طلبهها کجای وبلاگستان قرار دارند؟
به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا به نقل از ماهنامه فرهنگی و اجتماعی حاشیه، در دنیای امروز، برای آنکه از آخرین اخبار آگاه شوید، نرخ سکه، ارز و البته کاغذ را بدانید؛ حتی اگر به دنبال یک رستوران دنج و راحت باشید، میتوانید به فضای مجازی و دنیای وبلاگستان گام بگذارید. دنیایی که کم کم به شکل یک جامعه آماری کوچک از جامعه بزرگتری که در آن زندگی میکنیم، در آمده و به خودش شکل و فرم میدهد.
تقریبا هیچ مناسبت و خبر روزی نیست که در وبلاگستان نمود پیدا نکند و حتی به تولید موج، ختم نشود. از مناسبتهای مذهبی مانند محرم و اعیاد مذهبی گرفته تا نوروز و کریسمس و مهمتر از همه، اخبار فرهنگی، سیاسی ، هنری و اجتماعی.
در این دنیای مجازی ( حالا اگر این عنوان درست باشد ) قشرها و طبقات گوناگونی روزگار میگذرانند. وبلاگستان فارسی، با توجه به تاریخ نه چندان درازش- که شاید کمی بیشتر از یک دهه از آن میگذرد- هر چند که سن و سال زیادی ندارند، اما به سوی شکل یافتن هویت خود است. هویتی که بتواند خود را از محیطهایی مانند چترومها، شبکههای اجتماعی و... جدا کند. با این شاخصه که مسئله اصلی در وبلاگستان، نه رابطه، که موضوع و مفهوم است.
حالا گمان میکنید که در این فضا، طلبهها چه کار میکنند؟
در وبلاگستان امروز، بدنه اصلی را روزانهنویسان تشکیل میدهند. کسانی که از مسائل و رویدادهای روزمره خود، چیزهایی که به آن میاندیشند و دوست دارند و خلاصه هر چیزی که زندگی آنان را شکل میدهد، مینویسند. طلبهها در این بدنه، فعلا نقش بسیار اندکی دارند. هر چند که روزانه نویسی به سبک طلبگی- با توجه به جذابیتهای مسائل جاری زندگی آنان برای سایر طبقهها میتواند بسیار جالب باشد. فرض کنید که یک طلبه درباره درسهایش، لباسهایی که طلبهها میپوشند، مراسم گعده و گفتگو، مناسبتهایی طلبگی، اصطلاحات طلبگی و... بنویسد. چون چیزهایی نیستند که برای دیگران در دسترس باشد، میتواند باعث جلب توجه و رجوع بسیاری شود.
فتوبلاگها، شعربلاگها، داستان بلاگها، هایکوبلاگها و از این دست، در مقایسه با روزانه نویسی، وبلاگهای تخصصیتری هستند که به مسائل جاری زندگی نمیپردازند، بلکه موضوع و مفهوم و یا شکل مشخصی دارند.باز هم طلبهها در این وبلاگهای تخصصی، نقش چندانی بر عهده ندارند. متأسفانه آنان هنوز نتوانستهاند در این رشتههای تخصصی، نقشی برای خودشان در جامعه هنری، ادبی و فرهنگی در فضای مجازی دست و پا کنند.
اما به صورت پیش فرض، طلبهها آموختهاند که برای به دست گرفتن قدرت در وبلاگستان، باید به محیط سنتی خودشان بروند. یعنی وبلاگهایی با مضامین دینی، مذهبی، پاسخ به شبهات و... که گمان میکنند در این حیطهها، بهتر میتوانند به فعالیت بپردازند. به هر دلیلی، طلبهها کمتر وبلاگهای سیاسی یا اجتماعی مینویسند، و بیشتر به وبلاگهای دینی روی میآورند.
سیاسی نویسان و اجتماعی نویسان، بیشتر از قشر و طبقه دانشجو و متوسط جامعه هستند. سیاسی نویسان و اجتماعی نویسان طلبهها نیز طلبههایی هستند که به محیطهای دانشجویی رفت و آمد دارند و یا حتی خودشان دانشجو شدهاند.
توانایی طلبهها و میزان تأثیرگذاری آنها در وبلاگستان، در حفظ این پایگاه سنتی است که البته با قشر دیگری از وبلاگها، به رویارویی میپردازد. یعنی وبلاگهای ضد دین یا ضد مذهبی که هر روزه بر شمار آنها افزوده میشود. اینکه تا چه اندازه این رودررو قرار گرفتن، نتیجه و تأثیر دارد، مسئله دیگری است. ولی در این پایگاه سنتی، طلبهها بیشتر به افشای شخصیت حقوقی خود تمایل دارند.
حالا بیایید به معادله قدرت در فضای وبلاگستان، نگاه دوبارهای داشته باشیم. اگر روی مرکز این دایره متمرکز شویم، آن را در دست بدنه اصلی وبلاگستان، یعنی روزانه نویسان میبینیم. پربازدیدترین وبلاگها، معمولا از این قشر هستند. طبقه اجتماعی این روزانه نویسان، از متوسط تا متوسط نسبتا رو به بالا را دربر میگیرد و هیچ طبقه اجتماعی به خصوصی در آن غالب نیست. از یک دکتر و پزشک تا وکیل و دانشجو و دختران بیکار و پرکار گرفته تا دانشآموزان و معلمان و کسانی که با هویت جعلی مینویسند، در این طیف گسترده که هر روز هم بزرگتر میشود، قرار میگیرند.
وبلاگهای تخصصی ( از هر نوعی که باشد ) نسبت به روزانهنویسان، از بازدید کمتری برخوردارند، مگر اینکه نویسنده آن وبلاگها، شخصیتهای معروفی همچون یک نویسنده، نقاش و یا شاعر باشد. وبلاگهای پربازدید این گونه از وبلاگها، به همین افراد مشهور تعلق دارد. این دسته از وبلاگها، همچون چند ماه در مداری به دور دایره بدنه اصلی میچرخند و معمولا خودشان را درگیر مسائل وبلاگستان نمیکنند و حتی وارد موجهای آن نمیشوند. وبلاگهای سیاسی و اجتماعی، بیشتر در اختیار دانشجویان و کسانی است که با محیطهای دانشجویی ارتباط دارند.
این دسته، معمولا در یک تضاد مفهومی با روزانهنویسان قرار دارند. هر دو دسته، ادعا دارند که بدنه اصلی را آنان تشکیل میدهند. با توجه به مسائل جاری و روز جامعه نیز، ادعای بیربطی نیست که این قشر از وبلاگ نویسان، در حال رشد بسیار زیادی هستند. هر چند باید پذیرفت که این رشد، در یک یا دو سال گذشته، تشدید شده و معادلات فضای وبلاگستان را برهمزده است. تا چند سال پیش، این محیط و قابلیتهای آن تا این اندازه جدی گرفته نمیشد.
سرانجام میرسیم به حضور خود طلبهها که با عبا و عمامه، در یک وبلاگ حاضر میشوند.شاید طلبهها، تنها قشری از جامعه باشند که تا این اندازه با شخصیت حقوقی، در وبلاگستان حضور دارند.
پزشکان و وکلا و معلمان نیز در وبلاگستان حضور دارند، ولی نه از لحاظ کیفیت و نه کمیت، به طلبهها میرسند. با این حال، جایگاه آنان در دایره قدرت، چندان روشن به نظر نمیرسد.
شاید شما گمان کنید که حمایتهای ویژهای از طلبهها در فضای مجازی میشود. اما باید بدانید که نه تنها هیچ حمایت خاصی نمیشود، بلکه درست این است که اساسا هیچ حمایتی هم از سوی کسی نشود. طلبهها خودشان باید با نگاه و تحلیل درست به وضعیت وبلاگستان، دست به انتخاب و فعالیت بزنند. آنان میتوانند به حفظ پایگاه سنتی خود بپردازند و هویت و استقلال خوشان را به عنوان یک قشر مستقل و با هویت، در سایر مناطق وبلاگستان نیز پیدا کنند.
جنگ بر سر به قدرت گرفتن فضای وبلاگستان، تازه آغاز شده است.../971/پ202/ن