نظریه نیکی آر. کدی در تحلیل انقلاب اسلامی ایران نقد شد

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجتالاسلام مهدی ابوطالبی، عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در دومین نشست انقلاب اسلامی از نگاه نظریهپردازان غربی که شامگاه شنبه به همت گروه تاریخ اندیشه معاصر در سالن اجتماعات این مؤسسه برگزار شد، به بررسی و تحلیل نظریه نیکی آر . کدی در تحلیل انقلاب اسلامی ایران پرداخت.
وی در ابتدا به معرفی این نظریهپرداز غربی پرداخت و اظهار داشت: کدی از معروفترین ایرانشناسان غربی است که آثار زیادی در مورد ایران نوشته و منتشر کرده و به طور خاص در مورد انقلاب اسلامی ایران، دو کتاب به نامهای ایران مدرن و ریشههای انقلاب ایران و چندین مقاله از او انتشار یافته است.
عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در ادامه با ارائه خلاصهای از نظریه کدی گفت: نیکی کدی عامل اصلی شکلگیری انقلاب اسلامی ایران را دو عنصر احیای اخیر اسلامی ایران که تأکید بر مطرحشدن یک فضای جدیدی از اسلام و تشیع در ایران دارد و نارضایتیهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی قرن 19 و 20 میداند.
حجتالاسلام ابوطالبی به مؤلفههای احیای اخیر اسلامی ایران از دیدگاه کدی اشاره کرد و گفت: وی در کتاب خود، در رابطه با احیای اخیر اسلامی ایران، ابتدا بحث تشیع و اسلام در ایران را مطرح میکند که شیعیان در قرن چهارم بحث غیبت امام زمان(عج) و انتظار موعود را مطرح کردهاند و هدفش از این سخن این است که تا قبل از این، چنین سخنانی در تشیع وجود نداشته است.
وی افزود: کدی معتقد است که هویت ملی ایرانیان بر مبنای تشیع، از دوره صفویه شکل گرفت و غلبه اصولیون بر اخباریون در حوزههای علمیه که در دوره قاجار اتفاق افتاد، سبب افزایش قدرت اجتماعی علمای شیعه شد و استقلال اقتصادی علمای شیعه از دربار و حکومت در مواجهه با حکومت در دوره قاجار و پهلوی تأثیرگذار بوده است.
عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به نظریه کدی درباره دلایل نارضایتی مردم در دوره قاجار ابراز داشت: او معتقد است که غربیها در فضای عقبماندگی ایران بسیار تأثیرگذار بودهاند و مستنداتی در این خصوص دارد و آثار زیانبار روابط اقتصادی ایران و غرب بر اقتصاد ایران، سلطه بیش از حد روس و انگلیس بر امور اقتصادی و سیاسی ایران و عدم تحقق توسعه و نوسازی در ایران دوره قاجار، دلایل نارضایتی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مردم در دوره قاجار است.
حجتالاسلام ابوطالبی با اشاره به دیگر مسائل مطرح شده در نظریه کدی تصریح کرد: کدی معتقد است ورود کالاهای خارجی مصرفی و لوکس و خروج کالاهای اساسی مثل فلزات گران قیمت، افزایش مالیات بدلیل عدم کفاف صادرات برای واردات، زوال اکثر صنایع دستی ایران، افت وحشتناک قیمت نقره و پول رایج ایران و افزایش نابرابری و طبقاتیشدن جامعه از جمله آثار زیانبار روابط اقتصادی غرب با ایران دوره قاجار به شمار میرود.
وی افزود: این نظریهپرداز غربی نتایج نارضایتیهای سیاسی و اقتصادی دوره قاجار را اعتراض علما برای گسترش قدرت خود و اجرای اسلام شیعی، اعتراض بازاریان برای محدودکردن اقتصاد خارجی در کشور، اعتراض روشنفکران لیبرال برای دموکراسی و توسعه اقتصادی، شکلگیری قیامهای تنباکو و مشروطهو شکلگیری حس ضد امپریالیستی در میان ایرانیانمیداند.
عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) به نقد نظریه نیکی آر . کدی در تحلیل انقلاب اسلامی ایران پرداخت و خاطرنشان کرد: در این تحلیل چند اشکال و چند نوع نگاه وجود دارد که یا سبب تقلیل انقلاب اسلامی یعنی این حرکت را یک حرکت خیلی کوچک بر خلاف عظمت آن قرار داده است و در بخشهایی از نظریه خود سبب تحریف انقلاب اسلامی و در قسمتهایی سبب تخریب آن شده است.
حجتالاسلام ابوطالبی افزود: چند نقد کلی بر این نظریه وارد است که تحلیل کدی از انقلاب اسلامی، بر اساس حاکمیت دیدگاه شرقشناسانه و اندیشه ترقی غربی شکل گرفته است و یکی دیگر از نقدهای وارد از نظریه او این است که نگاه کلیسایی و مسیحی به دین و علما در ایران دارد و نتوانسته آن ماهیت دین اسلام و علمای دینی ما را به طور حقیقی آن تشخیص دهد و با آن نگاه تحلیل کرده است.
وی تصریح کرد: از دیگر نقدهایی که به تحلیل او وجود دارد، این است که حاکمیت دیدگاه تاریخیگری بر تحلیل او وجود دارد؛ این سه نکته سبب شده است که تحلیل او از انقلاب اسلامی به رغم ذکر برخی از واقعیتها، یک تحلیل تقلیلی، تحریفی و تخریبی شود.
عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به یکی دیگر از دیدگاههای کدی گفت: چند مؤلفه در حاکمیت دیدگاه شرقشناسانه وجود دارد که استفاده از روش فیلولوژی کلاسیک، حاکمیت نگاه برتری جویانه غرب نسبت به شرق و استفاده از منابع شرق شناسانه که سبب شده خیلی از منابعی که کدی در کتاب خود ذکر میکند، اشتباه بوده و به عنوان مثال برای توضیح شیعه، به کتب شرقشناسان مراجعه کرده است که آنها نیز اشتباه نوشتهاند و بنابراین خیلی از اطلاعات مبنایی او غلط است؛ چرا که منابع او منابع درستی نیست.
حجتالاسلام ابوطالبی در ادامه نقد خود اظهار داشت: از قرن 19 میلادی، روش حاکمیت روش فیلولوژی کلاسیک بر تحقیقات اسلامشناسانه شرقشناسان غربی حاکم بوده است؛ در این روش میآیند اندیشهها و آثار موجود را ریشهیابی تاریخی میکنند و گاهی اوقات به دورانهای بسیار قدیم مرتبط میکنند و گاهی ممکن است درست بوده و گاهی امکان دارد که ارتباطی نداشته باشد، اما اصل این ریشهشناسی صحیح است که باید انجام شود، منتهی همین کار سبب شده که ایشان اشتباه متوجه شود و چه بسا مقرضانه نیز باشد.
وی خاطرنشان کرد: کدی معتقد است استکبارستیزی امام راحل ناشی از جهانبینی مانَوی و ثنویت زرتشتی خیر و شر امام خمینی(ره) است؛ او میگوید به دلیل اینکه امام(ره) ایرانی است و ایرانیها به این نکته به عنوان پیشینه نگاههای زرتشتی اعتقاد دارند، این نگاه زرتشتی و مانوی امام راحل سبب شد که از این ادبیات آمریکا شیطان بزرگ است و شر بودن غربیها و خیر بودن اسلام و مذهب ایرانی و این تقابل خیر و شر بین جهان غرب و ایران و استکبار، ناشی از نگاه مانوی و زرتشتی امام خمینی(ره) است.
عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ابراز داشت: نکته بعدی حاکمیت نگاه برتری جویانه غرب به شرق است و اینها در نگاه شرقشناسی فرضیهای وجود دارد و آن این است که به تعبیر برخی از نویسندگان، نگاه فرادستی غرب به شرق اینکه غربیها باهوش و متمدن هستند و شرقیها بربر و عقبماندهاند و استبداد شرقی وجود دارد و اینکه همیشه شرق را پایین آورده و غرب را بالا ببرند، در نگاه و در تحلیل خانم کدی به شدت موج میزند.
حجتالاسلام ابوطالبی با بیان اینکه خانم کدی روش نوسازی و مدرنیزاسیون غربی را بهترین و تنها روش توسعه و نوسازی میداند، تصریح کرد: هر جا علما با نوسازی غربی که به قول او در بعضی وقتها حاکمیت نگاههای سکولار وجود دارد و مخالف کردهاند، علما را مانع پیشرفت میداند؛ به این دلیل که با سبکهای غربی مخالفت کردهاند و بنابراین ایرانیها مخالف پیشرفت هستند.
وی افزود: با اینکه از سلطه روس و انگلیس یاد میکند، اما هیچگاه نفوذ غربیها در ایران را به عنوان عاملی برای عدم توسعه ایران یاد نمیکند و خیلی مختصر نکاتی را اشاره میکند؛ همچنین تأکید میکند که عامل اصلی و عقبماندگی ایران، نیروهای سنتی مثل علما و برخی از بزرگان قبایل و بازاریها و سلاطین هستند.
عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) گفت: نکته بعدی این نقد، حاکمیت دیدگاه کلیسایی و مسیحی است؛ به خاطر این نوع نگاه، ایشان یک تحلیل مادی از رفتار و نظریات علما ارائه میدهد و خیلی از حرکتهای دینی را به امور غیردینی بر میگرداند.
حجتالاسلام ابوطالبی اظهار داشت: یکی دیگر از نکات، کاریزماتیک خواندن رهبری امام خمینی(ره) است؛ به خاطر اینکه آن نکاتی که روحانیت مسیحی دارد، با همان نگاه علمای ما را مینگرد و همان کاری که روشنفکران خودمان هم میکنند و میگویند دین به عنوان دین مسیحیت، عامل عقبماندگی غرب در دوره رنسانس بود و اصلاحات دینی انجام شد، بنابراین ما هم بایستی اصلاحات دینی انجام دهیم، اما نمیگویند آن دین، مسیحیت بوده و مختصات آن چیست و اسلام و مختصات آن چه چیزی است؟
وی درباره حاکمیت دیدگاه تاریخیگری گفت: نیکی آر. کدی معتقد است که علت ظهور اسلام نیاز منطقه مکه و مدینه به یک نظام حقوقی و رفاه اجتماعی، و ضعفها و اقدامات نامناسب امپراطوریهای بیزانس و ایران بود.
این پژوهشگر حوزوی همچنین افزود: کدی معتقد بود تشیع با ادعای جانشینی حضرت علی(ع) آغاز میشود که ابتدا هم ماهیتی سیاسی داشت و سپس در طول چند نسل، هویت دینی پیدا کرد و برخی اعتقادات شیعه مثل نظریه غیبت در سالهای بعد و در شرایط تاریخی خاصی برای حل برخی مشکلات مستحدثه مطرح شد؛ وی بر همین اساس سخن از تشیع ایرانی به میان میآورد./822/پ201/ی