۰۸ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۴:۴۹
کد خبر: ۱۰۵۷۰۹
رییس دانشگاه باقرالعلوم:

فخرفروشی در کارهای خیر مذموم است

خبرگزاری رسا ـ رییس دانشگاه باقرالعلوم(ع) گفت: فخر فروشی منجر به تکبر وعدم توجه به نصیحت‌ها، پند و اندرزها و اظهارنظر دیگران می شود.
حجت الاسلام محمدجواد ارسطا


به گزارش خبرگزاری رسا به نقل از روابط عمومی دانشگاه باقرالعلوم(ع) حجت الاسلام محمد جواد ارسطا طی سخنانی در سلسه نشست های خود با اساتید ودانش پژوهان این دانشگاه، با اشاره به حکمت 454 نهج البلاغه، یکی از مذموم ترین صفات را از نگاه امام علی(ع) فخر فروشی دانست و اظهارداشت: این امام همام در این حکمت تصریح می کنند که « ما لابن آدم والفخر، اوله نطفه و آخره جیفه ولا یَرزُق نَفسَه ولایدفع حَتفَه» انسان را با فخر فروشی چه کار؟ اول کارش نطفه ای است و آخر کارش تبدیل به مردار می شود، نه می تواند روزی خود را تامین کند و نه می تواند مرگ را از خود دفع نماید.

وی افزود: فخر فروشی یعنی افتخار کردن به هر چیزی ولو آن چیز مثبت و خوب باشد و از این طریق، خود را برتر از دیگران دانستن بنابراین فخر فروشی فردی که سالیانی است در حوزه مشغول تحصیل و تدریس است یا اینکه نماز شب می خواند و به این وسیله خودش را بر دیگران ترجیح می دهد، مذموم است.

معاون آموزش دفتر تبلیغات اسلامی تصریح کرد: آنچه در فخر فروشی مذموم است، همین ترجیح دادن خود بر دیگران ولو به واسطه کارهای خیر و مثبت می باشد.

رییس دانشگاه باقرالعلوم(ع) در تبیین این مطلب با ذکر حدیثی از پیامبر اکرم(ص) ادامه داد: پیامبر اکرم می فرمایند: من آقای همه فرزندان آدم هستم ولی فخر فروشی نمی کنم، یعنی به سیادت هم نمی توان فخر فروخت، آن هم سیادتی که در خود پیامبر است که اصل هر سیادت می باشد.

حجت الاسلام ارسطا در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به حدیثی از امام محمد باقر(ع) اظهارداشت: روزی سلمان فارسی در میان جماعتی از قریش در مسجد النبی(ع) نشسته بودند، این جماعت از حسب و نسب خود می گفتند تا اینکه نوبت به سلمان رسید، فردی از او پرسید: ای سلمان، به ما خبر بده که تو کیستی، اصل و نسبت چیست؟ سلمان فارسی پاسخ داد: من سلمان هستم، پسر بنده خدا، من گمراه بودم خداوند بواسطه پیامبر مرا هدایت کرد، من نیازمند بودم خداوند به واسطه پیامبر مرا بی نیاز کرد، من بنده بودم خداوند به واسطه پیامبرمرا آزاد کرد، نسب و حسب من این است.

در همین حین پیامبر اکرم وارد مسجد شدند و از سلمان جریان را پرسیدند و سلمان هم برای پیامبر جریان را توضیح داد، بعد پیامبر اکرم خطاب به جماعت قریش گفتند: ای جماعت قریش، بدانید که حسب یک انسان دین او، مروت و جوانمردیش اخلاق پسندیده او و اصل و ریشه اش عقل اوست.

بعد خطاب به سلمان فارسی گفتند: هیچ کدام از جماعت قریش بر تو فضلی ندارند مگر به واسطه تقوا، بنابراین اگر تو تقوای بیشتری داشته باشی بر آن ها افضل هستی.
هیچ انسانی نمی تواند خود را برتر از دیگری بداند.

حجت الاسلام ارسطا در پایان با نتیجه گیری از این روایت خاطرنشان کرد: ملاک برتری تقوا است و از آنجایی که تقوا برای هیچ کسی به طور دقیق قابل سنجش نیست و فقط خدا می تواند بسنجد، بنابراین هیچ انسانی نمی تواند خود را برتر از دیگری بداند. /901/د103/ع

برچسب ها: . . .
ارسال نظرات