است. با توجه به نتایج به دست آمده از پژوهش، کاربست بسته آموزشی درس تفکر و پژوهش با رویکرد ساختن گرایی، موجب افزایش مهارت‌های تفکر انتقادی در دو حوزه مهارت تفسیری و مهارت استنباطی فراگیران می‌گردد".

پنجمین مقاله این فصلنامه با موضوع «جایگاه حقوق شهروندی کرامت مدار در دکترین مسئولیت حمایت در پرتو حقوق بین الملل» نوشته حسین دعاگو سید محمد هاشمی است که در چکیده این اثر می‌خوانیم: "حقوق بشر و حقوق شهروندی از حقوق ذاتی و طبیعی انسان نشأت گرفته و در طول تاریخ به آن‌ها توجه خاصی شده است. اگر چه پس از گذشت بیش از نیم قرن از عمر سازمان ملل متحد، در عصری که آن را عصر تکنولوژی و ارتباطات می‌نامیم، هنوز انسان‌های بسیاری بر اثر جنگ‌های داخلی و آشوب‌های قومی، فقر و گرسنگی، خشکسالی، نبود بهداشت یا حتی ابتدایی‌ترین امکانات زندگی جان خود را از دست می‌دهند. هنوز خلأ وجود سازوکاری مشخص که بتواند خط مشی یک واکنش منطقی و معقول و در عین حال قاطع و مؤثر را برای مقابله با بحران‌های بشری ترسیم کند، حس می‌شود. «مسئولیت حمایت» در واقع ارائه راهکاری جدید و در عین حال دقیق و برنامه‌ریزی شده برای این است که جایگزینی مناسب برای مفهوم چالش برانگیز «مداخله بشردوستانه» باشد؛ البته «مسئولیت حمایت» مفهومی کاملاً متفاوت از مداخله بشردوستانه است. مجموعه اقداماتی که به موجب این دکترین باید صورت بگیرد، شامل سه بعد مسئولیت پیشگیری، مسئولیت واکنش و مسئولیت بازسازی است. این دکترین راهبردی کاملاً بشردوستانه برای حمایت و حفاظت هر چه بیشتر از حقوق بشر و شهروندی تلقی می‌گردد. این راهبرد راه حلی مفید و کارآمد برای حکومت‌های در معرض بحران یا بحران‌زده براساس حقوق شهروندی است".

یکی دیگر از مقالات این فصلنامه با عنوان «جلوه تربیتی تعلیمی ادبیات انقلاب و جنگ در آثار منتخب کودک دهه شصت» اثر سهیلا وزیری مهر و مصطفی سالاری و بهروز رومیانی است؛ در چکیده این تألیف آمده است: "یکی از گونه‌های مهم ادبیات، ادبیات کودکان است. در ایران، به رغم عظمت و قدرت و سابقه ادبی، ادبیات کودکان به معنای امروزی سابقه چندانی ندارد؛ اما در دوره معاصر به ادبیات کودکان توجه گسترده‌ای شده است به طوری که می‌توان گفت: یکی از گسترده‌ترین و زیباترین انواع ادبی کودک در ایران بویژه در دوره معاصر جلوه ادبیات تعلیمی، ادبیات انقلاب و جنگ در آثارکودک است. این نمود در ادبیات کودک دهۀ شصت به دلیل این که از وقوع انقلاب اسلامی زمان زیادی نمی‌گذشت هم چنین در فاصله کوتاهی از انقلاب اسلامی جنگ تحمیلی رخ داد به اوج خود رسید به گونه‌ای که بسیاری از شاعران و نویسندگان ایران بویژه شاعران کودک و نوجوان از میان انواع ادبی به این نوع ادبی توجه شایانی کردند. این مقاله با هدف نمایان ساختن و تحلیل و بررسی جلوه ادبیات تعلیمی، ادبیات انقلاب و جنگ در آثارکودک دهه شصت نگارش یافته است. برای دستیابی به این هدف، ابتدا به طور اجمالی به بیان معنای دقیق ادبیات کودک و ویژگی‌های آن و ادوار سنی کودکان پرداخته شده است. سپس ادبیات تعلیمی، ادبیات انقلاب و جنگ و جلوه‌های آن در شعر و داستان کودک دهۀ شصت مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. نتیجة این بررسی نشان می‌دهد که پایداری، شجاعت، نوع دوستی، امیدواری، جوانمردی، طرفداری از حق و حقیقت و استقامت در مقابل زور و ستم ارزش‌ها و مضامین تعلیمی‌ای هستند که هسته مرکزی بسیاری از قصه‌ها و داستان‌های کودک دهه شصت را تشکیل می‌دهند".

«نگاهی به آموزه‌های تعلیمی و اخلاقی در شعر فروغ فرخزاد و نازِک الملائکه» از دیگر مقالات سی و ششمین شماره این فصلنامه به قلم فریده سلامت نیا و سعید خیرخواه برزکی و عبدالرضا مدرس زاده است؛ در چکیده این مقاله می‌خوانیم: "در «عصر اصطکاک فلزات»، انسان معاصر، بیش از هر زمان دیگری نیازمند آموزه‌های تعلیمی است. با تمام مزایایی که این عصر داشته است، باز مشاهده می‌شود که انسان امروز در جست و جوی راه‌هایی برای پر کردن خلاء‌های ناشی از فقدان معنویت است و نتیجۀ این کاوش، بازگشت ناخودآگاه او به سمت ارزش‌های معنوی و اخلاقی است. شاید به این دلیل باشد که متون تعلیمی و اخلاقی از قدیم الأیام مورد توجّه شاعران و نویسندگان ایرانی بوده است و بیانگر نقش مهم ادبیات در گسترش آموزه‌های تعلیمی و اخلاقی است. جنبۀ شاعرانه اشعار تعلیمی در ادبیّات فارسی بسیار برجسته است، این گونه اشعار در کشور ما بیشتر به گونه غنایی است، زیرا شور و احساس شاعر نسبت به مسائل اخلاقی، تعلیمی، اجتماعی، عرفانی و مذهبی در آن‌ها جلوه گر است. نگارنده مقاله حاضر با روش توصیفی - تحلیلی اشعار دو بانوی برجسته و تاثیرگذار در شعر از ایران و عراق، فروغ فرخزاد و نازِک الملائکه را مورد تحلیل و ارزیابی قرار داده است و به این نتیجه رسیده است که هر دو شاعر به آموزه‌های تعلیمی و اخلاقی توجه داشته اند و مفاهیمی چون، مهرورزی (عشق)، فقرستیزی و دفاع از محرومین، آرمان گرایی، عدالت خواهی در اشعارشان به طور گسترده به کار رفته است".

دیگر مقاله سی و ششمین شماره فصلنامه «پژوهش‌های اخلاقی» با عنوان «بررسی نظام اخلاق حرفه‌ای بر تبلیغات چاپی در ترغیب مصرف کننده و برند» اثر نیما شجاعی و کامبیز حیدرزاده و احمد روستا است؛ در چکیده این اثر آمده است: "مشتری مهمترین سرمایه هر سازمان و شرکت با هدف تجاری و سود آوری است، بنابراین شناخت رفتار مصرف کننده و الگوی تغییر رفتار مصرف کننده در این زمینه از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. به همین سبب این تحقیق با هدف شناسایی و ارزیابی مولفه‌های اثر گذار بر کاربرد تبلیغات چاپی در ترغیب مصرف کننده و تغییر نگرش مصرف کننده نسبت به برند شکل گرفت. جامعه هدف در این تحقیق شامل دو گروه بود؛ که گروه اول کلیه افراد صاحب نظر و کارشناس و مرتبط در حیطه برندینگ و خرید مشتریان است که به منظور شناسایی مولفه‌های اثر گذار در حیطه تغییر نگرش مصرف کننده نسبت به برند بر اساس تبلیغات چاپی استفاده گردیدند و گروه دوم شامل مشتریان شرکت آی سودا بود که اثرات مولفه‌های شناسایی شده در مورد آنان مورد بررسی قرار گرفت و هر دو گروه به روش دسترس هدفمند مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد، چهار مؤلفه پیام محتوایی تبلیغی، ساختار بازاریابی، رنگ آمیزی و نام برند و نوآوری در طراحی در این زمینه اثر گذارند و نوآوری در طراحی بیشترین اثر مستقیم و غیر مستقیم در این حیطه را دارد، همچنین مدل طراحی شده از برازش مناسبی برخوردار است. با توجه به نتایج بدست آمده مدل طراحی شده و مولفه‌های شناسایی شده الگویی مناسب جهت شناسایی مولفه‌های اثر گذار بر کاربرد تبلیغات چاپی در ترغیب مصرف کننده و تغییر نگرش مصرف کننده نسبت به برند می‌باشد".

«قتل در فراش؛ مهدورالدم دانستن زانی و زانیه، مصداق بارز خشونت خانگی با نگرشی بر فقه و اخلاق» دیگر مقاله این فصلنامه است که به قلم محدثه صادقیان لمراسکی و کیومرث کلانتری و ایرج گلدوزیان به رشته تحریر در آمده که در چکیده این اثر آمده است: "خشونت خانگی معلول زنجیره‌ای است از عوامل پیچیده که البته در این میان فقدان جرم انگاری، عدم دیدگاه صریح قانون و سکوت قانونگذار در برخی از موارد، خود به گسترش آن کمک می‌نماید. امّا از موارد بارزی که قانونگذار، با جواز خود بر انجام عمل مجرمانه، محیط امن خانه را به مکانی برای کینه و خشونت ورزی مبدل کرده است، ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات) است که با عنوان جواز قتل در فراش مطرح می‌باشد، علی‌رغم انتقادات فراوان صورت گرفته، قانونگذار در ماده ۳۰۲ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ مجدداً آورده است که از مصادیق بارز خشونت خانگی علیه زنان به شمار می‌آید. قانونگذار باید تمامی تلاش خود را در جهت حذف مواد قانونی انجام دهد که خود می‌توانند زمینه ساز جرم زایی باشند و بر میزان جواز عدالت دادگستری خصوصی و انتقام‌جویی‌های شخصی و خشونت‌های خانگی بیفزایند. مقاله به روش توصیفی تحلیلی و شیوه اسناد کتابخانه‌ای شکل یافته است".

دیگر مقاله سی و ششمین شماره فصلنامه «پژوهش‌های اخلاقی» با عنوان «تبیین مبانی و اصول تربیت اخلاقی در آراء و اندیشه‌های علامه فیض کاشانی» اثر خدیجه علیپور مقدم و حسن ملکی و سید صدرالدین شریعتی و صغری ابراهیمی قوام و علیرضا صادقی است؛ در چکیده این اثر آمده است: "ﻫﺪف اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ تبیین ﻣﺒﺎﻧﯽو اﺻﻮل ﺗﺮﺑﯿﺖ اﺧﻼﻗﯽ در آراء و اندیشه‌های علامه فیض کاشانی است. ﻧﻮع اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ ﮐﯿﻔﯽ اﺳت. ﺑﺮای رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ﻫﺪف ﭘﮋوﻫﺶ از روش ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ ـ اﺳﻨﺎدی اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺟﻤﻊ آوری اﻃﻼﻋﺎت در ﻣﻮرد ﺗﺮﺑﯿﺖ، ﻋﻮاﻣﻞ ﭘﮋوﻫﺶ ﯾﻌﻨﯽ اﺧﻼق، اﺻﻮل و ﻣﺒﺎﻧﯽ از اثر مهم تربیتی ملامحسن فیض کاشانی (ره) یعنی «محجّة البَیضاء فی تهذیب الإحیاء» و ﭘﮋوﻫﺸ ﻬﺎ در اﯾﻦ زﻣﯿﻨﻪ ﺑﻬﺮه ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ؛ ﺑﺪﯾﻦ ﻣﻌﻨﯽ ﮐﻪ اﺑﺘﺪا ﺑﻪ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ و ﮔﺮدآوری ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﻓﯿﺶ ﺑﺮداری و ﺛﺒﺖ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ پرداخته ﺷﺪ. ﺳﭙﺲ داده ﻫﺎ ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪی و در ﻧﻬﺎﯾﺖ ﻣﻮرد ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ. یافته ﻫﺎ نشان داد که مبانی تربیت اخلاقی شامل (تغییر پذیری اخلاق، در هم تنیدگی دین و اخلاق، اعتدال جامع، ذو مراتب بودن اخلاق، انگیزه فاعل و نیت) و اصول تربیت اخلاقی از منظر علامه فیض کاشانی شامل (اصل محافظت و مراقبت بر نماز، اصل محافظت و مراقبت بر روزه داری، اصل انفاق مالی، اصل توجه به حقوق دیگران، اصل اصلاح شرایط، اصل تعالی تدریجی، توسل و ارتباط معنوی با معصومان (ع)) بود. بر این اساس مسئولین و برنامه ریزان تربیتی در سطوح مختلف با عنایت به نتایج پژوهش حاضر، نسبت به تهیه دستور العمل ها، کتاب‌ها و... که بتوان در آموزه‌های تربیتی استفاده کرد، اقدام کنند".

«ارزش گذاری اخلاقی کفائت فقهی و حقوقی زوجین» دیگر مقاله این فصلنامه است که به قلم صالح فرهادی آجرلو و ابوالحسن مجتهد سلیمانی و سید علی خزایی به رشته تحریر در آمده که در چکیده این اثر آمده است: "در اسلام، سنگ بنای روابط سالم و حسنه انسان ها، بر پایه اخلاق بنا نهاده شده است و همواره در آیات، روایات و دستورات دینی، اخلاق مدنظر شارع مقدس بوده است. بر همین اساس در تنظیم روابط انسان‌ها قبل از آنکه ان‌ها را به سمت حاکمیت قانون و حقوق سوق دهند، آن‌ها را به رعایت دستورات اخلاقی توصیه نموده اند. این ویژگی در خانواده که زیربنای جامعه انسانی است، بیشتر رخ نمایانده است. مطالبی که فق‌ها در مباحث فقهی در رابطه با موضوع کفائت و معیار‌های قرآنی و روایی مطرح کرده اند، حاکی از این است که اساسی‌ترین عامل در موفقیت یک ازدواج و شکل‌گیری خانواده‌ای سالم و شایسته، توجه به معیار دین‌داری و سنخیت و تفاهم اخلاقی و سازگاری زن و مرد از حیث ایمانی است. یافته‌های مقاله حاضر نشان می‌دهد که کفائت و هم‌شان بودن شرط در نکاح است. در انتهای مقاله پاسخ این سؤال مهم ارائه شده است که آیا کفائت زوجین در زمینه معیار‌ها و ملاک‌هایی غیر از اسلام شرط است یا خیر؟ ".

سیزدهمین مقاله این فصلنامه با موضوع «نوستالژی در آثار ادبی دکتر علی شریعتی» نوشته هاشم گودرزی است که مؤلف در چکیده این اثر آورده است "دکتر علی شریعتی از شخصیت‌های تأثیرگذار در زمینه‌ی سیاسی و اجتماعی و فرهنگی است که آثار ادبی قابل توجهی دارد؛ "کویر" و "گفتگو‌های تنهایی" و "مقدمه‌ی حسین وارث آدم" از ارزشمندترین آثار ادبی دکتر شریعتی هستند که نویسنده‌ای تواناست که آثار ادبیش مضامین و جنبه‌های ادبی فراوان دارد. یکی از این جنبه‌های ارزشمند که در کار شاعران و نویسندگان بزرگ معاصر هم وجود دارد، محتوای نوستالژیک این آثار بزرگ ادبی و ارزشمند است. بازگشت به کودکی و عشق جوانی و حسرت روزگار زیبای گذشته و بیان خاطرات زیبای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ارزشمند، در آثار ادبی بزرگی، چون کویر و گفتگو‌های تنهایی، مبین احساسات و درک والا و ارزشمند و قدرت اعجازگر نویسندگی و خلاقیت ادبی دکتر علی شریعتی در آثار بزرگ ادبی اوست که در کویر و گفتگو‌های تنهایی، این جلوه‌های بسیاز زیبا و نوستالژیک به خوبی دیده می‌شود و درک حقیقت و عنصر زیبا و مضامین والای ادبی آثار بزرگ ادبی دکتر علی شریعتی را به خوبی نمایان می‌سازد و تجلی عواطف بزرگ و عمیق انسانی در این آثار ماندگار ادبی است".

یکی دیگر از مقالات این فصلنامه با عنوان «تبیین الگوی اسلامی- ایرانی تعلیم و تربیت با تکیه بر آرای تربیتی ملاصدرا» اثر سمیه مرحبا و نجمه وکیلی و محسن ایمانی است؛ در چکیده این تألیف آمده است: "تعلیم و تربیت ‏یکی از موضوعاتی است که از دیرباز ‏در فلسفه‌های دینی و غیردینی ‏به آن توجه ویژه‌ای شده است. بررسی الگوی اسلامی - ایرانی جهت پرورش انسان در علم تعلیم و تربیت، حائز اهمیت است. الگوی اسلامی- ایرانی یک الگوی نظری با کارکرد هنجاری است. این الگو می‌تواند به زبان ریاضی یا منطقی ارائه شود و لازم است که در آن از روش‌های علم امروز ‏برای توضیح امور پیچیده استفاده شود. نظریه اسلامی- ایرانی نظریه‌ای است که بر اساس ‏مبانی بینشی اسلام و در چارچوب اخلاق و حقوق اسلامی و منطبق بر شرایط ایران است. بررسی اندیشه‌های ملاصدرا بیانگر آن است که در اندیشه ملاصدرا انسان، در مراتب وجود، حرکت و سیلان عمودی دارد. انسان شناسی صدرایی نقطه تلاقی انسان شناسی دینی، اخلاقی، فلسفی و عرفانی است، با توجه به مبانی هستی شناختی و معرفت شناختی، مانند اصالت و تشکیک وجود، حرکت جوهری و غیره، جامعیت انسان را با توجه به درجات و نشئه‌های گوناگون، که از پست‌ترین مراتب، یعنی جمادی آغاز و به آخرین مرحله یعنی، تجرد و تعقل و ادراک عقلی می‌رسد. بنابراین، این شایستگی را دارد که به بالاترین درجه هستی برسد یا با فرصت سوزی به پست‌ترین مراتب هستی گرفتار شود".

«اصل برابری و عدم تبعیض در برخورداری از تامین اجتماعی در حکومت اسلامی» از دیگر مقالات سی و ششمین شماره این فصلنامه به قلم و رامین موحدی و سید حسین ملکوتی هشتجین و ابوالفضل رنجبری است؛ در چکیده این مقاله آمده است: "تامین اجتماعی از مهم‌ترین ساز و کار‌های تحقق عدالت اجتماعی محسوب می‌شود، نظام حقوقی ایران به ویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و گسترش شعار‌های عدالت و برابری، و رفع هرگونه تبعیض و نابرابری، دست کم در سیاست‌ها و برنامه‌ها به دنبال تحقق عدالت اجتماعی از طریق ساز و کار تأمین اجتماعی در اصول متعدد قانون اساسی و قوانین عادی بوده و هست. با نگاهی به حکومت صدر اسلام (دولت پیامبر (ص) و امیرالمومنین (ع)) مبرهن می‌شود که این این حکومت‌ها مبتنی بر برقراری اصل برابری و عدم تبعیض در رفاه بین مسلمین بوده است. دولت اسلامی ایران، نیز که قانون اساسی آن با تأسی از قوانین و اصول اسلامی تنظیم گردیده، تلاش نموده تا قواعد حاکم بر تامین اجتماعی را نیز بر مبنای اصولی همچون اصل برابری و پرهیز از هرگونه تبعیض وضع نماید و قانونگذار دولت اسلامی را ملزم به دخالت در اجرا و نظارت بر آن نموده است؛ بنابراین قوانین تامین اجتماعی در ایران هر چند آنگونه که در اهداف اولیه آن وضع گردیده، به جهت کمبود منابع و افزایش جمعیت تحت پوشش، نتوانسته منطبق با اصول حکومت اسلامی حرکت نماید، اما تلاش‌های صورت گرفته بیانگر اراده حکومت اسلامی در طی مسیر برقراری عدالت و مساوات در این حوزه می‌باشد".

پانزدهمین مقاله مندرج در این فصلنامه با موضوع «بررسی الگو‌های اخلاق زیست محیطی از منظر آرا و رویه‌های قضایی در نظام بین الملل» اثر سید حسین موسوی و سید باقر میرعباسی و محمود باقری است که در چکیده این تألیف می‌خوانیم: "امروزه، وخامت بحران‌های زیست محیطی تا حدی است که حیات انسان و سایر موجودات بر کره خاکی را به مخاطره انداخته است. به همین دلیل، مبانی نظری تعیین کننده تعامل انسان با طبیعت، از جمله اخلاق، مورد توجه علاقه‌مندان به محیط زیست می‌باشد و تبیین نظریه اخلاق زیست محیطی از منظر آرا و رویه‌های قضایی در نظام بین الملل، از ضروریات حفاظت و بهره برداری از محیط زیست جهانی محسوب می‌گردد. اخلاق زیست محیطی رایج، بر طیفی از مبانی ارزش ذاتی قرار دارند که انسان محوری و زیست بوم محوری، دوسر آن را تشکیل می‌دهند. در مقاله حاضر سعی شده است تا دیدگاه‌های اخلاق زیست محیطی با توجه به دو پرسش اساسی اخلاق درباره «محیط زیست جهانی» و «رویه‌های قضایی بین المللی» تشریح شوند و نشان داده شود که چرا تبیین اخلاق زیست محیطی مبتنی بر دیدگاه نظام حقوقی بین المللی، دیدگاهی جامع‌تر برای حفاظت از محیط زیست می‌باشد. از همین رو، در سال‌های اخیر فاکتور‌های اخلاقی در حقوق بین‌الملل محیط زیست به عنوان بخشی از نظم عمومی اجتماع بین‌المللی مورد توجه قرار گرفته است و همچنین به نحو فزاینده و برجسته‌ای با عملکرد دیوان بین‌المللی دادگستری ارتباط پیدا کرده است".

دیگر مقاله در این فصلنامه با موضوع «مونولوگ حاکم مرید و مراد (اخلاق حاکم) در اسرار نامه و الهی نامه» اثر منصور نیک پناه است که در چکیده این تألیف آمده است: "عطار و عرفان دو رشته‌ی به هم بافته ایی هستند که تکامل هر دو در گرو دیگری است. در واقع تکامل عطار به واسطه عرفان است و تکامل عرفان فارسی به ویژه در شعر به واسطه مساعی عطار است. آثار عطار مجموعه غنی از فرهنگ عرفانی ما را در بر می‌گیرد که از وجوه مختلف قابل بررسی است. جایگاه مرید و مراد در آثار عطار و نوع تعامل و گفتمانی که با یگدیگر داشتند از مظاهر پر رنگ آثار اوست. از این رو در این مقاله بر آنیم تا در دو اثرش یعنی «الهی نامه» و «اسرارنامه» به نگرش عطار به مقام و منزلت مراد بپردازیم و نحوه ارشاد مرید را نکته سنجی نماییم. آنچه مسلم است شیوه روایت گویی و نقل حکایات شاعر می‌تواند در انعطاف پذیر نمودن این ارتباط تاثیر گذار باشد. در همین راستا با رسم جداول سعی داریم چگونگی این ارتباط را نشان دهیم. با عنایت به شکل بیان روایت که در دو اثر تفاوت‌هایی قابل رصد است به شاخص‌هایی در بین این دو قطب عرفان در این دو اثر دست می‌یابیم. در نهایت وجوه تمایز این نگرش را در آثار فوق الذکر بیان می‌گردد".

آخرین مقاله مندرج در این فصلنامه با موضوع «تأثیر سیاست‌های مالیاتی دولت بر ترکیب نیروی کار بخش رسمی و غیر رسمی استان قزوین (بر اساس مدل تعادل عمومی محاسبه پذیر (CGE))» اثر ابوالفضل یاری و بیت اله اکبری مقدم است که در چکیده این تألیف آمده است: "حرکت نیروی کار بین بخش رسمی و غیر رسمی، می‌تواند چهره شهر‌ها را تغییر داده و بر توسعه یافتگی کشور تاثیر شدیدی بگذارد. یکی از دلایل اصلی جذب نیروی کار غیر رسمی در صنایع مختلف فرار از سیاست‌های مالیاتی دولت می‌باشد. بررسی تاثیر سیاست‌های مالیاتی دولت بر روند توسعه یافتگی مناطق مختلف کشور‌ها (مخصوصا کشور‌های در حال توسعه) اهمیت قابل توجهی برای سیاست گذاران دارد. در این مقاله با استفاده از یک مدل تعادل عمومی محاسبه پذیر (CGE) تلاش کرده ایم تا تاثیر سیاست‌های مالیاتی دولت را بر اقتصاد استان قزوین مورد بررسی قرار دهیم. نتیجه تحقیق حاضر بیانگر این واقعیت است که افزایش مالیات موجب حرکت شدید نیروی کار از بخش رسمی به بخش غیر رسمی در استان خواهد شد".

دفتر فصلنامه «پژوهش‌های اخلاقی» در قم، بلوار غدیر، دانشگاه قم، ساختمان کتابخانه واقع شده است؛ علاقه‌مندان جهت کسب اطلاعات بیشتر می‌توانند به نشانی اینترنتی این فصلنامه به آدرس http://akhlagh.saminatech.ir/ مراجعه کنند و یا با شماره ۳۲۱۰۳۳۶۰-۰۲۵ تماس بگیرند. /۸۲۲/ن ۶۰۱/ش
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص،قومیت‌ها باشد و یا با قوانین کشور و آموزه های دینی مغایرت داشته باشدمنتشر نخواهد شد.
آخرین اخبار
پربازدید
پربحث
پرطرفدارترین