بررسی تاریخی و فقهی مهریه

مهریه نقش اساسی در عقد نکاح دارد که لازم است با نگاهی به تاریخچه و سیر تطور آن و نگاهی به مبانی و خاستگاه مهر که ریشه در قرآن و سنت دارد، به دنبال شناخت حقیقی این نظام اخلاقی فقهی باشیم تا مقدمهای برای نشر و اجرایی نمودن آن در بستر جامعه اسلامی پدید آید.
در این مقاله، نخست تاریخچه مهریه در تمدنها و ادیان بررسی شده است؛ سپس در سدد تبیین حقوق در نظام اسلام بر آمدهایم و در این جایگاه به فلسفه مهریه و کارکردهای اجتماعی آن و انواع مهریه در نظام فقهی حقوقی اسلام پرداختهایم.
مقدمه
اسلام به عنوان دین جامع، کامل و جهان شمول، احکام و مقررات فراوانی را در رابطه با حقوق افراد نسبت به خدا و نیز رابطه انسان با هم نوعان خود بیان داشته است. احکام راجع به روابط انسانها با یکدیگر به صورت تکالیف و حقوق متقابل میباشد که از جمله این مقررات میتوان به حقوق و تکالیف زوجین در نهاد مقدس خانواده اشاره کرد.
در این میان زن به عنوان یکی از ارکان اساسی خانواده مورد احترام و توجه ویژه قرار گرفته و به جرأت میتوان گفت هیچ مکتبی به میزان مکتب و نظام حقوقی اسلام، به جنس زن توجه نکرده و برای او جایگاه مهم، ارزش و اعتباری به این مقدار در نظر نگرفته است.
یکی از ابعاد حقوقی زن در نهاد خانواده حقوق مالی زن است؛ حقوق مالی زن در اسلام برای امنیت و آرامش خاطر او بسیار گسترده میباشد که شامل نفقه، مهر و... میشود.
در نظام حقوقی اسلام، گزارههای حقوقی و اخلاقی خاصی در حمایت از حق مهریه زن اتخاذ شده است.
قرآن کریم در آیات متعددی به تشریع ابعاد حقوقی و اخلاقی مهر پرداخته است و روایات متعددی در خصوص اهمیت و جایگاه مهر و ضرورت تعیین آن در عقد نکاح و الزام مؤکد، حقوقی و اخلاقی به پرداخت آن وجود دارد که همگان را از بیتوجهی به حقوق زن بر حذر داشته است.
نهی از سختگیری زنان جهت بخشودن مهر، عدم بخشش گناه سرپیچی از ادای مهر، عدم جواز نکاح مشروط به عدم مهر و لزوم ادای مهر و وفای به ادای دین، از جمله تعالیمی است که لزوم اهتمام به رعایت این حق مالی را متذکر شده است.
در این تحقیق به بررسی ابعاد حقوقی و اخلاقی مهریه در نظام حقوقی اسلام و تاریخچه مهر، مهر در سایر ادیان، فلسفه و ماهیت مهر و ضرورت مهر پرداختهایم. همچنین سعی کردهایم تا مهریه را در آیات و روایات تبیین و بررسی نماییم.
1- )تاریخچه مهر
1-1) تاریخچه کلی
هدف از بررسی تاریخچه مهر در این نوشتار، دو هدف میباشد؛
اول؛ اثبات اصل بودن مهریه در اقوام قبل از اسلام در کل جهان و دوم؛ جلوگیری از خلط بین مهریه در نظام اسلام و تمدنهای دیگر.
قطع نظر از آرا و اندیشههایی که معمولاً تاریخنویسان و مورخان و مردمشناسان در مقام شرح و تفسیر آداب و رسوم و سنتهای اجتماعی خود ارائه میکنند و غالباً هم از تنگنظری، قوممداری و از تعصبات و نظریات شخصی، خالی نیست، رواج گسترده سنت پرداخت مهریه یا چیزی مشابه آن تحت عناوین مختلف به عنوان یک سنت دیرپا و کهن و شاید بارزترین ویژگی مشترک در نظامهای حقوقی خانواده، در بسیاری از حوزههای فرهنگی و نهادهای حقوقی مورد مطالعه، گزارش شده و اینک نیز به رغم وقوع تغییرات وسیع در نهاد خانواده، جریان دارد.
این گزارش از تمدنهای قبلی هر چند اجمالی ، نقض آشکار بر ادعای کسانی است که مهریه را از اختصاصات دین اسلام و یا دنیای شرق میدانند و عمومیت آن را در تمدنهای پیشین به طور کلی منکر میشوند! البته لازم به ذکر است میان آن چه تحت عنوان همین نام یا نامهای دیگر، در تمدنهای پیشین وجود داشته، با آنچه در نظام مقدس اسلام موجود است، تفاوتهای روشنی مشهود است؛ اما وجود این تفاوتها خدشهای به این مطلب که "مهریه به عنوان رسمی مقبول و نهادینه شده رواج داشته است"، نمیزند.
تمدن بابل
قطع نظر از تفسیرهای ارائه شده، یکی از رسوم رایج هنگام ازدواج در تمدن بابل، اعطای هدیه از طرف داماد به پدر عروس و متقابلاً اعطای جهیزیه از طرف پدر عروس به داماد بوده است.
ویل دورانت در این باره مینویسد: پدران و مادران وسایل ازدواج فرزندان خود را فراهم میساختند و در این میان هدایایی مبادله میشد... نامزد دامادی هدیهای بهادار به پدر عروس تقدیم میکرد.
تمدن آشور
سنت اعطای مهر و متقابلاً دریافت جهاز در تمدن آشوری نیز به نوعی رواج داشته است. «قوانین ازدواج در آشور، مانند بابل بود؛ با این تفاوت که زناشویی غالباً حالت خرید داشته است.»
در قانون حامورابی نیز به رغم تفاوتهای میان حقوق زن و مرد، استحقاق دریافت مهر به هنگام طلاق را از جمله استحقاقات اختصاصی زن میشمارند و ظاهراً شخص زن مالک حق مزبور شناخته شده است. توضیح آنکه قدیمیترین قانونى که تاکنون شناخته شده، قانون حامورابى مىباشد که در حدود 1700 سال قبل از میلاد مسیح تدوین شده است. قانون حامورابى شامل 282 ماده مىباشد که 150 ماده آن به زبانهای زنده ترجمه شده است. طبق مواد 138 و 139 قانون مزبور اگر زن عقیم بوده و طلاق داده شود، شوهر مکلف است که مهر و جهیزیه وى را تسلیم کند و در صورتى که زن مهر و جهیزیه نداشته باشد، پرداخت مقدار یک من نقره به او ضرورى است. هر گاه زن مرتکب ترک خانواده یا اعمالى از قبیل آن شود، به لحاظ جرم ارتکابى، شوهر از تأدیه مهریه و جهیزیه معاف بوده است. نظر به مراتب فوق معلوم مىشود که قانون حامورابى با وضع مواد خاصى درباره مهریه آن را از احکام عقد نکاح تلقى کرده است.
یونان باستان(عصر پهلوانی)
در یونان باستان نیز پرداخت مهر و یا به تعبیر برخی نویسندگان، پرداخت قیمت و بهای زن، به عنوان یکی از سنن در انعقاد پیمان زناشویی معمول بوده است. هومی در ادیسه نیز به آنان اشاره کرده و ویل دورانت نیز با اشاره به آن میگوید: زناشویی به وسیله خریداری صورت میگیرد؛ خواستگار هم معمولاً چیزی که با گاو یا معادل آن سنجیده میشود، به پدر عروس میپردازد.
یونان باستان(اخلاق و آداب مردم آتن)
مردم آتن نیز در هنگام ازدواج، تشریفاتی داشتهاند و آنچه مورد توجه بوده است، جهاز و دارایی دو طرف بوده است؛ نه محبتشان. در این تمدن پدر دختر در مقابل جهازی که بسیار زیاد بوده است، او را به خانه شوهر میفرستاده و بدین ترتیب در عصر پریکلس، به صورت معکوسی در میآید و زنان شوهران خود را میخرند.
جامعه باستان(بربرها ـ نژاد ژرمن)
همانطور که هنری مورگان مردمشناس آمریکایی در مورد رواج سنت مهر بیان میکند. در این تمدن شوهر پیشکشهایی را شامل یک اسب زین کرده، یک سپر و یک شمشیر و نیزه، به همسرش پیشکش مینمود؛ بدون آنکه زن جهیزیه به خانه شوهر بیاورد.
جزیره العرب(جامعه عرب در دوران جاهلیت)
در جزیره العرب پیش از اسلام، پرداخت مهر برای صحت عقد نکاح، واجب و لازم بود؛ چون اعطای مهر یکی از علایم صحت این عقد و نشانه مشروعیت آن تلقی میشد و نکاح بدون آن هنجار شکنی، فحشا و زنا تلقی میشد. البته عرب در پرداخت مهر از رویه واحدی پیروی نمی کرد.
نقل شده است که در جاهلیت پدران و مادران، مهر را به عنوان حقالزحمه و «شیر بها»ی حق خود میدانستند.
در تفسیر کشاف آمده است، هنگامی که دختری برای یکی از آنها به دنیا میآمد و دیگری میخواست به او تبریک بگوید، میگفت: «هنیئاً لک الناجفه»؛ یعنی این مایه افزایش ثروت تو گوارا باد! کنایه از اینکه بعداً این را شوهر میدهی و مهر دریافت میکنی.
در جاهلیت پدران و در نبود آنها برادران، چون خود را مالک دختر و مهر او میدانستند، دختران را معاوضه میکردند. به این صورت شخص دخترش را به عقد دیگری در میآورد و در مقابل به عنوان مهر، او هم دخترش را به عقد او در میآورد که آن را نکاح شغار مینامیدند و اسلام این نکاح را باطل اعلام و آن را فسخ نمود.
در روایات اسلامی آمده است که پدر نه تنها حقی در مهر ندارد، بلکه اگر به عنوان دیگری حقی برای پدر در نظر گرفته شود و مهر به خود دختر داده شود، باز هم صحیح نیست. یعنی پدر حق ندارد برای خود در ازدواج دختر بهرهای قائل شود. اسلام آیین کار کردن داماد برای پدر زن را نیز منسوخ نمود.
در زمان جاهلیت رسم دیگرى نیز بود که موجب محروم شدن زن از مهر مىشد. یکى از آنها رسم ارث زوجیت و یا نکاح میراثى بود. بدین صورت که اگر کسى مىمرد، وارثان افراد از قبیل فرزندان و برادران، همان طورى که ثروت او را به ارث مىبردند، همسر او را نیز به ارث مىبردند و پسر یا برادر میت این حق را داشت که آن زن شوهر مرده را به تزویج دیگرى در آورد و مهریه را هم خودش بگیرد و یا او را بدون مهر جدیدى و به موجب همان مهرى که میت قبلاً پرداخته، زن خود قرار دهد.
قرآن کریم رسماً ارث زوجیت را منسوخ کرد و فرمود: «یا ایها الذین امنوا لایحل لکم ان ترثو النساء کرهاً؛ اى کسانى که ایمان آوردهاید، بر شما روا نیست که زنان مورث خود را ارث ببرید، در حالى که خود آن زنان تمایل ندارند که همسر شما باشند».
در سایر تمدنها
در این نوشتار مجال بیان تمام تمدنهای پیشین نیست؛ ولی به صورت مختصر میتوان گفت: در حقوق روم، اعطای مبلغی از سوی داماد به پدر عروس، از جمله تشریفات زناشویی بوده است.
در هند اعطای مهر، کم و بیش رواج داشته، ولی تعمیم آن به همه ادیان و نحلههای آن دیار و ادعای وجود آن در همه عرفها از سندیت کافی برخوردار نیست.
در چین نیز اعطای هدیهای مشابه مهر، از جمله سنن رایج بوده است؛ هر چند تعمیم آن به همه عرفهای این دیار، جای تأمل دارد.
ویل دورانت در این باره مینویسد: «پدر داماد، ارمغانی شایسته برای پدر عروس میفرستاد و عروس در عوض، جهیز پرمایهای با خود به خانه داماد میآورد. خانوادههای عروس و داماد نیز هدایایی مبادله میکردند».
در ایران باستان نیز قبل از اسلام سنت مهر کم و بیش جریان داشته است. با تبیین آیین زرتشتی به عنوان دین رسمی ایرانیان، در بخش بعدی با تفصیل بیشتری به این موضوع خواهیم پرداخت.
1-2) مهریه در ادیان پیشین
بر خلاف تصور برخی محققان که مهر را از ویژگیهای مختص نظام حقوقی خانواده در اسلام قلمداد کردهاند، اسناد تاریخی، مطالعات مردمشناسی و پژوهشهای جامعهشناختی، تماماً بر قدمت و ریشهدار بودن این سنت در ادیان پیشین شهادت میدهند.
البته نمیتوان منکر شد که این سنت در اسلام، همچون سنن دیگر و احکام مربوط به آن، از ویژگیهای منحصر و متمایزی برخوردار است و از آنچه با همین عنوان در ادیان دیگر مشاهده میشود، کاملاً متمایز میشود.
مهر به عنوان صداق و هدیه از طرف داماد به عروس، از مختصات اسلام است و اثبات مالکیت بلامنازع زن نسبت به آن و همچنین اسقاط ذمه مرد فقط با بدل آن از سوی زوجه به خلاف برخی ادیان که به دلایلی مهر را ساقط میکردند و زن را بینصیب میگذاشتند، مانند نازایی و یا عدم اطاعت، از ویژگیهای مهر در اسلام میباشد.
اما قطع نظر از تفاوتهای پیش گفته، اصل مهریه در ادیان آسمانی یا حتی در ادیان و آیینهای غیر وحیانی متأثر از ادیان الهی، یک سنت دیرینه میباشد.
ما بر اساس قدمت از زرتشت شروع میکنیم. هر چند بر اصالت و برخورداری آن از منشاء وحیانی، اختلاف نظرهایی وجود دارد. لیکن صرفنظر از این اختلاف نظرها، از این باب که سالهای زیادی آیین مردم ایران بوده و بسیاری از فقهاء آن ها را در حکم اهل کتاب قرار دادهاند، به آن اشاره میکنیم.
مهر در آیین زرتشت
در آیین زرتشت و نزد ایرانیان باستان و به خصوص در عصر ساسانیان، مقررات و تشریفات فراوانی از جمله شیربها، مهریه، جهاز و... مرسوم بوده است. که آثار برخی از آن را در عرف حاضر میتوان مشاهده نمود.
شیربها امروزه ملغی گردیده و دیگر به آن صورت رایج نیست، ولی مهریه و جهیزیه در عرف امروز البته با تغییر شکل و کیفیت همچنان شایع است.
از نوشتههاى زرتشتى چنین بر مىآید که مرد هنگامى که مىخواست با دخترى ازدواج کند، مکلف بوده است که علاوه بر مالى که به دختر مىبخشیده، مالى را نیز به پدر او تسلیم کند. در مجموع از حقوق زرتشتى در خصوص مهر مىتوان نکات ذیل را استنباط کرد:
1ـ اقوام دختر هنگام نکاح او مقدارى از مال خود را که مساوى با سهم الارث دختر، که از مال آنها بوده است، تسلیم وى مىکردند.
2ـ شوهر یا اقوامش مقدارى هدایا به دختر و نزدیکان او مىدادند؛ اما معلوم نیست که آیا اهداء و اموال مزبور براى عقد نکاح ضرورى بوده است یا خیر. ولى مسلم است که هنگام انحلال نکاح، زن نمىتوانسته اموالى را که متعلق به او بوده، قبل از پرداخت قروض و یا سایر تعهدات شوهر استرداد کند؛ یعنى در واقع تعهدات شوهر درباره زن نیز مؤثر بوده است.
در حقوق زرتشتى، زن مىتوانسته مهرى را که شوهر به او داده یا تعهد به تسلیم آن کرده است، به او ببخشد. اما در صورتى که زن مهر را گرفته و بعدا عیبى از قبیل نازا بودن در او ملاحظه مىشد، حق زن نسبت به مهر ساقط و شوهر مجاز در استرداد آن بوده است.(2)
اسناد تاریخی به جا مانده از رسوم ازدواج ایرانیان پیشین نیز نشانه رواج مهر در میان ایشان بوده است.
مهر در آیین یهود
سنت پرداخت مهریه در دین یهود که یکی از ادیان ابراهیمی است، به وضوح مطرح شده و در کتاب مقدس(تورات) در قالب نقل سیره برخی انبیا ذکر شده است.
این آیات در کتاب تلمود به عنوان معتبرترین شارح و مفسر کتاب مقدس، موجود است که ذکر آنها از حوصله این مقاله بیرون است؛ ولی تفاوتهایی بین این مهر و مهر در اسلام موجود است.
در کتاب مقدس تورات به قرار دادن مهریه اشاره شده است. به عنوان مثال در کتاب پیدایش، فصل 34 آیه 12-11 آمده است: شِخِم به پدر و برادران دینا گفت در نظر شما آبرو یابم و آن چه به من بگویید، خواهم داد و مهر و پیشکش هر قدر زیاده از من بخواهید، آنچه بگویید، خواهم نبود.
در بین یهودیان برای عقد نکاح، قید مهریه میشود، که به آن کتوبایی میگویند. اگر در هنگام عقد نامزدی میزان مهریه مشخص نشود، بعد از نامزدی با توافق طرفین مشخص میشود و میزان آن از مقدار مهریه شرعی که در فقه یهود مشخص شده است کمتر نیست. مهریه در آیین یهود عندالمطالبه نیست؛ بلکه در زمانی که نکاح انحلال یابد، به زن پرداخت میشود و این انحلال یا به صورت طلاق است و یا به علت فوت شوهر سبب میشود.
مهر در آیین مسیحیت
دین مسیح یکی از ادیان ابراهیمی است که بر خلاف یهود و اسلام هیچ تصریحی به مهر در آن نشده است و در اناجیل فعلی، هیچ جا با صراحت یا تلویحا از حقی به نام مهریه سخن گفته نشده است.
در بین مذاهب مسیحی، مذهب کاتولیک، مهر را به عنوان یکی از عوارض عقد نکاح به رسمیت نشناخته است. مذهب پروتستان هر چند اصالتی برای مهر قائل نشده است، لیکن در صورت توافق زوجین بر مبلغی تحت این عنوان، زوج را مکلف به پرداخت آن نموده است و در مذهب ارتودکس نیز، اشتراط آن ضمن عقد نکاح، جایز شمرده شده است.
از تحلیل برخی حقوقدانان مانند هگل، گئورگ و فردریش که عمدتاً به حقوق مسیحی توجه دارند، چنین بر میآید که مهر در این نظام حقوقی چندان هم ناشناخته نیست.
فصل دوم: فلسفه و ماهیت مهر در اسلام
بیان فلسفه احکام با هدف تحلیل و یا فهم هدف از آن میباشد ولی فلسفه احکامی چون مهریه به دلیل پیچیده بودن، و گاهی اسرارآمیز بودن، سیره معصومین(ع) بر این بوده که کمتر وارد آن شدهاند و اهل ایمان با اعتقاد به حکیمانه بودن تعالیم شرعی، نیازی به دانستن فلسفه احکام نداشته و به آن عمل مینمودهاند.
برخی روایات، فلسفه وجوب مهر و چرایی الزام مرد را به پرداخت آن تحلیل نمودهاند.
روشن است که این روایات در مقام تبیین همه و یا حتی مهمترین حکمتها نبوده و بیان این چراییها
متناسب با پرسشکننده، فهم مخاطبین، شرایط و... بوده و ممکن است حتی از مهمترین حکمتها هم نباشد.
فلسفه مهر از دیدگاه متفکران مسلمان
در تبیین مهر و فلسفه آن آرای متفاوتی بین فقها و مفسران مسلمان وجود دارد که به صورت اختصار به چند نظر اشاره کرده و در پایان جمع بندی کرده و نتیجه میگیریم.
شیخ طوسی در کتاب مبسوط مینویسد: «علما در پاسخ به این سؤال که چگونه خداوند در قرآن از مهر به نحله تعبیر نموده؛ در حالی که در عوض نکاح واقع میشود میگوید: مهر در واقع هدیه و نحلهای است که از طرف مرد به زن به صورت بلاعوض پرداخت میشود؛ چه استمتاع امری مشترک بوده و هر دو از آن متلذذ میشوند یا اینکه تعبیر به نحله، یعنی خداوند صداق را در شریعت اسلام برای زن هدیه قرار داده و به خود او(نه وابستگان زن) اعطا شده و تعلق میگیرد.
عدهای از دانشمندان اسلامی مهریه را نوعی عوض دانسته و آن را با ثمن در معاملات مقایسه نموده اند و مهریه را عوض بضع گرفتهاند که میتوان به قرطبی در تفسیر جامع، ابن عربی در احکام القرآن و علامه طباطبایی اشاره کرد.
علامه طباطبایی در تشریع وجوب مهر مینویسد: «اضافه شدن لفظ صدقات به ضمیر «هن» نشان میدهد که حکم به وجوب پرداخت مهر در سنن ازدواج، امری متداول بین مردم بوده است... . این مهر چیزی شیبه عوض برای بضع است؛ آنگونه که در معامله عوض در مقابل معوض قرار میگیرد. طالب و خواستگار در ازدواج، طبق آن چه در میان مردم متداول است مرد است(بنابراین مهر را نیز او میپردازد) چه آنچه خریدار به همراه عوض برای خریدن کالا به فروشنده مراجعه میکند».
در مقابل این نظریه، اندیشمندان دیگری مهریه را یک عطیه الهی و هبه برای زن عنوان کردهاند.
مراغی در این راستا در تفسیر خود مینویسد: «مهر عطیهای است که نشانه محبت و مودت و طریقی برای استحکام پیوند میان زوجین است که باید همواره از آن برخوردار باشند».
همچنین مراغی به نقل از مالک مینویسد: «مهر، حق زن است که برای رعایت شأن و جلب رضایت به خاطر او در مقابل ریاستی که مرد بر او مییابد، تشریع شده است».
طبرسی در مجمع البیان مینویسد: ...خداوند استماع را میاند زن و مرد مشترک قرار داد و سپس در مقابل استماع، مهر را بر مرد واجب کرد؛ بر این اساس، مهر صرفا یک عطیه الهی است.
دیدگاهی که به نظر نویسنده قریب به واقع نمود و یکی از حکمتها و فلسفههای نظام مهریه در اسلام را بیان مینماید، نظر شهید مطهری(ره) در نظام حقوقی زن در اسلام میباشد که خلاصه آن در زیر بیان میشود:
شهید مطهری(ره) با استناد به برخی از ساختهای طبیعی و با توجه به ویژگیها و خصوصیات زیستی ـ روانی زن و مرد و موقعیت متفاوت هر یک در جریان زناشویی و نیز با تعمق در مفاهیم وارد در معرفی این حق، حکمت این حق را بیان میکند.
ایشان میگویند: جنس زن و مرد متفاوت از یکدیگرند و طبیعت این دو نوع بر این است که بر اساس این تفاوتها همیشه جنس نر خواهان جنس ماده میباشد.
عرفاً این که جنسی پی جنس دیگر باشد را به کل عالم هستی تعمیم دادهاند. جنس مؤنث به خاطر کمالاتی نظیر زیبایی، لطافت و... باعث شده که جنس نر عاشق زن شود و خواستار جنس مؤنث باشد و زن موجودی که همیشه خواهان دارد، مطرح باشد.
به خاطر همین هم مرد در طول تاریخ خواستار زن بوده و او به خواستگاری زن میرفته است. حتی در دوران «زنشاهی» نیز مرد به قبیله زن میرفته و از او خواستگاری مینموده است.
اینکه مرد خواهان زن باشد، باعث میشود زن ارزش پیدا کند. مرد با این نیروی قوی بدنی و برتری جسمی، به پای زن میافتد و از او خواستگاری میکند و یا حتی با رقیب عشقی خویش به درگیری میپردازد! در این حال ارزش زن در نظر پایین جلوه میکند، اگر خود را رایگان در اختیار مرد قرار دهد. بر اساس همین اصل و قانون است که زن باید در مقامی خودش را معرفی کند که بگوید: این تو هستی که به من نیاز داری و نه من به تو و جنس مرد باید در شکلی ظاهر شود که اوست که باید چیزی به زن نثار کند تا زن در مقابل او آری بگوید و برای همین به مهریه در نظام اسلام «صداق» اطلاق میشود؛ یعنی نشانی از صداقت مرد از عشق و محبت او به زن، مرد باید به او هدیه ببخشد.
قرآن هم صداق را به عنوان «نحله» یعنی یک تعارف بیان میکند. اشتباه میکنند کسانی که میگویند «مهر» یعنی ثمن، یعنی بها، یعنی پول برای خرید. نه، قرآن میگوید: این نحله و هدیه است [همانطور که] وقتی شما میخواهید کسی را راضی کنید به شکلی که نیاز شما را رفع میکند، شما به او هدیه میدهید نه او به شما.
تعبیر دیگر قرآن «صداق» است. صداق، یعنی چیزی به علامت اینکه علاقه من علاقه راستین است؛ صادقانه است، دروغین نیست برای شهوترانی نیست، برای حسودی نیست، برای فریب دادن نیست، از روی حقیقت است.
این نظریه حکمت تشریع مهریه در اسلام را تا حدی بیان میکند و یا حداقل یکی از مهمترین حکمتهای تشریع مهریه را بیان میدارد.
در پایان باید اذعان داشت که فلسفه حقیقی و تامّ تشریع مهریه فقط در نزد شارع مقدس میباشد و سعی ما بیان نمودن حکمتهایی از تشریع مهر تا جایی که برایمان ممکن بود، است.
در مقابل نظریاتی که تا به حال ذکر شد که در اصل، به نیکو بودن مهریه خدشهای نداشتند و فقط در تبیین هدف تشریع مهریه اختلاف داشتند، نظری وجود دارد که میگوید: اخذ و اعطا و معادلهای آن را یک سنت جاهلی و یادگار عصری میدانند که در آن زن به عنوان یک کالا مورد خرید و فروش واقع میشد و نهایتاً اینکه اسلام با اتخاذ سیاستهای ویژهای، این سنت را تعدیل نموده است. طبق این تحلیل، تنها تفاوت اسلام با سایر عرفها در تعیین جایگاه این سنت، توجیه فلسفه تشریع و ایجاد برخی تغییرات حقوقی در کم و کیف آن است؛ اما ماهیت آن هنوز باقی است، پس بر اساس این دیدگاه مهریه یک نظام جاهلی است و باعث تنزل مقام زن و پایین آمدن شأن اوست.
این عده میگویند مهریه باعث میشود به زن مثل یک کالای تجاری نگاه شود و باعث خرید و فروش او میشود و نیز باعث مالکیت مرد بر زن میشود و این حتی با بهترین تعبیر عوض در مقابل منافع زن میباشد که شأن زن را پایین میآورد.
در مقابل این نظریه میتوان گفت: حکمتهای گوناگونی که از سوی بسیاری از محققان با توجه به آثار و کارکردهای این نظام مقدس ارائه شده است، مهریه یک ضرورت برای نظام خانواده تلقی میشود که میتواند کارکردهای متفاوت فردی و اجتماعی داشته باشد و تاکید این نکته لازم است که طبق نظر صحیح، مهریه در قبال فروش زن و یا حتی در قبال منافع زن نمیباشد، بلکه صداقی برای نمایش عشق مرد به زن میباشد که فواید بسیاری هم دارد که وجود آن را ضروری مینماید.
فوائد مهریه در نظام اجتماعی
ـ مهر تدبیری ماهرانه در متن آفرینش
اولین نظریه تفسیری در این خصوص، نظریهای است که خاستگاه نهاد مهر را در اقتضائات طبیعی پیوند زناشویی و ویژگیهای روانی و فطری طرفین این رابطه جستجو میکند و بالطبع درجه انطباق این پدیده تشریعی با زیرساختهای طبیعی آن، معرفی میزان مقبولیت و معقولیت آن در یک نظام حقوقی خواهد بود.
شهید مطهری(ره) با توجه به طبیعی دانستن مبانی حقوقی خانواده، مهر را نتیجه یک تدبیر ماهرانه در متن آفرینش جهت ارضای برخی نیازهای فطری، تعدیل روابط زن و مرد، بالا بردن ارزش و اعتبار زن و به طور کلی، رعایت برخی ملاحظات روانی و اجتماعی دانسته است.
مهر با حیا و عفاف زن یک ریشه دارد. زن با الهام فطری دریافته که عزت و احترام او به این است که خود را رایگان در اختیار مرد قرار ندهد و به اصطلاح شیرین بفروشد.
ـ مهر، مکمل سهمالارث زن
برخی از متفکران مسلمان مانند استاد مطهری، علامه جعفری و آیت الله جوادی آملی، مهر را به عنوان یکی از حقوق مالی زن در نظام حقوقی اسلام، مکمل سهمالارث وی در این نظام عنوان کرده اند.
بر اساس قواعد فقهی کتاب الارث، سهم اولاد اناث از ما ترک والدین نصف سهم اولاد ذکور است. توجیه این نقصان آرای مختلفی را بر انگیخته که یکی از آنها همین مسأله مهر میباشد.
ـ مهر پاداش اختصاصی بودن زن
حساسیت اسلام در خصوص طهارت مولد و حفظ انساب، ارضای تمایلات طبیعی، تربیت و تزکیه نفوس، استحکام خانواده، موجب شده تا در ارضای درست این غریزه اصیل و محوری، سیاستهای خاصی را اتخاذ کند.
یکی از آنها «تمکین انحصاری زن برای مرد» میباشد که اسلام مهر را پاداش همین تمکین انحصاری قرار داده است.
ـ مهر، وثیقهای در مقابل حق طلاق
برخی نیز مهر را وثیقهای مالی در مقابل حق طلاق مرد یا ابزاری اقتصادی جهت کنترل تمایلات نوجویانه و دوباره یا چندباره گزینی مرد، ایجاد مانع در راه اعمال این حق به عنوان تنها راه پایان دادن به اختلاف فیمابین یا احیاناً تمسک به آن در راستای اجرای سیاستهای ظالمانه به جای اتخاذ تدابیر خردمندانه میدانند.
لازم به ذکر است که فواید دیگری نیز برای مهریه از سوی محققان و صاحبنظران بیان گشته که در این نوشتار مجال تفصیل آن نیست، مانند مهر و نقش آن به عنوان یک بیمه اجتماعی، مهر پاسخی به هزینههای ضروری ثانوی، مهر پاداش فعالیتهای مبتنی بر تقسیم کار طبیعی، مهر هدیهای جهت توسعه شبکه خویشاوندی، مهر راهی برای تثبیت غیر مستقیم خانواده، مهر سیاستی اقتصادی جهت توزیع ثروت و...
مهر در آیات و روایات
الف) مهر در آیات
قرآن کریم در آیاتی چند، به تشریع ابعاد حقوقی و اخلاقی مهر پرداخته است. یکی از نکات قابل توجه در این آیات کاربرد تعابیر متعددی چون صدقه، متاع، فریضه و اجر در معرفی این حق مالی است که به احتمال زیاد، افزون بر رعایت تفنن و شیوایی، از تعدد حیثیات آن حکایت میکند. قرآن علاوه بر تشریع و تعیین مهر، بر ادای درست و تأدیه آن نیز الزام کرده و به طور تلویحی، احترام همسر و رعایت حقوقی او را در قالبهای مختلف به همگان متذکر شده است.
آیات به ترتیب اهمیت عبارتند از:
1ـ «و ءاتو النساء صدقاتهن نحله فإن طبن لکم عن شیء منه فکلوه هنیئا مریئا؛ مهر زنان را به ایشان با خوشدلی بدهید و اگر به طیب خاطر خویش، چیزی از آن را به شما بخشیدید، آن را نوشین و گوارا بخورید.»
2ـ «لاجناح علیکم ان طلقتم النساء ما لم تمسوهن او تفرضوا لهن فریضة و متعوهن علی الموسع قدره و علی مقتر قدره متاعا بالمعروف حقا علی المحسنین؛ بر شما گناهی نیست که زنانی را که به آنان نزدیکی نکرده و مهر نیز تعیین نکردهاید طلاق دهید ولی آنان را به عطیهای بهرهمند سازید. عطیهای که به وجه پسندیده بر عهدة توانگر به اندازه توانش و بر تنگ دست نیز به اندازه توانش نهاده شده که بر نیکوکاران مقرر است.»
3ـ «و ان طلقتموهن من قبل أن تمسوهنّ و قد فرضتم لهنّ فریضه فنصف ما فرضتم؛ و اگر پیش از نزدیکی با آنان خواستید طلاقش بدهید و مهری برایشان تعیین نکرده بودید پرداخت نیمة آن برعهدة شماست.»
4ـ «و للمطلقات متاع بالمعروف حقا علی المتقین؛ و برای زنان طلاق داده شده باید عطیهای در حد عرف تعیین گردد که بر پرهیزگاران مقرر است».
علاوه بر آیات یاد شده آیات متعدد دیگری نیز وجود دارد که از جمله میتواند به آیه 24 و 25 سورة نساء، آیه 5 سورة مائده و آیات 49 و 50 سوره احزاب و آیه 10 سورة ممتحنه اشاره کرد.
صریحترین و روشنترین آیه از میان آیات مذکور، ظاهر آیه 4 از سوره نساء است، به همین جهت عمده مباحث مطرح شده از سوی مفسران در خصوص مهر، بر محور آن تجمع یافته است و این جا به نقل از یکی از جامعترین و گویاترین تفاسیر از آیه مذکور که در غالب گزارههایی چند بیان شده میپردازیم.
1) وجوب پرداخت مهریه زنان(واتوا النساء صدقاتهن) که کلمه صدقات جمع صدقه به معنای مهریه است.
2) زنان مالک مهریه خویش هستند(واتوا النساء صدقاتهن).
3) استقلال مالی زن در نظام خانواده
4) لزوم پرداخت مهریه به خود زنان از اینکه در آیه شریفه آمده و اتوا النساء صدقاتهنّ و مقربون و اتوا صدقات النساء معلوم میشود که مهریه زنان را باید به خود آن پرداخت نمود.
5) مهریه هدیهای از سوی مردان به همسران خویش است چون کلمه نحله حال است برای صدقاتهنّ و به معنای عطیه و هبه بدون عوض است.
6) مهریه دینی است برای زنان بر عهده مردان، چون نحله عبارت است از فریضه مالی و فریضه مالی در حقیقت دین است.
7) سرپرست زن از گرفتن مهریه برای خویشتن ممنوع است ـ و اتوا النساء صدقاتهنّ ـ امام باقر(ع) درباره این آیه فرمود: «هذ خطاب الاولیاء لان الرجل منهم کان اذا زوّج ایمه اخذ صداقها دونها منها هم الله عن ذالک» [مخاطب آیه اولیای زن هستند چه عادت بر این بود که هنگام ازدواج اولیاء ذکور زن صداق او را دریافت میکردند و خداوند ایشان را از این عمل نهی فرموده است].
ب) مهر از دیدگاه روایات
روایات متعددی در خصوص اهمیت و جایگاه مهر، ضرورت تعیین آن در عقد نکاح، الزام حقوقی و اخلاقی به پرداخت آن، آثار دنیایی و آخرتی ناشی از تسامح و بیمبالاتی در ادای آن، بر حذر داشتن مردان از بیتوجهی و تضییع آن و در مواردی با سفارش به بخشش رضامندانه آن از سوی زن با هدف القای علایق مشترک و تحکیم و تثبیت مبانی خانواده وارد شده که از باب نمونه در ذیل به برخی موارد اشاره میکنیم.
قال رسول الله(ص): «ان الله لما خلق الدنیا و لم یخلق فیها ذهبا و لا فقة، فلما ان اهبط آدم و حواء انزل معها ذهبا و فضه فسلکهما ینابیع فی الارض منفعه لاولادهما من بعدهما و جعل ذلک صداق آدم لحواء فلا ینبغی لا احد ان یتزوج الا بصداق؛ رسول خدا(ص) فرمود: خداوند هنگامی که دنیا را خلق کرد، هنوز در آن طلا و نقره را نیافریده بوده و زمانی که آدم و حواء به زمین هبوط کردند طلا و نقره نیز به همراه آنها نازل شد و به صورت چشمههایی برای استفاده اولاد آنها که بعدها خواهند آمد، جریان یافت و خداوند آن را به عنوان صداق آدم برای حواء قرارداد پس سزاوار نیست کسی بدون صداق ازدواج کند)».
عن ابی عبدالله(ع): فی المراء تهب نفسها للرجل ینحکها بغیر مهر. فقال: «انما کان هذا للنبی و اما غیره فلا یصلح هذا حتی یعوضها شیئا یقدم الیها قبل ان یدخل بها قد لو کثره و لو ثوب او درهم و قال یجزی الدرهم
امام صادق درباره زنی که بدون مطالبه مهر به نکاح با مردی رضایت داده بود فرمود، ازدواج بدون مهر [هبه کردن خود بدون مطالبة عوض] از اختصاصات پیامبر اکرم(ص) است و برای دیگران همچنین امری جایز نیست، مگر آن که چیزی کم یا زیاد شود؛ هر چند جامهای یا درهمی باشد، قبل از زناشویی به همسر خویش بپردازد و در ادامه فرموده برای مهر پرداخت یک درهم کفایت میکند.
قلت لابی عبدالله المراة انزوجها ایصلح لی ان اواقها و لم انفذها من مهرها شیئاً؟ قال: هم انما هو دین علیک
راوی میگوید به امام صادق(ع) عوض کرد: زنی را به نکاح خویش در آوردهام، آیا مجازم قبل از پرداخت مقداری از مهریه وی با او مزاوجت کنم؟ حضرت فرمود: بله مهریه دینی برعهده تو است.
روایت سوم: عن النبی قال: خیر مال المرء مأموره او تسله مأبوره. پیامبر اکرم(ص) فرمود: بهترین دارایی زن، مهریه با برکت و پرفایده و نخلستان بیثمر است.
قال رسولالله(ص): ان الله لیغفر کل ذنب یوم القیله الامهر امرأة. پیامبر اسلام(ص) فرمود: خداوند هر گناهی را در روز قیامت میبخشد مگر گناه عدم پرداخت مهر زن.
قال ابو عبدالله(ع): السراق ثلاثه: مانع الزکاة و منحل مهور النساء و کذالک من الستداق دنیا و لم ینو قضاءه
امام صادق(ع) فرمودند: دزدان سه گروهند: آنان که از دادن زکات امتناع میورزند، کسانی که مهر زنانی را بر خود حلال میکنند و افرادی که قرض میگیرند اما نیت ادای آن را ندارند.
قال النبی(ص): ایها المراء تصدقت علی زوجها قبل ان یدخل بها الاکتب الله لها بکل دینار عتق رقبه. قیل یا رسولالله فکیف بالهبه بعد الدخول؟ قال انما ذالک من الموده و الالفه؛ پیامبر اکرم(ص) فرمود: هر زنی قبل از زناشویی مهر خویش را به همسرش ببخشد خداوند در مقابل هر دیناری که میبخشد پاداش آزاد کردن یک بنده را در نامه اعمال او ثبت میکند سؤال شد بخشش مهر بودن حصول زناشویی چگونه است؟ حضرت فرمود این امر نشانه دوستی و علاقمندی ایشان به یکدیگر است.
عن ابی عبدالله(ع) قال: ثلاث من النساء یرفع الله عنهنّ عذاب القبر و یکون محشرهن مع فاطمه بنت محمد امراء صبرت علی خیره زوجها و امراءه صبرت علی سوء خلق زوجها و امراء و هبت صداقها لزوجها. یعطی الله کل واحده منهن ثواب الف شهید و یکتب لکل واحده منهم عباده سنه. امام صادق(ع) فرمودند: عذاب قبر از سه طایفه از زنان برداشته میشود و با فاطمه دختر پیامبر محشور خواهند شد. زنی که بر غیرتورزی شوهرش صبر کند، زنی که در مقابل اخلاق ناپسند شوهرش شکیبا باشد و زنی که مهر خود را به همسرش ببخشد. خداوند به هر یک از آنها ثواب هزار شهید اعطاء کرده و برای هر یک ثواب یک سال عبادت منظور میفرماید.
اقسام مهریه در فقه
1. مهر المسمّی؛ مالی معین است که به هنگام عقد ازدواج یا پس از آن با توافق طرفین یا نمایندگان آنها تعیین میشود. این مال ممکن است عین باشد، مانند خانه معیّن، یا منفعت، مانند اجاره بهای خانه معین، یا عمل باشد دارای ارزش عقلی و شزعی، مانند تعلیم فن و یا حق مانند دین شخص ثالث.
2. مهر المثل؛ اگز در حین عقد مهر تعیین نشود یا عدم آن شرط گردد یا مهر المسّمی باطل گردد و آمیزش هم واقع شده باشد، زن مستحق مهر المثل خواهد شد؛ یعنی مهر مطابق زنان همتای او تعیین خواهد شد.
3. مهر المتعه؛ هرگاه در حین عقد، مهر تعیین نشده باشد و یا عدم آن شرط گردد و مرد بخواهد قبل از نزدیکی، همسر خود را طلاق بدهد، میبایست مبلغی را به عنوان مهر المتعه به او بپردازد. در تعیین مهر المتعة، وضع مالی و توان اقتصادی مرد را ملاک قرار میدهند نه شأن زن.
4. مهر السّنتة؛ در اصطلاح فقها، به مقدار مهری که پیامبر اکرم(ص) برای همسران و دختران خویش تعیین میکردند، مهر السنتة گفته میشود. مقدار مهر السنتة پانصد درهم است و شایسته است مهر زنان مسلمان نیز به همین مقدار باشد.
مقدار مهریه
در مورد مقدار مهر در فقه امامیه دو نظریه وجود دارد: برخی معتقدند که مقدار مهر نباید بیش از «مهرالسنة» باشد. امّا مشهور فقها معتقدند مقدار مهر از نظر کمی و زیادی هیچ محدودیتی ندارد، ولی رعایت مهر السنة مستحب و زیاد از آن مکروه است.
اسلام، مهریّه را وسیله ارزش گذاری زن نمیداند؛ از این رو کوشیده است نگرش به مهر را تغییر داده، برای ارزش زن و استحکام خانواده عوامل دیگری معرفی کند. از نگاه دینی، مهریه سنگین زن مایه شومی و بد قدمی اوست و برترین زنان کسانی هستند که خوبرو و کم مهراند.
نتیجه
مهریه و تبیین فلسفه آن مسالهای است که پیرامون آن بسیار اختلاف شده است و اندیشمندان مسلمان و غیر مسلمان پیرامون آن گفتههای بسیاری مطرح نمودهاند که به نظر ما گفتار شهید مطهری که مهریه را با توجه به خصوصیات فطری و زیستی زن مطرح میکند، صحیحتر است.
همچنین درباره کیفیت مهریه در بین تمدنهای گوناگون، اختلافات زیادی است که بستگی کامل به عرفها و نگرشهای حاکم در جامعه داشته که البته این اختلافها به گونهای نیست که تسالم اقوام در مورد اصل مهریه را در طول تاریخ از بین ببرد. /909/701/ر
علیرضا استادیان خانی
1- دِورانت ویل، تاریخ تمدن؛ سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی 1370 ج1 ص289
2- بار تروبکر، تاریخ اندیشه اجتماعی، ترجمه یوسفیان و مجیدی، انتشارات امیرکبیر ج1 ص121
[1] دورانت، ویل، همان، ج 2، ص 61.
[1] - دورانت ویل، پیشین، ج 2، ص 337
[1] - مورگان، لوئیس هنری: جامعه باستان، ترجمه محسن ثلاثی؛ موسسه مطالغات فرهنگی،1371، ص 673
[1] - جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، البعه الثانیه، بیروت، دارالعلم للملایین، الجزء الخامس، ص 530-532
[1] - عملی، حر، وسائل الشیعه، ج 14، ابواب نکاح و اوالیاء العق، باب 27
[1] قرآن کریم، سوره نساء ،آیه 19
[1] - شرف الدین، سید حسین؛ تبیین جامعه شناختی مهریه،انتشارات موسسه امام خمینی، 1380، ص64
[1] - همان،ص 67
[1] - همان، ص68
[1] دورانت، ویل، پیشین، ص 855.
[1] ـ حجازی، بنفشه؛ زن به ظن تاریخ؛ نشر شهرآب،1370، ص178-179
[1] - فرهاد افرامیان، مقاله نکاح و مهریه در فقه یهود و مقایسه آن با قانون مدنی، سایت انجمن کلیمیان به آدرس www.iranjewish.com
[1] وکیلی، الهه، نگرش تطبیقی زن در آینه قرآن،سازمان تبلیغات اسلامی،1370،ص136
[1] هگل، تشریح مهر را تدبیری حقوقی جهت تأمین زن در شرایط مرگ شوهر، طلاق میداند. (هگل، عناصر فلسفه، ترجمه ایرانیطلب، انتشارات
پروین، ص 223)
2- عاملی، حر؛ وسائل الشیعه،ج 15، ابواب المهمور، باب 11، ح 9
[1] طوسی، محمد بن الحسن، المبسوط فی فقه الامامیه، چ 2، ج 4، ص 271.( با دخل و تصرف)
[1] ابن عربی؛ احکام القران؛ بیروت: دارالکتب الاسلامیه، 1416،ج1،ص414.
[1] علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج4، ص 169.
[1] مصطفوی المراغی، تفسیر المراغی، چ 2، ج 5، ص 7.
[1] - الطبرسی؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛ بیروت؛ ج2، 1408،ج1،ص12
[1] مطهری، مرتضی، نظام حقوق مالی زن در اسلام، با دخل و تصرف، همچنین نگاه کنید کتاب آشنایی با قرآن: انتشارات صدرا، 1369،ج4، ص92
[1] المدنی، محمد، المجتمع الاسلامی، مصر، المجلس الاعلی لشون الاسلامی، ص 209.
[1] شریعتی، علی، زن( مجموعه آثار شماره 21)چ2، انتشارات سببز، 1362، ص 243 الی 246
[1]- رابرتسون، یان؛ در آمدی بر جامعه، ترجمه حسین بهروان،چ2، انتشارات آستان قدس رضوی، 1374،ص319
[1] - [1] مطهری، مرتضی، نظام حقوق مالی زن در اسلام.
[1] مطهری مرتضی، پیشین، مبحث مهریه در اسلام.
[1] همان
[1] جعفری، محمد تقی، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه،چ2، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1371، ج11،ص300
[1] - جوادی املی، عبدالله، زن در اینه جلال و جمال،چ4، مرکز نشر فرهنگی رجا، 1374، ص404
[1] شرف الدین، سید حسین؛ تبیین جامعه شناختی مهریه،انتشارات موسسه امام خمینی، 1380، ص240
[1] -همان،ص242
[1] همان، جمع بندی نظریات از ص250 الی 312
[1] نساء، 4.
[1] بقره، 236.
[1] هاشمی رفسنجانی، اکبر، تفسیر راهنما، دفتر تبلیغات اسلامی، 1373، ج 3، ص 282 ـ 284.
[1] عاملی حر، وسایل الشیعه، ج 15، ابواب المهور، باب 7، ج 4.
[1] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 103، ابواب المهور، باب 17، ج 35.
[1] همان.
[1] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 103، ابواب المهور، باب 17، ح 35.
[1] عاملی، حر، وسایل الشیعه، ج 15، ابواب المهور، باب 11، ح 1.
[1] همان.
[1] همان.
[1] - حسین صفایی واسدالله امامی،حقوق خانواده،ج 2، انتشارات تهران،1370، ص 195.
[1] - ر.ک:وسائل الشیعه،ج 21، ص 228.
[1]- درباره مهر السنه و میزان آن مراجعه کنید:
-بحار الانوار-ج 16 ص 10 و 12 و 19
-سیره حلبیه ج 1 ص 165 و سیره ابن هشام ج 1 ص 190 و سیره المصطفى ص 60و سیره النبى ج 1 ص 206.
-بحار الانوار ج 16 ص 19.
-منتقى النقول ص 139 گ.
- بحار الانوار ج 103 ص 347 به بعد.
-معانى الاخبار ص 214.فروع کافى ج 2 ص 20.
-من لا یحضره الفقیه ج 3 ص 398.
[1] - ر.ک: شرح لمعه،ج 2، ص 97؛جواهرالکلام،ج 31،ص 17؛ وسائل الشیعه، ج 15، ابواب المهور، باب 9.
[1] - بحارالانوار، ج 61، ص 327، باب 7.