۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۵:۱۴
کد خبر: ۲۶۷۱

اولویت‌های فلسفه فقه بررسی شد

خبرگزاری رسا ـ نشست هشتم از سلسله نشست های فلسفه فقه با عنوان اولویت‌های فلسفه فقه با نظریه پردازی حجت الاسلام والمسلمین مهدی هادوی تهرانی از سوی پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی برگزار شد.
همايش

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، نشست هشتم از سلسله نشست های فلسفه فقه با عنوان اولویت‌های فلسفه فقه با نظریه پردازی حجت الاسلام والمسلمین مهدی هادوی تهرانی از سوی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد.

حجت الاسلام والمسلمین هادوی تهرانی با اشاره به عدم شناخت صحیح فلسفه فقه گفت: برای شناخت فلسفه علم باید تحولات تعریف فلسفه را بررسی کنیم و سپس بحث اضافه شدن فلسفه به علوم دیگر و ایجاد فلسفه های مضاف را مورد کنکاش قرار دهیم.

وی ادامه داد: تصورات درباره فلسفه علم در گذر تاریخی رشد کرده است اما به نظر می‌رسد فلسفه علم، بررسی یک علم از بیرون است و حوزه مسائل فلسفی یک علم، از حوزه مسائل خود آن علم جداست، پس مباحث فلسفه فقه از سنخ مسائل فقهی نیست.

استاد حوزه علمیه قم اضافه کرد: فلسفه علم جزء علوم درجه دو می‌باشد چون موضوع مورد مطالعه فلسفه علم، خود یک علم است که منطقا باید در مرحله اول، آن علم بررسی شود، امکان چنین مطالعه ای زمانی وجود دارد که آن دانش وجود داشته باشد اما از لحاظ آموزشی در حوزه فلسفه علم، فلسفه آن علم برخود علم باید مقدم شود یعنی برای یادگیری فقه ما باید در حد اجمالی با فلسفه فقه آشنا باشیم.

وی اظهار داشت: اهمیت فلسفه فقه از لحاظ آموزشی است که برای فقه دارد و فلسفه فقه، فقه نیست.

وی با رد دیدگاه کسانی که می گویند می توان با مطالعه فلسفه فقه نتایج فقهی گرفت، گفت: این تصور کاملا اشتباه است چون نتایج فلسفه فقه، فقهی نیست.

وی بخش های فلسفه فقه را به روش استقرایی به تاریخ علم، مبادی علم، روش شناسی علم و تعامل علم با سایر علوم تقسیم کرد و گفت: در بحث تاریخ علم به پیدایش، تحول و موقعیت کنونی آن علم پرداخته می‌شود و تاریخ علم، غیر از تاریخ علماست.

این پژوهشگر دینی اضافه کرد: در حوزه تاریخ علم به شدت فقیر هستیم و عمدتا تاریخ علم در حوزه علوم اسلامی از سوی غیر مسلمانان و مستشرقان انجام شده است، البته شهید صدر در مقدمه کتاب المعالم الجدیده به صورت مختصر به تاریخ علم اصول می پردازد که همین بحث مختصر هم در کتاب بعدی وی یعنی حلقات وجود ندارد. این نشان دهنده مهجوریت تاریخ علم در حوزه‌های علمیه و عدم اقبال دانشمندان دینی به آن است.

وی با بیان اینکه تاریخ یک علم، مقدمه خوبی برای ورود به آن علم می باشد و یکی از بایسته های پژوهشی در فقه، تاریخ آن علم است، افزود: تاریخ به دو روش می تواند مطرح شود، روش تاریخی گرایان به این صورت که تک تک مسایل یک علم مورد بررسی قرار گیرد که این روش در بین عده ای در غرب بسیار مورد توجه است اینها قائلند که بسیاری از اشکالات به فقه، در فلسفه فقه باید بررسی شود.


این استاد حوزه و دانشگاه در توضیح نظریه تاریخی گرایان گفت: این روش تاریخی یک پیش فرض فلسفی دارد که هر دانش و مساله ای در یک علم، زاییده شرایط تاریخی آن مساله است که به نظر من مبنای آنها قابل قبول نیست، مثلا تاریخی گرایی در مورد اندیشه سیاسی اسلام در غرب که پس از انقلاب مورد توجه قرار گرفت، می گوید ولایت فقیه زائیده شرایط تاریخی و اجتماعی خاص ایران است که البته من در کتاب خود این مساله را رد کرده ام. تاریخی گرایان، هایدیگر را مبدع روش تاریخی گرایی دانسته اند که البته به نظر من این مطلب هم صحیح نیست.

وی در ادامه گفت: مزیت روش تاریخی گرایان این است که در کشف مسلک ها و مکاتب دیگر در یک دانش به ما کمک می کند.

این پژوهشگر دینی در توضیح روش دوم بحث تاریخی گفت: روش دیگر بررسی کلی تحولات یک علم است که این نوع مطالعه در فقه و اصول بسیار کم صورت گرفته است.

وی بخش دوم فلسفه فقه را مبادی آن دانست و افزود: مبادی، خارج از دایره آن علم و مسایل آن علم است و نسبتش با یک علم ممکن است دور یا نزدیک باشد. ما در سلسله علوم به یک سری مبادی می رسیم که مبادی همه علوم است و خودش بر هیچ علم و مبادی دیگری متوقف نمی باشد که علماء آن را در قالب فلسفه اولی مطرح کرده اند‌.

استاد حوزه علمیه قم با تقسیم مبادی به مبادی اختصاصی، مبادی مشترک بین همه علوم، و مبادی مشترک بین چند علم، افزود: مبادی در یک تقسیم دیگر به مبادی به معنای اخص که تصور و تصدیقات است و مسائل آن علم به آن توقف دارد بطوری که اگر آن مبادی نباشد نمی توانیم در آن علم وارد شوییم و مبادی بمعنای اعم که به نحوی تاثیر مستقیم یا غیر مستقیم درآن علم دارد، تقسیم می شود.

وی در ادامه گفت: مبادی مورد بحث در فلسفه فقه اولا مبادی اعم بوده و نه ضرورتا مبادی اخص، ثانیا مبادی مستقیم است نه غیر مستقیم و ثالثا مبادی اختصاصی است.

این پژوهشگر دینی ادامه داد: یکی از پیچیدگی های فلسفه فقه نزدیکی زیاد فقه با اصول است بطوری که بسیاری از مسایل مورد بحث در فلسفه فقه در فلسفه اصول هم قرار می گیرد زیرا فقه و اصول دو پاره یک مجموعه بوده و در یک استدلال فقهی، صغری را فقه و کبری را اصول مبین می کند یعنی علم اصول حجت ها را متعین کرده و علم فقه مصادیق آن را مورد بررسی قرار می دهد.

وی در ادامه در توضیح بخش سوم فلسفه فقه افزود: در حوزه روش شناسی کار چندانی در فلسفه فقه صورت نگرفته است در حالی که روش شناسی د رتوسعه علوم و تکمیل مباحث فقهی نقش بسزایی دارد.

این استاد حوزه و دانشگاه افزود: فقه مثل اصول در قالب روش های خاص نمی باشد بلکه بخش های مختلف فقه هر کدام روش های خاص خود را دارند.

وی با اشاره به بخش چهارم فلسفه فقه گفت: در حوزه تعامل علم فقه با سایر علوم کمتر کار شده است و ما باید نقش سایر علوم مثل فلسفه، کلام و ... را در فقه بررسی کنیم.

این نظریه پرداز بعد از ذکر این مقدمات، به بررسی اولویت های فلسفه فقه پرداخت و گفت: در بحث تاریخ علم سه مساله حائز اهمیت می باشد که نیاز به بررسی دارد، اولین مساله ارتباط فقه و اصول می باشد ، مساله دوم نقش و تاثیر حوادث اجتماعی در فقه بوده و مساله سوم نقش اخباری گری و بررسی ظهور این گرایش و فرو کش کردن آن می باشد.

وی با توضیح شرایط حاکم در زمان اخباریون و نقش عالم بزرگ وحید بهبهانی در مبارزه با این مسک افزود: با اینکه علما بصورت قاطع در اصول از اخباری گری رجوع کردند اما برخی ریشه های تفکر اخباری بصورت ناپیدا در فقه باقی مانده است. وی با خطرخیز خواندن این مبحث معتقد بود نباید حریم های اجتهاد را بشکنیم.

استاد حوزه علمیه قم با بیان اینکه در حوزه مبادی تصوری ما باید به ارائه تعریف جدیدی از فقه بپردازیم بیان کرد: تعاریف ارائه شده از فقه بسیار محدود می باشد و ما با تعریف جدید از فقه می توانیم زمینه های جدیدی را برای مطالعات فقهی باز کنیم.

وی افزود: در حوزه مبادی تصدیقیه چند موضوع باید بررسی شود ،اولین موضوع بحث ثبات و تغیر در مباحث دینی است که در نظریه اندیشه مدون سعی کرده ام این امر را سامان بدهم اما نیازبه کار عمیق تر وجود دارد. موضوع دوم طبقه بندی مباحث علمی می باشد که البته این مسئله مورد مطالعه قرار گرفته است اما وقتی ما تعریف جدیدی از فقه ارائه دادیم طبقه بندی آن هم تغییر خواهد کرد. بعنوان مثال درفقه متعارف ما دو بخش تعبدیات و عرفیات را داریم که بنظر من می توان بخش سومی به نام عرفی تعبدی را مطرح کرد که در آن مباحثی راکه شارع بعنوان موسس فرموده است اما در عرف هم تاسیس مشابه دارد مورد بررسی قرار گیرد.

موضوع سومی که این استاد حوزه مطرح کرد ، بحث مبادی انسان شناختی بود و گفت: ما باید ببینیم که انسانی که در فقه اسلامی بررسی می شود چه ویژگی دارد.

موضوع چهارم بحث آزادی است که بررسی کنیم آیا فقه ما بریک تصور خاصی از آزادی مبتنی است یا خیر ، البته وی روی آوردن به مباحث علمی و از جمله فقه را بعلت سیاسی شدن آن یک آفت بر شمرد.

این پژوهشگر حوزه علمیه موضوع پنجم را عدالت عنوان کرد و گفت: بحث عدالت را که شهید مطهری مطرح کردند بعدا متروک ماند.

وی در پایان گفت: بسیاری اشکالات از داخل و خارج به فقه را بیشتر از آنکه بتوان به روش های فقهی جواب داد، باید در فلسفه فقه جستجو کرد و در واقع این نقدها به ناشناخته بودن فلسفه فقه برمی گردد.

ارسال نظرات