۱۳ تير ۱۳۸۶ - ۱۲:۰۳
کد خبر: ۲۶۹۲۰

اتحاد يا عقب نشيني از اصول

با نگرشي به انديشه هاي شهيد مطهري
اتحاد يا عقب نشيني از اصول

وحدت، انسجام، اتحاد و همبستگي، قدمتي همپاي آموزه­هاي اصيل اسلامي دارند؛ با اين وجود، در برهه­هايي و به دلايل گوناگون، اهميتي دو چندان يافته­اند. راهبرد رهبر معظم انقلاب نيز چون  نوش­دارويي، پيکره جهان اسلام را در برابر هر زهري، مقاوم نمود اما در همين حال بيش از هر زمان ديگري نيازمند تبيين، تروج و تفهيم اتحاد هستيم.

کنکاش در مفاهيم اتحاد و انسجام و ارزيابي آن در مرحله عمل، از ديدگاه دردآشنايان اين حوزه، افزون بر آنکه ما را با آموزه­هاي اصيل و بدون تحريف آشنا مي­كند، پيرايه­ها و تفسيرهاي شخصي و گاه نابخردانه را نيز از محتواي خالص آن مي‌زدايد. استاد مطهري يکي از پيشتازان عرصه اتحاد و انسجام در دوره معاصر است. او درد تفرقه را فهميده بود و همانند پدري که فرزندانش بدون ياري يکديگر تلاش مي كنند، آينده­ها را مي­ديد و بارها گفته بود هيچ‌کدام از فرزندان سرزمينش بدون وحدت ره به جايي نخواهند برد: «امروز اگر بر مصيبتي از مصيبت­هاي اسلام بايد گريست و اگر بر فاجعه­اي از فاجعه­هاي اسلام بايست خون باريد، اين مصيبت و اين فاجعه است که اميرالمؤمنين علي (ع) مي‌فرمايد: شگفتا! شگفتا! به خدا قسم! تعجب و حيرت از اجتماع دشمنان بر گرد باطل و تفرق و تشتت شما از اطراف حقيقتي که در ميان شماست، دل را مي‌ميراند.[1]» «آنچه بر سر مسلمين آمد که شوکت آنها را گرفت و آنها را زيردست و توسري­خور ملل غيرمسلمان قرار داد، همين اختلافات فرقه­اي است.[2]»

تبيين وحدت به همان اندازه اهميت دارد که اجراي آن.بسياري از اختلاف‌ها و حتي سنگ­اندازي­هاي دوستانه! به سبب عدم تبيين و فهم درست اين مقوله است.  به موضوع وحدت هميشه از دو زاويه نگريسته شده است. نگاه اول، وحدت بين مذاهب و فرق اسلامي؛ نگرش دوم، همبستگي و اتحاد بين پيروان اين مذاهب . توجه به تعارض و تضاد بين اين دو نگرش و انتخاب يكي بسيار مهم است.بديهي است تعاليم و آموزه­هاي هر مکتبي علاوه بر آنکه رگ حياتي آن مکتب است، نخستين مرجع و منبع الگوي زندگي براي پيروانش مي‌باشد؛ بنابراين هيچ مکتبي زير لواي هيچ عنوان و رويکردي، از کوچک‌ترين موضع اعتقادي و عملي خود کناره نخواهد گرفت. اين کناره­گيري با اصل دين­مداري و پيروي از مكتب در تعارض است. به عبارت روشن­تر، همه سخن اتحاد و انسجام اين است که هر کس در سايه مذهب و ايدئولوژي خود، به منافع و اهدافش دست يابد؛ بنابراين چشم‌پوشي از عقايد به براي وحدت، در تناقض کامل با اهداف اوليه وحدت اسلامي است: «ما خود شيعه هستيم و افتخار پيروي اهل­البيت (ع) را داريم. کوچک‌ترين چيزي حتي يک مستحب و يا مکروه کوچک را قابل مصالحه نمي‌دانيم ... آنچه بزرگان اسلامي در نظر داشتند اين بود که فرقه‌هاي اسلامي در عين اختلافاتي که در کلام و فقه و غيره با هم دارند، به واسطه مشترکات بيشتري که در ميان آنها هست، مي‌توانند در مقابل دشمنان خطرناک اسلام دست برادري بدهند و جبهه واحدي تشکيل دهند. اين بزرگان هرگز درصدد طرح وحدت مذهبي تحت عنوان وحدت اسلامي که هيچ‌گاه عملي نيست، نبودند.[3]» «چگونه ممکن است از پيروان يک مذهب تقاضا کرد که به خاطر مصلحت حفظ وحدت اسلام و مسلمين، از فلان اصل اعتقادي يا عملي خود که به هر حال به نظر خود آن را جزء متن اسلام مي‌داند، صرف نظر کند؟ اين در حکم اين است که از او بخواهيم به نام اسلام از جزيي از اسلام چشم بپوشد.[4]» با اين توضيحات، نگرش اول که داعيه­دار وحدت بين مذاهب بود، هم باطل و هم غيرعملي است. آنچه در حوزه وحدت مدنظر است، اتحاد پيروان مذاهب اسلامي براي نيل به منافع مشترک و ايستادگي در برابر دشمنان اسلام است.

رويکرد ديگري که در اين مرحله رخ مي­نماياند، تبليغ و دعوت فرقه‌ها به آيين خود است که در واقع همان تبليغ و دفاع از حقيقت است. هر مذهبي در اسلام آموزه­هاي خود را همان اسلام ناب مي­پندارد. در وحدت اسلامي، افزون بر آنکه عقب­نشيني از اصول مذموم است، دفاع و تبليغ از حق و اسلام ناب نيز وظيفه­اي است سنگين. به عبارت ديگر تبيين حقيقت و آشکار­سازي آن، همان اندازه اهميت دارد که وحدت در نيل به اهداف، ارزشمند است. درهم تنيدگي اين دو رفتار، چالش­‌انگيز است زيرا در عين حفظ وحدت، دفاع و تبيين حقيقت لازم است، از سوي ديگر اين حقيقت­يابي و گسترش آن، تنها زير چتر اصل وحدت امکان‌پذير مي­شود. زيرا بيان و دفاع از حقيقت با کينه­افروزي و دشمن­تراشي متفاوت است: «طرفداري از تز «اتحاد اسلامي» ايجاب نمي‌کند که در گفتن حقايق کوتاهي شود. آنچه نبايد صورت گيرد، کارهايي است که احساسات و تعصبات و کينه­هاي مخالف را برمي‌انگيزد. اما بحث علمي سر و کارش با عقل و منطق است، نه عواطف و احساسات... سيره متروک و فراموش شده مولاي متقيان علي - عليه السلام - قولا و عملا، که از تاريخ زندگي آن حضرت پيداست، بهترين درس آموزنده در اين زمنيه است. علي - عليه السلام - از اظهار و مطالبه حق خود و شکايت از ربايندگان آن خودداري نکرد، با کمال صراحت ابراز داشت و علاقه به اتحاد اسلامي را مانع آن قرار نداد. خطبه‌هاي فراواني در نهج البلاغه شاهد اين مدعي است. در عين حال اين تظلمها موجب نشد که از صف جماعت مسلمين در مقابل بيگانگان خارج شود.[5]».

هنر مديريت جامعه اسلامي در کنار هم چيدن اضداد موجود است. آنچه امروزه جوامع اسلامي را به چالش با يکديگر واداشته، رعايت نكردن همين سيره متروك! مولاي متقيان است. «اتحاد در عين عقب­نشيني نکردن از اصول»، دو رکن اساسي براي پيشرفت جوانان مسلمان در جامعه مدرن و بي‌حد و مرز جهان امروز است. "
اتحاد"؛ چه وسعت نرم­افزاري جهان  امروز، جنگ و مقابله انفرادي را جوابگو نيست. "پافشاري بر اصول" ؛ که رکن بقا و پيشرفت هر تفکري است.


[1] ولاءها و ولايت­ها، ص 29 و 30.

[2] امامت و رهبري، ص 16 و 17.

[3] امامت و رهبري، ص 17 و 18.

[4] امامت و رهبري، ص 17.

[5] امامت و رهبري، ص 19 و 20.

 

 

ارسال نظرات