۲۳ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۹:۴۹
کد خبر: ۲۶۷۰۴۶

از قم تا کلیمانجارو

خبرگزاری رسا ـ مثلا بارها پیش آمده که شخصی آمده و در همان فرصت کوهنوردی گفته «حقیقتش حاج آقا من بارها آمدم از شما سؤالی بپرسم اما تا لباس روحانیت تن شما بوده رویم نشده اما حالا احساس می‌کنم راحت‌تر می‌توانم با شما صحبت کنم و کمک بخواهم». مردم در همین برخوردهای راحت، با من بهتر ارتباط می‌گیرند و این ورزش خودش عامل ارتباط‌گیری است.
حجت الاسلام علي شريفيان مهر روحاني کوهنورد حجت الاسلام علي شريفيان مهر اقدام حجت الاسلام شريفيان در محکوميت اهانت به ساحت پيامبر(ص) حجت الاسلام علي شريفيان مهر خبرنگار افتخاري خبرگزاري رسا حجت الاسلام علي شريفيان مهر حجت الاسلام علي شريفيان حجت الاسلام علي شريفيان مهر

به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا، سال گذشته همزمان با ایام نوروز به درخواست اما جماعت مسجد بوشهر تصمیم گرفتیم پنج آیتم ورزشی را در ساحل دریای بوشهر تدارک ببینیم. دیواره صخره‌نوردی، ورزش را پل و عبور از موانع با آموزه‌های دینی و اخلاقی جزو این آیتم‌ها بود. در حاشیه آن برنامه من از مردی شنیدم که گفت: حاج آقا ما همیشه شما را یا بالای منبر دیدیم یا در تلویزیون و الآن از دیدن یک روحانی ورزشکار آن هم از نوع صخره نورد و راپل کار ذوق زده شده‌ایم. به خدا ما بدمان نمی‌آید جوانمان با شما باشد تازه خیالمان راحت‌تر است اما شما هم کمی با بچه‌های ما راه بیایید. من الآن وقتی می‌بینم جوانم دوشادوش یک روحانی از ارتفاع راپل می‌کند لذت می­برم کاش همیشه اینطور باشد. همین برخوردها به ما روحانیون انگیزه‌ای می‌دهد تا برای پیشبرد اهداف دینی و اخلاقی‌مان با مردم وارد میدان شویم. میدان دوست‌داشتنی جوانان هم که ورزش است، پس ما ورزشکار می‌شویم، به همین راحتی» حجت‌الاسلام علی شریفیان مهر روحانی 33 ساله بزرگ شده شهر مقدس مشهد است اما چند سالی است که سطوح عالی ساکن شهر مقدس قم شده. او یکی از شناخته‌ترین روحانیون کوهنورد در عرصه بین‌المللی است. شریفیان مهر در حال حاضر دبیری کمیته فرهنگی فدراسیون کوهنوردی کشور را بر عهده دارد. این طلبه کوهنورد بین‌المللی از جمله کسانی است که در عرصه ترویج فرهنگ ورزش صحیح، سالم و اسلامی فعالیت‌های ورزشی و فرهنگی خاصی انجام می‌دهد. آنچه در ادامه می‌خوانید ماحصل گفت و گوی ما با این روحانی جوان کوهنورد است.

 

چه اتفاقی باعث شد که مسیر زندگی­تان از دوران دبیرستان به جای دانشگاه به سمت حوزه علمیه تغییر کند؟

البته حال و هوای دوران دبیرستان من با حال و هوای این روزهای دبیرستانی‌ها فرق داشت. من در رشته حسابداری و زیر گروه فنی مهندسی درس می‌خواندم اما با فعالیت‌هایی که همان زمان در گروه‌هایی مثل انجمن اسلامی مدرسه، بسیج و گروه‌های مذهبی داشتم با فضاهای مذهبی فعال بیگانه نبودم. از همان دوران نوجوانی و جوانی در گروه‌های فرهنگی و مذهبی و NGO های موجود در مشهد همکاری داشتم. البته پیش از آمدن و انتخاب حوزه علمیه کمی تحقیق کردم و در نهایت تحصیل در دروس حوزوی را انتخاب کردم.

 

در بین اقوام، فامیل یا دوستانتان روحانی یا طلبه بود؟

نه اصلاً

 

پس پیش از آمدن و ورود به عرصه روحانیت هیچ آشنایی هم با این حوزه نداشتید؟

نه اینکه فکر کنید شناخت جزئی داشتم به هیچ وجه. شناخت من از حوزه علمیه و دوستان طلبه و روحانی همان شناختی بود که در بین عموم مردم وجود داشت. البته برای آرامش خاطر خودم و تأیید انتخاب هم دو سال برای تحقیق به سراغ حوزه‌های علمیه مشهد رفتم هم در چند سفر به قم و سایر استان‌های مذهبی اطلاعاتی در مورد این مراکز، نحوه تحصیل در آنها و عالم روحانیت کسب کردم. در نهایت هم با فاصله بسیار طولانی حوزه علمیه امام صادق(ع) را در شر ق استان تهران و شهرستان دماوند برای تحصیل انتخاب کردم.

 

عکس‌العمل خانواده در برابر انتخاب شما چه بود؟

شاید در اولین برخورد خانواده کمی شوکه شدند اما مخالفتی در کار نبود چون آنها هم می‌دانستند که این بهترین انتخاب برای من است پس استقبال کردند. البته علاقه من از دوران راهنمایی بود و من می‌خواستم بعد از سوم راهنمایی وارد حوزه شوم. اما با مشورتی که با دوستان داشتم صلاح را در این دیدم که دیپلم را بگیرم و بعد برای تحصیل وارد حوزه شوم. خدا کمک کرد و در نتیجه تلاش‌ها و تحقیق‌ها بالاخره سال 80 موفق شدم وارد حوزه شهرستان دماوند شوم و بعد از گذراندن دوره مقدماتی در حوزه علمیه دماوند برای طی دوره سطوح عالی عازم حوزه علمیه قم شدم.

 

الآن پس از گذشت 14 سال از انتخابتان پشیمان نیستید؟

نه به هیچ وجه، چون خواسته‌هایی را که در زندگی‌ام داشتم تا امروز به بخش مهمی از آنها دست پیداکرده‌ام که مطمئنم اگر من به جای حوزه دانشگاه را انتخاب کرده بودم به این درجه از رضایت خاطر نمی‌رسیدم.  هیچ راهی بدون سختی نیست حتی مسیر درس خواندن دانشگاه، پس طبیعی است که با ورود به حوزه هم سختی‌هایی در مسیر باشد. اولین سختی برایم این بود که من تا پیش ورود به حوزه هیچ وقت از خانواده‌ام دور نبودم اما یکدفعه در سن 17 سالگی از خانواده جدا و راهی دماوند شدم. این دوری، هجرت، غربت فضای جدید، دروس حوزوی ـ چون من تا پیش از آن آشنایی با درون حوزوی نداشتم ـ همه و همه تنها بخشی از مشکلات مسیر بود که اسمش را نمی‌شود سختی گذاشت  چون برای همه پیش می‌آید گریزی از آن نیست.

 

حضور فعال و ورود جدی شما به عرصه ورزش به ویژه رشته کوهنوردی مربوط به چه زمانی است؟

ورزش کردن من به ویژه کوهنوردی­ام به دوران­ ابتدایی و زمان کودکی باز می‌گردد. در مشهد اگر شما کنار حرم امام رضا )ع( بایستید در مقابل شما؛ انتهای شهر رشته­ کوه­هایی دیده می­شود که به منزل ما نزدیک بود. خاطرم هست از همان دوران کودکی پدر، مادر، عموها، پسر عموها، دوستان و اقوام اگرچه کوهنوردی به شکل حرفه‌ای نداشتند اما علاقه بسیاری به کوهپیمایی داشتند و مرا هم همراهشان می‌بردند. وقتی مقام معظم رهبری می‌فرمایند: «ورزش حرفه نیست شأنی از شئون زندگی است» دقیقا مصداق ما است. الآن وقتی مرور می‌کنم می‌بینم دقیقا دلیل اصلی موفقیت من در رشته‌های کوهنوردی این است که این ورزش از کودکی با من عجین شده است، چون فارغ از آثار تربیت و جسمی، ما از ورزشمان در راستای ترویج فرهنگ و اعتقاداتمان استفاده می‌کنیم.

 

از تجربه‌های بین‌المللی صعود و کوهنوردیتان بگویید.

تاکنون برای تکمیل فعالیت­های ورزشی و اعتقادی­ام به بیش از هشت کشور جهان مسافرت و کوهنوردی کرده‌ام. قله کلیمانجارو، بام آفریقا، قله‌های کشور لبنان، قله آرارات که مرتفع‌ترین قله منطقه و چهارمین قله مرتفع اروپاست و سایر قلل ترکیه و ارمنستان از جمله قلل کشورهایی هستند که من تا امروز با گروه دوستان یا به تنهایی به آنها صعود کرده‌ام. در این مسافرت‌ها به خوبی متوجه شدم همه توصیه‌هایی که در اسلام برای سلامت جسم و ورزش صورت می‌گیرد، توصیه‌هایی که ما در کشورمان فقط از روی کتاب می‌خوانیم و کمتر به آن عمل می‌کنیم، در کشورهای غیر مسلمان دنیا به خوبی اجرا می‌شود. رشته ورزشی کوهنوردی چون مثل سایر رشته‌ها المپیک و مسابقات بین‌المللی ندارد ما از این نظر هم کمی مظلوم واقع‌ شده‌ایم. تصور کنید ما 14 قله بالای 8 هزار متر ارتفاع در دنیا داریم و کوهنوردی مثل آقای قیچی ساز که یک ایرانی است به 13 قله صعود کرده و در حال برنامه‌ریزی برای صعود به قله 14 است. در کل دنیا تعداد معدودی کوهنورد هستند که چنین کاری کرده‌اند. اگر این کوهنورد ایرانی موفق به چنین صعودی شود جزو نفرات برتر دنیاست که در مدت شش سال چنین رکوردی شده است. خانم کاظمی کوهنورد ایرانی نمونه دیگری است که در حال حاضر روی فتح قله کالامانو برنامه‌ریزی می‌کند و خانم اسفندیاری از اساتیدی است که در عرصه ما کاملا حرفه‌ای فعالیت می‌کند و ایشان ارتباط تنگاتنگی با روحانیون دارد.

 

با ورود به حوزه، فعالیت شما در عرصه ورزش تغییر نکرد؟

دقیقا از زمان ورود به حوزه بود که این فعالیت تغییرات هدفمند داشت چون تا پیش از آن دغدغه من صرفا وزشی بود. زمانی که من وارد حوزه دماوند شدم دیدم که شرایط محل به خاطر قرار گرفتن حوزه در دامنه رشته‌کوه البرز بسیار برای کوهنوردی مناسب است. همه عوامل دست به دست هم داد تا ما در حوزه علمیه دماوند گروه کوهنوردی طلاب راه‌اندازی کردیم.

 

از طرف دیگر من خودم دیدم که کوهنوردی از رشته­های ورزشی است که بزرگان ما و مقام معظم رهبری هم بسیار تأکید کرده‌اند. حتی در کوهنوردی معروف حضرت آقا، سال 75 در کلکچال ایشان تأکید کردند: من تأسف می‌خورم وقتی می‌آیم و می‌بینم که جوان‌ها از چنین فرصت و موهبت خدادادی غافل هستند و استفاده نمی‌کنند. حقیقت این است که من شخصا ندیدم حضرت آقا نسبت به رشته‌ای تا این اندازه تأکید داشته باشند. نمونه بارز دیگر این موضوع سخنان حضرت در جمع بانوان فاتح اورست در سال 84 است. حضرت آقا در بعد ورزشی بر تربیت جسم و روح همزمان در شته کوهنوردی تأکید می‌کنند و من کمتر دیدم به ورزشی دیگری مثل کوهنوردی تا این حد تأکید و توصیه کرده باشند.

 

قبول دارید تصور عموم مردم این است که زندگی طلبه‌ها و روحانیون به تحقیق، تحصیل و تهذیب نفس خلاصه می‌شود و انتظار ندارند که یک روحانی ورزشکار باشد؟

این نگاهی است که حقیقتا به غلط شکل گرفته است. من زمانی که طلبه پایه یک بودم و تازه اول مسیر بودم؛ از همان روزهایی که به فعالیت‌های فرهنگی در چارچوب مدارس آغاز کردم همین روحیه ورزشی بود که به من در پیمودن موفق مسیر کمک کرد. برای من شخصا تبلیغ سنتی افتخار است حتی اگر به تبلیغ در بالین کودکان بیمار و بهزیستی هم ارتقا پیدا کند.

 

در همین برخوردهای متفاوت و حضور در جمع ورزش دوستان و جوانان چه عکس‌العمل‌هایی داشته‌اید؟

برخوردهای بسیار راحت و خودمانی. مثلا بارها پیش آمده که شخصی آمده و در همان فرصت کوهنوردی گفته«حقیقتش حاج آقا من بارها آمدم از شما سؤالی بپرسم اما تا لباس روحانیت تن شما بوده رویم نشده اما حالا احساس می‌کنم راحت‌تر می‌توانم با شما صحبت کنم و کمک بخواهم». مردم در همین برخوردهای راحت، با من بهتر ارتباط می‌گیرند و این ورزش خودش عامل ارتباط‌گیری است. بارها پیش آمده حتی به من گفته‌اند: «حاج آقا مگه شما روحانی‌ها هم اهل ورزش و تفریح هستید؟» من هم در جواب گفتم: بله شما یک سر تشریف بیارید قم تا من به شما مؤسسه ورزشی عالیان را که متشکل از 300 روحانی ورزشکار در رشته­های مختلف است، نشان دهم که همین روحانیون هم در مسابقات بین‌المللی شرکت می‌کنند و هم افتخار داوری و مربیگری دارند؛ روحانیونی که در مؤسسه با سابقه 10 سال هم فعالیت اعتقادی دارند، هم تخصصی ورزش می‌کنند. حتی در مواقع صعود به قلل مرتفع وقتی اطلاعاتی از طرف ما به کوهنوردان داده می‌شود با تعجب نگاه می‌کنند، جذاب پیگیری می‌کنند و راحت‌تر با ما ارتباط می‌گیرند.

 

البته ناگفته نماند برای خود ما همچنین فعالیت‌هایی سخت است مثلا سال 85 که ما می‌خواستیم گروهمان را تشکیل بدهیم برای دوستان شورای کوهپیمایی و کوهنوردی تعجب‌آور بود که یک جمع روحانی می‌خواهد گروهی تشکیل بدهد و عضو کمیته سلامت بدنی بشود. حتی مسؤولان انتظار نداشتند گروهی متشکل از طلاب تشکیل بشود که در سرمای زمستان و شرایط سخت تابستان بخواهد کار کوهپیمایی و صعود را انجام دهد ولی ما مصرانه گروه را تشکیل دادیم و به لطف خدا تا امروز کار را پیش بردیم. حقیقت این است که ما داریم درست رفتار می‌کنیم حتی اگر خلاف موج جامعه باشیم. سال‌های گذشته بیش از 80 نفر از اساتید سطوح عالی حوزه در کوهنوردی کهک، فردو و برف انبار قم ما را همراهی کردند. در آن کوهپیمایی ها اساتیدی همراهمان بودند که شاید بیش از 800 طلبه پای درس آنها می‌نشینند ولی با ما همراه شدند و همین همراهی به حضور بسیاری از همین طلبه‌ها در عرصه ورزش کمک کرد و این خود برای اهل حوزه یک نقطه قوت بزرگ محسوب می‌شود. فراموش نکنید ما طلبه‌ها خیلی اهل داد و فریاد کردن نیستیم ما مرد عمل هستیم. عادت نداریم هر کاری که می‌کنیم سریع بلندگو دست بگیریم و بگوییم «آآآی مردم ما داریم ورزش می‌کنیم، ورزش حرفه‌ای آموزش می‌دهیم، تیم‌های بین‌المللی تشکیل داده‌ایم». نه ما اهل فریاد زدن نیستیم اما قبول داریم که در این زمینه باید به مردم بگوییم تا آنها بیشتر با ما ارتباط بگیرند. البته در این مسیر روی رسانه‌ها هم حساب ویژه ای باید باز کرد. مردم باید از طریق رسانه‌ها با گروه‌های مذهبی، ورزشی طلاب و روحانیون آشنا بشوند تا بتوانند حس ورزش و مذهب را به جوانانشان القا کنند.

 

در آشفته بازار حقه و کلک رشته‌های ورزشی و داروهای تقلبی حضور یک روحانی در جمع ورزشکاران به خانواده‌ها به ویژه اگر نوجوان یا جوان داشته باشند امنیت خاطر می‌دهد که فرزندانشان قطعا یک ورزش سالم خواهد داشت. درست است؟

من وقتی می‌بینم خانواده‌ها تا این اندازه به ما اعتماد دارند اول خدا را شکر می‌کنم چون به عینه دیده‌ام که خانواده و فرزند جوانش از نظر ظاهری شاید هیچ تناسبی با من نداشتند اما وقتی می‌بینند که یک روحانی ورزشکار و مربی است سریع اعتماد می‌کنند و فرزندشان را جهت می‌دهند. مردم ما بر اساس اعتقادات دینی‌شان به روحانیون و قشر مذهبی اعتماد دارند. اگر حضور ما در بین مردم کمرنگ نباشد قطعا رابطه‌ها و الگوبرداری‌ها بیش از آن چیزی است که امروز وجود دارد.

 

مقصر اصلی بخش مهمی از این خلأ ما روحانیون هستیم که خودمان را به چارچوب حوزه، خانه، مسجد و مدرسه آن هم از نظر اعتقادی محدود کرده‌ایم، در حالی که اگر مبلغان واقعی اسلام باشیم باید تربیت جسم را در زمره فعالیت‌های اجتماعی‌مان بگنجانیم. بارها پیش آمده من شخصا در دفتر انتقاد و پیشنهادها خوانده ام و از زبان پدر و مادرها شنیده‌ام که می‌گویند: «وقتی می‌بینم پسرم آنقدر راحت با شما می‌خندد، ورزش می‌کند، حرف دلش را می‌زند، خیالم راحت است. شاید اگر جای دیگری می‌رفت و به شخص دیگری اعتماد می‌کرد تا این اندازه خیالم راحت نبود، اما وقتی می‌بینم یک فرد مذهبی تا این اندازه می‌تواند اعتماد فرزندم را جلب کند، دیگر مشکلی ندارم.»

 

صعود به قله‌ها از آیینه کلام رهبری

حجت‌الاسلام علی شریفیان مهر

رهبر معظم انقلاب اسلامی23 مهرماه سال 1391 در جمع هزاران نفر از دانشجویان، دانش آموزان و جوانان خراسان شمالی، صحبت‌های بسیار اساسی در زمینه «سبک زندگی» مطرح کردند که به ابعاد مهم ایرانی و اسلامی بودن زندگی ما اشاره فرمودند. ایشان در این دیدار سبک زندگی را بخش اساسی و حقیقی پیش رفت و تمدن سازی نوین اسلامی خواندند و با دعوت از نخبگان و صاحبان فکر و اندیشه برای پرداختن به این مفهوم مهم، آسیب‌شناسی وضع موجود سبک زندگی در ایران و چاره‌جویی در این زمینه تأکید کردند.

 

آقا در این دیدار 20 سؤال اساسی در زمینه سبک زندگی مطرح کردند و فرمودند جای تفریحات سالم و ورزش در زندگی مردم خالی است و از افراد صاحب‌نظر خواستند که برای رفت این خلأ راهکار و روش ارائه بدهند.

 

با عبا و عمامه در کوه‌های ارمنستان

در آن روزهایی که رهبر معظم انقلاب در سفر به استان خراسان شمالی در تشریح موضوع سبک زندگی به اهمیت ورزش پرداختند، من با جمعی از دوستان مرد و زن محجبه و معتقد کشورمان به ارمنستان(کشوری با وجود کمتر از یک درصد مسلمان) رفتیم. جالب بود در این سفر ما آنقدر نگاه‌های متعجب حتی از سوی دوستان ایرانی در مرز دیدیم که خودمان هم شوکه شدیم.

 

حتی زمان خروج از مرز یکی از دوستان به شوخی گفت «حاج آقا با این عمامه و عبا و کوله به پشت، کجا تشریف می‌برید؟ حاج آقا راه کربلا از سمت دیگر است، اینجا مسیر ارمنستان است». وقتی که من در جواب دوستان توضیح می‌دادم که ما قرار است برای کوهنوردی و یک فعالیت ورزشی برویم ارمنستان بیشتر تعجب می‌کردند.

 

حضور ما در ارمنستان آ«قدر شوکه کننده بود که آقایی به اسم جرج چند روز با ما برای تهیه مستند آمد تا از طریق 14 دقیقه مستند پخش‌شده‌اش در تلویزیون ارمنستان به مردم بگوید ایرانی‌ها فقط برای خوشگذرانی به ارمنستان نمی‌آیند. ایرانی، روحانی و ورزشکار برای کوهنوردی به ارمنستان آمده است. تصور کنید این ذهنیتی که ما در داخل و خارج از خودمان ساخته‌ایم تنها بخشی از دغدغه مقام معظم رهبری در مورد الگوی تفریح و ورزشی سالم است و من ضرورت دیدم در این عرصه دست به کار شوم و ورزش کوهنوردی را همراه با ترویج فرهنگ استقامت و سلامت به طور جدی دنبال کنم. از سویی موضوع ورزش به قدری در اسلام و روایات تأکید شده که جزء جدایی‌ناپذیر زندگی یک مسلمان است.

 

ورزش و جامعه سالم

امیر مؤمنان علی(علیه‌السلام) می‌فرمایند: الصِّحّهُ أَفضَلُ النِّعَم «برترین نعمت‌ها صحت و سلامتی است»(تصنیف غرر الحکم حدیث 11148)، اما ما تا چه اندازه به این سخن حضرت عمل می‌کنیم؟ این همه ما روایت داریم که بهترین نعمت سلامتی است حتی روایت داریم که در عجبم از کسی که به فکر سلامت خودش نیست.

 

نقل است که امام سجاد(ع) فرمودند: بی شک بدن تو بر گردن تو حق دارد. ادا کردن حق بدن بر ما چطور محقق می‌شود؟ غیر از این است که صحت و سلامت بدن در گرو ورزش است. کسی نمی‌گوید بیایید ورزشکار حرفه‌ای بشوید همین ورزش‌های عادی و روزانه کافی است. به عنوان مثال از مقام معظم رهبری نقل است که حضرت امام خمینی(ره) تا پیش از کسالت روزی سه بار و هر بار نیم ساعت پیاده‌روی و قدم زندی داشتند و حتی در اواخر عمر با وجود بیماری اما دو مرتبه پیاده‌روی روزانه‌شان را حفظ کردند.

 

بر اساس تأکیدات مقام معظم رهبری اگر جامعه‌ای کارآمد نیست، مفید نیست، مولد نیست قطعاً جامعه‌ای است که مردمش به بعد سلامت جسم کم توجهی می‌کنند، اما متأسفانه عافیت طلبی این روزها بلای جان مردم و نسل جوان ما شده است.

 

ایشان می‌فرمایند: «همه آحاد مردم باید ورزش را جدی بگیرند و آن را برای سلامتی خود یک ضرورت و کار لازم به حساب بیاورند، زیرا جامعه ورزشکار، جامعه‌ای پر تلاش، بانشاط و زنده خواهد بود و جامعه ما امروز به این طراوت و نشاط نیازمند است».

 

واقعیت این است که ما راحت طلب شده‌ایم و برای حفظ این راحتی حتی قید سلامت جسم مان را هم می زنیم غافل از اینکه کسی که به راحتی و از سر تنبلی رفته رفته تنبلی به عرصه کار و زندگی اش هم نفوذ می‌کند و او را از کار و زندگی می اندازند.

 

چرا ما باید کار را به جایی برساینم که بیماری­هایی که اغلب بالای 40 سال در بین مردان بروز پیدا می‌کند امروز در جوانان 30 ساله دیده شود؟ دلیل واقعی این است که فرهنگ توجه به بعد سلامت جسم از منظر اسلام و حتی فرهنگ ما به فراموشی سپرده شده یا آنطور که باید و شاید به آن توجه نمی‌شود.

 

نقش روحانیون در ترویج ورزش توأم با معنویت

حجت‌الاسلام شریفیان مهر معتقد است روحانیان وظیفه و نقش مهمی در ترویج ورز توأم با معنویت در جامعه دارند. وی در پاسخ به این پرسش که چه فرقی بین ورزشی است که در سطح جامعه دیده می شود با ورزشی که در میان طلاب و قشر مذهبی وجود دارد؟ می گوید: برای ما قشر روحانی الگوی اجتماعی بهتر و برتری از مقام معظم رهبری وجود ندارد. برای فعالیت در این عرصه هم بهترین راهنما سخنان ایشان در زمینه ورزش است. مقام معظم رهبری روح ورزش را ایمان، تقوا و پاکدامنی می دانند. حالا برای اینکه ببینید ورزش هایی که امروز در کشور و جامعه ما وجود دارند تا چه اندازه ورزش واقعی هستند باید بیاییم دنبال میزان این سه خصیصه در هر ورزشی باشیم. متأسفانه این سه عنصر در بین ورزش های رایج در کشور ما این روزها به شدت کمرنگ شده است.

 

وی می‌افزاید: در بعضی موارد تناقض‌های اخلاقی و رفتاری ورزش‌ها با معیارهای دینی و انسانی آنقدر مغایر می‌شود که انتقاد رهبری را نیز بر می‌انگیزد. به اعتقاد شریفیان مهر، یکی از مهم‌ترین راه‌های اصلاح الگوی ورزش در جامعه ما این است که سه عنصر ایمان، تقوا و پاکدامنی در بین ورزشکاران ما افزایش پیدا می‌کند تا اصل ورزش حفظ شود.

 

وی می‌گوید: حالا این چطور محقق می‌شود؟ مشخص است ما باید عناصر اجرای این سه عنصر را از طریق دوستان مذهبی، اقشار اعتقادی مردم مخصوصاً طلبه‌ها و روحانیون در بین ورزشکاران مطرح و ترویج کنیم. حتماً می‌دانید این روند هم روند ساده‌ای نیست، شما نمی­توانید کسی را که ورزشکار نیست، حرفه­ای نیست بیاورید و به او مسؤولیت ورزشی واگذار کنید. خلاصه کلام اینکه ما باید آنقدر در عرصه ورزش و پرورش سه عنصر ایمان، تقوا و پاکدامنی حرفه­ای و قاطع عمل کنیم تا بتوانیم الگوسازان ورزشی خوبی میان مردم عادی باشیم./822/ت300/س

 

منبع: روزنامه جوان

ارسال نظرات