در گفتگو با محقق علوم اسلامی بررسی شد؛
جایگاه جهاد در اندیشه شیعی
خبرگزاری رسا - عضو هیأت علمی جامعة المصطفی العالمیة اظهار داشت: بر اساس آیات و روایات، اسلام خواهان صلح، آرامش و همزیستی مبتنی بر احترام به ارزش های انسانی است. مبانی حکمی و فلسفی نیز این مطلب را تأیید می کند. بر اساس آیه قاتلوا ائمة الکفر، جهاد هنگامی مطرح می شود که به ساحت حق و حقیقت تعدی شود.

موضوع جهاد از موضوعاتی است که در قرآن به دفعات به آن اشاره شده است که این خود اهمیت این آموزه را نشان می دهد. اینکه فلسفه جهاد چیست؛ چه زمانی واجب می شود؛ دارای چه اقسامی است و چه اهدافی را دنبال می کند؛ در طول جنگ با دشمنان باید چه رفتاری داشت و چه حقوقی در آن باید رعایت شود؟ و سوالات بسیار دیگری دراین زمینه مطرح است که عدم پاسخ روشن از ناحیه اندیشمندان اسلامی و شبهه پراکنی دستگاه های خبری دنیا برای برخی از نخبگان جهانی و داخلی ابهاماتی را پدید آورده است.
با تامل در موج اسلام هراسی در غرب، به روشنی می توان دریافت که حجم زیادی از این تبلیغات بر پایه تبیین نادرست از مسأله جهاد و شبهه افکنی درباره مسائل مرتبط با آن است؛ از این رو تبیین مستدل این مسأله و کنکاش علمی در رابطه با فروعات آن، رسالتی است که به خصوص حوزویان که حافظان مرزهای اندیشه دینی هستند، باید نسبت به آن دغدغه مند بوده و با حساسیت ویژه آن را دنبال کنند.
حجت الاسلام محسن غرویان، عضو هیئت علمی جامعه المصطفی العالمیه از محققین حوزه علمیه قم است که دراین موضوع دارای تاملات و تحقیقاتی است. وی در همایش صلح از دیدگاه اسلام و کنفوسیوس در کشور چین، و همایش مشابه ای در کشور ژاپن از منظر فلسفه اسلامی به بیان جنگ و صلح پرداخته است. ما در مصاحبه با این استاد حوزه و دانشگاه، قصد داریم زوایای فقهی و حقوقی جنگ و صلح را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.
خبرگزاری رسا - با نگاهی به منابع اسلامی بیان بفرمائید در اسلام اصل اولی صلح است یا جنگ؟
بر اساس آیات و روایات اسلامی و مبانی حکمی و فلسفی، معتقدم اصل بر صلح و همزیستی مسالمت آمیز انسان ها است. آیه «ادخلوا فی السلم کافه» دال بر این معنا است که اسلام خواهان صلح، آرامش و همزیستی مبتنی بر احترام به ارزش های انسانی است.
جنگ کردن خلاف فطرت انسان و مبانی اعتقادی ما است؛ خداوند انسان را برای حیات و زندگی خلق کرده است که صفت ذاتی حی بودن پروردگار نشان می دهد خداوند حیات را دوست دارد، بنابراین جنگ که سبب ممات است نمی تواند محبوب خدا باشد.
باید بدانیم که اصل اولیه، حیات موجودات است و این اصل نباید زیر پا گذاشته شود مگر اینکه تزاحم پیدا شود که بین مهم و اهم باید اهم انتخاب شود که حفظ و استقرار حق اهم است.
جنگ زمانی آغاز می شود که افرادی علیه حق و حقیقت طغیان کنند که آیه «قاتلوا ائمة الکفر» دلالت بر همین معنا می کند. بنده در بحث های ولایت فقیه هم متذکر شده ام که جهاد ابتدایی واقعی در اسلام نداریم و حتی جهاد ابتدایی مصطلح فقهاء به جهاد دفاعی بازگشت دارد.
ما قائلیم زمانی که به ساحت حق تعدی و تجاوز شود باید جهاد و مقابله آغاز شود و جهاد ابتدائی به این معنا که ابتداء به ساکن و بدون هیچگونه تعدی به ساحت اعتقادات حقه، عدالت، امانت و سایر ارزش های انسانی، آتش جنگ شعله ور شود، در مرام سیاسی اسلام جای ندارد. پس روشن شد، زمانی که کفر و طغیان و ظلم بخواهد محقق شود ما یک وظیفه انسانی و عقلانی داریم که از حق دفاع کنیم.
خبرگزاری رسا - با نگاهی به منابع اسلامی بیان بفرمائید در اسلام اصل اولی صلح است یا جنگ؟
بر اساس آیات و روایات اسلامی و مبانی حکمی و فلسفی، معتقدم اصل بر صلح و همزیستی مسالمت آمیز انسان ها است. آیه «ادخلوا فی السلم کافه» دال بر این معنا است که اسلام خواهان صلح، آرامش و همزیستی مبتنی بر احترام به ارزش های انسانی است.
جنگ کردن خلاف فطرت انسان و مبانی اعتقادی ما است؛ خداوند انسان را برای حیات و زندگی خلق کرده است که صفت ذاتی حی بودن پروردگار نشان می دهد خداوند حیات را دوست دارد، بنابراین جنگ که سبب ممات است نمی تواند محبوب خدا باشد.
باید بدانیم که اصل اولیه، حیات موجودات است و این اصل نباید زیر پا گذاشته شود مگر اینکه تزاحم پیدا شود که بین مهم و اهم باید اهم انتخاب شود که حفظ و استقرار حق اهم است.
جنگ زمانی آغاز می شود که افرادی علیه حق و حقیقت طغیان کنند که آیه «قاتلوا ائمة الکفر» دلالت بر همین معنا می کند. بنده در بحث های ولایت فقیه هم متذکر شده ام که جهاد ابتدایی واقعی در اسلام نداریم و حتی جهاد ابتدایی مصطلح فقهاء به جهاد دفاعی بازگشت دارد.
ما قائلیم زمانی که به ساحت حق تعدی و تجاوز شود باید جهاد و مقابله آغاز شود و جهاد ابتدائی به این معنا که ابتداء به ساکن و بدون هیچگونه تعدی به ساحت اعتقادات حقه، عدالت، امانت و سایر ارزش های انسانی، آتش جنگ شعله ور شود، در مرام سیاسی اسلام جای ندارد. پس روشن شد، زمانی که کفر و طغیان و ظلم بخواهد محقق شود ما یک وظیفه انسانی و عقلانی داریم که از حق دفاع کنیم.
رسا - دفاع از ارزش های انسانی، حق و حقیقت، دین و مملکت دارای چه مبانی ای است؟ از حیث نظری دفاع چگونه با اصول عقلانی مطابقت دارد؟
یکی از مبانی حکم دفاع، وجود قوه غضبیه در انسان و حیوانات است؛ انسان در کنار قوه شهویه و عقلیه، قوت غضبیه را دارا است که به هنگام توجه خطر به او، عکس العمل وی را برمی تابد و عصبانی شده به دنبال حفظ موقعیت خویش می افتد.
حکم دفاع در اسلام وقتی است که ضرری متوجه انسان باشد و ارزش های ذاتی، ارزش های دینی، عرض و آبرو، ناموس و حتی منافع مادی او در معرض خطر باشد که قوه غضبیه لازم می داند آن را دفع کند.
دومین مبنای نظری دفاع، احساس مسئولیت انسانی است؛ انسان به حکم انسان بودن خویش در هنگام در معرض خطر یا زوال قرار گرفتن ارزش های اخلاقی احساس مسئولیت می کند و بر خود تکلیف می داند درمقابل ضرر و ضرر زننده به مقابله برخیزد.
سومین مبنای دفاع، اعتقاد فطری ما به خداوند متعال است که مظهر تمامی صفات جمالیه و کمالیه است، که بدیهی است یک مومن معتقد در هر نقطه زمین که احساس کند امری بر خلاف رضایت الهی در حال تحقق است، احساس تکلیف می کند تا در مقابل آن بایستد.
خبرگزاری رسا - حکم دفاع در عصر غیبت چگونه است؟ ولی فقیه و مردم چه نقشی در دفاع دارند؟
ولی فقیه برای تأمین امنیت و انتظام اجتماع و برنامهریزی برای آینده کشور، بر همه و از جمله دیگر فقها ولایت دارد، یعنی همه فقها و مجتهدین دیگر ملزم به اطاعت از ولی فقیه در این بخش هستند. مرحوم صاحب جواهر و دیگر فقها، در بحث ولایت فقیه این را مطرح کردهاند همانگونه که ولی فقیه میبایست حکومت را به دست بگیرد و جامعه را اداره کند، مردم هم موظف و مکلفند وی را کمک کنند.
به عبارت دیگر مبارزه با ظلم، تنها وظیفه فقیه نیست که شخصا با ظلم مبارزه کند و حکومت را تشکیل بدهد بلکه مردم نیز باید با او همراهی کنند و او را بر حق و حقیقت مساعدت کنند.
رسا - دفاع مقدس برهه ای از تاریخ ایران اسلامی است که از جنبه های گوناگون، مباحث علمی را به همراه خود آورده است. به نظر شما جنگ هشت ساله عراق علیه ایران چرا دفاع مقدس نام گرفته است، به عبارت دیگر چه عناصری این مبارزه را برای ما اولا مشروع و ثانیا لازم ساخت؟
ملت ایران بر اساس ریشه های اسلامی به فراخوان امام خمینی«ره» برای برپایی نظامی برخواسته از دل اسلام پاسخ مثبت دادند و نهضتی اسلامی مبتنی بر فقه پویای جعفری در کشور حاکم شد.
حضرت امام خمینی(ره) سیاستمداری بود که سیاستشان بر اساس دستگاه فلسفی و مبانی عمیق دینی است؛ برخلاف بسیاری از سیاستمداران عالم که دستگاه فکری منسجمی ندارند، امام راحل شخصیتی بودند که در فلسفه صدرایی و حکمت متعالیه ملاصدرا پرورش یافته بودند و از سویی دیگر دارای اندیشه فقهی منظم و استواری بود که علیرغم تعهد به فقه جواهری، به عنصر و زمان توجه داشت که نظریه ولایت فقیه نشان از این واقعیت است.
مبانی اندیشه سیاسی و همچنین تصمیم گیری های سیاسی امام خمینی نیز مبتنی بر همین علوم و منابع اصل بوده است.
اندیشههای حضرت امام(ره) مبتنی بر ظلمستیزی و روشنگری در میان امت اسلامی بود اما دشمن نتوانست ای گفتمان اصیل را تحمل کند و برای جلوگیری از انتشار این تفکر ناب در جوامع اسلامی، اقدامات گسترده ای انجام داد. امت اسلامی ایران هم بر طبق حکم فطرت، غریزه و آموزه (حب الوطن من الایمان) مقابله با رژیم یعثی را وظیفه ای شرعی قلمداد کردند.
خبرگزاری رسا - فارغ از بحث های مبنایی، اگر جنگی اتفاق افتاد، بر طبق فقه اسلامی چه اصولی در جنگ باید رعیات شود، به اصطلاح علم حقوق، حقوق بشر دوستانه اسلامی چگونه است؟
در اسلام جنگ دارای هدف اقامه قسط و عدل است، به عبارت دیگر جنگ ابزار است نه هدف، جنگ مقدمه و وسیله برای پایدار کردن ارزش های انسانی و اسلامی است. جنگ طریقیت دارد و به هیچ وجه موضوعیت ندارد، پس تا زمانی باید ادامه پیدا کند که به هدف نرسیده ایم و به محض تحقق هدف باید متوقف شود. حفظ ارزش های انسانی و کرامت انسان ها و احترام به نوع بنی بشر باید در جنگ رعایت شود و باید مراقب بود تا حق و حقیقت بهانه ای برای انگیزه های نفسانی نشود.
حقوقی که باید در جنگ توسط فرد مسلمان رعایت شود بسیار مفصل است که فقهای اسلامی در این باره سخن گفته اند و صاحب جواهر مطالب ارزشمندی را در کتاب خویش بیان کرده است که شایسته تامل است.
یکی از مواردی که از نظر فقهی و اسلامی در جنگ با ممنوعیت روبرو است، ساخت، ترویج و آماده سازی سلاح های کشتار جمعی است، توضیح اینکه، اگر سلاح کشتارجمعی و بمب اتمی وسیله ای برای ظلم باشد از دیدگاه فقه اسلامی محکوم و حرام است و ساخت آنها حرمت شرعی دارد.
اسلام برای هر انسان حرمت و احترام قائل شده است و قتل، کشتن انسان ها و نسل کشی از گناهان کبیره به حساب می آید، اما سلاح های کشتارجمعی وسیله ای است که انسان های بی گناه توسط آن کشته خواهند شد.
در اسلام حضور زنان و کودکان و اشخاص ناتوان در جهاد واجب نیست، اما متاسفانه در جنگ هایی که سلاح های کشتارجمعی استفاده می شود این افراد کشته می شوند، در حالی که در فقه اسلامی مظلوم کشی از گناهان کبیره و محکوم به حرمت است.
از دیدگاه اسلامی و از منظر عقل، از بین بردن بدون دلیل و بی منطق موجودات زنده، منابع طبیعی و نعمت های الهی که برای حیات انسان ها خلق شده حرام است و آموزه ها اسلامی به شدت از این عمل نهی کرده است.
خبرگزاری رسا - از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید سپاسگزاریم. /909/گ402/ر
ارسال نظرات
نظرات بینندگان
حضرت آیت الله العظمی سیستانی عناوین بعضی از گناهان و محرّمات در شریعت اسلام را بیان داشته اند.
این گناهان که اجتناب از آن واجب شرعی است به شرح ذیل است:
۱. شرک و کفر به خداوند متعال. ۲. نا امیدی از رحمت خداوند متعال. ۳. امن از مکر خداوند متعال یعنی فرد گناهکار خویش را از عذاب الهی و مجازات او در امان بداند. ۴. انکار آنچه خداوند متعال نازل فرموده است. ۵. حکم کردن به غیر آنچه خداوند متعال نازل فرموده است. ۶. جنگ با اولیای خداوند متعال و فساد کردن در زمین. ۷. مانع شدن از ذکر خداوند متعال در مساجد و سعی در خراب کردن آنها. ۸.فرار از جنگ مسلمین با کفّار. ۹. گمراه کردن مردم از راه خداوند متعال. ۱۰.خودکشی یا وارد کردن ضرر کلّی به بدن مثل نقص عضو. ۱۱. کشتن مسلمان و کسی که خون او محترم است و همچنین تجاوز با او به زدن، مجروح کردن و مانند آن. ۱۲.سقط جنین. ۱۳. دروغ. ۱۴. قسم دروغ به خداوند متعال. ۱۵. گفتار بدون علم و دلیل معتبر. ۱۶. شهادت دادن به ناحقّ. ۱۷. کتمان شهادت در جایی که اظهار آن لازم است. ۱۸. ترک عمدی نماز و روزه و حج و سایر واجبات الهی. ۱۹. پرداخت نکردن زکات و خمس واجب. ۲۰. ریا در طاعات و عبادات. ۲۱. عقوق والدین (اذیّت و بدرفتاری با پدر و مادر و ترک احسان لازم به آنان). ۲۲. قطع رحم. ۲۳.مشغول شدن به لهو حرام مانند غنا و موسیقی لهوی. ۲۴. قمار بازی. ۲۵. تعاون و همکاری با ظالمین و قبول پُست از ناحیه آنان؛ مگر آنکه اصل عمل شرعی باشد و پذیرش آن پست به مصلحت مسلمین باشد. ۲۶. شکستن عهد و نذر و قسم شرعی. ۲۷. خیانت و پیمان شکنی حتّی با غیر مسلمانان. ۲۸. تبذیر (بیهوده خرج کردن مال و صرف آن در آنچه شایسته نیست). ۲۹. اسراف (صرف مال زیادتر از آنچه شایسته است). ۳۰. شرب خمر و آب جو (فقّاع) و سایر مست کنندهها. ۳۱. سِحر. ۳۲.لواط. ۳۳. زنا. ۳۴. نسبت دادن زنا به کسی بدون بیّنه شرعی. ۳۵. قیٖادت (جمع کردن بین مرد و زن به زنا، یا دو مرد به لواط). ۳۶. استمناء و خود ارضایی و سایر استمتاعات جنسی در غیر زن و شوهر. ۳۷. ربا در قرض یا معامله و دریافت دیرکرد در ازای تأخیر در پرداخت دین، همچنین اجراء یا ثبت یا گواهی بر عقود، معاملات و وامهای ربوی. ۳۸. خوردن سُحْت (خوردن و ارتزاق از مال حرام) مانند بهای خمر و مسکرات و اجرت زن زناکار، اجرت فرد آواز خوان که آواز غنایی میخواند. ۳۹.رشوهای که قاضی برای صدور حکم میگیرد. ۴۰. دزدی. ۴۱. تصرّف در مال یتیم به ظلم و ناحق. ۴۲. غصب و تصرّف در مال دیگری بدون رضایت او. ۴۳. غشّ در معاملات. ۴۴. کم فروشی. ۴۵. خوردن گوشت خوک و حیوانات حرام گوشت و مردار. ۴۶. شایع کردن فحشاء و گناه بین مؤمنین. ۴۷. نمّامی و سخن چینی کردن که موجب تفرقه بین مؤمنین گردد. ۴۸. قهرکردن با مسلمان بیش از سه روز[۴]، بنابر احتیاط واجب. ۴۹. خلف وعده، بنابر احتیاط واجب. ۵۰. حسد همراه اظهار اثر آن با گفتار یا عمل و بدون اظهار اثر، حرام نیست؛ هرچند از رذایل اخلاقی و صفات ناپسند محسوب میشود. ۵۱. فحش و ناسزا گفتن به مؤمن و لعن وی. ۵۲. اهانت به مؤمن و ذلیل کردن او. ۵۳. افشای اسرار مؤمن. ۵۴. تجسّس برای اطّلاع از گناهان غیر علنی و پنهان مؤمن. ۵۵. ضرر وارد کردن به جان یا مال یا عِرْض مسلمان. ۵۶. تهمت زدن به مؤمن. ۵۷. غیبت.
۵۸. تَعَرُّب پس از هجرت و منظور از آن در این زمان آن است که انسان سرزمین اسلامی یا کشور یا شهری که میتوانست معارف دینی و احکام شرعی را در آن بیاموزد و واجبات الهی را انجام دهد و از حرامهای الهی اجتناب نماید را ترک کرده و به سرزمین یا کشور یا شهری منتقل شود و در آن اقامت گزیند که دین و ایمانش کاستی پذیرد به گونهای که ایمان و اعتقادش به عقاید حق، سست و ضعیف و کم رنگ گردد یا نتواند همه یا بعضی از واجباتی را که در شریعت اسلام به آنها امر شده انجام دهد و گناهانی را که نهی شده ترک نماید