۱۱ آذر ۱۳۹۹ - ۱۵:۳۲
کد خبر: ۶۶۹۶۱۰
پ
نویسنده برتر دفاع مقدس گفت: زن های ما در دفاع مقدس سبک زندگیشان، عاشقی شان و دوست داشتنشان حقیقی بوده است.

به گزارش خبرنگار سرویس کتاب و نشر خبرگزاری رسا، بعد از پیروز انقلاب اسلامی توجه ویژه ای به زنان و نقش آنان در جامعه شده است. نگاه به زنان بعد از انقلاب دیگر نگاهی ابزاری نبوده و آنان در متن جامعه حضوری فعال دارند. دفاع مقدس نیز از حضور فعال این زنان پر رنگ است. در این میان ادبیات دفاع مقدس نیز از این قاعده مستثنی نیست. زنان در عرصه ادبیات دفاع مقدس نیز بسیار خوش درخشیدند و پر فروش بودن کتاب های آنان نشان از قدرت و صلابت این زنان در حوزه ادبیان دفاع مقدس دارد.

خانم مریم عرفانیان از جمله نویسندگان موفق در عرصه ادبیات دفاع مقدس است. او که در خانواده ای هنرمند پرورش یافته از کودکی طعم نبود چند ماهه پدر به خاطر حضور در جبهه را چشیده و با این حوزه بیگانه نیست. ثبت و ضبط خاطرات شهدا و توجه کردن به حفظ میراث خاطرات دفاع مقدس از جمله کارهای درخشان این نویسنده برتر حوزه دفاع مقدس است.

سرویس کتاب و نشر خبرگزاری رسا به مناسبت انتخاب کتاب«تا ابد با تو می مانم» به عنوان اثر شایسته تقدیر در دومین همایش کتاب سال بانوان گفت و گویی با ایشان انجام داده است که در ادامه می خوانید:

رسا - لطفا خود را برای ما معرفی بفرمایید.

بنده مریم عرفانیان متولد ۱۳۵۹ از اعضای شورای بسیج نویسندگان استان خراسان رضوی هستم. هنوز 7 سال نداشتم که پدرم به جبهه رفت و سابقه 9 ماه حضور در منطقه را داشتند. مادرم هم معلم بود و به سختی نبود پدر را برای چهار فرزندش پر می کرد. نبود پدر در فکر من و خاطرات کودکی ام همیشه باقی مانده است.

نویسندگی من از ده سالگی شروع شد. آن زمان داستان می نوشتم و برای آن نقاشی می کردم. در کودکی با کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان آشنا شدم و در نوجوانی به حوزه هنری راه پیدا کردم. در حوزه هنری در جلسات شرکت کرده و داستان‌های کوتاه بر اساس خاطرات شهدا می‌نوشتم. و به خاطر آن داستان ها  در مسابقات دانش آموزی رتبه آوردم. سال ۷۸ ۷۹ در قسمت شفایافتگان مجله بین المللی زائر داستان کوتاه می نوشتم و بعدها این مجموعه به صورت کتاب «دخیل نگاهم را به ضریح تو بسته ام» منتشر شد. بنده کلا با کلمات، نوشتن و داستان بزرگ شدم.

زنان ما در دفاع مقدس زندگی، عاشقی و دوست داشتنشان حقیقی بود

رسا - اتفاق خاصی باعث شد که به حوزه ادبیات علاقه مند شوید؟

از بچگی خیلی کتاب می خواندم و فضای منزل ما یک فضای رمانتیک و پر از دار و درخت بود و قریه های ادبیات از کودکی در من وجود داشت. البته باید بگویم که علاقه به کارهای هنری در خون خانواده ما بود. من نقاشی هم می کشیدم و مادرم هم نقاش بودند و قریحه نوشتن به صورت استعدادی در میان خانواده ما بود.

رسا - شما در حوزه ادبیات چه کارهایی انجام داده اید؟

من حدود ۲۰۰ داستان کوتاه درباره دفاع مقدس نوشتم. همچنین برای مجموعه شهدای روحانی قم ۶۲ داستان کوتاه نوشتم. اکثر داستان هایم در مجموعه داستان کوتاه چاپ شده؛ کلاً کتابهایی که تا کنون از بنده به چاپ رسیده حدود ۵۴ عنوان است.

رسا - چطور شد به طرف ادبیات دفاع مقدس رفتید؟

قلم من به گونه ای بود که هم نثر شاعرانه ای داشت وهم محزون بود، از این جهت سمت و سوی کارهای من ادبیات پایداری بود. اولین داستانی که درباره دفاع مقدس نوشتم داستان «جوشقان» بود که اسم روستایی در اسفراین است. این داستان ماجرای زندگی برادر شوهر خاله ام بود که شهید شدند. این داستان را که نوشتم با بازخوردهای خیلی خوبی مواجه شدم. بعد در جلساتی که بنیاد شهید می گذاشت زیر نظر استاد سید صادق موسوی گرمارودی شرکت کردم و سال ۸۵ کتاب «پاییز آن سال ها» را به چاپ رساندم. قلم من به گونه ای بود که علاقه ای به طنز یا تخیلی نوشتن  نداشتم و سبک نوشتاری ام بیشتر به دنبال خاطرات حقیقی بود.

در سال های ۸۵ تا ۸۹ نیروی قراردادی بنیاد شهید و امور ایثارگران خراسان رضوی شدم و کاری که در آنجا انجام می‌دادم این بود که پرونده های بنیاد شهید در اختیار من قرار گرفت و جمع آوری همان خاطرات  باعث چاپ شدن کتاب های بسیاری شد. من به سراغ خانواده های شهدا و جانبازان ۷۰ درصد می‌رفتم و خاطرات آنها را می‌گرفتم. در آن زمان حدود ۳ هزار مصاحبه انجام دادم و خیلی کار کردم. حضرت آقا درباره دفاع مقدس تعبیر به گنج فرموده و بیان داشتند که این گنج باید استخراج شود. من در این سال‌ها این گنج را به دست آوردم و آتش به اختیار شروع کردم به نوشتن خاطرات. از همان ابتدا شروع کردم به تفکیک  خاطرات ازدواج شهدا، وداع شهدا ، انقلاب شهدا و .... همه خاطرات را که به صورت جدا گانه جمع می شد، کتاب کردم؛ مثل کتاب دامادی خوبان یا کتاب وداع آخرین خداحافظی و خاطرات توسلات شهدا به امام رضا(ع)  را هم به صورت کتاب دخیل به چاپ رساندم. من آن روزها به یک گنج واقعی رسیده بودم و از آن استفاده کردم.

در همان سال‌ها با خانم مریم مقدس که راوی کتاب « تا ابد با تو می‌مانم» آشنا شدم. همچنین با خانم بتول خورشاهی راوی کتاب «راهی برای رفتن» که این کتاب توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده آشنا شدم. در سال ۹۰ مشغول تحصیل در رشته روزنامه نگاری شدم و تصمیم گرفتم  این گنجینه ای را که در اختیار داشتم را به دیگران عرضه کنم.

من به دنبال قصه های واقعی می گشتم و با آدم‌های زیادی مصاحبه کردم؛ ولی همه قابلیت اینکه کتاب شوند را نداشتند. اما خاطرات خانم مریم مقدس و بتول خورشاهی قابلیت کتاب شدن را داشت. من برای این دو کتاب ده سال کار کردم. ۶سال برای مصاحبه و نوشتن کتاب خانم خورشاهی «راهی برای رفتن» و ۴ سال نیز برای نوشتن کتاب خانم مریم مقدس«تا ابد با تو می مانم». موضوع کتاب «راهی برای رفتن» درباره کسی بود که از جانبازان حادثه برائت از مشرکین سال۱۳۶۶ بوده و به دست آل سعود زندانی شد و از زندان های آنان فرار کرده بود. زحمت چاپ این کتاب را انتشارات سوره مهر کشید، ولی متاسفانه تبلیغات زیادی روی این کتاب نشد.

وقتی رونمایی برای این کتاب گرفتند، در جلسه رونمایی آقای محسن مومنی شریف درباره این کتاب گفت: «دو بخش از این کتاب قابل تامل است، یکی بخش رژیم گذشته است؛خانم خورشاهی می خواست با رعایت احکام اسلامی در جامعه نقش داشته باشد و در این فضا کتک می خورد و به او توهین می شد اما انس با قرآن، او را آرام و از او محافظت می کرد، این ها برای جوانان ما تعریف نشده است!کسانی که امروز حقایق را تحریف می کنند و از رژیم طاغوت، یک چهره زیبا و باغ سبز نشان می دهند، در واقع دارند خیانت می کنند. ما در این کتاب می بینیم که در زیر سلطه طاغوت، زندگی خلیفة اللهی برای انسان مومن وجود ندارد، پس قدر انقلاب اسلامی را بدانید. حج سال 66 دومین نکته مهم این کتاب است که ما اصلا به آن نپرداختیم، ما از این بخش غفلت کردیم و نمی دانم این غفلت به دلیل مسائل سیاسی بوده یا نه ...»

 خانم خورشاهی در زمان قبل  انقلاب از پرستار هایی بوده که اعتصاب می کرد و جزء امدادگرهای عملیات خیبر و خواهر شهید هم بود. به نظر من اگر فرنگیس قهرمان کرمانشاه است، اگر دختر شینا قهرمان همدان است، خانم خورشاهی نیز قهرمان خراسان رضوی است.

رسا - شما دیداری با حضرت آقا داشتید؟

من دو جلسه از طرف انتشارات سوره مهر خدمت حضرت آقا رفتم. کتاب راهی برای رفتن هنوز چاپ نشده بود که از چاپخانه دو نسخه آماده شد و تقدیم ایشان شد. این  دیدار در ۴ مهر ۹۷ انجام شد. در آن دیدار کتاب راهی برای رفتن را راوی  با دست خودش به حضرت آقا تقدیم کرد و گفت من در جزیره مجنون بودم. حضرت آقا فرمودند: شما جزیره مجنون بودید؟ خانم خورشاهی گفت بله بودم و جانباز شیمیایی هستم و از دست آل سعود درسال ۶۶ فرار کردم. حضرت آقا پرسیدند چطوری؟ راوی این کتاب گفت: معجزه فقط معجزه. حضرت آقا گفتند به ایشان بابت کتاب تبریک گفتند و برای همه عجیب بود که یک خانم بتواند از دست آل سعود فرار کند.

جالب است که خدمت شما بگویم که این خانم در قید حیات هستند و یک چشمشان بر اثر ضربه باتوم آل سعود از بین رفته و چشم دیگرشان به علت عارضه شیمیایی کم بیناهست؛ ولی متاسفانه این بانوی قهرمان ملی هنوز برای عموم مردم معرفی نشده و کسی او را نمی شناسد.

در دیدار خصوصی که سال ۹۸ همراه حدود ۳۰ نویسنده خدمت حضرت آقا رفتیم،  کتاب «تا ابد با تو می مانم» را خدمت ایشان تقدیم کردم. مسئولان انتشارات سوره مهر من را خدمت حضرت آقا معرفی کردند و گفتند خانم عرفانیان نویسنده ۵۰ عنوان کتاب هستند. حضرت آقا فرمودند: «ماشالله ... ماشالله ...» در آن جلسه به همه نویسندگان و من جمله من انگشتری حضرت به یادگار داده شد. صحبت های حضرت آقا در آن جلسه تشویقی به یادماندنی برایم بود و انگیزه من را برای نوشتن های مکرر بالا برد.

زنان ما در دفاع مقدس زندگی، عاشقی و دوست داشتنشان حقیقی بود

رسا - چه ویژگی هایی باعث شد کتاب تا ابد با تو می مانم جایزه کتاب سال بانوان را بگیرد؟

همانطور که گفتم سال ۸۵ تا ۸۹ با این موضوع آشنا شدم که می شد آن را بنویسیم اما چون سی‌دی‌های مصاحبه‌ها را باید تحویل بنیاد شهید می دادم نمی توانستم برای خودم نگه دارم چون حجم سی‌دی‌ها بالا بود، نمی توانستم آنها را ذخیره کنم.

از آن زمان آدم هایی در ذهنم ماندگار شدند که قابلیت نوشتن زندگی شان بسیار بالا بود. اول سراغ خانم خورشاهی رفتم و کتاب ایشان را نوشتم که سال ۹۷ به چاپ رسید. یکی دیگر از این افراد خانم سردار نجاتی بود که اسمشان مریم مقدس بود. بعد که کتاب راهی برای رفتن، در آذر ۹۴ برای چاپ رفت من به همسرشون تلفن زدم و گفتم می خواهم یک کتاب بر اساس زندگی  شما بنویسم. تا آن زمان شاید کمتر کسی به سراغ همسر جانبازان دفاع مقدس رفته بود. البته باید بگویم که تا آن موقع این مسئله باب نبود شاید الان باب شده ولی آن زمان اینگونه نبود و اگر هم بود به صورت تخیلی رمان هایی نوشته می شد. من می خواستم خانم جانباز ۷۰ درصدی را نشان بدم که زندگیش را با تمام سختی ها  نگه داشته بود.

برای همین سراغ خانم مریم مقدس رفتم و با شنیدن خاطراتش تازه فهمیدم چه ماجراهایی  داشته و چه سرنوشت عجیبی برای ایشان اتفاق افتاده است. حتی ماجرای ازدواجشون در ۱۶ سالگی هم جذاب بود و شرط ازدواجش این بوده که همسر من باید خط مقدم باشه و من ایشان را مقایسه کردم با دختران امروز که شرط ازدواج شان چه می گذارند و می‌گویند خواستگار من باید ماشین، خانه، شغل و پول آن چنانی داشته باشد. این خانم خواستگارهایی را که پشت جبهه کار می‌کردند را رد می کرد.

آقای نجاتی که می آیند خواستگاری، ایشون راضی به ازدواج می شوند؛ ولی خانواده مخالف هستند. می‌گویند اگر شما ازدواج کنید ممکن است همسرت شهید شود و شما با یکی، دو بچه برگردید به خانه، در حالی که این خانم خانواده مرفهی هم داشتند. حالا ببینید تفکر و مقایسه کنید دختر ۱۶ ساله آن زمان را با دختر 16 ساله این زمان. من می خواستم به دخترای الان نشان بدهم که آن زمان چگونه زندگی می کردند و انتخاب هایشان چگونه بوده و چقدر از نظر عقلی بالغ شده بودند. جالب این که این خانواده حدود هفت سال در جنگ و جبهه ها بودند.

رسا - معمولاً این است که منتخب کتاب سال‌، کتاب‌های علمی هستند، چرا کتاب شما جایزه آورد؟

اتفاقا من با این پیش زمینه شرکت کردم که ممکن است کتابم رتبه نیاورد چون تحصیلاتم کارشناسی بود و معمولاً برگزیده ها مقطع دکترا و حوزوی بودند و موضوع من موضوع ادبیات و هنر است؛ ولی الحمدالله کتاب من دیده شد و شایسته تقدیر شناخته شد.

زنان ما در دفاع مقدس زندگی، عاشقی و دوست داشتنشان حقیقی بود

رسا - هدف شما از نگارش این کتاب چه بود؟

هدفم معرفی زنان مقاوم و مبارز بود. وقتی برای معرفی کتاب «راهی برای رفتن» همراه خانم خورشاهی به مدارس دخترانه می رفتم، دختران نوجوان چنان شیفته ایشان می شدند که چادر ایشان را می بوسیدند و می گفتند قهرمان زندگی ما شما هستید. ما زنان قهرمانی داریم که زنده هستند و واقعی و بین ما زندگی می کنند.

رسا - علت نام گذاری این کتاب به «تا ابد با تو می مانم» چیست؟

در آخر کتاب تا ابد با تو می مانم یک گفت و گویی  بین زن و شوهر انجام می شود که آقای نجاتی خطاب به همسرش می گوید: تو برای من خیلی زحمت کشیدی و خانم ایشان به شوخی می گوید:  اگر اون دنیا میری نباید سراغ حوری ها بروی و من ‌پیشت میام و  تا ابد با تو می مونم و آقای نجاتی هم میگه من هم تا ابد با تو می مانم.

اسم کتاب را نیز بر اساس همان گفتگو گذاشتم تا به نوجوانان امروزی بگویم فکر نکنید آدم های جبهه و جنگ از دوست داشتن و عاشقی دور بودند. زن های ما در دفاع مقدس سبک زندگیشان، عاشقی شان و دوست داشتنشان حقیقی بوده، یعنی در هر شرایطی اینقدر با همسرشان خوب بودند که زیر بمباران گلوله  تا ابد با هم می ماندند.

رسا - در پایان اگر مطلبی دارید بفرمایید؟

به نظر من این دو کتاب قابلیت ساختن کلیپ، فیلم و حتی سریال را دارد. در نهایت از شما بابت توجه به نویسندگان این حوزه کمال تشکر را دارم./826/

انتشار یافته: ۱۴
در انتظار بررسی: ۰
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
15:33 - 1399/09/11
احسنت؛ ایده نو و خوبی را پیگیری کردید
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
16:01 - 1399/09/11
چه داستان عاشقانه ای
علی رستمی
Iran, Islamic Republic of
16:01 - 1399/09/11
تبریک می گویم خدمت سرکار خانم عرفانیان
دست مریزاد.
خراسان نویسندگان بزرگی دارد که الحمدلله ادبیات پایداری دغدغه قلم اکثر آنان است. از من درودشان
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
16:11 - 1399/09/11
چقدر ایشون کتاب نوشته
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
17:10 - 1399/09/11
خدا قوت
کاربر
Iran, Islamic Republic of
19:51 - 1399/09/11
با سلام و احترام، ان شالله چنین گفتگوهایی تداوم داشته باشد و موثر و مفید واقع شود
طلبه
Iran, Islamic Republic of
23:34 - 1399/09/11
تالیف ۲۰۰ داستان درباره دفاع مقدس کار ارزنده ای است.
درود بر همت شما و موفق باشید.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
13:45 - 1399/09/12
مأجورین
علی
Iran, Islamic Republic of
13:47 - 1399/09/12
این کتاب عظمت و بزرگی زنان ایران زمین را به تصویر کشیده است
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
18:57 - 1399/09/12
سلام این کتاب بسیار زیبا است و واقعا این کتاب من را کنچکاو کرد صد آفرین بر نویسنده ی زهمت کش
مریم عباسی جعفری
Iran, Islamic Republic of
05:43 - 1399/09/13
من کتاب تاابد باتو می مانم را خواندم. قلم بسیار زیبا و روان و خوش خوان. و بسیار با دقت نوشته شده است.معلوم است نویسنده با وسواس و با دقت هم در مصاحبه و هم در نگارش کتاب تلاش کرده که چیزی از قلم نیفتد. من کلا در نوشتن متن ها و کتابم سعی کر دم از کتابهای خانم عرفانیان ایده بگیرم و سعی کنم مانند ایشان با حفظ امانت نوشته هایم را در غالب داستان طرح ریزی کنم.. خدا به ایشان و تمام نویسندگانی که در کتابهایشان حفظ امانت زندگی شهید را رعایت می کنند سلامتی و اجر عنایت فرماید.
حلما درخشان فرد
Iran, Islamic Republic of
08:32 - 1399/09/13
خیلی خیلی کتاب زیبایی بود من و مامانم خیییییلی دوست داشتیم در واقع من زن عمو یم مریم ارفانیان است ، همین نویسنده و خیلی کتاب های عالی می نویسد در مرد شهید ها❤
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
13:22 - 1399/09/13
مطالبی که خانم عرفانیان در این کتاب‌ها به نگارش درآوردند را باید در کتاب‌های درسی به دانش آموزان تدریس کرد. نسل‌های آینده ما باید بدانند که مادران این سرزمین تا چه اندازه برای آن زحمت کشیدند و چه مجاهدت‌هایی از خود نشان دادند.
کتابخوان
Iran, Islamic Republic of
20:32 - 1399/09/13
با آرزوی موفقیت برای همة نویسندگان عرصه ادبیات پایداری
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص،قومیت‌ها باشد و یا با قوانین کشور و آموزه های دینی مغایرت داشته باشدمنتشر نخواهد شد.
آخرین اخبار
پربازدید
پربحث
پرطرفدارترین