آیتالله جوادی آملی در پیامی به همایش قرآن و روابط بینالملل:
در مملکت قرآنی باید جهانی اندیشید / قرآن انسانهای جهانی میپروراند
خبرگزاری رسا ـ آیتالله جوادی آملی بیان داشت: قرآن چون خود را جهانی میداند، جهانی میاندیشد، جهانی سخن میگوید و انسانهای جهانی میپروراند.

به گزارش خبرنگار خبر گزاری رسا، اولین همایش قرآن و روابط بینالملل با قرائت پیام آیتالله جوادی آملی به کارشناسان و حاضران در این همایش آغاز به کار کرد.
در این بیانیه آمده است:«عنصر محوری این همایش قرآن و روابط بین الملل است. قرآن چون خود را جهان شمول میداند جهانی میاندیشد و جهانی سخن میگوید و انسانهای جهانبین میپروراند. اگر کسی در مملکت مشغول انجام وظیفه است، او هم موظف است جهانی بیندیشد اگرجه محلی یا منطقهای عمل می کند. جهان شمولبودن قرآن بر اساس فطرت عمومی مردم است. اگر خداوند قرآن را به عنوان ذکران البشر، پیامبر(ص) را به عنوان رحمة للعالمین، کافة للناس و مانند آن معرفی کرد، سند این حرف را هم بازگو کرد. وقتی منطقی میتواند جهانی باشد، قوانینی میتواند جهان شمول باشد که هم از مبدأ فاعلی جهان نشأت گرفته باشد و هم با مبدأ قابلی جهان پیوند ناگسستنی داشته باشد. اگر قانون از زبان یک عدهای یا در سرزمین عدهای یا در زمان خاصی صورت پذیرفت، این جهانی نخواهد بود؛ زیرا زمان، زمین، زبان و مانند آن گوناگوناند؛ اما اگر قانونی هماهنگ با فطرت بشر بود، خدای فطرتآفرین چنین فرمان داد: لا تبدیل لخلق الله، پس فطرت، یک اصل ثابت و مشترک است. چون فطرت اصل مشترک است، قوانین فطرتپذیر میتواند جهانی باشد.»
آیت الله جوادی آملی در این بیانیه ابراز داشته است:«آنگاه وزارت امور خارجه کارگزاران بزرگوار این نهاد میتوانند در شرق و غرب عالم لسان خوبی، ترجمان خوبی، سفیر خوبی برای جمهوری اسلامی باشد که اینها هم جهانی بیندیشند و جهانی فکر کنند و جهانی عمل کنند، اظهارداشتند: وقتی این اصول حاصل می شود که از طرف مبدأ فاعلی ارتباط ناگسستنی با خدا برقرار باشد و از طرف مبدأ قابلی ارتباط عمیق با فطرت. کسی که موحد است و الهی می اندیشد و کسی که دارای فطرت پاک است، این در مشرق عالم یا در مغرب عالم می تواند نماینده خوبی برای جمهوری اسلامی باشد.»
این بیانیه میافزاید:«مطلب دوم آن است که قرآن کریم ما را دستور داد که با همگان مودبانه، مهربانانه، زیبا و خوب سخن بگوییم، "قولوا للناس حسنا"، گاهی سخن در حوزه اسلامی است، گاهی سخن در حوزه الهی اهل کتاب است و گاهی سخن در حوزه جهان است.آنجا که می فرماید: "قولوا للناس حسنا، یعنی با مردم هم خوب حرف بزنید"، هم حرف خوب. خوب حرف زدن و ادب را رعایت کردن جاذبه ایجاد می کند. حرف خوب زدن انسان را مقتدر می کند. یک حکیم، یک عالم، یک فرهیخته، یک فرزانه وقتی حرف عمیق علمی ارایه کرده است نه تنها مرعوب هیچ پیشرفتی نمی شود بلکه این رسالت را دارد که عده ای را مجذوب دانشوری خود کند. معنای "قولوا للناس حسنا" این نیست که برابر میل دیگران حرف بزنید. آنکه عوام اندیش است یا عوام فریب است یا عوام زده است، از نظر آیات قرآن کریم مطرود است. خدای سبحان وقتی جریان ذلت پذیری بنی اسراییل را در برابر استکبار فرعون یاد می کند، می فرماید: "فاستخف قومه و عطاووه"، او چون ملت خود را خفیف و تهی مغز کرد آنها را شستشوی مغزی داد توانست بر آنها مسلط شود یا خدای سبحان به رسول گرامی و رهبران الهی دستور می دهد، "لا یستخفنک الذین لا یوقنون" آنها که عوامند و نفوذ عوامی دارند و خواسته عوامی دارند در شما نفوذ نکنند.این خطر یعنی عوام اندیشی، عوام فریبی، عوام پذیری به میل عوام حرف زدن، عوامانه حرف زدن، عوامانه زندگی کردن همیشه انسان را مرعوب می کند. این قول حس نیست، چیزی حسن است که به تعبیر قرآن مستحکم، استوار، متقن و برهانی باشد. "قولوا قولا سدیدا" آن قول سدید، حسن است. زیبایی در برهانی بودن سخن است. زیبایی در طهارت سخن است.»
همچنین در بخش سوم این بیانیه آمده است:«اگر کسی نماینده نظام اسلامی باشد باید از منظر اسلام با جهان سخن بگوید. هرگز چیزی او را مرعوب نکند، در تحف العقول آمده است، یک مسیحی به حسب ظاهر متمدن آن روزوارد مدینه شد با جامه ای فاخر و با رفتار اعجاب انگیز برخی از مسلمان ها گفتند ما "اعقل هذا الرجل"، چه قدر این مرد خردمند و عاقل است. وجود مبارک رسول گرامی علیه و علی آله آلاف التحیه و السلام فرمود: " مه ان العاقل من وحده الله" آرام باش ، مرعوب مشو.عاقل کسی است که برای جهان یک مبدأ یگانه و یکتا معتقد باشد. کسی که گرفتار تثلیث و امثال تثلیث است، نمی تواند خردمند باشد." مه ان العاقل من وحده الله" اگر کسی مرعوب پیشرفت صنایع دیگری نشد، می تواند علوم تجریدی را سایه افکن علوم تجربی قراردهد تا علوم تجربی و حسی در پرتو علوم تجریدی و عقلی مشکل دنیا و آخرت مردم را حل کند. پس رسالت دوم و مطلب دوم آن است که انسان هرگز کوته بین نباشد ، سخن خام نگوید به این فکر نباشد که عوام را راضی کند.مطلب سوم آن است که امت اسلامی نفوذناپذیر است، قرآن نفوذناپذیر است، گفتند: اگر قرآن آسیب پذیر نیست و اگر امت اسلامی آسیب پذیر نیست، نمایندگان نظام اسلامی در سراسر جهان باید آسیب پذیر نباشند. این آسیب پذیر نبودن را قرآن کریم در استواری، استحکام و اتقان علمی و عملی جامعه معرفی کرد. فرمود:"ولیجدوافیکم غلظه"یعنی شما آنقدر از نظر علم ستبر باشید که دیگران اقتدار، عزت و مناعت شما را بیابند. نفرمود"اغلظوا علیهم" با مردم، باحکومت ها یا ملت ها با خشونت رفتار کنید. چنین چیزی را دستور نداد . اگر گفته بود اغلظوا علیهم " یک راه دیگری بود. اما فرمود:" ولیجدوا فیکم غلظه"، این امر غایب است.یعنی دیگری در شما حتما ستبری را احساس می کند. شما مانند سلسله جبال باشید که هیچ کس به خود اجازه نمی دهد با سلسله جبال در افتد و گرنه سرشکسته می گردد.اگر استحکام و بنیان مرصوصی شما را بیگانه احساس کند ، چه اینکه به لطف الهی این ایام احساس کرده اند ، با پیشرفت ها و نوآوری ها و فن آوری مسئولان علوم تجربی از یک سو مسئولان علوم تجربی و عقلی و فلسفی و برهانی و عرفانی و قرآنی رهبران الهی از سوی دیگر احساس کردند طمع نمی کنند.وقتی جامعه اسلامی و همچنین نمایندگان نظام اسلامی می توانند حرف قرآن را به جهان منتقل کنند که عاقلانه بیندیشند و عادلانه عمل کنند.»
در این بیانیه تصریح شده است:«ایمان جمع یمین است، سوگند است؛ یعنی قطع نامهها یعنی تفاهم، یعنی پیمان، یعنی تعهد. کسی که به تعهد عمل نمی کند زندگی با او مقدور نیست.»
آیتالله جوادی آملی همچنین آورده است:« بنابراین اگر ملتی از نظر علم و از نظر صنعت و از نظر اقتصاد و اعتقاد مستقل بود، دیگران درباره چنین ملتی هرگز طمع نمیکنند"ولیجدوافیکم غلظه" اینها اصول کلی است که نمیتوان با این اصول کلی هم در بخشهای محلی هم در بخشهای منطقهای که مربوط به موحدان است هم در بخشهای بینالمللی که اعم از مسلمان و غیر مسلمان است انسان یک زندگی سعادتمندانه، عاقلانه، عادلانه داشته باشد و اگر ان شاء الله به این وصول عمل بشود به سایر اصول و فروعی که قرآن کریم وعده داده است به آنها خواهیم رسید.»
ارسال نظرات