۲۳ تير ۱۳۸۶ - ۱۴:۴۸
کد خبر: ۲۷۳۱۴

ياران صادق آفتاب (2)

گزارشي از كتاب جامعه مدرسين از آغاز تا كنون
ياران صادق آفتاب (2)
به گفته نويسنده كتاب، با رحلت آيت‌الله العظمي بروجردي در سال 1340 نشست‌هاي فضلا و مدرسان حوزه ديگر بار رونق گرفت. بحث مهم در آن دوره مرجعيت بود؛ مرجعيتي كه بتواند خلأ عالم بزرگي چون آيت‌الله بروجردي را پر كند. با اين حال، بحث اصلاح ساختار حوزه نيز كماكان در ميان فضلا و مدرسان حوزه مطرح بود. هسته نخستين جامعه مدرسين، در سال 1341 شكل گرفت. در اواخر سال 1342 به سبب تشتت در مبارزات سياسي با رژيم و محصور بودن امام خميني(ره) برخي از فضلا و مدرسان، به تشكيل يك گروه منسجم و مخفي تحت پوشش اصلاح حوزه اقدام كردند. اعضاي اين جمعيت يازده نفره آقايان آذري قمي، اميني، حائري تهراني، علي خامنه‌اي(مقام معظم رهبري) محمد خامنه‌اي، رباني شيرازي، هاشمي رفسنجاني،‌ شهيد قدوسي، ‌مشكيني، مصباح يزدي و منتظري بودند. اين گروه فعاليت پنهاني خود براي مبارزه را آغاز و جلسات متعددي برقرار كرده بودند.
نويسنده كتاب بر اين باور است كه جامعه مدرسين در آغاز، با سه گرايش همراه بود: گروهي كه بيشتر متأثر از شخصيت سياسي امام خميني (ره) بودند و ضمن حمايت از مواضع سياسي امام، مرجعيت ايشان را مطرح مي‌كردند، گروهي كه بيشتر متأثر از آيت‌الله شريعتمداري بودند و گروهي كه بيشتر متأثر از آيت‌الله گلپايگاني (ره) بودند.
با دستگيري جمعي از مدرسان فعال حوزه در سال 1345 و نيز تبعيد امام خميني (ره) از تركيه به نجف در سال 1344 فعاليت‌هاي جامعه مدرسين كمي كاهش پيدا كرد. علت آن هم مسايل پيش گفته و تبعيد بسياي از اعضا بود. در اين دوران، بيست و پنج نفر از روحانيان كه بيشتر آنها از فضلا و مدرسان قم بودند به سه سال تبعيد محكوم شدند.
در اين دوره برخي همچون مقام معظم رهبري و آقاي هاشمي رفسنجاني به دليل خارج شدن از قم و رفتن به تهران و مشهد، از جلسات و فعاليت‌هاي مدرسين قم فاصله گرفتند و در مقابل، برخي چون آقايان مسلم ملكوتي و حسين راستي كاشاني پس از مراجعت از نجف و اقامت در قم به جمع مدرسين پيوستند و برخي مانند آقايان محمد مؤمن و سيد ابوالفضل موسوي تبريزي به جمع مدرسين دعوت شدند.
پس از فوت مشكوك فرزند امام (ره) فعاليت‌هاي تشكل مدرسين، ديگر بار اوج گرفت و تشكل، به سمت ارتباط با مراجع و گروه‌هاي مختلف پيش رفت. تشكل مدرسين در اين دوره با برخي اعضاي تشكل‌هاي روحاني ديگر، همچون روحانيت مبارز تهران و تشكل مخفي كه شهيد بهشتي آن را سامان داده بود،‌ ارتباط برقرار كرد. در اين دوره تغييراتي نيز در موقعيت و جايگاه افراد رخ داد. به گونه‌اي كه افرادي كه در دوره اول، از افراد حاشيه‌اي محسوب مي‌شدند يا جزء تشكل نبودند و در دوره دوم ملحق شده بودند، در اين دوره از فعالان تشكل مدرسين به شمار مي‌آمدند. اين فعاليت‌ها توانست، گامي مهم و نهايي براي تبديل جريان مدرسين حوزه علميه قم به يك مركز و نهاد مهم و منسجم و رسمي باشد.
فصل دوم كتاب تكوين نهضت نام گرفته است و به فعاليت‌هاي مهر 1341 تا مهر 1344 مي‌پردازد. نويسنده در آغاز به ماجراي مصوبه اصلاح قانون انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي اشاره مي‌كند. در اين مصوبه قيد اسلام از انتخاب‌كنندگان و انتخاب‌شوندگان حذف و سوگند به امانت و صداقت، جايگزين سوگند به قرآن، «كتاب آسماني» شده بود. رژيم پهلوي گمان مي‌كرد كه با رحلت آيت‌الله العظمي بروجردي، مانع مهم در اجراي برخي برنامه‌هايش از بين رفته است و به راحتي مي‌تواند در اجراي سياست‌هاي استعماري يك قدم پيش نهد؛ اما اين گونه نشد. فعاليت‌هاي فراوان اعضاي تشكل مدرسين و رايزني‌هاي فراوان آنان با ديگر تشكل‌هاي اسلامي و نيز همكاري و هماهنگي با مراجع تقليد باعث شد كه اين مصوبه پس از دو ماه لغو شود. از جمله اقدامات تشكل مدرسين در آن دوره، برپايي مجلس عمومي در مسجد اعظم براي افشاگري و آگاه ساختن همگان از شومي آن مصوبه بود. همچنين برخي اعضاي تشكل در مجله «درس‌هايي از مكتب اسلام» مقاله‌هايي در نقد حقوقي آن مصوبه نوشتند.
ارسال نظرات