۱۶ تير ۱۳۹۹ - ۱۳:۰۷
کد خبر: ۶۵۷۰۵۳
پ
توهین به مرجعیت شیعه(13)؛
درحالی‎که اهانت روزنامه سعودی الشرق الاوسط به آیت الله سیستانی، خشم و انزجار مردم را برانگیخت، آقای فاتح پس از سه روز سکوت، تنها به موضع‌گیری دوپهلو بسنده کرده است.

خبرگزاری رسا ـ بین ‌الملل: یکی از شعرا پیش امیر دزدان رفت و ثنایی بر او بگفت. فرمود تا جامه از او بر کنند و از ده به در کنند. مسکین برهنه به سرما همی‌رفت. سگان در قفای وی افتادند. خواست تا سنگی بر دارد و سگان را دفع کند، در زمین یخ گرفته بود، عاجز شد. گفت: این چه ... مردمانند، سگ را گشاده‌اند و سنگ را بسته! امیر از غرفه بدید و بشنید و بخندید. گفت: ای حکیم! از من چیزی بخواه. گفت: جامه خود می‌خواهم اگر انعام فرمایی. رضینا مِن نوالِکَ بالرَحیلِ (سعدی، گلستان، باب چهارم، حکایت 10)

موضوع از یک کاریکاتور شروع شد؛ جایی که روزنامه سعودی الشرق الاوسط با انتشار کاریکاتوری موهن، به مرجعیت شیعه اهانت کرد. با انتشار این کاریکاتور، فعالان شبکه‌های اجتماعی، شخصیت‌های سیاسی و دینی عراق که دل در گرو مرجعیت داشته و خود را جانفدای نظرات مرجعیت عالی شیعیان عراق می‌دانند، به صراحت کاریکاتور منتشرشده در رزونامه الشرق الاوسط را اهانت به حضرت آیت الله سیستانی «حفظه الله» دانسته و موجی از خشم و انزجار را به راه انداختند. این موضع‌گیری قاطع، الشرق الاوسط را مجبور به عقب‌نشینی کرده تا در توضیحی اعلام کند که این کاریکاتور پیرامون دخالت ایران در عراق بوده و نه توهین به رموز شیعه عراق.

نگارنده این سطور، عصر شنبه در یادداشتی به نقد سکوت معنادار خبرگزاری شفقنا پیرامون خبر اهانت به آیت الله سیستانی پرداخت که خوانندگان را به آن یادداشت ارجاع می‌دهد. از سوی دیگر آقای ابوالفضل فاتح، در نامه‌ای به الشرق الاوسط نسبت به موضع این روزنامه انتقاد کرد. هرچند تاثیر نقد مشفقانه و دلسوزانه خبرگزاری رسا به متولیان خبرگزاری شفقنا در اتخاذ این موضع‌گیری مشهود است (برای مطالعه اینجا کلیک کنید) اما باید گفت که نامه آقای فاتح دارای نکات قابل تاملی از جمله ضعف در موضع‌گیری، استفاده از کلمات دوپهلو، ساختارهای کلامی مبهم و ... است که در ادامه بدان‌ها پرداخته می‌شود.

آقای فاتح در ابتدای نامه خود نقد را موهبت الهی دانسته و مسیر انحراف و فساد در جامعه اسلامی را زمانی می‌دانند که باب انتقاد بسته شده و سرکوب و استبداد به جای آن در میان حاکمان رواج یابد. وی در ادامه با اشاره به مسأله کاریکاتور منتشر شده در روزنامه الشرق الاوسط می‌نویسد: «روزنامه الشرق الاوسط اقدام به انتشار مکرر کاریکاتورهای ناهنجار نسبت به رموز شیعیان نموده است. در توضیح آن روزنامه درباره آخرین کاریکاتور آمده است که منظور بزرگان عراق نبوده بلکه ایران است. می پذیریم که منظور بزرگان عراق نبوده است، اما شما به خوبی واقف هستید که لباس سیادت و عمامه از رموز مورد احترام عموم جامعه شیعیان است چه در عراق باشد و چه در ایران و یا هر جای عالم، و نباید اختلافات سیاسی بین کشورها را به نمادهای مورد احترام ملت ها تسری داد.»

در این عبارت چند نکته قابل تامل است:

1. در وهله نخست تعبیر ناهنجار خود رهزن است. متبادر از کلمه «ناهنجار»، امری خلاف رویه و رفتاری ناپسند است. بی‌شک هرکسی که تصویر کاریکاتور الشرق الاوسط را ببیند، تصویر مشمئز کننده ای در ابتدای امر نسبت به یک روحانی شیعی در ذهنش شکل گرفته و همین امر نیز سبب خشم و غضب بسیاری از شخصیت‌های سیاسی، دینی و فعالان اجتماعی شده است با این حال آقای فاتح ترجیح دادند به جای استفاده از کلمه «موهن» و مانند آن تنها بر عبارت «نابهنجار» بسنده کنند! (برای تکمیل رجوع کنید نکته 4 و 5)

2. نکته تامل‌برانگیز دیگر، پذیرش توجیه روزنامه الشرق الاوسط است. در شرایطی که اکثریت قریب به اتفاق افراد به ویژه شخصیت‌های عراقی، طبق دلالت های نشانه شناختی، این کاریکاتور را اهانتی آشکار به حضرت آیت الله سیستانی «حفظه الله» دانسته و همین امر سبب خشم و انزجار آنان شده است، آقای فاتح از باب «حمل بر صحت»! توجیه روزنامه وابسته به خاندان آل‌سعود را پذیرفته و به جای محکوم کردن قاطع اقدام شنیع روزنامه الشرق الاوسط، ترجیح می‌دهد که از عبارت «می‌پذیریم که منظور بزرگان عراق نبوده‌اند» استفاده کند. آقای فاتح اولا با چه منطق و دلیلی می‌پذیرید که بزرگان ایران بوده‌اند؟ آیا شما اخبار پنهانی دارید که دیگران بی‌خبرند یا آنکه بدون تحقیق و تبیّن، «خبر فاسق» را پذیرفته اید؟ ثانیا اگر هم بزرگان ایران مقصودند، آیا نباید اهانت به بزرگان شیعه ایران را محکوم کنید؟ البته آقای فاتح حتی از این کاریکاتور اهانت به بزرگان شیعه ایران را نیز استنباط نکردند بلکه تنها بر سویه تخریب لباس سیادت تاکید دارند (رجوع شود به نکته بعدی)

3. در ادامه شیطنت دیگری در کلام آقای فاتح پنهان است. ایشان می‌گوید: «شما به خوبی واقف هستید که لباس سیادت و عمامه از رموز مورد احترام عموم جامعه شیعیان است چه در عراق باشد و چه در ایران و یا هر جای عالم ...». شکی نیست که لباس سیادت، از رموز شیعیان است و همگان برای لباس سیادت احترام قائل‌اند اما آیا کاریکاتور موهن الشرق الاوسط تنها اهانت به لباس سیادت و عمامه بود؟ با فرض همراهی با آقای فاتح در اینکه مقصود از این کاریکاتور، بزرگان عراق نبودند، آیا جز این است که روزنامه عربستان سعودی، علمای شیعه ایران را هدف قرار داده؟ آقای فاتح، آیا اهانت آشکار روزنامه الشرق الاوسط تنها به لباس سیادت بود؟ شما اهانت به بزرگان شیعه ایران را از این کاریکاتور نفهمیدید که سخن از لباس سیادت و حرمت آن بر زبان جاری می‌کنید؟

4. البته مسأله چیز دیگری است. برای پاسخ به این ابهامات باید به ادامه سخن ایشان توجه کرد «نباید اختلافات سیاسی بین کشورها را به نمادهای مورد احترام ملت ها تسری داد.» از فردی مثل آقای فاتح که مسؤول ستاد رسانه‌ای یکی از سران فتنه بوده و پیشتر نیز چنین سخنان فریبنده‌ای را اعلام داشته، انتظاری جز این نیست که چنین اهانت آشکار به بزرگان دینی را در حد یک مسأله سیاسی فروکاهیده و اهانت به بزرگان دین را به نزاع سیاسی سعودی ـ ایرانی مبدّل کند.

5. ایشان در ادامه می‌گوید: «شاید در برخی از کشورهای غربی شما رفتار رسانه ای یا کاریکاتورهای غیر منتظره ای را ببینید، اما فراموش نشود که آن ها این موارد را توهین نمی دانند و رسانه های وزین آنها هم آنچه را در فرهنگشان توهین است، انجام نمی دهند» تفسیر این عبارت با توجه به نکات قبل چنین است: اولا مقصود رموز شیعه عراق نبودند بلکه نوک هجمه به سمت ایران است، ثانیا مقصود از این کاریکاتور، بزرگان شیعه ایران نیز نبوده (چه اینکه ثقل کلام ایشان مبتنی بر نکته 2و3 تنها بر لباس سیادت متمرکز بوده) ثالثا این کاریکاتور در حد یک نزاع سعودی ـ ایرانی است. در نتیجه این کاریکاتور مبتنی بر شرایط کنونی جامعه ایرانی، یک امر «نابهنجار»! (نگاه شود به نکته 1) است. حال باید دید که از نگاه آقای فاتح، خطاب این کاریکاتور به چه کسانی در جامعه ایران است که این چنین توصیف نابهنجار را در مورد آن به کار می‌برند!

6. نامه آقای فاتح فارغ از پذیرش نقاط ضعف یا قوّت آن، نوش‌دارویی است پس از مرگ سهراب. آنچه که از آغاز محل نقد نگارنده بوده و همچنان بر آن اصرار می‌ورزد، عدم پوشش خبر اهانت الشرق الاوسط، واکنش‌ها به این خبر، بازتاب این کاریکاتور در میان شخصیت‌های دینی، سیاسی و ... است. نامه آقای فاتح سبب نمی‌شود تا از نقدهایی که بر عزیزان خبرگزاری شفقنا وارد شده، چشم‌پوشی کنیم. همچنان اعتقاد نگارنده بر آن است که خبرگزاری شفقنا، خواسته یا ناخواسته در رسالت خبری خود کوتاهی کرده و این نامه نیز با وجود نقاط قابل تامّل، نمی‌تواند اشکالات پیشین را مرتفع سازد.

7. در بخش پایانی نامه، موضع‌گیری به نسبت شفاف‌تر و صریح‌تری از آقای فاتح مشاهده می‌شود و انتظار بر آن بود که ایشان از آغاز نامه چنین سخن می‌گفتند. نگارنده که خود چندین نوبت، نامه آقای فاتح را من‌البدء الی‌الختم خوانده است، ادبیات دوپهلو و تعابیر فریبنده را در لابه‌لای این نامه دیده و تفاوت جدی در سبک نگارش، میان آغاز نامه با پایان آن مشاهده می‌کند و از این رو، ابهامات خود را در معرض نقد خوانندگان قرار می‌دهد که آنها نیز با بررسی نکات ذکر شده در این یادداشت و مطالعه مجدد نامه آقای فاتح، در مورد این ابهامات قضاوت کنند.

انتشار یافته: ۱۰
در انتظار بررسی: ۰
سمیرا از آبادان
Iran, Islamic Republic of
13:26 - 1399/04/16
محکومیت کاریکاتور موهن از سوی قاطبه علمای ایران و عراق جای تردیدی نسبت به نیت و مقاصد روزنامه وهابی باقی نمی گذارد.
حسینی محمدرضا
Iran, Islamic Republic of
13:27 - 1399/04/16
توهین به مرجعیت محکوم است.
تغافل بی فایده است و هیچ اقدام بازدارنده موثری را در بر نخواهد داشت.
طلبه انقلابی
Iran, Islamic Republic of
13:31 - 1399/04/16
درود بر آیت الله سیستانی
خداوند مراجع و علما را حفظ کند
عاشقان امام
Iran, Islamic Republic of
13:32 - 1399/04/16
ابوالفضل فاتح انسان بسیار مرموزی است، که پشت پرده بسیاری از اقدامات رسانه ای اصلاح طلبان قرار دارد.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
14:01 - 1399/04/16
هرگونه اهانت به مراجع دینی اهانت به دین اسلام است.
یا رب الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه
Iran, Islamic Republic of
15:20 - 1399/04/16
توطئه ها از هر سو به مرجعیت شیعی روان است.
خداوند آیت الله سیستانی را حفظ کند و دشمنان را نابودسازد.
اسمان
Iran, Islamic Republic of
10:31 - 1399/04/29
ابوالفضل فاتح شریف ترین انسانی است که دیده ام.....ان مقاله هم که نقدش کرده اید اصلا متوجه مضمومنش نشده اید و فقط خواستین این انسان شریف را نقد کنید...ان چه شما از این مقاله برداشت کردی اشتباه محض است...خداوند حافظ اقای فاتح باشد که جانعه ایران به انثال چنین انسان هایی نیازمند است
امیر
United States
11:10 - 1399/04/29
فاتح در دنیای رسانه ایران همون ستاره است که میدرخشد.
نقد شما منصفانه نیست ون برداشت شخصی خود را با اهانت نوشته اید
اما فاتح هیگاه تاکنون به کسی افترا وتهمت نزده است.موفق باشیذ
علی
United States
14:03 - 1399/04/29
عجیب است که این برداشت از آن مقاله کردین.
متن ها ی فاتح فاخر وبدون برداشت های مغرضانه است.
عجیبتر از همه این است که دیده ام شفقنا از رسا و همه خبرگزاری های شیعه خبر کار میکند وبی طرف است
اما شما از شفقنا هم بد گفتین
این مقاله برای رسا خوب نیس
مجید بامرام
-
16:59 - 1399/04/29
عجیب است که شما چنین اشکالی به نامه زیبا و مستدل دکتر فاتح گرفته اید. هم منطق و هم قلم قوی متن سبب شد بازتاب وسیعی پیدا کند. شخصا و واقعا از نوشته آقای فاتح لذت بردم.
خیلی هم به موقع نوشته شد. بیشتر علما و شخصیت هایی که موضع گرفتند بعد از نامه دکتر فاتح بود.
این هم خیلی ایراد بنی اسرائیلی بود که اواخر نامه فلان جور بود اولش فلان جور. یک نامه از اول تا آخرش با هم یک نامه است.

ضمن این که شما اصل نامه را منتشر نکردید و فقط قطعه قطعه یک بخش هایی را آوردید. خوب همه نامه را یکجا می آوردید تا مخاطب قضاوت کند. من نامه را در رسانه دیگری خواندم.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص،قومیت‌ها باشد و یا با قوانین کشور و آموزه های دینی مغایرت داشته باشدمنتشر نخواهد شد.
آخرین اخبار
پربازدید
پربحث
پرطرفدارترین