هنگام شهادت ذکر فزت و رب الکعبه بر لبانش بود

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت الاسلام سعید سعدی، از مبلّغان و رزمندگان 8 سال دفاع مقدس است که از مهرماه سال 1359 تا تیرماه سال 1367 برای دفاع از اسلام در جبهه های جنگ حضور فعالی داشت، وی خاطرات زیادی از لحظه های حضور خود در جمع رزمندگان دارد.
شهادت با ذکر عروج امیرمومنان(ع)
من هنگام شهادت بسیاری از رزمندگان در محضر آنان بودم تنها خاطره یک شهید را هرگز فراموش نمی کنم. شهیدی که از تیپ 48 قدر از استان کهگیلویه و بویر احمد بود و تا آخر هم نامش را متوجه نشدم. عملیات کربلای 4 بود و گردان های دیگر از کنار ما عبور می کردند، بنده به مجروحان کمک می کردم و زخم هایشان را می بستم. به دلیل همجواری منطقه عملیاتی با رودخانه، مجروحان را سوار قایق می کردم و به ساحل انتقالشان می دادم، در همین حال رزمنده ای که در کنار رودخانه با صورتی زرد و آغشته به خون افتاده بود، توجهم را جلب کرد، به سوی او رفتم و به سوی ساحل کشیدمش، متوجه شدم که هر دو پایش از ناحیه بالای زانو قطع شده است.
خون به شدت از پاهای این رزمنده سرازیر بود، می دانستم که رفتنی است و شهادت نصیبش خواهد شد اما به سرعت وارد عمل شدم و خواستم که پاهایش را با پارچه ای ببندم تا خونریزی آن قطع شود. در همان لحظه نگاهی به من کرد و گفت: برادر برو به بقیه مجروحان برس، کار به من نداشته باش، بعد زیر لب شروع به تکرار یک ذکر کرد، سرم را نزدیک دهانش بردم تا ببینم چه می گوید، شنیدم که ندای امیرمؤمنان(ع) در لحظه ضرب خوردن را تکرار می کرد. صدایش آرام تر شد برای آخرین بار «فزت و رب الکعبه» را گفت و به لقاء الله پیوست./919/د103/ن