۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۸:۵۳
کد خبر: ۱۰۴۷۸۴
در گردهمایی معاونان فرهنگی حوزه‌ علمیه خواهران مطرح شد؛

استنباط‌ دینی در زمینه فرهنگ سبب کارآمدی جامعه در عرصه‌های گوناگون می‌شود

خبرگزاری رسا ـ نویسنده کتاب‌«برنامه‌ریزی فرهنگی» گفت: مجموعه آنچه از دین به عنوان فرهنگ استنباط می‌شود، جامعه را در تمام بخش‌ها کارآمد می‌‌کند.
سهيلي
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، محمد سهیلی، معاون بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس خراسان رضوی، عضو هیئت مدیره سازمان فرهنگی و تفریحی شهرداری مشهد، نویسنده کتاب «برنامه ریزی فرهنگی»، صاحب چندین مقاله در جشنواره های مختلف و داور جشنواره طرح ها و اندیشه های فرهنگی، در دومین روز از گردهمایی معاونان فرهنگی حوزه های علمیه خواهران کشور، که صبح امروز در محل اردوگاه ثامن الحج(ع) مشهدق مقدس برگزار شد، به تبیین و تشریح مفوم فرهنگ پرداخت و گفت: مفهوم فرهنگ، در انسان شناسی و جامعه شناسی در بر گیرنده مفاهیمی از قبیل نقش‌ها، مدل‌ها، ارزش‌ها و نمادها است و با استفاده از آن می‌توان به سطح جامعه شناسی واقعیت کلان اجتماعی رسید.

وی در تعریف مبحث آشنایی با فرهنگ، عنوان کرد: انسان به جهت نیازها، بهره‌ها، برخورداری ها، کارها و فعالیت هایش دارای ماهیت اجتماعی و زندگی جمعی است و بنابراین برنامه هایش جز با تقسیم کارها، بهره‌ها و رفع نیازمندی ها در داخل یک سلسله سنن و نظام ها میسر نیست.

وی ادامه داد: نیازهای مشترک اجتماعی و روابط ویژه زندگی انسانی، آنچنان انسان ها را به یکدیگر پیوند می‌دهد و به زندگی آنها وحدت می‌بخشد که افراد آن در حکم مسافرانی هستند که در یک اتومبیل، هواپیما، کشتی و یا قطار سوارند و برای مقصدی در حرکتند و همه با هم به منزل می‌رسند و یا همه از رفتن باز می‌مانند و یا همه با هم دچار خطر می‌شوند و سرنوشت یکسانی پیدا می‌کنند.

معاون بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس خراسان رضوی، نیز اشاره کرد: شهید مطهری جامعه را مرکب حقیقی و از نوع مرکبات طبیعی و ترکیب روح ها، اندیشه‌ها، عاطفه‌ها، خواست ها، اراده‌ها و بالاخره ترکیب فرهنگی می دانند و نه ترکیب تن‌ها و اندام‌ها و این مسأله مورد تأیید کلام وحی است.

وی افزود: قرآن برای امت‌ها سرنوشت مشترک، نامه عمل مشترک، فهم و شعور، عمل، طاعت و عصیان قائل است، از این رو بدیهی است که جامعه اگر وجود عینی نداشته باشد، سرنوشت، فهم، شعور، طاعت وعصیان معنی ندارد و بدین جهت قرآن نوعی حیات، مرگ جمعی و اجتماعی حقیقی و نه تشبیهی و تمثیلی برای جوامع قائل است.

عضو هیئت مدیره سازمان فرهنگی و تفریحی شهرداری مشهد، سپس با بیان اینکه فرهنگ دارای چندین خصوصیت است، تشریح کرد: نخستین خصوصیت فرهنگ این است که با حضور افراد شکل گرفته و تداوم می‌یابد، و دومین ویژگی آن این است که آنچه قبل از هر چیز فرهنگ را می‌سازد شیوه‌های فکر، احساس و عمل مشترک بین افراد متعدد است، بنابر این فرهنگ جامعه لزوما باید بین افراد جامعه مشترک باشد.

وی شیوه اخذ یا انتقال فرهنگ را از دیگر خصوصیات آن خواند و ابراز داشت: اخذ فرهنگ ناشی از اشکال و ساز و کار‌های فرآیند یادگیری است حتی برخی در تعریف بیان می کنند «فرهنگ عبارت است از تمامی آنچه که یک فرد برای زندگی در یک جامعه خاص باید فراگیرد».

سهیلی در بخش دیگری از سخنانش بیان کرد: در دیدگاه اسلام، هدف انبیا در فرهنگ دینی، همان کار کردی شدن فرهنگ است، به عبارت دیگر فرهنگ نظری و آرمانی را به فرهنگ ملی و واقعی تبدیل نمودن، بنابراین مجموعۀ آنچه از دین به عنوان فرهنگ استنباط می‌شود، جامعه را در تمام قسمت ها کارآمد می‌نماید و این همان کارآمدی فرهنگ اسلامی است.

وی حیات جمهی و اجتماعی جوامع انسانی را معادل با حیات فرهنگی ارزیابی کرد و افزود: رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران در این خصوص در جلد ششم کتاب صحیفه نور می فرمایند « فرهنگ باید متحول بشود. تحول می‌خواهد. بزرگترین تحولی که باید بشود در فرهنگ باید بشود؛ برای اینکه بزرگترین موسسه ای است که ملت را یا به تباهی می‌کشد یا به اوج عظمت و قدرت می‌کشد».

وی اضافه کرد: با توجه‌ به ‌جامعیت‌ و اشراف‌ فرهنگ ‌بر نظام‌اجتماعی‌ و گسترش ‌عوامل‌ تأثیر‌گذار ‌بر فرهنگ‌، طرح‌ریزی ‌فرهنگی ‌به‌معنای‌ شکل‌دادن ‌به‌ فرهنگ ‌به‌گونه‌ای ‌که ‌مورد نظر است ‌میسر نیست.

نویسنده کتاب «برنامه ریزی فرهنگی»، با اشاره به سخنان حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی که در سال 82 انجام شد، گفت: رهبر معظم انقلاب اسلامی در این دیدار می فرمایند «‌در قبال فرهنگ، دو تفکر افراطی وجود دارد، عده‌ای فرهنگ را مقوله‌ای رها و غیر قابل مدیریت می‌دانند و در مقابل عده دیگری معتقدند باید با سخت‌گیری شدید و کنترل همه مسائل، قالب‌های خاصی را در فرهنگ عمومی تحمیل کرد، هردوی این برخوردها افراطی و مضر است و به مقوله فرهنگ باید با نگاه معقول اسلامی نگریست».

سهیلی در ادامه به تبیین مدل برنامه ریزی برای تشکل‌های فرهنگی پرداخت و اظهار داشت: اصل مداومت در برنامه ریزی برای تشکل‌های فرهنگی مبنی بر این است که نظر به وجود رویدادهای غیر قابل پیش بینی ـ برنامه ها هرچقدر که با دقت تدوین شده باشند ـ مطابق انتظار پیش نمی‌روند، بنابراین آثار مورد انتظار از اجرای برنامه ها و فرضیات بنیادی این انتظارات را باید به طور مداوم بررسی کرد و از این بررسی برای تعدیل مداوم برنامه ها استفاده نمود.

وی جهت گیری هماهنگ با رسالت و چشم انداز، برنامه ریزی هدف ها، برنامه ریزی وسیله ها، برنامه ریزی منابع، طرح اجرایی و کنترل را از مراحل برنامه ریزی فرهنگی عنوان کرد و ابراز داشت: برنامه‌ریزی یعنی تعیین هدف های درست (انتخاب مسیر، راه، وسیله یا روش درست یا مناسب برای تأمین اهداف). /968/پ202/س
ارسال نظرات