نگاهی به دفاع مقدس با رویکرد حقوق بین الملل؛
از منظر حقوق بین الملل، جنگ عراق علیه ایران مصداق بارز تهاجم بود
خبرگزاری رسا - محقق حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی ایران دفاعی مقدس را رقم زد، گفت: جمهوری اسلامی در جنگ با عراق، تمامی فاکتورهای دفاع مشروع در مبانی اسلامی و حقوق بین المللی را دارا بود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، دوران دفاع مقدس، از مقاطع پر افتخار تاریخ ایران است که غیور مردان ایرانی با همت و روحیه شهادت طلبی خود، دشمن متجاوز را به عقب راندند و حماسه ای با شکوه و بی نظیر را آفریدند.
سالها از دفاع مقدس می گذرد اما ابعاد و لایه های مختلف این حرکت عظیم جهادی شایسته تامل و تعمق نو به نو از سوی پژوهشگران و اندیشمندان است.
از جمله ابعاد دفاع مقدس که شایسته است مورد بحث و کنکاش قرار گیرد، تبیین این جنگ از منظر حقوق بین الملل است. اگر چه حقوق بین المللی در بعضی موارد با مبانی اسلامی سازگاری چندانی ندارد و از این جهت باید مورد بازنگری و اصلاح قرار گیرد؛ اما بر طبق همین حقوق هم رژیم عراق متجاوز و محکوم بود؛ اما متأسفانه نهادهای بین المللی در طول جنگ، نه تنها به وظیفه خود جهت متوقف کردن تجاوزهای صدام عمل نکردند، بلکه همواره به عنوان پشتیبان عراق نقش ایفا می کردند.
در همین راستا، حجت الاسلام روح الله شریعتی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و کارشناس حقوق بین الملل، در گفت و گویی با خبرگزاری رسا، به تبیین ابعاد گوناگون دفاع مقدس از منظر حقوق بین الملل پرداختند که مشروح آن را در ادامه می خوانید:
رسا - لطفا در ابتدای سخن، تعریف تهاجم از منظر حقوق بین الملل را تشریح بفرمائید؟
از آنجایی که برخی دولت ها در صدد بودند تا تجاوز را به گونه ای دلخواه تعریف کنند تا برخی اقدامات آنها مشمول این تعریف نشود، تجاوز در قطع نامه خاصی از سوی سازمان ملل در سال 1974تعریف شده است.
از جمله ابعاد دفاع مقدس که شایسته است مورد بحث و کنکاش قرار گیرد، تبیین این جنگ از منظر حقوق بین الملل است. اگر چه حقوق بین المللی در بعضی موارد با مبانی اسلامی سازگاری چندانی ندارد و از این جهت باید مورد بازنگری و اصلاح قرار گیرد؛ اما بر طبق همین حقوق هم رژیم عراق متجاوز و محکوم بود؛ اما متأسفانه نهادهای بین المللی در طول جنگ، نه تنها به وظیفه خود جهت متوقف کردن تجاوزهای صدام عمل نکردند، بلکه همواره به عنوان پشتیبان عراق نقش ایفا می کردند.
در همین راستا، حجت الاسلام روح الله شریعتی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و کارشناس حقوق بین الملل، در گفت و گویی با خبرگزاری رسا، به تبیین ابعاد گوناگون دفاع مقدس از منظر حقوق بین الملل پرداختند که مشروح آن را در ادامه می خوانید:
رسا - لطفا در ابتدای سخن، تعریف تهاجم از منظر حقوق بین الملل را تشریح بفرمائید؟
از آنجایی که برخی دولت ها در صدد بودند تا تجاوز را به گونه ای دلخواه تعریف کنند تا برخی اقدامات آنها مشمول این تعریف نشود، تجاوز در قطع نامه خاصی از سوی سازمان ملل در سال 1974تعریف شده است.
قطعنامه 1974 در هشت ماده به تعریف تجاوز پرداخته است که در ماده یک آن تهاجم به کاربرد نیروهای مسلح یک کشور علیه حاکمیت، استقلال سیاسی یا کابرد نیروهای مسلح علیه مردم تعریف شده است. از آنجایی که معاهدات بین المللی و قطعنامه ها مهمترین منابع حقوق بین الملل هستند، این معنای تجاوز تقریبا به صورت قاعده آمره تبدیل شده است.
طبق این تعریف جنگ هشت ساله عراق علیه ایران قطعا تجاوز است،زیرا حزب بعث نیروهای های مسلح خود را در اواخر شهریور سال 59 علیه تمامیت ارضی ایران به کار گرفت و حتی این رفتار دولت عراق طبق ماده 2 همین قطعنامه هم تجاوز محسوی می شود؛ توضیح اینکه ماده 2 پیش دستی جهت استفاده از نیروهای مسلح را از انواع تهاجم برشمرده است که شکی نیست که عراق پیشقراول در جنگ بود. پس رفتار دولت عراق مغایر عرف بین المللی و خلاف قاعده آمره شکل گرفته در حقوقی بین الملل است.
رسا- جنگ در ادبیات حقوق بین الملل چگونه است؟ آیا تعریف رسمی در این باره شکل گرفته است؟ عناصر شکل دهنده جنگ چیست؟
تعریف جنگ نیازمند بررسی عناصر سازمان دهنده آن است به این شکل که اگر این عناصر وجود داشت جنگ محقق شده است و اگر حتی یک عنصر نبود ، مفهوم جنگ صدق نمی کند.
عنصر اول سوء نیت است؛ عنصردوم، که عنصر مادی نام گرفته است، اعمال قدرت نظامی است؛ سومین عنصر، اقدام سازمانی است که باید کشوری علیه کشور دیگر وارد مبارزه شود. ازآنجایی که تابعان حقوق بین الملل کشورها و سازمان های بین المللی هستند و سازمان های بین المللی باید در کشوری مستقر شوند، پس نمی توانند وارد جنگ با کشوری دیگر شوند، پس جنگ سازمان بین المللی با یک دولت فرض ندارد، از طرف دیگر گروه های داخلی در یک کشور و احزاب داخلی یک کشور جزء تابعان حقوق بین الملل نیستند، پس درگیری دو گروه با یکدیگر و درگیری یک گروه با یک دولت را نمی توان جنگ نام گذاشت. عنصر چهارم لازم در صدق مفهوم جنگ، هدف داری جنگ است، یعنی حرکتی سازمان یافته کشوری علیه منافع ملی کشور دیگر است.
چند عنصر پیش گفته بدون هیچ شک و شبهه بر اقدام نظامی دولت عراق علیه ایران صادق است و عراق مهاجم جنگی محسوب می شود چرا که صدام سوء نیت خود را با حاضر شدن در تلویزیون و پاره کردن عهدنامه ایران و عراق نشان داد؛ سپس تهاجم گسترده ای را بر ضد ایران آغاز کرد و شهر های ما را به تصرف درآورد.
طبق این تعریف جنگ هشت ساله عراق علیه ایران قطعا تجاوز است،زیرا حزب بعث نیروهای های مسلح خود را در اواخر شهریور سال 59 علیه تمامیت ارضی ایران به کار گرفت و حتی این رفتار دولت عراق طبق ماده 2 همین قطعنامه هم تجاوز محسوی می شود؛ توضیح اینکه ماده 2 پیش دستی جهت استفاده از نیروهای مسلح را از انواع تهاجم برشمرده است که شکی نیست که عراق پیشقراول در جنگ بود. پس رفتار دولت عراق مغایر عرف بین المللی و خلاف قاعده آمره شکل گرفته در حقوقی بین الملل است.
رسا- جنگ در ادبیات حقوق بین الملل چگونه است؟ آیا تعریف رسمی در این باره شکل گرفته است؟ عناصر شکل دهنده جنگ چیست؟
تعریف جنگ نیازمند بررسی عناصر سازمان دهنده آن است به این شکل که اگر این عناصر وجود داشت جنگ محقق شده است و اگر حتی یک عنصر نبود ، مفهوم جنگ صدق نمی کند.
عنصر اول سوء نیت است؛ عنصردوم، که عنصر مادی نام گرفته است، اعمال قدرت نظامی است؛ سومین عنصر، اقدام سازمانی است که باید کشوری علیه کشور دیگر وارد مبارزه شود. ازآنجایی که تابعان حقوق بین الملل کشورها و سازمان های بین المللی هستند و سازمان های بین المللی باید در کشوری مستقر شوند، پس نمی توانند وارد جنگ با کشوری دیگر شوند، پس جنگ سازمان بین المللی با یک دولت فرض ندارد، از طرف دیگر گروه های داخلی در یک کشور و احزاب داخلی یک کشور جزء تابعان حقوق بین الملل نیستند، پس درگیری دو گروه با یکدیگر و درگیری یک گروه با یک دولت را نمی توان جنگ نام گذاشت. عنصر چهارم لازم در صدق مفهوم جنگ، هدف داری جنگ است، یعنی حرکتی سازمان یافته کشوری علیه منافع ملی کشور دیگر است.
چند عنصر پیش گفته بدون هیچ شک و شبهه بر اقدام نظامی دولت عراق علیه ایران صادق است و عراق مهاجم جنگی محسوب می شود چرا که صدام سوء نیت خود را با حاضر شدن در تلویزیون و پاره کردن عهدنامه ایران و عراق نشان داد؛ سپس تهاجم گسترده ای را بر ضد ایران آغاز کرد و شهر های ما را به تصرف درآورد.
رسا - از منظر حقوق بین الملل، جمهوری اسلامی ایران در مقابل تهاجم نظامی عراق چه حقی داشت؟ به عبارت دیگر مبنای دفاع از منظر حقوق بین الملل چیست؟
یکی از قواعدی که در حقوق بین الملل حاکم است، قاعده منع توسل به زور است؛ یعنی هیچ دولتی حق ندارد اقدامات نظامی علیه کشور دیگر به کار برد مگر در شرایط خاص و موارد مشخص. یکی از استثنائات قاعده منع توسل به زور، دفاع مشروع است که طبق آن ایران حق داشت عراق را که مهاجم محسوب می شد به هر وسیله ممکن و مشروع بیرون براند.
دفاع مشروع دارای شرایطی به شرح ذیل است، تجاوز مسلحانه باشد، وجود خطر محرز باشد، متناسب بودن بین اقدامات تهاجمی و دفاع مشروع، دشمن را دفع کند نه تجاوز جدیدی را آغاز کند.
باید توجه داشته باشیم در دفاع مشروع می توان فقط دشمن را به بیرون راند و دیگر نباید وارد خاک آن کشور شد و اقدامات اضافه بر دفاع مشروع خود تجاور محسوب می شود، البته ممکن است اوضاع و احوال به گونه ای باشد که دفاع اجازه دهد تا دشمن را در خاک خود تعقیب کنیم.
در مبانی دینی ما هم که از مقابله به مثل بحث به میان آمده است این بحث پذیرفته شده است که نباید کار اضافه ای صورت گیرد و امیر المومنین(ع) هم به امام حسن مجتبی(ع) در مورد ابن ملجم ملعون توصیه کرد که فقط یک ضربه مثل ضربه او بزنید.
پیشینه بحث دفاع مشروع به جامعه ملل که قبل از سازمان ملل بود و با تاسیس سازمان، منحل شد برمی گردد که در قوانین موضوعه آن دفاع مشروع حق طبیعی شمرده شده بود.
سازمان ملل هم این حق را به رسمیت شمرد؛ در قانون مصوب این سازمان می خوانیم: تا زمانی که شورای امنیت اقدامی به عمل نیاورد است هیچ یک از مقررات منشور حق ندارد، حق ذاتی و طبیعی دفاع مشروع را به صورت انفرادی و جمعی نقض کند.
طبق این مبنا، جمهوری اسلامی ایران دارای تمامی فاکتورهای دفاع مشروع بوده و به صورت انفرادی به دفع تجاوز پرداخته است.
معاهداتی که بر بحث دفاع مشروع صادر شده است، تاکیدی بر حق اصیلی است که خداوند به انسان ها داده است تا از خود دفاع کنند و حتی این عکس العمل را حیوانات به صورت غریزی دارند. همچنین فقهای اسلامی به مساله دفاع اشاره کرده اند و با استناد به آیات قرآن و روایات اسلامی به مبانی، دلالت متون دینی و دائره دفاع پرداخته اند.
رسا- دانستیم که دولت ها حق ندارد انگیزه های خود را با توسل به قوای نظامی و جبری بر کشور دیگر تحمیل کنند؛ اما تجربه بشری نشان داده است که قدرت طلبی برخی از انسان ها، آتش جنگ ها را شعله ور کرده است.
سوال این است که اگر جنگی اتفاق افتاد و آتش نزاع بالا گرفت، در عرصه قواعد و قوانین بین الملل چه تمهیداتی جهت کاهش اثرات تخریبی آن اندیشیده شده است؟
حقوقدانان دو نوع حقوق را در مورد جنگ بیان داشته اند، اولی حقوق بر جنگ است که به مباحثی همچون تجاوز، دفاع مشروع و صلح می پردازد و دیگری حقوق در جنگ است که اگر جنگی اتفاق افتاد چگونه رفتار کنیم، رفتارمان با اسراء جنگی، مجروحین، زنان و کودکان و سالخوردگان چگونه باشد؟ در مقابل منابع طبیعی چه وظیفه ای داریم؟ و.... که به حقوق بشردوستانه تعبیر شده است.
کشتار دسته جمعی در عرف بین الملل ممنوع شده است و از قواعد آمره ای است که دادگاه بین المللی آن را پیگیری می کند که در این راستا استفاده صدام از سلاح های شیمیایی علیه مردم خودش در حلبچه یک جرم بین المللی است. همچنین حقوق مربوط به غیر نظامیان و حقوق اسرا و عدم استفاده از سلاح های غیر متعارف و رعایت حقوق زنان و کودکان و سالخوردگان از مواردی است که در حقوق بشر دوستانه بین المللی بر آن تأکید شده است.
حقوق بشر دوستانه در منابع اسلامی نیز بسیار تاکید شده است و در عهدنامه های بین المللی هم منعکس شده است، اسلام برای اسرای جنگی دشمن حق حیات، شخصیت، کرامت و احترام قائل است؛ اگرچه برای آزادی باید فدیه داده یا طبق معاهده دولت اسلامی با شرایط آزاد شوند.
در اسلام توصیه شده است از همان غذایی که خودتان می خورید به اسراء بدهید و در سیره امام علی(ع) نقل شده است که امر به بردن ظرف شیر برای ابن ملجم کردند.
اسلام به حقوق انسان ها اهمیت می دهد و هیچ وقت به دنبال این نیست که افراد غیرحاظر در صحنه جنگ کشته شوند و به همین دلیل استفاده از سلاح های هسته ای، شیمیایی، میکروبی و بمباران مناطق شهری ممنوع است و حتی در روایات اسلامی از مسموم کردن آب آشامیدنی دشمن نهی شده است.
کشتار دسته جمعی با آموزه های اسلامی مخالفت قطعی دارد و به همین دلیل نه تنها استفاده از سلاح هسته ای مجاز نیست بلکه ساختن آن نیز حرام است، زیرا ساخته شدن آن مقدمه استفاده از سوی افراد کافر یا مدعی اسلام است.دین مبین اسلام به حفظ حیات زنان و کودکان حساس است و اجازه نمی دهد که جنگ را به آنها تسری دهیم و آنها کشته شوند.
رسا - صلح نعمتی خدادادی است که انسان ها در پناه آن می توانند به رشد و بالندگی دست پیدا کنند و از مواهب الهی در راستای کمال انسانی بهره گیرند؛ اما این هدیه الهی با غرض ورزی های انسان های جاه طلب به چالش کشیده شده است. دین اسلام تا چه اندازه به صلح اهمیت می دهد؟حقوق بین الملل چگونه در راستای تحقق صلح بین المللی گام برداشته اند؟
بحث صلح در دین اسلام بسیار مورد تاکید قرار گرفته است و در قرآن تعبیر( الصلح خیر لکم) آمده است، در نامه 53 نهج البلاغه، امیر المومنین(ع) به مالک اشتر می فرمایند اگر تمایل دشمن به صلح را دیدی، با دشمن خود صلح کن و به طور کلی می توان گفت بر طبق آموزه های اسلامی باید به سمتی رفت که جنگ خاتمه پیدا کند.
قوانین اسلامی به گونه ای است که در طول جنگ در چهار ماه حرام، نزاع متوقف شود و حتی از امیرالمومنین درباره اینکه چرا جنگ را در بعد از ظهر شروع می کنند، پرسیدند که حضرت بیان داشت عصر به شب نزدیک تر بوده و در نتیجه آتش آن زودتر سرد می شود.
صلح افق روشنی است که همه ادیان الهی به دنبال آن بوده اند و عقلای دنیا به سمت آن تمایل دارند و امروز صلح به صورت عرف بین المللی و قاعده بین المللی آمره مبدل شده است.
در عرصه بین الملل نیز حفظ صلح از آرزوهایی بود که تشکیل سازمان ملل را رقم زد و منشور سازمان ملل متحد بر این مطلب تاکید دارد؛ البته در ماده 41 در موارد خاص اجازه جنگ داده شده است.
رسا - شبهه ای که از سوی برخی افراد از جمله مستشرقان بیان شده است، توجه به جنگ از سوی دین اسلام است تا آن جا که برخی از منظر اسلام اصل را بر جنگ عنوان کرده اند و شواهد و ادله ای را هم ذکر کرده اند، نظر شما در این باره چیست؟
باید به طور محکم از اینکه اصل در اسلام بر صلح است دفاع کنم؛ البته این اصل همچون سایر اصول دارای استثنائاتی است.
افرادی که ادعا می کنند اصل در اسلام بر جنگ است گفته اند در فقه اسلامی با «کتاب الجهاد» روبرو هستیم در حالی که کتاب الصلح نداریم که باید گفت کتاب الجهاد فقه، جهاد را محدود کرده است و در بیان مقررات شرعی است که اگر جنگی اتفاق افتاد، مسلمانان با این قواعد آشنا باشند، در حالی که صلح محدودیتی ندارد. فقه اسلامی جهاد ابتدائی را تنها با حضور امام معصوم(عج) آن هم با دلیل و هدف خاص که امام آگاه تر است، مجاز می داند.
برخی افراد به آیات قرآن اشاره کرده اند که نزدیک به چهل آیه درباره جهاد است، که باید توجه داشت اولا آیات مطلق درباره جنگ نداریم و اگر مطلق هم باشد با آیات دیگر تخصیص خورده است و به عنوان مثال آیه (وقاتلوهم حتی لاتکون فتنه) تخصیص به رفع فتنه خورده است. پس باید عام و خاص و مطلق و مقید قرآن مشخص شود و به طور کلی نمی توان اطلاق جنگ در اسلام را از قرآن برداشت کرد.
امروز جنگ به صورت محدود در قوانین بین المللی هم پذیرفته شده است و نهضت های آزادی بخش مجاز شمرده شده اند که برای مبارزه با ظلم و ستم مبارزه کنند.
سخنان و سیره پیامبر اکرم(ص) و ائمه طاهرین(ع) نشان می دهد که همه از جنگ پرهیز داشته اند و تنها مواردی را مجاز می دانستند که کشوری مستضعفین را تحت یوغ خود قرار داده و راهی نداشته باشند.
اکثر جنگ هایی که پیامبر اکرم(ص) داشتند حمله از سوی دشمن بوده است و امت اسلام در حال دفاع بوده اند همچون احد، خندق، بدر و ...
در جنگ بدر هم از سوی مسلمانان پیش دستی انجام نشد و تهاجم محسوب نمی شود، زیرا تاریخ نشان می دهد که مسلمانان با نیرو نرفته بودند و تنها ده اسب همراه آنها بوده است و وقتی ابوسفیان راهش را جدا کرد و از مکه لشگر حرکت داد، تازه نبی مکرم اسلام(ص)آنجا وارد جنگ با آنان شدند.
اسلام به حقوق انسان ها اهمیت می دهد و هیچ وقت به دنبال این نیست که افراد غیرحاظر در صحنه جنگ کشته شوند و به همین دلیل استفاده از سلاح های هسته ای، شیمیایی، میکروبی و بمباران مناطق شهری ممنوع است و حتی در روایات اسلامی از مسموم کردن آب آشامیدنی دشمن نهی شده است.
کشتار دسته جمعی با آموزه های اسلامی مخالفت قطعی دارد و به همین دلیل نه تنها استفاده از سلاح هسته ای مجاز نیست بلکه ساختن آن نیز حرام است، زیرا ساخته شدن آن مقدمه استفاده از سوی افراد کافر یا مدعی اسلام است.دین مبین اسلام به حفظ حیات زنان و کودکان حساس است و اجازه نمی دهد که جنگ را به آنها تسری دهیم و آنها کشته شوند.
رسا - صلح نعمتی خدادادی است که انسان ها در پناه آن می توانند به رشد و بالندگی دست پیدا کنند و از مواهب الهی در راستای کمال انسانی بهره گیرند؛ اما این هدیه الهی با غرض ورزی های انسان های جاه طلب به چالش کشیده شده است. دین اسلام تا چه اندازه به صلح اهمیت می دهد؟حقوق بین الملل چگونه در راستای تحقق صلح بین المللی گام برداشته اند؟
بحث صلح در دین اسلام بسیار مورد تاکید قرار گرفته است و در قرآن تعبیر( الصلح خیر لکم) آمده است، در نامه 53 نهج البلاغه، امیر المومنین(ع) به مالک اشتر می فرمایند اگر تمایل دشمن به صلح را دیدی، با دشمن خود صلح کن و به طور کلی می توان گفت بر طبق آموزه های اسلامی باید به سمتی رفت که جنگ خاتمه پیدا کند.
قوانین اسلامی به گونه ای است که در طول جنگ در چهار ماه حرام، نزاع متوقف شود و حتی از امیرالمومنین درباره اینکه چرا جنگ را در بعد از ظهر شروع می کنند، پرسیدند که حضرت بیان داشت عصر به شب نزدیک تر بوده و در نتیجه آتش آن زودتر سرد می شود.
صلح افق روشنی است که همه ادیان الهی به دنبال آن بوده اند و عقلای دنیا به سمت آن تمایل دارند و امروز صلح به صورت عرف بین المللی و قاعده بین المللی آمره مبدل شده است.
در عرصه بین الملل نیز حفظ صلح از آرزوهایی بود که تشکیل سازمان ملل را رقم زد و منشور سازمان ملل متحد بر این مطلب تاکید دارد؛ البته در ماده 41 در موارد خاص اجازه جنگ داده شده است.
رسا - شبهه ای که از سوی برخی افراد از جمله مستشرقان بیان شده است، توجه به جنگ از سوی دین اسلام است تا آن جا که برخی از منظر اسلام اصل را بر جنگ عنوان کرده اند و شواهد و ادله ای را هم ذکر کرده اند، نظر شما در این باره چیست؟
باید به طور محکم از اینکه اصل در اسلام بر صلح است دفاع کنم؛ البته این اصل همچون سایر اصول دارای استثنائاتی است.
افرادی که ادعا می کنند اصل در اسلام بر جنگ است گفته اند در فقه اسلامی با «کتاب الجهاد» روبرو هستیم در حالی که کتاب الصلح نداریم که باید گفت کتاب الجهاد فقه، جهاد را محدود کرده است و در بیان مقررات شرعی است که اگر جنگی اتفاق افتاد، مسلمانان با این قواعد آشنا باشند، در حالی که صلح محدودیتی ندارد. فقه اسلامی جهاد ابتدائی را تنها با حضور امام معصوم(عج) آن هم با دلیل و هدف خاص که امام آگاه تر است، مجاز می داند.
برخی افراد به آیات قرآن اشاره کرده اند که نزدیک به چهل آیه درباره جهاد است، که باید توجه داشت اولا آیات مطلق درباره جنگ نداریم و اگر مطلق هم باشد با آیات دیگر تخصیص خورده است و به عنوان مثال آیه (وقاتلوهم حتی لاتکون فتنه) تخصیص به رفع فتنه خورده است. پس باید عام و خاص و مطلق و مقید قرآن مشخص شود و به طور کلی نمی توان اطلاق جنگ در اسلام را از قرآن برداشت کرد.
امروز جنگ به صورت محدود در قوانین بین المللی هم پذیرفته شده است و نهضت های آزادی بخش مجاز شمرده شده اند که برای مبارزه با ظلم و ستم مبارزه کنند.
سخنان و سیره پیامبر اکرم(ص) و ائمه طاهرین(ع) نشان می دهد که همه از جنگ پرهیز داشته اند و تنها مواردی را مجاز می دانستند که کشوری مستضعفین را تحت یوغ خود قرار داده و راهی نداشته باشند.
اکثر جنگ هایی که پیامبر اکرم(ص) داشتند حمله از سوی دشمن بوده است و امت اسلام در حال دفاع بوده اند همچون احد، خندق، بدر و ...
در جنگ بدر هم از سوی مسلمانان پیش دستی انجام نشد و تهاجم محسوب نمی شود، زیرا تاریخ نشان می دهد که مسلمانان با نیرو نرفته بودند و تنها ده اسب همراه آنها بوده است و وقتی ابوسفیان راهش را جدا کرد و از مکه لشگر حرکت داد، تازه نبی مکرم اسلام(ص)آنجا وارد جنگ با آنان شدند.
رسا- با توجه به قواعد حقوق بین المللی نگاهی به قرار داد صلح بین ایران و عراق در قالب قطعنامه 598 داشته باشید و به تبیین بحث های حقوقی و سیاسی آن بپردازید؟
در راستای قطعنامه 598 شورای امنیت در مورد مخاصمه دولت عراق علیه ایران، گروهی موظف شدند با طرفین وارد مذاکره شده و موقتا آتش بس اعلام شود تا بعد متجاوز شناخته شود.
صدام تا می توانست از پذیرش این قطعنامه امتناع کرد و زمانی این قطعنامه را قبول کرد که در موضع ضعف بود، توضیح اینکه از اولین روزهای تهاجم عراق به ایران تا سال 1366 که قطعنامه 598 به تصویب شورای امنیت سازمان ملل رسید ، هیچ گاه و از هیچ سازمان و کشوری پیشنهادی که متضمن صلح باشد ارائه نشد. تا زمانی که عراق بخش هایی از خاک جمهوری اسلامی را در تصرف داشت پیشنهادها تنها در حد آتش بس و مذاکره بود و این امکان برای عراق وجود داشت تا با بهره گیری از برتری نظامی و امتیازی که به دلیل پیشروی در خاک ایران به دست آورده بود، به اغراض سیاسی خود دست یابد.
در مرحله بعد هنگامی که ایران توانست با همت فرماندهان و رزمندگان به برتری های عراق پایان بخشد و سرزمین های تصرف شده را در عملیات های فتح المبین و بیت المقدس را آزاد کند، محور پیشنهادها تغییر کرد و موضوع آتش بس و عقب نشینی به مرزها و سپس آغاز مذاکرات صلح مطرح شد، در آن زمان اگرچه قدرت های جهانی همه علیه ما کار می کردند، اما عرف بین المللی به نفع ما شکل گرفته بود. وقتی کشورهای قدرتمند پی بردند که در جنگ عراق دیگر نفعی ندارند، وارد فاز قطعنامه 598 شدند.
رسا - اگر نکته پایانی دارید، بیان بفرمائید.
متاسفانه ما به اندازه مطلوب به بحث جنگ و ارزش های آن نپرداخته ایم ونسل سوم انقلاب با جنگ، اهداف دفاع مقدس و رشادت های رزمندگان به خوبی آشنا نیستند و نمی دانند که اگر دفاع نمی کردیم چه اتفاقی می افتاد.
نسل جوان ما باید با روحیات و فرهنگ دوران جنگ آشنا شوند و در این راستا می توان از ظرفیت رسانه های جمعی استفاده کرده و برای افرادی که جنگ را ندیده اند و از نزدیک حس نکرده اند، پیام های آن را مخابره کنیم.
امروز از نظر اجتماعی باید نسل رزمنده که عده ای شهید، برخی آزاده و جانباز هستند در چشم جوانان دارای ارزش خاصی باشند که فکر می کنم در این زمینه کوتاهی هایی شده است. باید نسل جوان ما اهمیت نسلی را که فداکارانه جان و مال خود را فدای کشور کرد، بداند و از خدمات این بزرگواران تجلیل کند.
رسا - از اینکه وقت ارزشمند خود را در اختیار ما گذاشتید، سپاسگذارم. /909/گ402/ر
ارسال نظرات