لغو طرح جنجال برانگیز و حاشیه هایش

طرح جنجال برانگیز
وارد مرکز مدیریت حوزه که میشدی مطمئن نبودی بتوانی کارت را انجام دهی یا نه، فرقی نمیکرد چه کار داشتی؟ شلوغی مرکز به ویژه در ایام خاص مثل امتحانات رمق کارمند و مسؤول و مراجعه کننده را میبرید. حجتالاسلام عباسی که معاون آموزش حوزه شد با ارایه چند طرح، بسیاری از این مشکلات را حل کرد، امروز دیگر برای گرفتن یک برگ ارزیابی، ثبت نام امتحانات، گرفتن نمرهها و خیلی کارهای دیگر مجبور نیستی وقت تلف کنی، کافیست به اینترنت دسترسی داشته باشی.
اما همه مشکل این نبود، کلاسهای سطح حوزه که به دروس آزاد مشهور است خیلی آزاد بود، چندین طرح بررسی شد، اسمش مهم نبود ولی گذاشتند «استاد محوری». یعنی تو استاد را انتخاب کن و اعلام کن که سر درس کدام استاد میروی، ولی پس از انتخاب باید منظم باشی و هر روز سر درس بروی، اگر زیاد غیبت کنی درست حذف میشود، در امتحان میان سال و پایان سال هم باید شرکت کنی. به هر حال طرح نظمآوری بود، ولی برخی اساتید مخالفش شدند و برخی بزرگان را در این مخالفت همراه خود کردند، هر یک از طرفین هم دلایلی داشتند که البته ظاهرا یکی از طرفین ترجیح می داد - و می دهد - این دلایل را تنها در جلسات خصوصی با بزرگان و ... مطرح کند. این شد که طرح در آستانه اجرا ناکام ماند، ولی برخی مدارس شَبَه این طرح را اجرا کردند و برخی بزرگان را ناراحت. نتیجهاش برکناری معاون آموزش شد و لغو این طرح و ... .
باز هم امتحان از نوع شفاهی
روبهرویت دو استاد نشستهاند، چین و چروک صورت و سپیدی موهایشان نشان دهنده سالها تحقیق و تدریس و مطالعه در قم، مشهد و شاید نجف است، نفست به سختی بالا میآید، ضربان قلبت تند شده. بخوان. می گویی بسم الله و شروع میکنی، خیلی با دقت، آرام و شمرده؛ مواظبی تا اعرابی را اشتباه نکنی و لحن خواندنت با مبتدا و خبر یا شرط و جواب شرط سازگار باشد، هنوز جملهات تمام نشده که اولین سوال میخکوبت می کند؛ نقش این «ما» چیست و به کجا برمیگردد؟ ... شاید مقداری از این نگرانی به خاطر آن چیزی باشد که دهان به دهان گشته و دوستانت از سختی امتحان شفاهی برایت گفتهاند، شاید تو خوب درس نخواندهای، شاید ماهیت امتحان شفاهی این اقتضا را دارد و شاید هم ممتحنین سختگیرند... سوالها یکی پس از دیگری پرسیده میشود و تو فقط باید پاسخ بگویی، وقت فکر کردن نداری، گاهی سوالات خیلی ریز و جزیی می شود، در دلت میگویی آخر من که ده بار این متن را تدریس نکردهام که همه جزییات در ذهنم باشد.... از اتاق خارج می شوی، اضطراب داری نمی دانی قبول شدهای یا نه، ولی میدانی که حداقل نمره قبولی گل از گلت می شکفاند.
تهران شهر فراز و نشیبها است؛ هم شاهد بهترین خوبیها و هم بیننده آماج فتنه و فساد تبهکاران! در این مجال نمی خواهیم به شخص حجت الاسلام فروزش جانباز نهی از منکر، اشاره کنیم که برای رهایی جامعه از تباهی، قد علم کرده و تا پای نابینایی رفته است. اما تهران کی بیدار می شود؟ این را باید از مردمانش پرسید. از بازاریانی که به سود و زیان میاندیشند و از ملاکان که فراز و نشیب قیمت آپارتمانها روحشان را گاه می آزرد و گاه از فشاری که بر خریداران میآید پایکوبی میکنند. گونهای دیگر از نشیب و فراز تهرانیها را میتوان در لایه های اخلاقی آنان جستجو کرد، روزی شهید محبی نماد احیای روزه در ماه رمضان در میدان امام حسین شهید میشود و کمی آن طرف تر روزی را می بینیم که یک روحانی جوان در خیابان شریعتی صدمه میبیند و هر روز و هر خیابان را هم جولانگاه مزاحمانی که به منکر، عشق میورزند و با افتخار امر به منکر میکنند. اینجاست که می فهمیم کار از فراز و نشیب ها گذشته و این تهران شلوغ، خلوتگاهی برای آمران به منکر و ناهیان از معروف شده است. در این باره تذکر دائم مراجع تقلید و علما از احیا نشدن امر به معروف در جامعه گواه صادقی بر این مدعاست. تهران امروز دیگر نمیتواند انبوه مردمان دینمدار و دوستدار سلامت و پاکی جامعه را در سکوت ببیند، آیا روزی میآید که در کنار نگرانی افزایش قیمت املاک و هزینه حمل و نقل شهری، نگران شیب تند گریز از اخلاق باشیم.
فیلسوف کم حرف، تکلیف گراو جنجالی!
به سختی می توان برای توصیف آیت الله مصباح یزدی صفاتی را یافت که برای کسانی که وی را نمی شناسند، متناقض نما نباشد. آیت الله مصباح یزدی را تا پیش از سال 76 بسیاری از عموم مردم نمی شناختند و آنها که نام او را شنیده بودند، از وی شخصیتی فلسفی و اسلام شناسی کم حرف در ذهن داشتند. اما فضای سیاسی کشور و جریانی که با شعارهایی مانند نفی خشونت و تساهل و تسامح به آرامی و ظرافت به جنگ آموزه های اسلامی برخواسته بود، از این اسلام شناس کمتر رسانه ای، شخصیتی جنجالی ساخت که سخنان پیش از خطبه اش در نمازجمعه تهران، خواب بسیاری را آشفته می ساخت و البته گذر زمان دقت نظر و دوراندیشی وی را در شناخت جریان های انحرافی نشان داد.
این روزها بار دیگر آیت الله مصباح یزدی با احساس خطر از حضور جریانی با انحرافات عقیدتی و ظاهر اسلامی در لایه هایی از نظام بار دیگر تکلیف را در روشنگری و مقابله با این جریان دیده و وارد میدان شده است. این بار نیز موضع گیریهای این اسلام شناس تکلیف گرا، خواب بسیاری را آشفته و تیرهای بسیاری را به سوی او روان کرده است. آخرین نمونه از سخنان وی در مورد جریان انحرافی در چهاردهمین همایش دفتر پژوهش های فرهنگی صورت گرفت و آیت الله مصباح در سخنانی با تبیین برخی شاخصه های جریان انحرافی افزود: «ابلیس با تمام توان و تجربه اش به یاری جریان انحرافی آمده است.» اکنون نیز باید منتظر ماند و دید سرنوشت این جریان انحرافی در برابر روشنگری های فیلسوف تکلیف گرا به کجا خواهد انجامید.
حمله به زیارتگاه های مقدس برای شعله ور کردن جنگ داخلی
با نزدیک شدن به پایان سال 2011 میلادی و موعد خروج نیروهای آمریکایی از عراق، ترفندهای متفاوتی برای تمدید حضور اشغالگران در این کشور اسلامی انجام می شود. یکی از این برنامه های دامن زدن به جنگ داخلی به خصوص نزاع میان شیعه و سنی است. دشمنان عراق سال 1384 یک بار با همین هدف حرم مطهر امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) را منفجر کرده و دل دوستداران اهل بیت(ع) را خون کردند. اما با هوشیاری علمای مسلمان از این حادثه طرفی نبستند. با این همه در هفته گذشته در خبرها اعلام شد که عده ای مجددا در پی حمله به این بارگاه بودند و دست مکر الاهی نقشه شان را نقش بر آب کرد و این بار موفق به عملیات شوم خود نشدند.
رهبری مظلوم که دیگران بهتر قدرش می شناسند
هر ساله 14 خرداد سالگشت عروج رهبر محرومان و پابرهنگان جهان خمینی کبیر(ره) است و در عین حال آغاز ولایت فرزندی دیگر از سلاله زهرا(س). اما امسال لبنانی ها باز هم به ما نشان دادند که امام خامنه ای نه فقط متعلق به ایرانیان، که ولی همه آزادگان است و باز هم نشان دادند که چه بسا بیشتر و بهتر از ما قدر امامشان را می شناسند. به مناسبت سالگرد آغاز رهبری حضرت آیت الله خامنه ای، همایشی با عنوان کنفرانس بین المللی نوآوری و اجتهاد از دیدگاه امام خامنه ای در لبنان برگزار شد که در آن شخصیت های مختلف علمی، فرهنگی و سیاسی از ایران، لبنان، عراق و برخی کشورهای دیگر به سخنرانی پرداختند. اما شاید مهمترین و تاثیر گذارترین این سخنان را سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان بیان کرد. وی در بخشی از سخنانش، آیت الله خامنه ای را در رهبری، تقوا، پرهیزکاری و اجتهاد بی نظیر دانست. همچنین نصرالله به مظلومیت این رهبر بی نظیر نیز اشاره کرد و گفت: ما خود را مقابل شخصیتی بزرگ و استثنایی می یابیم وهنگامی که می بینیم بسیاری از مردم مسلمان چندان شناختی از ایشان ندارند درمی یابیم که حتی در میان امت خود و حتی در ایران نیز مظلوم هستند به نحوی که در ایران نیز برخی نسبت به مهم ترین جنبه شخصیت ایشان که همان بعد رهبری و سیاسی است شناخت چندانی ندارند. /ج/