۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۵:۲۷
کد خبر: ۲۰۳۲
دین‌شناسی/ آیت‌الله جوادی آملی

توهّم ممنوعیت مطلق سؤال در قرآن

توهّم ممنوعیت مطلق سؤال در قرآنبعضی می‌گویند: تنها دلیل اثباتی دین، قرآن و سنت است و عقل هرگز نمی‌تواند دلیل دینی باشد؛ زیرا قرآن کریم، اصلی‌ترین ارکان دین را خارج از قلمرو سؤال و جواب می‌داند؛ چون اگر سؤال از خدا، توحید ذات اقدس الهی، وحی و رسالت و معاد ممنوع باشد، پرسش از احکام و حِکَم الهی نیز ممنوع است و در نتیجه، راه عقل و تعقل نیز بسته است؛ زیرا عقل با سؤال و جواب زنده است؛ چنان‌که ماهی با آب زنده است.
برای نمونه، قرآن کریم می‌فرماید: «لا یسئل عمّا یفعل»؛(1) خدا هر کاری کند، نمی‌توان درباره او سؤال کرد. از طرفی می‌گوید: «إن الحکم إلاّ الله»(2) فرمان‌روایی مطلق، از آن خداست. وقتی خدا فرمان‌روای مطلق باشد و نتوان از او سؤال کرد، معنایش آن است که مسیر تعقل آزاد مسدود است و فقط از راه نقل باید مبانی و اصول و احکام دین را تأمین کرد.
ردّ ممنوعیت مطلق سؤال
ابتدا باید دانست که نقش سؤال و جواب در رشد علم چیست؟ رابطه سؤال و جواب، همانند رابطه مذکر و مؤنث است؛ همان‌گونه که طبق جریان عادی از مرد یا از زن به تنهایی فرزند متولد نمی‌شود، بلکه پدید آمدن نسل انسان و تداوم آن در گرو لقاح مذکر و مؤنث است، پیش‌رفت و ترقی علم نیز در گرو سؤال و جواب است. اشکال و سؤال به منزله مؤنث است و جواب به منزله مذکّر، و این نکاح با میمنتی که بین سؤال و جواب هست، موجب پیدایی و رشد نسل علوم است.
آنجا که نفس سؤال نیست یا سؤال هست، ولی جواب قانع کننده‌ای نیست، علم عقیم است، پس، زمینه ترقی و پیشرفت جامعه را باید با سؤال و جواب مناسب فراهم کرد؛ همان‌گونه که گاهی بعد از ازدواج، برخی از زنان پسر یا دختر می‌زایند و بعضی عقیمند، ازدواج سؤال و جواب نیز همین‌گونه است: «یهب لمن یشاء إناثا و یهب لمن یشاء الذّکور؛ أو یزوّجهم ذُکرانا و إناثا و یجعل من یشاء عقیما»(شوری، آیه 49 و 50) خداوند به کسی که بخواهد دختر می‌دهد و به کسی که بخواهد پسر عنایت می‌کند و بعضی از ازدواج‌ها را عقیم می‌کند.
از قرآن کریم استفاده می‌شود که دوام فیض الهی در نظام تکوین نیز در گروه سؤال و جواب است. از این رو، در نظام طبیعت، همه موجودات از خداوند سؤال می‌کنند: «یسئله من فی السّموات و الأرض کلّ یوم هو فی شأن» (رحمن، آیه 29) اگر مجموعه نظام آفرینش از خدا سؤال می‌کنند، خداوند نیز به سؤال و درخواست آنان پاسخ می‌گوید و همین سؤال و درخواست، موجب دوام فیض است؛ زیرا مخلوق خدای بی‌نیاز، همواره نیازهای خود را به آن حضرت عرضه می‌کند و خداوند بی‌نیاز نیز همواره آنها را پاسخ می‌دهد و به همین دلیل، فیض خدا تداوم پیدا می‌کند.
سؤال‌های ناشی از تعنّت و تحقیر، سؤالِ فریب‌کارانه است، و پرسش‌گر آن در صدد فهمیدن نیست. از این‌رو، عقیم است و استحقاق جواب ندارد. نیز اگر سؤالی استفهامی باشد و به قصت فهمیدن پرسیده شود، ولی جواب گویا و قانع کننده نباشد، گرچه به صورت جواب است، اما سیرت جواب را ندارد. به همین دلیل، سؤال و جواب عقیم است. اما اگر سؤال به قصد تفقّه باشد (نه تعنّت) و نیز از باب «فسئلوا أهل الذّکر إن کنتم لا تعلمون»(نحل، آیه 43) باشد، و جواب را اهل ذکر به عهده گیرد و نه بیگانه، این سؤال و جواب عقیم نیست.
به بیان دیگر، سؤال محققانه و جواب محققانه، فرزند با برکت دانش را به دنبال خواهد داشت. از این‌رو، حیات و رشد علم در پرتو چنین سؤال و جوابی تأمین خواهد شد.
پس از بیان نقش سؤال و جواب، می‌توان گفت که سؤال اقسامی دارد؛ سؤال‌های ممنوع و سؤال‌های روا و جایز؛ چنان‌که در عرف نیز بعضی از سؤال‌ها ممنوع و برخی مجاز است؛ هر مطلبی که عقل، حقّ ورود در آن را دارد، سؤال از آن رواست؛ وگرنه نارواست. اینک به برخی از اقسام سؤال اشاره می‌شود:
1ـ سؤال به معنای درخواست از خدا یا اولیای الهی که به دستور خداست؛ این سنخ از سؤال، نه تنها ممنوع نیست، بلکه مورد تشویق و ترغیب قرار گرفته است.
خداوند بارها به جامعه انسانی فرمود: «وسئلوالله من فضله»(نساء، آیه 32) از خدا سؤال کنید؛ «یسئله من فی السّموات و الأرض کلّ یوم هو فی شأن»(رحمن، آیه 29) سراسر جهان امکان از خدا مسألت می‌کنند، این‌گونه سؤال و دعا، به امر خداست.
2ـ سؤال استفهامی که به قصد فهمیدن مطلب علمی است؛ قرآن به این نوع سؤال نیز ترغیب و تشویق می‌کند؛ چنان‌که به همگان فرمود: اگر چیزی را نمی‌دانید، از اهل ذکر سؤال کنید: «فسئلوا أهل الذّکر إن کنتم لا تعلمون»(نحل، آیه 43).
سؤال، اعم از مقلّدانه یا محقّقانه، برای رفع جهل و عالم شدن لازم است. سائل در فروع دین، مقلّدانه از مراجع فقهی می‌پرسد و در اصول دین، محقّقانه از مراجع فلسفی و کلامی سؤال می‌کند؛ زیرا در فروع دین، عالم شدن به این است که تعبدیات را فرا بگیرد، اما در بخش اصول دین، باید اصول و ارکان نخستین را با استدلال مناسبِ با شأنِ خود و معقول فرا بگیرد.
3ـ گاهی سؤال به معنای اعتراض است. این قسم از سؤال نسبت به خداوند سبحان ممنوع است و سؤالی که در بعضی آیات از آن نهی شده، همین نوع از سؤال است: «لا یسئل عمّا یفعل»(انبیاء، آیه 43) یعنی هیچ قانونی بر خدا حاکم نیست تا خدا زیر سؤال برود، بلکه دیگران مورد سؤال هستند: «فلنسئلنّ الذین أرسل إلیهم ولنسئلنّ المرسلین»(اعراف، آیه 6) همه افراد در قیامت مورد سؤال الهی قرار می‌گیرند؛ هم پیامبران مسؤولند و هم امّت‌های آن‌ها.
حاصل آن‌که سؤال‌هایی که به قصد نقد مطلب علمی و استفهام یا اعتراض علمی باشد ـ که در مناظره‌ها و مباحثه‌ها رواج دارد ـ ممنوع نیست. از این‌رو، درباره خدا و اوصاف رسالت و ابعاد مختلف آن، نه تنها سؤال و تحقیق ممنوع نیست، بلکه قرآن کریم نیز آن را رد نکرده است.

ارسال نظرات