
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، هفتمین اجلاس سالانه غدیر با قرائت پیام حضرت آیتالله جعفر سبحانی از مراجع تقلید در هتل الغدیر مشهد آغاز به کارکرد.
افاد مراسل وکالة رسا فی مدینة مشهد المقدسة بان انطلق المؤتمر السابع السنوی للغدیر بقراءة بیان المرجع ایة الله جعفرسبحانی فی فندق الغدیر>
حضرت آیتالله سبحانی در این پیام به بیان نقشهها و برنامهریزی کفار و منافقان برای حذف تفکر پیامبر (ص) و همچنین تلاشهای پیدرپی آنان برای از بین بردن ایشان اشارهکرده است.
و اشار ایة الله سبحانی فی بیانه الى مخططات الکفار و المنافقین لحذف نهج النبی (ص) و اشار ایضا الى محاولاتهم المتتالیة لقتل النبی (ص).
در بخشی از این پیام آمده است که حدیث غدیر را 120 صحابی و90 نفر از تابعین نقل کرده و به آن استناد کردهاند و در طول تاریخ 360 محدث و دانشمند سنی مذهب آن را در آثار خود آوردهاند.
وجاء فی البیان انه روی حدیث الغدیر عن طریق 120من صحابة النبی و 90 من التابعین وتم الاستناد به من قبلهم وفی طوال التاریخ 360 محدث وعالم سنی ذکروا هذا الحدیث فی کتبهم .
در ادامه، متن کامل پیام حضرت آیتالله سبحانی به هفتمین اجلاس سالانه غدیر را میخوانید:
فی مایلی نص بیان ایة سبحانی للمؤتمر السابع السنوی للغدیر:
بسمالله الرحمن الرحیم
در ششصد و دهمین سال میلادی، خورشید رسالت در سرزمین حجاز طلوع کرد و درخشید و انوار حیاتبخش او پیوسته در حال گسترش بود ولی بتپرستان، یهودیان و گروههایی که این دعوت آسمانی برخلاف مصالح شخصی آنها بود، بر خاموش کردن این مشعل فروزان همصدا شده و به مبارزه پرداختند.
شرقت شمس الرسالة فی سنة 610من المیلاد فی ارض الحجاز و اصبحت تنشر اضواءها الواهبة للحیاة باستمرارولکن المشرکین و الیهود وفرق الاخرى التی کانت ترى ان هذه الدعوة السماویة لاتکون لصالحهم ، اتحدوا لاطفاء نور هذه الدعوة السماویة.
در مرحله نخست به عناوین گوناگون رسول آسمانی را متهم کرده، او را خائن، ساحر و کاذب خواندند اما این حربه زنگزده از درخشندگی خورشید رسالت چیزی نکاست.
اتهموا رسول الله بتهم مختلفة فی المرحلة الاولى وسموه خائنا و ساحرا و کاذبا ولکن هذه الحرکة لم تؤثر على انتشار نور الرسالة الاهیة .
در مرحله دوم به آزار گروندگان که قالبأ جوانان تهیدست بودند پرداختند و برخی را زیر شکنجه کشتند اما هرچه فشار آنان بر این گروه شدیدتر میشد، ایمان ایشان پابرجاتر میگردید.
و فی المرحلة الثانیة اقدموا على ایذاء و تعذیب المسلمین الذین کان اغلبهم من الشباب الفقیر و قتلوا عددا منهم تحت التعذیب و لکن کلما ازدادت الضغوط ازداد ایمان هولاء الشباب .
در مرحله سوم به حصر اقتصادی دست زدند و هر نوع خریدوفروش با پیامبر و گروندگان به وی، سه سال ممنوع گشت تا آنجا که از ناله کودکان گرسنه مسلمانان در شعب ابیطالب، مردم مکه شبها آرام و قرار نداشتند.
وفی المرحلة الثالثة قاموا بحصر اقتصادی على المسلمین و منعوا ای نوع من التعامل والبیع والشراء مع النبی والمومنین لمدة ثلاثة سنوات حتى وصل الامر الى ان اهل مکة کانوا لم یناموا اللیل من شدة صراخ الاطفال وعویلهم فی شعب ابی طالب .
در مرحله چهارم نقشهای ریختند که به حیات این رسول آسمانی پایان دهند ولی خداوند، پیامبر خود را از نقشه خائنانه آنان آگاه ساخت و آن حضرت بهصورت معجزهآسا از تیررس آنان رهایی یافت و رخت امامت در مدینه افکند.
فی المرحلة الرابعة خططوا لقتل النبی(ص) ولکن الله سبحانه وتعالى اعلم نبیه بما یحاک له و نجى النبی (ص) بمعجزة من هولاء واستقر فی المدینة.
آخرین امید آنان این شد که چون این مدعی رسالت و رهبری فرزند ذکوری ندارد با مرگ او، دعوت وی نیز پایان میپذیرد و آنان پیوسته خود را زنده به این امید میدانستند و قرآن به این نکته از امید آنان در این آیه اشاره میفرماید: «أَمْ یَقُولُونَ شَاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَیْبَ الْمَنُونِ»، میگویند او شاعری بیش نیست و ما در انتظار مرگ او هستیم.
و اصبح املهم االوحید ان النبی لم یکن له ولد و بموته ینتهی کل شیء و القران الکریم اشار الى هذه المسألة فی الایة الکریمة حیث قال «أَمْ یَقُولُونَ شَاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَیْبَ الْمَنُونِ» وهم کانوا یقولون انه شاعر و نحن ننتظر موته .
این اندیشه نهتنها در میان مشرکان وجود داشت بلکه منافقان مدینه نیز که جمع کثیری بودند به این نکته امید بسته بودند.
هذا الامل لم یکن امل المشرکین فحسب بل کان امل جمیع المنافقین فی المدینة الذین لم یکن عددهم قلیلا انذاک.
ازآنجاکه مشیت الهی در حفظ پیامبر و گسترش رسالت او تعلقگرفته بود، این نقطه امید را نیز کاملاً ویران ساخت و به پیامبر خود مأموریت داد که در روز هجدهم ذیالحجةالحرام سال دهم هجرت، شخصیتی را که ازنظر علم، دانش، عمل و جهاد، دومین شخص در جهان اسلام پس از پیامبر اکرم بود بهعنوان خلیفه و جانشین معرفی کند تا همگان بدانند با رحلت رسول خدا، فروزندگی خورشید رسالت همچنان برقرار خواهد بود.
وکانت مشیئة الله تعالی فی حفظ نبیه و انتشار الرسالة فخیب امل الکافرین و المنافقین حیث امر النبی (فی یوم الثامن عشر من ذی الحجة من السنة العاشرة للهجرة) بتعیین الشخص الثانی بعد النبی من حیث العلم و العمل و الجهاد خلیفة على المسلمین حتى یعلم الجمیع انه بعد ارتحال النبی لن تغیب شمس الاسلام .
محدثان، مورخان و مفسران همگان میگویند در چنین روزی، حضرت روحالامین این آیه را فرود آورد که: «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ»، ای رسول خدا، آنچه را که از جانب خداوند بر تو نازلشده است به مردم ابلاغ کن و اگر چنین نکنی، گویی رسالت خدای را به انجام نرساندهای و خداوند تو را از شر دشمنان حفظ میکند.
این آیه به نکاتی اشاره دارد؛ اولین نکته این است که ابلاغ این مأموریت خالی از احتمال خطر بر جان پیامبر نیست؛ دوم اینکه این مأموریت بهقدری خطیر، عظیم و پر ارج است که کوتاهی در آن با عدم انجام اصل رسالت برابر است؛ سوم، خداوند پیامبر را از آسیب دشمنان حفظ میفرماید.
اکنون باید دید این کدام امر خطیری است که پس از 23 سال دوران رسالت رسول مکرم اسلام، حائز این ویژگیهاست؛ مسلماً بیان احکام شرعی از طهارت تا قیات فاقد چنین خصوصیاتی است؛ بیان احکام نه جان پیامبر را به خطر میاندازد و نه دشمن ساز است.
در میان معارف و اصول آنچه میتواند مظهر این ویژگیها باشد و پیامبر تا آن روز به بیان آن نپرداخته بود، همان مسئله ولایت و جانشینی شخص پیامبر اکرم بود بالأخص که گروهی برای جانشینی آن حضرت مقدماتی چیده و پیوسته آرزومند آن بودند.
خوشبختانه آنچه پیامبر در روز غدیر اعلام کرد و فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ»، « اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله» آنچنان حالت تواتر به خود گرفت که در تمام قرنها و اعصار، محدثان، متکلمان، گویندگان و سرایندگان همگی آن را در آثار علمی، تاریخی و ادبی خود نقل کردهاند بهگونهای که میتوان گفت متواترترین روایت در روایات اسلامی، حدیث غدیر است.
حدیثی که بیشتر بر رویداد غدیر ابدیت و پیوستگی بخشید، علاوه بر حضور آیه ابلاغ، «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ»، آیه اکمال «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ» و آیه یأس «لْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ»، این بود که پیامبر اسلام خطابه خود را درباره جانشینی امیرمؤمنان (ع) در سرزمینی وسیع که هزاران زائر خانه خدا در آنجا گردآمده بودند ایراد کرد و آنان پس از ترک منطقه به عزم سفر به وطن، این حادثه را بهعنوان رهآورد سفر بازگو میکردند تا آنجا که حدیث غدیر را 120 صحابی و 90 تابعین نقب نموده و به آن استناد جستهاند و در طول تاریخ 360 محدث و دانشمند سنی مذهب آن را در آثار خود آوردهاند.
تاریخ میگوید آنگاهکه پیامبر اکرم (ص) از منبر خطابه پایین آمد، حسام بن ثابت، شاعر اهل رسالت سخنان حضرت را در قالب شعر به نظم آورد.
پس از وی، شاعران اسلامی از عرب و عجم به نظم خطبه حضرت پرداخته و یک گستره عظیمی را در این قلمرو پدید آوردهاند که اگر مجموع این قصائد و مثنویات که به زبانهای عربی، فارسی، اردو و ترکی سروده شده است، گرداوری شود، مجموعه ادبی فاخری را تشکیل میدهد.
اینجانب از کلیه کسانی که این فضای روحانی و علمی را در کنار مرقد حضرت ثامنالحجج امام علی بن موسیالرضا (ع) پدید آوردهاند، سپاسگزاری نموده و از خداوند متعال برای همگان توفیق بیشتر و شفاعت صاحبولایت را خواهانم./
ارسال تعليق
لن يتم الكشف عن الآراء التي تتضمن إهانات للأفراد أو الإثنيات أو تؤجج النزاعات او تخالف قوانين البلاد و التعالیم الدينية.