۲۸ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۸:۴۸
کد خبر: ۱۳۹۵۹۵
بخش اول؛

نقش امام خمینی در دفاع مقدس

خبرگزاری رسا ـ در تمام دوران جنگ تحمیلی امام خمینی نقش اول را در دفاع ملت ایران ایفا کرده اند. مدیریت و رفتار امام در این دوران سخت و بحرانی، بسیار راهگشا و اثربخش بوده است. ایشان با هوشیاری تمام دوران جنگ را تبدیل به «فرصتی برای انسجام مردم ایران»، «تبیین مکتب دفاعی اسلام»، «دمیدن روحیه مقاومت در بین مردم و نیروهای مسلح» تبدیل کردند.
حسين علايي
  حسین علایی/
در تمام دوران جنگ تحمیلی امام خمینی نقش اول را در دفاع ملت ایران ایفا کرده اند. مدیریت و رفتار امام در این دوران سخت و بحرانی،بسیار راهگشا و اثربخش بوده است. ایشان با هوشیاری تمام دوران جنگ را تبدیل به «فرصتی برای انسجام مردم ایران»،«تبیین مکتب دفاعی اسلام»، «دمیدن روحیه مقاومت در بین مردم و نیروهای مسلح» تبدیل کردند و توانستند در مجموع حدود دو میلیون نفر از مردم سراسر ایران را برای دفاع از کشور وکمک به نیروهای مسلح بسیج و در طول جنگ به جبهه ها اعزام نمایند.تصمیم گیری های امام در مقاطع مختلف جنگ در پیروزی های رزمندگان و موفقیت ایران بسیار موثر بود. در نهایت هم ایشان پس از هشت سال مقاومت با تصمیمی شجاعانه توانستند جنگ را در زمان بسیج همة قدرت های جهانی علیه ایران به پایان برسانند. در این مقاله به طور مختصر به نقش امام خمینی در جنگ پرداخته می شود.
با آغاز جنگ از سوی ارتش عراق، بلافاصله امام خمینی وارد عمل شدند و در ساعت 7 بعد از ظهر روز31 شهریور 1359 طی سخنانی که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد به اطلاع مردم رساندند که عراق رسماً با ایران اعلان جنگ کرده است. ایشان در این پیام روحیه آفرین صدام حسین رئیس جمهور عراق را که بانی جنگ بود خبیث خواندند[1]. امام در تمام سخنرانی های خود در دوران جنگ، دیدگاه های خود را برای مردم بیان می کردندو اهداف اسلام را در دفاع دنبال می کردند که در اینجا به بعضی از آنها اشاره می شود:
 
دیدگاه امام خمینی نسبت به جنگ
امام خمینی طی مصاحبه ای در 17/7/1359 دیدگاه های خود را نسبت به جنگ این گونه بیان می کنند: " ما به تبع اسلام با جنگ همیشه مخالفیم و میل داریم که بین همه کشورها آرامش و صلح باشد. لکن اگر جنگ را بر ما تحمیل کنند، ما و تمام ملتمان جنگجو است و با تمام قوا مقابله می کنیم ولو اینکه همه ابر قدرتها هم دنبال او باشد. برای اینکه ما شهادت را یک فوز عظیم می دانیم و ملت ما هم شهادت را به جان و دل قبول می کند. از جنگ نخواهیم هراسید و مرد جنگ هستیم، لکن مایل نیستیم به اینکه جنگ واقع بشود. الآن دولت دست نشانده و جنایتکار عراق به شهرهای ما و مردم عادی حمله کرده و دیشب نیز در دزفول حمله کردند و با موشک های خودشان، بسیاری از مردم کشتند ولی ما مواضع آنها را خواهیم زد و آتیه جنگ با ماست.... بعثی ها ان شاء الله از عراق خواهند رفت و یک دولت اسلامی در آنجا خواهد آمد. ما با کمال قدرت از خودمان دفاع خواهیم کرد و کشور عراق را از دست این جنایتکارانی که نوکر ابر قدرتها هستند، نجات خواهیم داد.... امیدواریم.... کشور و ملت عراق را که برادر ما هستند، آزاد کنیم تا خود کشور عراق و ملت بر سرنوشت خودش حکومت کند و حکومت را خودش تعیین کند. و ما برنده جنگ هستیم و هیچ تردیدی در این نیست.[2]
 
موضع امام در قبال درخواست آتش بس
پس از درخواست آتش بس از سوی عراق، امام خمینی مواضعی به شرح ذیل در برابر آن اتخاذ کردند: ایشان طی پیامی به ملت و ارتش عراق در 12/7/1359 مرقوم فرمودند: .... صدام پس از آن همه شرارت و خونریزی و حمله به شهرهای بیگناه و مسلمین بی پناه، اکنون تقاضای آتش بس کرده است. البته هر جنایتکار و غارتگری، پس از جنایت مایل است حریف، ساکت باشد تا او با کمک گیری از اشرار و دیگر همجنسان خود و تجدید قوا، به شرارت و خونریزی خود اداهد دهد. لکن ملت و قوای مسلح ما تا " پیروزی نهایی " و " انتقام جنایات حزب خونخوار بعث" از پای نخواهد نشست و به نبرد خود دلاورانه ادامه خواهند داد و به بازیگری های دزدان بین المللی اعتنا نخواهند کرد.[3]  امام خمینی جنگ را فرصتی می دانستند تا ملت غیور عراق، سکوت را شکسته و با فریاد الله اکبر به پا خاسته و دشمنان اسلام و قرآن را به سزای خودشان برساند. ایشان طی پیامی در 24/7/1359 می فرمایند: " ای عشایر دلیر دجله و فرات، فرصت را از دست ندهید و دشمن اسلام و میهن عزیز خودتان را با قیام قهرمانانه از پای در آورید و دین خود را به اسلام و قرآن مجید ادا کنید که با از دست دادن فرصت، بدبختی ها به شما رو خواهد آورد.[4]
امام خمینی در 27/7/1359 به مناسبت عید سعید قربان هدف دفاع از کشور اسلام و جهاد مقدس برای خدا را اینگونه بیان می کنند: " من امید واثق دارم که ملت ما تن به ننگ نداده و نخواهد داد و تا " سقوط رژیم منحط بعث عراق" از پای ننشینند و تا ملت شریف عراق را از اختناق و جنایاتی که بر آنان سایه شوم افکنده، نجات ندهند دست از "جهاد مقدس" بر ندارند."[5]
 
ضرورت جهاد کشورهای اسلامی ضد عراق
 از سوی دیگر امام خمینی معتقد بودند از آنجا که صدام به ما بغی کرده، طغیان کرده و هجوم کرده است، ممالک اسلامی طبق آیه شریفه فَقاتِلوُا اَلَتی تَبْغی حَتی تَفیءِ اِلی اَمرِ اللهِ[6] واجب است که با دولت عراق مقاتله کنند تا به ذکر خدا و به امر خدا بر گردد.... میزان ملتها هستند و ملتها با ما هستند.... ما همچو به صدام و حزب بعث عراق، سیلی خواهیم زد که دیگر از جای خودش بلند نشود.... صدام باید محاکمه شود همانطوری که کارتر باید محاکمه بشود.[7] امام در 6 آبان 1359 به مناسبت عید غدیر طی سخنانی درباره صلح می فرمایند: ... با کی صلح بکنیم؟ این همانی است که یک کسی بگوید که فرض کنید پیغمبر اسلام با ابوجهل صلح بکنند. آخر قابل صلح نیست. توئی که این همه جنایات به کشور خودت و کشور ما وارد کردی .... حالا فرض کنید رئیس جمهور ما .... در یک جلسه ای با شما جلسه کنند و دست بدهند و احوال پرسی کنند و بگویند بیایید بسم الله، شط العرب مال شما، دیگر ما را رها کنید. مسئله این است؟ ما جواب ملت عراق را چه بدهیم؟ حالا ملت خودمان هیچ، جواب ملت عراق را چه بدهیم که یک رژیمی که چندین سال بر او حکومت غاصبانه کرده است و آنقدر از جوان های آنها را کشته و آنقدر از جوان های آنها را معیوب کرده و آنقدر از علمای آنجا را شهید کرده و حال ما بنشینیم – ما که ادعا می کنیم مسلمانیم – بنشینیم سر یک میز و با ایشان صحبت کنیم که بیایید با هم مصالحه کنیم؟ جواب ما – حالا جواب خدا هیچ که باید جواب بدهیم – جواب انبیا هیچ که باید جواب بدهیم، جواب ملائکه الله هیچ که باید جواب بدهیم، جواب مستضعفین هیچ، که باید جواب بدهیم، جواب این ملت عراق را ما چه بدهیم.... ما چه صلحی داریم؟ .... مسئله ما مسئله مکتبی است، مسئله دلخواهی نیست. ما سر اسلام دعوا داریم.... ما با اینها هیچ راه مصالحه ای نداریم.... اسلام و ضد اسلام نمی شود با هم تفاهم کنند. بله، اسلام اجازه داده به اینکه اگر یک کسی مسلمان شد .... او را قبول کنید.... ایشان دست بردارد از این کارها و از مملکت عراق هم دست بردارد و بشود یک نفر مثل افراد عادی و توبه کند و بگوید من مسلمان شده ام، حالا اَلاِسْلامُ یَجِبُّ ما قَبْلَهُ ( اسلام آن چرا که قبلاً بوده می پوشاند. ).... این اصلاً قابل اصلاح نیست ... ماها چه کاره ایم که برویم بنشینیم با اینها صلح کنیم. [8]
 
تبیین مکتب دفاعی اسلام
امام خمینی در دوران جنگ ابعاد مختلف احکام دفاع را برای مردم روشن کردند. برای مثال ایشان در دیداری با بانوان مختلف به مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن در حسینیه جماران در 11/12/1364 خطاب به آنان فرمودند: ".... در میدان دفاع از اسلام، این از مهماتی است که بر هر مردی، بر هر زنی، بر هر کوچک و بزرگی، جزء واجبات است. دفاع از اسلام، دفاع از کشور اسلامی، احدی از علمای اسلام، احدی از اشخاصی که در اسلام زندگی کرده اند و مسلم هستند در این جهت خلاف ندارند که این واجب است.آن چیزی که محل حرف است، محل صحبت است قضیۀ جهاد اولی (جهاد ابتدایی) است. آن بر زن واجب نیست اما دفاع از حریم خودش از کشور خودش از زندگی خودش از مال خودش و از اسلام، دفاع بر همه واجب است. اگر دفاع بر همه واجب شد مقدمات دفاع هم باید عمل بشود از آن جمله قضیه اینکه ترتیب نظامی بودن، یاد گرفتن انواع نظامی بودن را برای آنهایی که ممکن است. اینطور نیست که واجب باشد بر ما که دفاع کنیم و ندانیم چه جور دفاع کنیم باید بدانیم چه جور دفاع می کنیم.... بنابراین پیشقدم شدن شما در همه مسائل من جمله مسائل دفاع، مسائل جهاد، مسائل کمک کردن به جبهه ها، مسائل وارد شدن در هر طریقه ای، اسباب این می شود که مردها هم بیشتر وارد بشوند. مردها هم قویتر بشوند.... شما خانم ها شما زن ها توجه به این معنا داشته باشید که همانطوری که در مردها در جبهه لازم است که جلو بروند و پیشقدم باشند، شما هم در خارج، در پشت جبهه باید کمک کنید و مهیا بشوید که چنانچه خدای نخواسته یک وقت دفاع عمومی واجب شد مهیا باشید از برای دفاع»[9] امام سعی داشتند تا با روشن کردن وظیفة مردم در دفاع از کشور توان آنها را برای مقابله با دشمن بسیج نمایند.
 
تلاش برای انسجام داخل و دعوت از مردم برای دفاع
جنگ تحمیلی در آخرین روز تابستان و یک روز قبل از آغاز سال تحصیلی و روز بازگشایی مدارس و دانشگاه ها آغاز شد. امام خمینی در اولین پیام خود به ملت ایران  از جوانان کشور خواستند تا به مدارس بروند و کار خود را شروع کنند. ایشان تلاش داشتند تا وضعیت کشور را طبیعی نگه داشته و شروع جنگ را موجب تعطیلی کار و فعالیت در کشور ندانند. ایشان همچنین در پیام خود از جمعیت های سیاسی خواستند تا با دولت ایران همراهی کنند.
امام خمینی بر اساس اندیشه اسلامی معتقد بودند که وقتی کشور اسلامی مورد تهاجم ارتش بیگانه قرار می گیرد، دفاع از مردم و سرزمین های کشور، اختصاص به نیروهای رسمی نظامی ندارد. بلکه همه مردم بایستی در دفاع از نظام اسلامی و کشور خود، اقدامات لازم در حد توانایی های خویش را انجام دهند. امام خمینی در سخنرانی 8 مهر ماه سال 1359 می فرمایند: «دفاع یک امر واجبی است بر همه کس. بر هر کس که هر مقدار قدرت دارد، باید دفاع بکند از اسلام ... چه پیروز بشویم و چه نشویم، دفاع باید بکنیم.» ایشان همچنین در پیام 12 مهرماه سال 1359 می فرمایند:  « ... بر تمام مسلمین، چه زن و چه مرد، دفاع از اسلام و قرآن کریم واجب است.» حضرت امام پنج روز پس از آغاز جنگ، طی نامه ای در 5/7/1359 به علما و نمایندگان مجلس، از آنان خواستند که در هر نقطه که هستند، «مردم را برای جنگ و درگیری با امریکا و اذناب خونخوارش چون عراق آماده کنند که جنگ، جنگ است و عزت و شرف میهن و دین ما در گرو همین مبارزات است و میهن از جان عزیزتر ما، امروز منتظر است تا یکایک فرزندان خود را برای نبرد با باطل مهیا سازد. ما برای میهن عزیزمان تا شهادت یکایک سلحشوران ایرانی مبارزه می کنیم و پیروزی ما حتمی است. امروز، روزی است که تمام مردم باید از شهرهای خود دفاع کنند و به شهرهای جنگ زده کمک کنند. امروز روزی است که بر تمام ملت واجب است با سربازان و پاسداران اسلام و ایران، همکاری لازم و نزدیک داشته باشند. امروز روزی است که عشایر عزیز و غیور ما از مرزهای کشورشان باید دفاع نمایند... امروز، روزی است که روحانیون ما در شهرها باید روح شهامت و شجاعت و شهادت را در کالبد مردم بدمند.»[10]
 
امام همچنین در 8 مهر 1359 طی سخنانی اظهار داشتند: «ملت ما باید مجهز باشند. جوان های ما باید تدریب کنند، .... برای اینکه ممکن است در آتیه جنگ های طولانی تری داشته باشیم و برای اسلام باید جنگ کنیم.... باید همه افرادی که قدرتمند هستند.... پافشاری کنند، نگذارند از شهر خودشان بیرون بروند. این ضعف است. اسلام گفته است شما باید پایداری بکنید.... دفاع یک امر واجبی است بر همه کس. بر هر کس که هر مقدار قدرت دارد باید دفاع بکند از اسلام. الآن اینها هجوم کردند بر اسلام و ما باید دفاع بکنیم.... ما مکلفیم که جلوی آنها را بگیریم. چه پیروز بشویم و چه نشویم، دفاع باید بکنیم.»[11]  بر همین اساس ایشان حضور در جبهه های جنگ را برای همه کسانی که قدرت جنگیدن و دفاع در برابر دشمن را داشتند، واجب کفایی می دانستند. تشخیص این امر را نیز بر عهده فرماندهان جبهه های جنگ قرار داده بودند. با ارائه دیدگاه های امام خمینی، مردم مناطق جنگی به ایستادن و مقاومت در برابر دشمن تشویق گردیده و سایر مردم ایران نیز با آنها همدلی و همراهی کردند. بر این اساس، سازماندهی افراد داوطلب آغاز و بسیج مردمی شروع و با اعزام نیروهای داوطلب به جبهه های جنگ، عملاً تا حدود زیادی کمبود توان نیروهای مسلح برای مقابله با قوای بعثی، ترمیم گردید.
 
روشن کردن ماهیت رژیم بعثی عراق و سعی در جدا کردن ملت عراق از دولت آن کشور
امام خمینی (ره) در پیام های خود سعی می کردند تا حمله عراق به ایران را کار حکومت و دولت آن کشور بدانند و حساب مردم عراق در این ماجرا را جدای از صدام و دولت عراق در نظر بگیرند. ایشان می خواستند برای مردم عراق روشن کنند که پاسخ ایران به تهاجمات عراق، مقابلة قوای ایران با مردم عراق نیست.
 ایشان در پیام خود اظهار داشتند: « اگر عراق حّد خودش را نداند و تجاوز را تکرار بکند، آن وقت برای ملت عراق معلوم باشد که ما با آنها هیچ کار نداریم، بلکه این صدام حسین است که به واسطه تحریک امریکا به ما تجاوز کرده است و ما اگر جوابی به او بدهیم، هرگز به ملت عراق که برادر ما هستند مربوط نیست..... ملت عراق هرگز با صدام حسین موافق نیست.... ملت عراق با اسلام موافق است.»
امام خمینی در اولین پیام خود پس از شروع جنگ سعی کردند تا ماهیت ضد اسلامی رژیم بعثی را برای مردم ایران و عراق روشن کنند و فرمودند: « از اولی که این حکومت اشتراکی روی کار آمد و مرحوم آقای حکیم تحریم کرد و آنها را تکفیر کرد، مردم عراق آنها را شناخته اند. اینها علمای بزرگ عراق را اعدام کردند، اینها شهر عراق را سرکوب کرده اند. این صدام حسین، من از اول وقتیکه روی کار آمد، تنبه دادم که این دیوانه است، این عقلش درست کار نمی کند ولهذا با دیوانگی دارد عمل می کند و خودش را به هلاکت می رساند.»
یکی از شیوه های مؤثر برای کاهش توان رزمی دشمن، روشنگری ماهیت جنگ برای نظامیان ارتش متجاوز است. ایجاد ابهام و تردید در دل نظامیان طرف مقابل برای جنگیدن با کشور قربانی تجاوز می تواند بر توانایی های ملی بیفزاید. امام خمینی بدین منظور چنین می فرمایند: «ارتش عراق با کی جنگ می خواهد بکند؟ طرفدار کی هست و مخالف کی؟ طرفدار صدام است که اشتراکی است و کافر است؟ بر ضد کی؟ بر ضد اسلام؟ ارتش عراق باید بداند که این جنگ، جنگ با اسلام است به هواداری کفر و یک همچو جنگی بر خلاف رضای خدا ست.... خود صدام حسین، به حسب حکم شرعی، کافر است.... و طرفدار کفار است، طرفدار کارتر است و به واسطه طرفداری از کارتر و گرفتن قوا از او، دارد به ایران حمله می کند و کارتر این نوکرهای خودش را مثل صدام حسین و مثل سادات و امثال اینها را وادار کرده است که به ایران حمله بکنند یا به ایران صدمه بزنند.»
 
روحیه دادن به ملت ایران و به فرماندهان جنگ و رزمندگان
طبیعی است وقتی جنگی شروع می شود نگرانی ها و دلهره های فراوانی در بین مردم ایجاد می گردد. در چنین شرایطی رهبری کشور بایستی برای افزایش روحیه ملی اقدام نموده و ظرفیت های کشور را برای مقابله با دشمن بسیج نماید. بر همین اساس بود که امام خمینی در روز آغاز جنگ فرمودند: «ملت ایران نباید خیال بکنند که جنگی شروع شده است و حالا فرض کنید که دست و پای خودمان را گم کنیم. نه این حرفها نیست. یک چیزی آوردند و یک بمبی اینجا انداختند و فرار کردند، رفتند. الآن هم دولت ایران جواب آنها را مشغولند که بدهند و جواب آنها را می دهند. قوای بحریه شان به کلی از بین رفته است و قوای برّیه شان هم از بین خواهد رفت. شما خیال نکنید که یک چیزی است.... این یک دزدی آمده است، یک سنگی انداخته و فرار کرده، رفته است سر جایش.... من به ملت ایران سفارش می کنم که چند جهت را ملاحظه کنند. یک جهت اینکه خونسردی خودشان را حفظ کنند.... یک وقت اغتشاشی از این راه بار نیاید. یک جهت هم اینکه ممکن است.... شایعه کنند که خود لشکر ایران و ارتش ایران و ژاندارمری ایران دارند خرابکاری می کنند تا شما را وادار کنند که با آنها مقابله کنید. خیر اینطور نیست. ارتش ایران و ژاندارمری ایران وفادارند به ما و مشغولند آنها به کوبیدن عراق.»
 
 به هر حال با شروع جنگ، امام خمینی سعی کردند با بیانات خود روحیة مردم را بالا برده و آنها برای تحمل وضعیت جدید آماده کنند. همچنین ایشان سعی زیادی در بالا بردن روحیة فرماندهان میدان های جنگ داشتند. برای مثال پس وارد شدن تلفات در جریان عملیات طریق القدس و تنگة چزابه که باعث افت روحی تعدادی از فرماندهان شده بود امام طی دیداری با آنها بیان داشتند: «شما باید خدا را شکر کنید که این عملیات اسلامی به دست شما اجرا می شود، هر کس توفیق این عمل را ندارد. امروز صبح بعد از ملاقات با تنی چند از پاسداران به این فکر افتادم که ای کاش من هم یک پاسدار بودم، اینها چه می کنند و من چه کار. آنها می روند با دشمن اسلام می جنگند و من در اینجا هستم و نمی توانم. شما قدر خودتان را بدانید. خداوند به شما عنایت داشته است که شما را مهیا کرده تا قرآن کریم و اسلام عزیز و میهن اسلامی را حفظ کنید. نظام الهی مقرر کرده است تا شما برای خدمت به اسلام انتخاب شوید و این پیش خدا ثبت است و ملائکه الله و خداوند پشتیبان شماست و دلتان قوی باشد. هر قدمی که برای اسلام بر می دارید قدمی است الهی که خدا برای شما پیش آورده است. شما روی تدبیر و فکر عمل کنید، دیگر نه از کشتن بترسید و نه از کشته شدن. عمده این است که قصدتان خالص باشد که بحمدالله هست. روحیه قوی این جوانان بیست ساله از اموری است که انسان را به تعجب وا می دارد. مقصد امروز ما این است که این کشور آفت زده، غربزده و سلطنت زده را به اسلام برگردانیم و غرضی غیر از این نداریم.از مسائلی که می خواستم تذکر دهم این است که نظم را کاملاً رعایت کنید. شجاعت غیر از تهوّر است؛ شجاعت در جنگ حرکتی است قهرمانانه روی نقشه و نظم و حساب، و حال آنکه تهوّر، بی حساب و نظم بر دشمن تاختن است. کارها باید روی نظم و قاعده صورت گیرد. تکرار می کنم کار وقتی روی نظم و قاعده و برای خدا بود دیگر خوفی نیست چه کسی کشته شد و چه کسی کشت. ان شاءالله، شما مؤید به «جندالله» باشید و پیش بروید. دیشب وقتی دیدم عراقی ها تعدادی زن را زیر خاک کرده اند، پیش خود گفتم ما هرچه فریاد بزنیم و بخواهیم به دنیا بگوییم که اینها چه می کنند، فایده ای ندارد؛ چون مظلوم هستیم و نمی خواهیم زیر بار کسی برویم، باید این فشارها را هم تحمل کنیم، ولی چون برای خدا کار می کنیم دیگر چه باک! هرچه می خواهند علیه ما تبلیغات کنند و هر چه می خواهند ما را بد جلوه دهند. امیرالمؤمنین علی، علیه السلام، فرمودند تمام عالم اگر پشت به من کنند، من ابا ندارم. پس وقتی کار برای خدا باشد دیگر چه باک. هرکس برای خدا بیشتر کار کند بیشتر فحش می شنود، کما اینکه شما پاسداران از همه بیشتر توهین شدید. خداوند شما را موفق کند.»[12] بیان نظرات فوق از سوی حضرت امام خمینی که در واقع دیدگاه اسلام را در موضوع جنگ، مطرح کردند، باعث شد تا فرماندهان سپاه با دلی آرام و قلبی مطمئن، برای بیرون راندن ارتش متجاوز بعثی از خاک ایران عزیز، برنامه ریزی نموده و با تدبیر و ابتکار عمل و مطالعه بیشتر بر روی دشمن، اقدام نمایند.
 
دعوت از مردم و صاحب منصب های ارتش عراق برای قیام علیه صدام
ایران، مردم عراق را مسلمانانی هم کیش خود می پنداشت که در همسایگی یکدیگر زندگی می کنند. اکثریت مردم عراق شیعیانی بودند که از سالیان دراز با ایرانیان روابط گرم و حسنه ای داشتند. وجود تربت پاک ائمه اطهار (ع) در آن کشور علاقه ایرانیان را به زیارت پیشوایان خود و سفر به عراق ترغیب می کرد. اما این ملت اسیر یک رژیم استبدادی و دیکتاتوری به نام حزب بعث شده بود که جنگ می توانست فرصتی را برای آنها جهت بیرون آمدن از زیر یوغ ظلم صدام فراهم نماید. بنابراین امام امت، در پیام های خود سعی کردند تا این فرصت پدید آمده در پناه جنگ را به مردم عراق نشان دهند و می فرمودند: « به ملت عراق هم عرض می کنم که.... با همه قوا با این شخص مقابله کنید و مقاتله کنید.... ما محمدرضا را بیرون کردیم و شما هم باید این شخص را بیرون بکنید از عراق.... این جرثومه فساد، می خواهد اسلام را از بین ببرد و می خواهد عربیت را به خیال خودش، آن هم نه اینکه واقعاً عقیده دارد به او، می خواهد او را جانشین کند و همچو خیالی هم ندارد. می خواهد امریکا را دستش را باز کند در این ممالک اسلامی و ما جرممان این است که با امریکا مخالف هستیم. باید ملت عراق بداندکه این آدم، آدم خطرناکی است برای ملت عراق.... ملت عراق باید با تمام قوا، کوشش کنند که این شخص فاسد را از بین ببرند و این جمعیتی که بر خلاف اسلام و بر خلاف مصالح اسلام و قرآن دارند عمل می کنند، آنها را از بین ببرند.»
از سوی دیگر خنثی سازی اراده جنگی در نظامیان دشمن، همیشه از اهداف جنگ روانی است. گرچه جنگ در جبهه ها جریان می یابد ولی قدرت اصلی در تسلیم سازی اراده دشمن است. امام خمینی سعی داشتند که با این شیوه سران ارتش عراق و نظامیان آن کشور را وادار به تفکر نمایند و آنها را به خود آورند و بیان کردند: « سربازهای ارتش عراق و صاحب منصب های ارتش عراق باید بدانند که جنگ با ایران، جنگ با اسلام است، جنگ با قرآن است، جنگ با رسول الله است و این از اعزم محرماتی است که خدای تبارک و تعالی از او نمی گذرد. شما هم همان کار را بکنید که ارتش ایران نسبت به شاه سابق کردند. همان طوری که آنها رها کردند او را و متصل شدند به ملت و سربازها از پادگان ها فرار کردند و به ملت متصل شدند، شما هم فرار کنید و قوای خودتان را صرف این کنید که این جرثومه فساد را از بین ببرید....... این شخص را از بین ببرید و یکی را خودتان به جای او بگذارید. ما هم کمک شما هستیم در اینکه از خود شما، از ملت شما یک نفر حکومت عراق را اداره کند..... این فاسد را از بین ببرید، با ملت همراه بشوید.»[13]
 
امام خمینی همچنین در پیامی به ارتش و ملت عراق در 2 مهر 1359 که سه روز پس از آغاز جنگ صادر شد، از ارتش عراق خواستند که به ارتش ایران ملحق شود. ایشان بیان داشتند: «ارتش عراق بداند که ایران با آغوش باز از برادران ایمانی ارتشی عراقی خود پذیرایی و پشتیبانی می کند. ایشان همچنین از مردم عراق خواستند با اعتصاب ها و مخالفت ها از دادن مالیات و پول آب و برق به دولت غیر قانونی کافر بعثی خود داری و با راهپیمایی های میلیونی، عمل جنایتکاران عراقی را محکوم نمایند.»[14]  
به نظر می رسد با آغاز جنگ، امام خمینی تلاش کردند تا ضمن نشان ندادن اضطراب و ضعف، روحیه مردم را بالا برده و جنگ را یک مسئله عادی جلوه دهند. امام نه تنها از بروز جنگ ناراحت نشدند، بلکه آن را فرصتی برای حل مشکل صدام در منطقه می دانستند. به هر حال امام خمینی با سرعت و جدیت وارد مدیریت کلان اداره جنگ شدند و سعی کردند تا روحیه مقاومت را در اراده های مردم ایران بدمند و آنها را در برابر آزمایش بزرگ تاریخی خود، سربلند بیرون آورند.آقای هاشمی رفسنجانی می گوید: «وقتی صدام جنگ را شروع کرد،امام فرمودند:آنها به دام افتادند. الان باید مسئله عراق را حل کنیم و در این باره بسیار جدی بودند.»[15]  همچنین امام خمینی از مردم خواستند تا در هر کجا که هستند در برابر ارتش متجاوز عراق بایستند و مقاومت نمایند. نخستین مقاومت های مردمی با سازماندهی سپاه های شهرهای مرزی صورت گرفت و مراکز سپاه با سرعت، یک جبهه نیروهای داوطلب را علیه تجاوز ارتش عراق شکل دادند.با این سیاست امام خمینی توانستند از بین مردم ایران بیش از 2 میلیون بسیجی داوطلب را در طول جنگ و بدون کاربرد اجبار به جبهه های جنگ بفرستد.
با تهاجم گسترده ارتش عراق به سرزمین ایران، سیاست جمهوری اسلامی بر این قرار گرفت تا زمانی که خاک ایران در اشغال ارتش متجاوز عراق قرار دارد، هیچگونه آتش بسی را نپذیرد و تا زمانی که حتی یک نظامی دشمن در خاک ایران حضور دارد از قبول صلح خودداری نماید. امام خمینی در روز 12 آبان سال 1359 در جمع دانشجویان مسلمان پیرو خط امام می فرمایند: « ما هم صبر داریم و هم حوصله... بیست سال هم این جنگ طول بکشد ما ایستاده ایم.»[16] همچنین امام خمینی با پیامی که در روز دوم جنگ برای قوای مسلح صادر کردند، از نیروهای مسلح پشتیبانی کرده و از زحمات آنان قدردانی نموده و اطاعت از شورای فرماندهی را لازم دانستند. ایشان همچنین تضعیف قوای مسلح را عقلاً و شرعاً حرام و کمک به ضد انقلاب دانستند.[17]
 در چنین شرایطی امام به ارتش هویت داده و سعی در افزایش روحیه و انگیزه جنگی آن نمودند. با توافق امام، بسیاری از افسران و اعضای جدا شده از ارتش فراخوان شده و به خدمت بازگشتند. جمهوری اسلامی، خطاهای بعضی از افراد ارتش را حتی به خاطر همکاری با رژیم شاهنشاهی و نیز هماهنگی و کمک به کودتای موسوم به نوژه نادیده گرفت. در واقع جنگ موجب حفظ ارتش و احساس نیاز به آن شد.
 
تشکیل شورای عالی دفاع و تلاش برای توسعه انضباط در نیروهای مسلح
در دوران جنگ عالی ترین نهاد پیش بینی شده در ساختار اداری جمهوری اسلامی ایران که مسؤولیت تصمیم گیری در حوزه مسائل دفاعی تحت نظر رهبری را داشت، شورای عالی دفاع بود. در این شورا، عالی ترین مقامات سیاسی و نظامی کشور عضو بودند. گرچه شورای عالی دفاع بر طبق قانون اساسی، وظایف مشخصی را بر عهده داشت ولی با آغاز جنگ، امام خمینی طی حکمی در تاریخ 20 مهر 1359 وظایف و اختیارات این شورا را تبیین نمودند. بر این اساس کلیه امور مربوط به جنگ، اعم از اداره مناطق جنگی، تبلیغات و اخبار مربوط به جنگ و سیاست خارجی مربوط به دفاع بر عهده این شورا قرار گرفت. این شورا موظف بود تا تمام قوای مسلح را هماهنگ نماید و هیچ گروه یا شخصی حق تخلف از اوامر شورای مذکور را نداشت. رسانه های گروهی و مطبوعات، حق پخش مصاحبه ها یا نطق ها و نوشته ها را بدون مراجعه و دستور از شورای مذکور نداشتند. کلیه بیانیه ها و نوشته ها و تبلیغات و پخش اعلامیه ها بدون اجازه مستقیم از شورای مذکور ممنوع بود[18].
نخستین جلسه شورای عالی دفاع سه هفته پس از آغاز جنگ و در 21 تاریخ مهر ماه 1359 در تهران تشکیل گردید. امام خمینی در بازسازی توان ارتش اقدامات فراوانی انجام دادند و علاوه بر تعیین روز 29 فروردین به عنوان روز ارتش در هر فرصتی برای افزایش انضباط در ارتش تلاش می کردند. برای مثال با گذشت چهار ماه از آغاز جنگ، در تاریخ اول بهمن 1359 امام خمینی طی یک بیانیه 11 ماده ای از نیروهای مسلح خواستند تا انضباط را دقیقاً حفظ کرده و از کارهایی که مخالف انضباط است، اجتناب نمایند. ایشان از تمام افراد نیروهای مسلح خواستند تا از فرماندهان خود اطاعت کنند و وحدت فرماندهی را از مسائل مهم سرنوشت سازی دانستند که بدون آن پیروزی میسر نیست و عدم مراعات آن، فاجعه آفرین است. ایشان فرار از جنگ را از گناهان بزرگ در اسلام دانستند و بر هماهنگی جمیع قوای نظامی و غیر نظامی تأکید کردند. از فرماندهان هم خواستند تا با سربازان و افراد به اصطلاح زیر دست خود به شیوه اسلامی – انسانی رفتار نمایند و آنان را با عواطف خود دلگرم نمایند و با اعمال پسندیده خود از آنان سربازانی فداکارتر بسازند. بازیابی قدرت ارتش در باز گرداندن نظم و انضباط و انسجام در سلسله مراتب فرماندهی آن،تصور می شد. بنابراین مجموعه اقداماتی بدین منظور صورت می گرفت و سخنان امام خمینی هم با توجه به این موضوع انجام می شد تا علاوه بر آن، روحیه ارتش نیز بازسازی گردد.
 

ادامه دارد

منابع:


[1]- صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، جلد 13 صفحه 221
[2]. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، جلد 13، ص/261
[3]. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، جلد 13، ص/257
[4]. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، جلد 13، ص/269
[5]. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، جلد 13، ص/272
[6]. قرآن مجید، سوره حجرات، آیه 9
[7]. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، جلد 13، ص/276 تا 280
[8]. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، جلد 13، ص/295 تا 297
[9]. صحیفه امام، جلد 20، ص /7
[10]. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، جلد 13، ص/243
[11]. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، جلد 13، ص/251
[12]. صحیفه امام ،جلد15،ص/496
[13]. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، جلد 13، ص/ 221 تا 226
[14]. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، جلد 13، ص/ 230
[15]. سفیری مسعود ،حقیقت ها و مصلحت ها،گفت و گو با هاشمی رفسنجانی،تهران،نشر نی،1378 ص/90
[16]. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، جلد 13، ص/315
[17]. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، جلد 13، ص/228
[18]- صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378،  جلد 13، ص/263

 

ارسال نظرات