ياران صادق آفتاب (1)
گزارشي از كتاب جامعه مدرسين از آغاز تا كنون

انقلاب اسلامي ما حاصل تلاش بيدريغ عالمان بزرگ اسلام بهويژه امام خميني(ره)، تشكلهاي مذهبي و سياسي مسلمان و مبارزان خستگيناپذير بسياري است. اين انقلاب از تفكر اصيل و شيعي برخاست و در ميان تودههاي مردم، محبوبيت ويژهاي يافت؛ آن محبوبيتي كه هر روز بيشتر ميشود. مهمترين ويژگي اين انقلاب، فرهنگسازي آن است. انقلاب اسلامي، در اصل انقلابي فرهنگي بود كه باورها و ارزشهاي ديني ركن اصلي آن را تشكيل ميداد. آنچه گفتيم بدين معنا نيست كه اين انقلاب، در بعد اقتصادي، سياسي و نظامي وابسته به ديگران است؛ اين انقلاب در همه ابعاد متكي به خود است، نه انديشههاي ديگر؛ اما ركن اساسي آن، فرهنگ و فرهنگسازي است و علت دشمني فراوان با آن در عرصه جهاني و از سوي استكبار جهاني و استعمار پير نيز همين است؛ چنانچه اين انقلاب، انقلابي صرفاً اقتصادي بود، شايد دشمناني با اين شدت و حدت پيدا نميكرد. آنچه خار در چشم ابرقدرتان زورگو است، فرهنگ است؛ آن هم فرهنگي چنين اصيل و ناب كه از بركه زلال اسلام محمدي و علوي و حسيني سرچشمه ميگيرد؛ از اين رو اين انقلاب با هيچ انقلاب ديگري قابل قياس نيست؛ انقلابي منحصر به فرد است كه دنياي امروز را به چالش كشيده و در اقصي نقاط جهان، از جمله عراق و فلسطين و لبنان و افغانستان ريشه دوانده است.
در اين ميان، تشكلها و گروههاي ديني فراواني در به پيروزي رساندن و تداوم انقلاب اسلامي، نقش آفريدهاند. از جمله آنها «جامعه مدرسين حوزه علميه قم» بود؛ تشكلي كه ساليان فراواني را به مبارزه پرداخت و همگام با امام امت، درخت تنومند انقلاب اسلامي را بر خاك پهناور ايرانزمين پروراند. كتاب «جامعه مدرسين از آغاز تا كنون» كه در هشت جلد منتشر شده و محقق فاضل حجتالاسلام والمسلمين سيد محسن صالح آن را گردآورده است، به بررسي فعاليت اين مركز مهم و انقلابي از آغاز تأسيس تا روزگار ما پرداخته است. نظر به آنكه اين كتاب اكنون بخشي از تاريخ ايران و انقلاب اسلامي به شمار ميآيد و دربردارنده نكات ارزندهاي در شناخت حقايق تاريخي است، بر آن شديم كه گزارشي اجمالي از مباحث مطرح شده در آن بيان كنيم.
جلد نخست اين كتاب به فعاليتهاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم از بدو تشكيل، يعني سال 1341 تا پيروزي انقلاب اسلامي (سال 1357) اختصاص دارد. نويسنده در آغاز به تأسيس حوزه علميه قم در سال 1301 به همت مرحوم آيتالله حائري يزدي اشاره ميكند و سير صعودي و استكمالي حوزهها تا زمان مرحوم آيتالله العظمي سيد محمد حسين بروجردي را بررسي مينمايد. در دوره آيتالله العظمي بروجردي، حوزه علميه قم توسعه كمي و كيفي بسيار پيدا كرد و مديريت آن در ابعاد گوناگون نظاممند شد. اين مسئله از لحاظ كيفي آن گونه بود كه حوزهاي كه در زمان آيتالله حائري با كمتر از هزار نفر اداره ميشد، هنگام رحلت آيتالله العظمي بروجردي پذيراي هفت هزار طلبه بود.
با تثبيت نسبي حوزه علميه قم، بحث اصلاح حوزه كه پيشينهاي طولاني داشت، در سال 1328 به طور جدي مطرح شد و «هيئت مصلحين» يا «هيئت حاكمه» با حضور جمعي از علماي طراز دوم شكل گرفت تا با امر آيتالله العظمي بروجردي، نظمي و سر و صورتي به حوزه بدهد. جلسات فراواني برگزار شد. از اعضاي فعال اين مجموعه امام خميني(ره) و مرحوم شيخ مرتضي حائري بودند. برنامه امتحانات حوزه، كيفيت پرداخت شهريهها، اخذ وجوهات، ملاقات اشخاص با زعيم حوزه علميه از مباحث نخستين اين جلسات بود. طرح مذكور به آيتالله بروجردي پيشنهاد شد و ايشان به دلايلي آن را نپذيرفتند و در واقع، اين طرح تا مدتي با شكست مواجه شد؛ در دهه سي دوباره فعاليتها بالا گرفت و مسئله اصلاح حوزه به صورت جدي پيگيري شد. البته اين بار نيز اين بحث به سرانجامي نرسيد. با اين همه، اصلاحخواهان به برخي امور براي اصلاح ساختار حوزه رو آوردند. از جمله آنها انتشار مجله بود. ماهنامه «درسهايي از مكتب اسلام» در سال 1337 به همت برخي از فضلاي جوان آن روزگار راهاندازي شد كه از جمله آنها آيتالله مكارم شيرازي و آيتالله جعفر سبحاني و آيتالله نوري همداني بودند. علوم جديد از جمله فيزيك، رياضي، شيمي، فلسفه علم، متدولوژي و جامعه شناسي از مباحثي بودند كه فضلاي جوان آن روزگار در دبيرستان دين و دانش قم فرا گرفتند. ديگر از فعاليتهاي اصلاحخواهان، تأسيس مدرسه علوي و مدرسه حقاني بود. اين مدارس با ساختار جديد و احياناً ارايه برخي دروس جديد شكل گرفت تا طلاب را با توجه به نيازهاي روز پرورش دهد. نويسنده كتاب، در اين بحثها كوشيده تا اين مسير تاريخي را با طور موجز، اما دقيق بيان كند و مباحث مربوط به مدرسه حقاني را به فصول بعدي وانهاده است.
در اين ميان، تشكلها و گروههاي ديني فراواني در به پيروزي رساندن و تداوم انقلاب اسلامي، نقش آفريدهاند. از جمله آنها «جامعه مدرسين حوزه علميه قم» بود؛ تشكلي كه ساليان فراواني را به مبارزه پرداخت و همگام با امام امت، درخت تنومند انقلاب اسلامي را بر خاك پهناور ايرانزمين پروراند. كتاب «جامعه مدرسين از آغاز تا كنون» كه در هشت جلد منتشر شده و محقق فاضل حجتالاسلام والمسلمين سيد محسن صالح آن را گردآورده است، به بررسي فعاليت اين مركز مهم و انقلابي از آغاز تأسيس تا روزگار ما پرداخته است. نظر به آنكه اين كتاب اكنون بخشي از تاريخ ايران و انقلاب اسلامي به شمار ميآيد و دربردارنده نكات ارزندهاي در شناخت حقايق تاريخي است، بر آن شديم كه گزارشي اجمالي از مباحث مطرح شده در آن بيان كنيم.
جلد نخست اين كتاب به فعاليتهاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم از بدو تشكيل، يعني سال 1341 تا پيروزي انقلاب اسلامي (سال 1357) اختصاص دارد. نويسنده در آغاز به تأسيس حوزه علميه قم در سال 1301 به همت مرحوم آيتالله حائري يزدي اشاره ميكند و سير صعودي و استكمالي حوزهها تا زمان مرحوم آيتالله العظمي سيد محمد حسين بروجردي را بررسي مينمايد. در دوره آيتالله العظمي بروجردي، حوزه علميه قم توسعه كمي و كيفي بسيار پيدا كرد و مديريت آن در ابعاد گوناگون نظاممند شد. اين مسئله از لحاظ كيفي آن گونه بود كه حوزهاي كه در زمان آيتالله حائري با كمتر از هزار نفر اداره ميشد، هنگام رحلت آيتالله العظمي بروجردي پذيراي هفت هزار طلبه بود.
با تثبيت نسبي حوزه علميه قم، بحث اصلاح حوزه كه پيشينهاي طولاني داشت، در سال 1328 به طور جدي مطرح شد و «هيئت مصلحين» يا «هيئت حاكمه» با حضور جمعي از علماي طراز دوم شكل گرفت تا با امر آيتالله العظمي بروجردي، نظمي و سر و صورتي به حوزه بدهد. جلسات فراواني برگزار شد. از اعضاي فعال اين مجموعه امام خميني(ره) و مرحوم شيخ مرتضي حائري بودند. برنامه امتحانات حوزه، كيفيت پرداخت شهريهها، اخذ وجوهات، ملاقات اشخاص با زعيم حوزه علميه از مباحث نخستين اين جلسات بود. طرح مذكور به آيتالله بروجردي پيشنهاد شد و ايشان به دلايلي آن را نپذيرفتند و در واقع، اين طرح تا مدتي با شكست مواجه شد؛ در دهه سي دوباره فعاليتها بالا گرفت و مسئله اصلاح حوزه به صورت جدي پيگيري شد. البته اين بار نيز اين بحث به سرانجامي نرسيد. با اين همه، اصلاحخواهان به برخي امور براي اصلاح ساختار حوزه رو آوردند. از جمله آنها انتشار مجله بود. ماهنامه «درسهايي از مكتب اسلام» در سال 1337 به همت برخي از فضلاي جوان آن روزگار راهاندازي شد كه از جمله آنها آيتالله مكارم شيرازي و آيتالله جعفر سبحاني و آيتالله نوري همداني بودند. علوم جديد از جمله فيزيك، رياضي، شيمي، فلسفه علم، متدولوژي و جامعه شناسي از مباحثي بودند كه فضلاي جوان آن روزگار در دبيرستان دين و دانش قم فرا گرفتند. ديگر از فعاليتهاي اصلاحخواهان، تأسيس مدرسه علوي و مدرسه حقاني بود. اين مدارس با ساختار جديد و احياناً ارايه برخي دروس جديد شكل گرفت تا طلاب را با توجه به نيازهاي روز پرورش دهد. نويسنده كتاب، در اين بحثها كوشيده تا اين مسير تاريخي را با طور موجز، اما دقيق بيان كند و مباحث مربوط به مدرسه حقاني را به فصول بعدي وانهاده است.
ارسال نظرات