تحلیلی بر نگاه فقه به محیط زیست/ جایگاه حوزه علمیه در مسیر حراست از منابع طبیعی چیست؟

اشاره: رهبر انقلاب اسلامی، هفده اسفند 93 در دیدار مسؤولان و فعالان محیط زیست، منابع طبیعی و فضای سبز کشور به مسائل کلیدی حراست از محیط زیست اشاره کردند که تبیین آن مسائل می تواند کشور را در عرصه سلامت محیطی یاری دهد.
رهبرمعظم انقلاب، محیط زیست را مظهر الطاف الهی برشمردند و بر زیبا بودن همه جای زمین، جنگل یا کویر اشاره کرده و فرمودند «بدترین آدمها، «حرص» یعنی کشاورزی و «نسل» یعنی فرزندان را آلوده میکنند چنان که در آیه 205 سوره بقره «وَ إِذا تَوَلَّی سَعی فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فیها وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ الْفَسادَ» به این مطلب اشاره شده است.
ما باید در زمینه محافظت از طبیعت، فرهنگ سازی کنیم تا مردم نسبت به محیط زیست حساس شوند و بدون تابلو در این راستا گام بردارند از اینرو از نظر قانونی باید دست اندازی به محیط زیست جرم تلقی شود و از سوی دستگاه قضایی، مجرمان تعقیب شوند زیرا حفظ محیط زیست یک مسأله حاکمیتی است و هر اقدامی باید پیوست زیست محیطی داشته باشد و برای طبیعت و محیط زیست، سند ملی تهیه شود تا به عنوان اسناد ملی و اموال عمومی محفوظ بماند.
هرگونه استفاده از اموال عمومی طبق فتوای امام خمینی(ره) و اصل 45 قانون اساسی باید با اجازه دولت باشد بنابراین کسانی که جنگل را تخریب میکنند و کوهخواری میکنند، به اسراف و امر حرام مبادرت ورزیدهاند که این تخریبها آثار وضعی دارد یعنی کسانی که اقدام به تخریب کردهاند ضامن بوده و باید خسارت بدهند.
اختلاف اساسی دیدگاه اسلام با مسیحیت در مورد محیط زیست این است که غرب و مدعیان مسیحیت، طبیعت را دشمن انسان میدانند که انسان با قهر و غلبه باید بر آن پیروز شود که برای مطالعه بیشتر میتوان به کتاب «انسان و طبیعت نوشته سید حسین نصر مراجعه کرد؛ اما اسلام از ابتدا با دید محبت به محیط زیست مینگرد چنان که پیامبر اکرم(ص) برای طبیعت شأن مادری قائل شدند که انسانها نباید با آن بدرفتاری داشته باشند.
در حال حاضر غرب با ابزار رسانهایاش این مطلب را به دنیا القا میکند که مسلمانان به محیط زیست توجه ندارند اما مسیحیت به عنوان دین آشتی و سبز به این مسأله ارج مینهد و طرفدار محیط زیست است چنان که کشیشان از این شیوه زیاد استفاده میکنند؛ در همین زمینه گفتوگوی تفصیلی داشتهایم با حجت الاسلام عزیزالله فهیمی، استاد درس خارج حوزه علمیه قم و عضو هیأت علمی دانشگاه قم که تقدیم خوانندگان میشود.
رسا ـ با توجه به سخنان رهبر معظم انقلاب درباره ضرورت حفظ محیط زیست درباره راهکارهای آن بیشتر توضیح دهید؟
هر دوره و زمانی اقتضائات خاص خود را دارد، روزگاری در تابستان، یخچال و وسایل سرمایشی نبود و مردم در شهرهای کویری همچون یزد، میبد و قم، یخچالهای طبیعی درست میکردند؛ شهر قم دو یخچال داشت؛ یکی از آنها نزدیک بیت امام(ره) است که به یخچال قاضی شهرت دارد و دیگری در میدان امام(ره) که به یخچال تولید دارو معروف است؛ مردم در زمستان در آنجا یخ میریختند و در تابستان از آن استفاده میکردند.
آب انبار کامکار و شاهقلی خان که برای برداشتن آب بایدحدود صد و بیست پله به زیر زمین رفت؛ در یزد حدود هشتاد و هشت کیلومتر تا قنات فاصله بود و حدود بیست متر زیر زمین تونل کشیده شده است تا آب به آبانبار برسد از این رو مسأله قنات کندن و مغنی در آنجا بسیار مطرح بوده است اما اکنون هیچ کاربردی ندارد زیرا یخچالهای برقی و موتورهایی که آب را با فشار به سطح زمین میرساند، جایگزین آب انبار و قنات شده است.
مسأله محیط زیست نیز از اموری است که در حال حاضر باید به آن توجه شود؛ مرحوم شهید بهشتی پس از پیروزی انقلاب، به مدرسه فیضیه آمدند و در جمع طلاب گفتند «تا به حال شعار اصلی این بود که «حیعلی الصلاة» اما اکنون ما به دنبال «حیعلی القضا» هستیم»؛ یعنی با تثبیت نظام، مسأله قضاوت را دریابید زیرا اقتضای زمانه این است.
قضاتی که وابسته به نظام طاغوت بودهاند و حتی قضاتی که آلودگی نداشتند، به منابع اسلامی آشنا نبودند و قضاوت آنها طبق کتاب «تحریرالوسیله امام خمینی(ره) و فقه جواهر الکلام مرحوم نجفی» نبود، بنابراین وجود روحانیت در دادگاهها و دادگستریها لازم و ضروری بود؛ امروز نیز عرض میکنم به دنبال سخنان رهبر معظم انقلاب باشیم که دستور «حی علی محیط زیست» را صادر فرمودند.
رهبر معظم انقلاب در سخنرانی 17/12/93، در جمع مسؤولان وزراتخانهها، تأکید داشتند؛ از جمله چیزهایی که مغفول مانده، بحث محیط زیست است و باید مورد توجه قرار بگیرد؛ نکات محوری سخنان ایشان عبارت است از فرهنگ سازی مسأله محیط زیست و حاکمیتی بودن بحث محیط زیست.
به طور مثال در قدیم، افرادی مواد مخدر را در زمینهای کشاورزی خود تولید میکردند و به مصرف میرساندند که در آن زمان مسأله خصوصی بود اما بعدها مواد مخدر جنبه حاکمیتی پیدا کرد زیرا عدهای واسطه شدند تا جوانها را معتاد و فاسد کنند؛ از اینرو دولت وارد عمل شد و در زمینه مواد مخدر قانونگذاری کرد و نبض کار را در دست گرفت؛ یا در زمان جنگ که عدهای کوپن را قاچاق میکردند و دولت در این زمینه نیز قانونگذاری کرد.
رهبر معظم انقلاب فرمودند «هر تصمیمی که در کشور گرفته میشود باید با مسؤولان محیط زیست همراه و همکار شود» یعنی اگر فردی خواست ساختمان بیست طبقه بسازد، باید از محیط زیست اجازه بگیرد که ترکیب شهر به هم نریزد یعنی پیوست محیط زیستی در کارها وجود داشته باشد.
از دیگر نکات محوری سخنان رهبری این بود که باید جرمانگاری شود؛ یعنی اگر فردی درختی را قطع کند، به ریه یک شهر آسیب میزند؛ وقتی قطع درخت جرم محسوب شود، هیچ فردی نمیتواند حتی درخت خانه خود را قطع کند.
ایشان فرمودند «وضعیت کشور ما بهگونهای شده است که تا دیروز زمین میخوردند اما امروز، کوهخوار، جنگل خوار و دریاخوار شدهاند که باید با همه اینها مقابله شود حتی برخی تحت عنوان این که میخواهند مدرسه علمیه بسازند، جنگلها را خراب میکنند، این ریه شهر حتی با مدرسه علمیه نیز نباید لطمه بخورد».
همچنین فرمودند «آب سرمایه زندگی مردم است و 90 درصد آبهای کشور ما در کشاورزی استفاده میشود»؛ میتوانیم با روشهای نوین کشاورزی همچون آبیاری قطرهای به نحو بهینه از آب استفاده کنیم اما درحال حاضر پنجاه درصد آبها هدر میرود و 10درصد آبهای شیرین کشور، برای آب شرب مردم و کارخانههای صنعتی مصرف میشود که میتوان این موازنه را عوض کرد.
ریزگردها از مسائل دیگری است که رهبر معظم انقلاب به آن پرداختند؛ هشتاد درصد درختهای بلوط استان ایلام به وسیله ریزگردها از بین رفته است؛ با این وجود ریزگردها فقط مسأله عراق، ایران، عربستان و سوریه نیست بلکه به همه کشورها آسیب میزند.
بنابراین برای حل مسأله ریزگردها باید همت جهانی وجود داشته باشد یعنی به صورت جهانی فکر شود زیرا بشر تنها یک محیط زیست دارد و هیچ کشوری نمیتواند زمین، درخت و جنگل بخرد، بلکه باید از آنها به خوبی مراقبت و استفاده کند.
رهبری به آب شدن یخهای قطب جنوب و شمال اشاره کردند؛ زمانی که یخها کنده میشوند کوهی از یخ در دریا راه میافتد و با برخورد به کشتیها، خسارت زیادی وارد میکند؛ وقتی یخها آب میشوند، موازنه زمین نسبت به زلزله و سیل از بین میرود؛ کوهها فرسایش مییابند و ارتفاع آنها کم میشود.
در حال حاضر کوهها را همچون قارچ برش میزنند و پایین میآورند؛ قرآن کریم میفرماید «ما کوهها را همانند میخهای زمین قرار دادیم» وقتی انسان این موازنه را به هم میزند، زلزله بیشتر میشود و ترکیب آتشفشان به هم میخورد.
نکته دیگری که رهبری فرمودند این است که همه منابع طبیعی زیبا است؛ کویر و جنگل قشنگ است؛ زمین متعلق به همه نسلها است و به «خلق لکم ما فیالارض جمیعا» استناد کردند.
با قطع بیرویه درختان، در آینده باید به فرزندان خود عکس طبیعت را نشان دهیم و یا سنگی را در میدان شهر بگذاریم و بگوییم زمانی سنگ نیز در دنیا بوده است؛ هر زیبایی که در طبیعت از بین میرود، از جمله آبشارها و رودها متعلق به همه افراد جامعه است؛ زیرا افزون بر موارد دیگر، منبع درآمدی برای کشور هستند.
به گفته رهبری، فرهنگ سازی درباره محیط زیست باید به گونهای باشد که مسؤولان تابلو را بزنند و مردم خودشان حرکت کنند یعنی اهمیت مسأله را درک کنند؛ به طور مثال خطرات نازک شدن لایه اُزون و گازهای گلخانهای که در هوا منتشر میشود را به مردم هشدار بدهند؛ چنان که در شهری همچون تبریز در اثر این مسأله بسیاری از درختان سوخته است.
رسا ـ با توجه به این که فرهنگ سازی در زمینه حفظ محیط زیست از دغدغههای رهبر معظم انقلاب است، چگونه میتوان در این زمینه فرهنگ سازی کرد؟
فرهنگ سازی به معنای این که برای مردم نسبت به محیط زیست حساس باشند؛ زیرا انسانی که بدنش به آب و غذا نیازمند است؛ اگر در آینده هوایی برای تنفس نداشته باشد، آب و غذا برای او فایدهای نخواهد داشت، همان گونه که در حال حاضر در کشور چین بر اثر کثرت جمعیت، در کنار خیابانها پمپهای هوا گذاشتهاند.
به دلیل مرغوبیت خاک کشورمان در جنوب، خاک کشور را میدزدند و برای کشورهای امارات و عربستان میبرند.
علما در گذشته برای مردم جا انداخته بودند که نان برکت خدا است و اگر فردی تکه نانی را میدید میبوسید و درکناری میگذاشت تا زیر پا نماند و به این صورت، فرهنگ سازی صورت گرفته بود.
باید به گونهای فرهنگ سازی درباره محیط زیست صورت بگیرد که یک درخت برابر یک فرزند در زندگی انسان ارزش پیدا کند چنان که پیامبر اکرم(ص) فرمودند «بعد از مرگ شما یا فرزندی باشد که به دیگران خدمت کند یا درختی که دیگران از سایه آن استفاده کنند یا پلی ساخته باشید که مردم از روی آن عبور کنند یا قرآنی نوشته باشید که مردم آن را تلاوت کنند» و اگر این گونه فرهنگسازی شود هیچ فردی به خودش اجازه نمیدهد که به درختان آسیب بزند.
برخی قوانین محیط زیست باید تغییر پیدا کند؛ به طور مثال در زمان سابق اگر فردی با ماشین پای فردی را میشکست، آن فردی که پایش شکسته بود، باید در دادگاه اثبات میکرد که طرف مقابل، سرعتش زیاد بوده است، اما در مراحل بعد قانون گذاری صورت گرفت و طبق این قانون، مبنای مطلق در نظر گرفته شد و در تمام موارد، فرد راننده مسؤول و مقصر شناخته شد؛ مگر این که از آسمان سنگ و یا صاعقهای بیاید و به شیشه برخورد کند و تعادل راننده به هم بخورد که به آن آفت سماوی میگویند اما با این قانون، رانندهها با احتیاط بیشتری رانندگی میکنند.
در بحث محیط زیست، بسیاری از پروندهها شکست میخورد؛ گاهی فاضلاب کارخانه را به درون رودخانه رها میکنند و سبب میشود که هزاران ماهی از بین برود و بعد صاحب کارخانه میگوید «پمپ محل فاضلاب، سوراخ شده و مقصر ما نبودهایم» و در نهایت 10 هزار تومان جریمه میشود.
رسا ـ آیا تاکنون قوانینی برای جلوگیری از قطع درختان در ایران وضع شده است؟
بله، در زمان آیت الله شاهرودی، یک نفر را پانصد هزار تومان برای قطع درخت خانه خودش جریمه کردند؛ خانم ابتکار و پدرش در زمینه وضع قوانین محیط زیست زحمت کشیدهاند؛ برای تصویب اصل پنجاه، قانون اساسی، پدر خانم ابتکار که به پدر محیط زیست ایران شهرت داشت، بسیار تلاش کرد و با مراجع تقلید و مجلس خبرگان صحبت کرد تا این مطلب را جا انداخت که محیط زیست، سرمایه عمومی است و اگر فردی دستاندازی کند باید جلوی او را بگیرند و محیط زیست، متعلق به همه عصرها و نسلها است.
به طور مثال، شعار «فرزند کمتر، زندگی بهتر» در دهه هفتاد در هر خیابانی تابلو شده بود و این مسأله به فرهنگ عمومی تبدیل شد به گونهای که اکنون حتی خانوادههای مذهبی با داشتن فرزند بیشتر کنار نمیآیند.
آنقدر روی ذهن و فکر مردم برای فرزند کمتر کار کردند که الان معلوم میشود سودش را اسرائیل برده است، زیرا جمعیت پیر، کاری نمیتواند انجام بدهد؛ غرب احساس وحشت کرده است که جمعیت مسلمانان تا بیست سال آینده، بسیار زیاد خواهد بود، از این رو مسلمانان در دنیا میتوانند بسیاری از امور را در دست بگیرند که برای غرب خطرناک است.
باید نسبت به کودکان خود، فرهنگسازی کنیم که گل را نچینند و به گیاهان و درختان آسیب نرسانند.
رسا ـ مسأله محیط زیست به حربه تبلیغاتی مسیحیت علیه اسلام تبدیل شده است؛ دیدگاه اسلام را درباره حفظ محیط زیست توضیح دهید؟
ما درباره محیط زیست با غرب، اختلاف مبنایی داریم؛ نگاه غرب، منشعب از دیدگاه مسیحیان البته مسیحیت تحریف شده و کلیسا است؛ در گذشته اکثر مردم نگاهشان به زمین کشاورزی و محیط زیست بود و از درخت و مزرعه روزی میطلبیدند؛ اما بعدها برای این که با موحد بودن و اعتقاد به طلب روزی از خدا، مقابله کنند؛ مظاهر طبیعت را شیطان و ابزار غفلت نامیدند که انسان را منحرف میکند و آدم خوب را فردی قلمداد کردند که بر این مظاهر غلبه کند و چیره شود که این نگاه تا قرن چهارده نیز حاکم بود.
سید حسین نصر، کتابی به نام طبیعت و انسان دارد که در این کتاب به صورت موشکافانه، کلمات دانشمندان از مارکس، فروید و هابز را بررسی میکند و تحلیل همه آنها بر این است که انسان دشمن طبیعت است و طبیعت، دشمن انسان است و انسان باید بر طبیعت غلبه کند و آن را از بین ببرد.
اما دیدگاه اسلام از ابتدا برخلاف این بوده است چنان که قرآن کریم میفرماید «وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً» خداوند، زمین را در اختیار شما قرار داده است که دشمن شما نیست و حضرت علی(ع) فرمودند «در روز قیامت، از شما درباره گوسفندان و چهارپایان و همچنین درباره رفتار با گلها و گیاهان سؤال میکنند».
آیت الله جوادی آملی در کتاب «اسلام و محیط زیست» این مطالب را به خوبی پرورش دادهاند مبنی بر این که افرادی هستند که گوش گاو را میبرند یا پایش را داغ میزدند که مشخص باشد که قرآن در اینباره میفرماید «آنها خلقت الهی را تغییر میدهند»؛ اسلام از این افراد به عنوان آدمهای بد و «اخوان الشیاطین» یاد میکند، بنابراین، اختلاف مبنایی میان اسلام و غرب وجود داشته است.
در مقابل دیدگاه غربی و رومی، دیدگاه یونانی بود که میگفتند طبیعت دشمن انسان نیست و به دیدگاه اسلامی نزدیک بود؛ دیدگاه رومی از کتابهای انجیل و تورات آیههایی را آوردند که میگفت «بکوبید و بسوزانید که طبیعت دشمن شما است» اما پیامبراکرم(ص) قبل از هر جنگی میفرمودند «اگر بر دشمن غلبه کردید و پیروز شدید، درختان آنها را نسوزانید، در آبهای آنها سم نریزید و مزارعشان را خراب نکنید» یا زمانی که میوهای را برای حضرت میآوردند، رسول اکرم(ص) آن را میبوسیدند، بر چشمانشان میگذاشتند و میفرمودند «این نعمت و تحفه الهی است».
در این اواخر، کشیشان هنگامی که دیدند مردمشان بر خراب کردن منابع طبیعی حساس شدهاند، سوار بر موج شدند و گفتند ما نیز طرفدار محیط زیست و جزء نهضت سبز هستیم تا جایی پیش رفتند که گفتند نباید گوسفند را ذبح کنید؛ زیرا این تصرف در طبیعت محسوب میشود یا این که باید گوسفند را بیهوش کنید.
از صد عضو شورای مرکزی کلیساهای فرانسه، 90 عضوشان رأی دادند که ازدواج همجنسبازان در کلیسا برگزار میشود زیرا آنها تابع نظر اکثریت هستند و به مسأله انسانمحوری توجه دارند؛ معتقدند انسان قطب همه چیز است و هرچیزی برای انسان است اما خداوند متعال میفرماید «انا لله و انا الیه راجعون»؛ همه عالم از خدا است و به خالق هستی نیز برمیگردد.
رهبر معظم انقلاب به سوره الرحمن آیه 10 استناد کردند؛ که میفرماید «خداوند زمین را برای استفاده شما قرار داده است»؛ و آیه 29 سوره بقره که میفرماید «خلق لکم ما فی الأرض جمیعا»؛ آیه 61 سوره هود که خداوند از انسان میخواهد تا زمین را آباد کند نه این که نابود کند و آیه 205 سوره بقره که بدترین انسانها را افرادی معرفی میکند که محیط زیست را تخریب میکنند.
غرب از محیط زیست به عنوان حربه تبلیغی در کشورهای آفریقایی استفاده میکند و میگوید «ما به دنبال سبزی، نشاط، تازگی و طراوت هستیم اما مسلمانان به دنبال کشتار و قتل هستند».
ما باید در بعد رسانهای تبلیغ کنیم که اسلام همهاش زیبایی است؛ بنابراین اگر روی محیط زیست کار کنیم و این بعد اسلام را به دنیا معرفی کنیم، اقدام تبلیغی کردهایم و این وظیفه طلاب است.
جبهه ما در حال حاضر، همین جبهه ریزگردها، دشمنیها و شیطنتهای غرب است و نباید بدهکار نسل آینده باشیم بلکه باید اطلاع رسانی صحیحی در این زمینه صورت بگیرد.
رسا ـ با توجه به این که اسراف کردن و استفاده سوء از انفال در مبانی دینی حرام است، در این زمینه نیز توضیح دهید؟
در خصوص انفال، در اصل 45 قانون اساسی آمده است که «کوهها، درهها، جنگلها، رودخانهها و حاشیه رودها متعلق به عموم مردم است و باید دولت، آنها را به نحو صحیح مدیریت کند».
امام خمینی(ره) در نامهای که به مرحوم آیت الله محمد حسن غدیری داشتند؛ فرمودند «شما فکر میکنید، آدم باید این اندازه نادان باشد که فلانی با ماشینهای کذایی صد هزار متر زمین را بگیرد و به دیگری یک متر زمین نیز نرسد».
دانشگاه بهشتی در دامنه کوه ساخته شده و قرار بوده است که تا بالای کوه باز باشد تا دانشجویان بتوانند گردش و استراحتی داشته باشند؛ انقلاب که شد؛ عدهای زمینخوار، کوهها را تقسیم کردند و فروختند و این که رهبری به کوهخواری اشاره کردند، بسیار جدی باید به آن پرداخته شود.
رسا ـ با توصیفات شما،قصه محیط زیست بسیار قصه غم انگیزی است؛ با توجه به این که رسانه ما رسانه مرجع حوزه است و توسط مراجع عظام رصد میشود؛ سؤالی که به ذهن میرسد این است که چرا در جامعه ما مسأله محیط زیست، حفظ طبیعت و احترام به حقوق حیوانات، تا این اندازه بیاهمیت بوده است؛ اگر بخواهیم صریح بگوییم؛ به اندازهای که برای یک واجبی، تبلیغات و تذکر میبینیم حتی در میان روحانیت؛ درباه این بحث اقدام جدی مشاهده نمیکنیم و این بحث به نوعی مغفول واقع شده است؛ آیا این بحث مبنای جامعهشناختی دارد یا این که از اولویت کمتری برخوردار است؟
یک بعد آن این است که مسائل مهمتری همچون ارتزاق مردم مطرح بوده است به عنوان مثال اگر در گذشته یک اتاقی را در اختیار جوانی قرار میدادند، ازدواج میکرد اما اکنون، اگر یک سوئیت کامل برای جوان ایرانی تهیه نشود، زیر بار ازدواج نمیرود زیرا توقعات بالا رفته است.
در اسلام بر حفظ محیط زیست، تأکید بسیاری شده است تا جایی که پیامبراکرم(ص) درباره پیرزنی که سبب مرگ گربهای شده بود؛ فرمودند «این زن هیچگاه به بهشت نمیرود»؛ همچنین امام صادق(ع) فرمودند «اگر فردی برای شکار و سیر کردن فرزندانش مسافرت کند، نمازش شکسته است اما اگر به قصد شکار مسافرت کند و شکار او برای تفریح باشد، نمازش کامل است زیرا سفرش، سفر گناه است».
حضرت علی(ع) در راه جنگ صفین از روستایی عبور کردند که فاضلابها در کوچهها روان بود، جوانهای عیاش و مزاحم مردم بودند و پنجرههای خانهها به گونهای کوتاه ساخته شده بود که کل خانه دید داشت؛ حضرت فرمودند «از جنگ که برگشتم باید سه کار را انجام داده باشید، نخست پنجرههای خانهها را بالاتر ببرید تا منازلتان محفوظ باشد؛ دوم، فاضلابها را کنترل کنید و سوم، جوانها به دنبال کار بروند».
در اوایل انقلاب که هنوز اصل نظام مستقر نشده بود، در خیابانهای تهران، تعداد شرابفروشیها از کتابفروشیها بیشتر بود و به تدریج که نظام تثبیت شد و شراب فروشیها و کاوارهها جمع شد، نوبت به آن رسید که به برخی مطالب زمین مانده بپردازد و مسأله محیط زیست نیز از آن جمله بود.
قبل از اعزام محرم و ماه رمضان، کتابچهها و بستههای محیط زیستی به طلاب میدهند که پرداختن به این مسأله در منبرها، از برنامههای تبلیغی طلاب باشد و به مردم اطلاع رسانی شود تا اهمیت محیط زیست برای مردم روشن شود.
در کتاب «مستر همفر» آمده است که ما باید کاری کنیم که مسلمانان، غرب را الگوی خود بدانند و از وجود روایاتی همچون «النظافة من الایمان» در اسلام، غافل باشند تا کثیف و فقیر باقی بمانند و وقتی به ما نگاه میکنند؛ بگویند غربیها چقدر موفق هستند که اگر آنها بدانند دین اسلام برای همه ارکان زندگیشان برنامه دارد و دین کاملی است دیگر از ما تبعیت نخواهند کرد.
میگویند، امام باید مبسوط الید باشد و بتواند افراد و امکاناتی داشته باشد که احکام را اجرا کند؛ در دوره رضاخان که آخوند از مسیر خانه تا مسجد امنیت نداشت و زمانی که ربا خواری و فحشاء و شراب خواری بود؛ آیا امام میتوانست از محیط زیست حرف بزند، بنابراین نمیتوان گفت که به مسأله محیط زیست توجه نمیشده است.
در طول بیش از 1400 سال، جنبههای خصوصی اسلام در زندگی مردم مانده است؛ از اینرو فقه خصوصی و خانواده بسیار گسترش یافته و خوب کار شده است اما اهل سنت که حکومت عثمانی را پانصد سال اداره کردند.
در کتاب «المجله» آمده است که اهل سنت با این تجربه برای اداره جامعه، قانون نوشتند و از ریزترین مسائل همچون قصاب و خیاط در کتابشان موجود است که مرحوم کاشف الغطاء نیز بر این کتاب حاشیه زده و در اختیار شیعه قرار داده است.
آنها به طور عملی حکومت کردند اما شیعیان تا آن زمان حکومت نداشتند و فقه شیعه، فقط به حوزه خانوادهها محدود شد و دولتها کاری به آن نداشتند اما مسائل عمومی همچون محیط زیست که رهبری آن را حاکمیتی میدادند در حال حاضر باید سازوکار بهتری داشته باشد و افراد، امکانات و دادگاهی برای محاکمه مجرمان داشته باشد.
مردم ایرانی بسیار خوش ذوق بودند و هرکسی در خانه خود حداقل یک گلدان میگذاشت و کنار درب خانهها سنگی میگذاشتند که اگر پیرمرد یا پیرزنی عبور میکرد، کمی در آنجا استراحت کند و این آداب به معنای مردممداری و احترام به مردم از سوی ایرانیان بود.
حمام لطفعلی خان در کرمان نشان میدهد که مردم ایران چقدر از نظر بهداشتی پیشرفته و جلو بودهاند؛ حجامت که متعلق به مسلمانان است و غربیها مدتی آن را مسخره میکردند اما الان این شیوه، از روشهای پزشکی آنها است.
بنابراین به مرور زمان با وقوع جنگها مسائل مربوط به حفظ محیط زیست را کماهمیت و بیاهمیت کردند و از طرف دیگر در آن زمان، آسیب به محیط زیست تا این اندازه، فنی و پیچیده نبوده است.
کارخانههای آمریکایی زیر بار پیمان «کیوتو» ژاپن نرفتند زیرا طبق این پیمان، هر کارخانهای سهمیه تولید گاز «co2» دارد و نباید از آن تجاوز کند و آمریکا آن را قبول نکرد زیرا خودش بزرگترین تولید کننده گازهای گلخانهای است.
در گذشته ممکن بود فردی جلوی خانهاش آشغال بریزد اما لایه اُزون را سوراخ نمیکرد یا کنار دریا، ماهیهای زیادی را صید نمیکرد اما امروزه با رها کردن فاضلابها، هزاران ماهی را از بین میبرد از این رو توجه به حفظ محیط زیست در عصر حاضر ضروری است و در کنار مبسوط الید بودن امام، تشکیل حکومت و ایجاد قوه قاهره باید از آسیبهایی که به محیط زیست وارد میشود جلوگیری کرد و قوانینی برای برخورد با مجرمان این حوزه، وضع کرد.
من هلند بودم، سفارتخانه ایران در هلند دیواری کوتاه داشت و چون احتمال داشت، منافقان از دیوار سفارتخانه بالا روند و پرچم جمهوری اسلامی ایران را پایین بکشند؛ تصمیم گرفته شد، سیمخارداری بر روی دیوار سفارت کشیده شود؛ اما وقتی خواستند که سیمخاردار بکشند، اهالی محل جمع شدند و گفتند ترکیب محله ما به هم میخورد؛ زیرا هیچ خانهای سیمخاردار ندارد و محله ما ظاهر زشتی پیدا میکند.
در آنجا از هر خیابانی که عبور میکنید، از پنجرهها و تراسهای خانهها فقط گل آویزان است اما متأسفانه در قسمت مسلمان نشین که میروید، اوضاع بههم ریخته است و جالب نیست.
رسا ـ عملکرد حوزه علمیه را در حفظ محیط زیست چگونه ارزیابی میکنید آیا راضی کننده هست یا خیر؟
عملکرد حوزه در این مقوله بسیار ضعیف بوده است و هیچ نمره قبولی را نمیگیرد؛ به صورت مثال؛ ما در سر سفره، نان، برنج، خورشت و آب میخواهیم و اگر یکی از آنها نباشد، سفره معطل است؛ در اسلام نیز همه جنبهها در نظر گرفته شده است به ویژه این که فقه ما از جنبه خصوصی و از انزوای سیاسی درآمده است و میخواهد حکومتداری کند.
در حال حاضر فقه میخواهد به مردم بفهماند که اسلام نیز به نیازهای مردم توجه دارد و پس از جنگ تحمیلی که از آن 35 سال میگذرد باید سریع نسبت به این مسائل سازماندهی کنیم و باید عهدهدار آن باشیم؛ نه این که عدهای به واسطه دانستن زبانهای انگلیسی و فرانسوی، کتابهایی را ترجمه کنند و افکار ترجمهای را منتشر کنند.
بنابراین به دلیل وجود همین خلأ، در زمینه محیط زیست، کتابی به نام «مسئولیت مدنی تخریب محیط زیست» نوشتهام از اینرو درباره محیط زیست کوتاهی شده و همانگونه که رهبری فرمودند باید فرهنگسازی صورت بگیرد.
در «ارگ بم» که بیش از 2500 سال سابقه دارد؛ در بالای کوه، چاهی حفر شده است تا آب را بالا بکشند اما تا زمان رضاخان از آنجا برای ژاندارمری استفاده میکردند و برخی از خاک آنجا برای مصارف کشاورزی میبردند.
پیامبر اکرم(ص) فرمودند «خداوند از فردی که پدر و مادرش را فراموش کند، نمیگذرد» و بعد فرمودند «پدر و مادر این امت، من و علی(ع) هستیم»؛ اگر ما در دنیا ادعا میکنیم که تنب بزرگ و کوچک متعلق به ما است؛ باید سند آن را ارائه کنیم؛ سند زنده بودن پدران ما چیست؟
سند ما این است که آنها توانستند در اوج سختی با زیبایی و هنر، چشمانداز، مدنیت، یخچالهایی با عمق چهل متر و مساجدی با معماری علمی ایجاد کنند چنان که مسجد نائین در پانصد متری زیرزمین، آنچنان خنک بوده که در وسط تابستان کلاس درس برگزار میشده است.
این مسجد به گونهای ساخته شده است که صدای افراد از فاصله صد متری، بدون بلندگو یا فریاد زدن شنیده میشود؛ از لحاظ جامعهشناسی و هنر نمیخواهیم بحث کنیم اما به این نکته توجه میکنیم که تمام این آثار به دست انسانهای زنده پیشرفته، آیندهنگر و متفکر که چهار قرن جلوتر بودهاند، به وجود آمده است.
آیندگان از ما توقع دارند که قدمی برداریم؛ آنچه زمین مانده و راجع به آن کم گذاشتهایم، جبران کنیم و به مردم دنیا بگوییم که اسلام، این جنبهها را دارد؛ کشور ترکیه، نفت و گاز ندارد اما از آثار به جا مانده از عثمانیها و صنعت توریستی خود، درآمد هنگفتی به دست میآورد.
در جزیره هنگکُنگ به اندازه درآمد نفتی کشور ما، رادیو ساخته میشود؛ در سنگاپور، سیبزمینی به عمل نمیآید و سیب زمینیهای گندیده کشور ما را میخرند، پنجاه نوع کنسانتره از آن میگیرند اما کشاورز ما اگر سیبزمینیهایش گندیده شود، دور میریزد و سال بعد سیبزمینی میکارد و به قیمت بیشتری نسبت به سال گذشته میفروشند.
پس مشخص میشود که در این ابعاد کوتاهی کردهایم و لازم است به اینها نیز بپردازیم؛ به موقع وام دهیم، به موقع حمایت کنیم، برای جوانها اشتغال ایجاد کنیم.
دربها و چیزهای قیمتی ارگ بم را دزدیدند و حتی خاک دیوارهای آن را به دلیل این که سالیان زیادی آفتاب خورده بود به عنوان کود مرغوب پای درختان و مزرعه خود میریختند.
این به معنای بیفرهنگی و بیتوجهی است، پدر و مادر فرهنگی ما این آثار باستانی و محیط زیست است؛ به عنوان مثال در موزه «لورو پاریس»، سم اسبی گذاشتهاند و میگویند این سم اسب حضرت عیسی(ع) است برای این که جوانشان شک نکند که حضرت عیسی(ع) را کشیشان به وجود آوردهاند و وجود خارجی نداشته است.
بیفرهنگی و بدفرهنگی در میان مسلمانان بسیار زیاد است؛ عربستان آثار باستانی زیادی را از بین برد و حتی قصد دارند گنبد سبز نبوی(ص) که عثمانیها ساختهاند را در کوچکترین فرصت از بین ببرند و مسلمانان نسبت به این تخریبها بیتوجه هستند.
رسا ـ با توجه به تأکیدات رهبر معظم انقلاب، نقش دولت و مسؤولان مربوطه را در حراست از محیط زیست و آثار باستانی چگونه ارزیابی میکنید؟
امام خمینی(ره) فرمودند «فقه، تئوری اداره انسان از مهد تا لحد است» یعنی باید نیازهای افرادی که تحت حاکمیت اسلامی هستند، برآورده شود؛ یکی از نیازهای آنها این است که در زندگی شهری پردغدغه، ماشینی و شلوغ، حق دارند که چند دقیقه در کنار ساحل بنشیند و جنگلی دستنخورده و بِکر را تجربه کنند؛ گمشده بشر امروز، تکنولوژی و آسایش نیست بلکه رسیدن به آرامش است.
بعد از این که فقه شیعه از انزوا بیرون آمد باید برای مردم زمینهها و موقعیت رسیدن به این آرامش را فراهم کرد و محیط زیست سالم را به زندگیهای شهری ارائه داد؛ چنان که در ماده 688 قانون مجازات اسلامی آمده است که اگر فرد یا افرادی، درون منبع آب یک شهر، سم بریزند؛ مجرم هستند.
با وجود تلاشها و جلساتی که وجود دارد اما طبق سخنان رهبر معظم انقلاب «مشکل مردم به همایش نیست که این همه همایش راه میاندازید باید کار انجام شود» و در صحبتهای تاریخ 17/12/93 خود نیز فرمودند «مسؤولان شروع به کارشان خوب است اما استمرار و پیگیری ندارند»؛ چنان که در خبرها میبینیم که کوه را صاف کردهاند و کوبیدهاند، رسانهها این موضوع را به خوبی منتقل میکنند اما مسؤولان پیگیری لازم را ندارند.
مسؤولان منابع طبیعی، محیط زیست و قوه قضائیه میگذارند زمانی که ساختمان به صورت کامل ساخته شد؛ بعد میگویند که این ساختمان باید خراب شود، دولت در این زمینه و با رشوه خواریهای که صورت میگیرد باید به شدت برخورد کند و مجازاتها نیز با جرمها مطابقت داشته باشد یعنی برای بریدن درختان و زمینخواریها جرائم سنگین وضع شود و قانون متحول شود.
پروندههای زیادی در زمینه عدم تطابق جریمه با جرم وجود دارد؛ از جمله این که آب شرب شهر سمنان با گچ آلوده شد اما مقصر و خاطی این جریان، فقط پنجاه هزار تومان جریمه شد.
فقه حکومتی با فقه خصوصی و انزوایی تفاوت دارد و کتابهای زیادی درباره مسائل خصوصی همانند غسل و احکام نظافت فردی نوشته شده است و رهبر معظم انقلاب در سفری که به قم داشتند، فرمودند «یک نفر بیاید و درس خارج درباره فقه هستهای یا عزت مسلمانان و نفی سبیل را بیاندازد و درس بگوید» وقتی به مسائلی همچون رَحِم اجارهای نمیپردازیم نتیجهاش این میشود که ازدواجهای سفید راه میافتد.
چنان که رهبر معظم انقلاب، پس از جنگ، مسؤولان سپاه را جمع کرده و فرمودند «تا الان جنگ بود اما حالا که در شهرها هستید، چرا خانوادههای خود را به پارک نمیبرید و از این فضا استفاده نمیکنید».
مجتهد زمانی میتواند خوب فتوا بدهد و مردم را هدایت کند و همین فتواها، موجب قانون شود که موضوع شناسی خوب صورت بگیرد؛ اگر موضوع به خوبی شناخته نشود، فتوایی نیز صادر نخواهد شد.
نظریهای وجود دارد که اگر یک پروانه در آمازون پر بزند، در ماساچوسِت آمریکا طوفان میشود، زیرا همه چیز با هم مرتبط است یا نهنگی در اقیانوس اطلس میمیرد و ما در اینجا به سختی تنفس میکنیم زیرا نهنگها ماهیهای گندیده را میخورند و به این ترتیب هوا در اثر مردار ماهیها، آلوده نمیشود و دی اکسید کربن تولید نمیشود بنابراین حیات آن نهنگ با تنفس ما مرتبط است.
نابود کردن موجودات به محیط زیست آسیب میزند چنان که کفتارها، تمام آشغالها و کرمها را میخورند و نقش جمع آوری زباله را برای طبیعت دارند اما در تهران رایج کردهاند که اگر خانمی که با شوهرش مشکل دارد قسمتی از اعضای بدن کفتار ماده را به گردنش آویزان کند محبت شوهرش را جلب میکند و به همین دلیل این بخش از بدن کفتار با قیمت زیادی در حدود پنج میلیون تومان در تهران به فروش میرسد.
منشأ اینگونه افکار و خرافه پرستیها چیزی جز بیفرهنگی نیست و اگر دولت با این مسائل برخورد کند؛ مجرمان و سوء استفادهکنندگان را بگیرد و چند سال زندانی کند، کفتارکشی به راه نمیافتد.
رسا ـ از فرصتی که در اختیار خبرگزاری رسا گذاشتید سپاسگزاریم./908/گ401/س