انهدام عتبات و مشركان اعظم!

وزش اخبار نوميدكننده از صحراهاي خشك جزيره العرب، مبني بر لزوم تخريب اماكن مذهبي عتبات عاليات، بار ديگر هر متديني را به فكر فرو ميبرد كه گرماي طاقت سوز و عصبيت جاهلي شبه جزيره عربستان چه مصيبتي است كه موطن اسلام عزيز را تا اين حد دچار دگم انديشي و رذالت كشانده كه چند آدم نماي بي مغز، روزي فتواي قتل مليونها مسلمان شيعه را صادر مي كنند و شبي خرسند از تخريب بارگاه امام حسن عسكري (سلام الله عليه) خيال انهدام همه عتبات عاليات را در مغز پوچ خويش ميچرخانند!
فقر علمي، جهل مزمن ، خشكمغزي پيشرفته ، سرطان نخوت و تورم رگهاي تعصب، از بيماريهاي ريشهاي و تاريخي اين منطقه است كه با نزول قرآن به زبان شيوا و رساي عربي وظهور پيامبر رحمت، حضرت محمدبن عبدالله صلي الله عليه وآله ، نيز التيام نيافت « وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ * فَقَرَأَهُ عَلَيْهِمْ مَا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ » [الشعراء 198ـ199] و اگر آن را بر برخى از غير عرب زبانان نازل مى كرديم، و پيامبر آن را برايشان مى خواند به آن ايمان نمى آوردند.وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِيًّا لَقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاءٌ وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُوْلَئِكَ يُنَادَوْنَ مِنْ مَكَانٍ بَعِيدٍ [فصلت44] و اگر ]اين كتاب را[ قرآنى غير عربى گردانيده بوديم، قطعاً مى گفتند: «چرا آيه هاى آن روشن بيان نشده؟ كتابى غير عربى [ومخاطب آن ] عرب زبان؟» بگو:«اين [كتاب] براى كسانى كه ايمان آورده اند رهنمود و درمانى است، و كسانى كه ايمان نمى آورند در گوشهايشان سنگينى است و قرآن برايشان نامفهوم است، و [گويى] آنان را از جايى دور ندا مى دهند!
رگههاي ابولهبي و ابوجهلي و ابو سفياني، نسل اندر نسل، در تلاشي رو به آتش عذاب مي كوشد تا نور اهل بيت عصمت و طهارت، اين روشنگران شريعت محمدي و مفسران قرآن كريم را خاموش كنند اما « يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ* هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» [الصف8ـ9]
مى خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند و حال آنكه خدا -گر چه كافران را ناخوش افتد- نور خود را كامل خواهد گردانيد. اوست كسى كه فرستاده خود را با هدايت و آيين درست روانه كرد، تا آن را بر هر چه دين است فائق گرداند، هر چند مشركان را ناخوش آيد.
تمدن اسلامي كه بر پايه آموزههاي ناب اسلامي و وحياني، سراسر عالم را فراگرفت گويا، نژاد عنادآلود صحرايي را چيزي جز نفرت نيافزود. پدران دختر كش ديروز، پسران عصمت كش امروز شدند و تنها لشكر كشي و غارت قارهها، ترور دانشمندان آل محمد ، كشتار سادات و تأسيس حكومتهاي جائر به نام خلافت! ثمره عربيت "مسلماننما" بود. « وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُوا وَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا نُفُورًا [الاسراء41] و به راستى، ما در اين قرآن[ حقايق را] گونه گون بيان كرديم، تا پند گيرند؛ و[لى] آنان را جز نفرت نمىافزايد.
باديه نشيناني كه روزگاري از مناطق دورافتاده امپراتوري بزرگ ايران بودند، امروز با نفت خواري و دلارهاي نفتي، جيره خور اربابان آمريكايي خود هستند و نه از كشتار حجاج ، شرمي دارند نه از تهمت و افترا و دروغ عليه پيروان مكتب حق اهل بيت عصمت رسول الله ! شيوخي كه اشغال فلسطين را مسئلهاي عربي مي دانند و با تحريف تاريخ براي جبران كمبود دانشمند، علماي بزرگ جهان اسلام همچون ابوعلي سيناي فارسي را عرب معرفي مي كنند و خليج فارسي اسلامي را خليج عربي مي نامند اما در برابر كتاب آيات شيطاني سلمان رشدي كه رمان كثيفش را بر مبناي روايات جعلي و تاريخ تحريف شده سلفشان نوشته سكوت اختيار مي كنند.
اجداد اينان كه پس از فتح مكه به ناچار در زمره مسلمانان درآمدند همان شرابخواران زناكار وسفاكي بودند كه در شرك اصغر گرفتار شده بودند و به جاي خداي واحد قهار، لات و عزا را ميپرستيدند. و امروز وهابيت، نواده همان هاست كه در شرك اكبر گرفتار شده و به خدايي معتقد است كه از فرط ضعف، توانايي حفظ قرآنش را نيز ندارد چون به ادعاي وهابيت ، شيعه رافضي توانسته قرآن را تحريف كند !!! « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ » [الحجر9] بى ترديد، ما اين قرآن را نازل كرده ايم، و قطعاً نگهبان آن خواهيم بود. و نيز خداي وهابيان از هر گونه توجه به بندگان مخلصش و توسل و درخواست شفاعت ميهراسد!!! در حالي كه مي فرمايد: لَا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنْ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَانِ عَهْدًا [مريم87] [آنان] اختيار شفاعت را ندارند، جز آن كس كه از جانب [خداى] رحمان پيمانى گرفته است. يَوْمَئِذٍ لَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَانُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا [طه109] در آن روز، شفاعت [به كسى] سود نبخشد، مگر كسى را كه [خداى] رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آيد. وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ ... [سبأ23] و شفاعتگرى در پيشگاه او سود نمى بخشد، مگر براى آن كس كه به وى اجازه دهد.
اكنون روي سخن ما با جامدمغزان وهابي نيست كه چهره اسلام را خشن و رفتار مسلماني را ترور و كشتار انسانهاي بيگناه معرفي مي كنند و در زادگاه پيامبري كه خدا در باره او مي فرمايد : وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ [الانبياء107] و تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم ، وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ [القلم4] و راستى كه تو را خويى والاست، روي ترش مي كنند و با اسلحه و دوربين از شرك جلوگيري ميكنند! و آنان كه اگر از مسلمانان نترسند، قبر پيامبر را نيز با خاك يكسان مي كنند و در پاسخ به اين پرسش واماندهاند كه طواف گرد خانه اي سنگي (كعبه) آيا شرك نيست؟!
آري روي سخن ما با مسولان دولتي و علماي حوزه هاي علميه است . جمهوري اسلامي ايران و حوزههاي علميه ميراث داران بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي ، حضرت امام خميني (ره) هستند كه همچون علماي بزرگ شيعه، طلايه داراتحاد مسلمين عليه استكبار جهاني بود و فرمود : « امروز امت اسلامي در مسائل مهم خود تحت فشار آمريكا و همفكرانش قراردارد و تنها راه رهايي از اين فشار و رسيدن به وحدت عملي، تمسك جمعي مسلمانان به ريسمان الهي و اعلام انزجار از رژيم ايالات متحده آمريكا به عنوان طاغوت اعظم است » و در عين حال تاكيد داشت : « اكنون ببينيم چه گذشته است بر كتاب خدا، ... مسائل أسفانگيزي كه بايد براي آن خون گريه كرد، پس از شهادت حضرت علي(ع) شروع شد. خودخواهان و طاغوتيان، قرآن كريم را وسيلهاي كردند براي حكومتهاي ضد قرآني؛ و مفسران حقيقي قرآن و آشنايان به حقايق را كه سراسر قرآن را از پيامبر اكرم ـ صليالله عليه و آله و سلم ـ دريافت كرده بودند و نداي اِنّي تاركٌ فيكُمُ الثقلان در گوششان بود با بهانههاي مختلف و توطئههاي از پيش تهيه شده، آنان را عقب زده و با قرآن، در حقيقت قرآن را ... از صحنه خارج كردند؛ و بر حكومت عدل خط بطلان كشيدند و انحراف از دين خدا و كتاب و سنت الهي را پايهگذاري كردند »
سخن اين است كه اتحاد با جمعي حقير خود باخته و تكفيري مذهب كه اگر قدرت بيابند جهان را به خاك و خون ميكشند و بويي از رحم و عطوفت انساني نبردهاند ، محال است . اين فرقه گمراه ، فضاي تنفس در هواي پاك اسلامي و برادرانه بين مذاهب اسلامي را دودآلود كردهاند و به دستور سركردگان آمريكايي و اسرائيلي، به تفرقه ميان اهل تشيع و تسنن مشغولند پس بايد فكري كرد و چارهاي انديشيد. آيا بايد به زودي شاهد هتك حرمت عتبات عاليات نيز باشيم و ريخته شدن خون مؤمناني كه حرمتشان از كعبه بالاتر است؟
پس از گذشت اين همه سال و مواضع انفعالي، شاهد هستيم كه ايادي نابخرد وهابيت در زاهدان واهواز به جرم تشيع دست به خون مردم آلوده ميكنند و در مكه و مدينه به توزيع جزوههاي سراسر دروغ و تهمت عليه تشيع ميپردازند اما از سوي ديگر، ايران را به ترويج تشيع بين برادران سني مذهب متهم ميكنند و تخريب بناي موهوم و غير واقعي ابولؤلؤة را طلب ميكنند. اين نشان از آن است كه ما به وظايف مذهبي و سياسي خود عمل نكرده ايم . اگر ما در طول اين سالها مباحث اعتقادي ناب اسلامي در باب توحيد ، ولايت تكويني و تشريعي الله ، صيانت قرآن از تحريف ، عقل گرايي و احترام و كرامت انساني و دهها مسئله اساسي را به زبان عربي و در جهان اسلام تشريح و تبليغ كرده بوديم و سياست اقتدارمدارانه و با عزت خود را در كنار حكمت و مصلحت جامعه اسلامي و رعايت منافع شيعي، تنظيم مي كرديم امروز زبانهاي تفرقه افكن و دستان مزدور شياطين بهكار بسته نميشد تا مليونها مسلمان شيعه را مجوسي بد تر از كفار و مهدور الدم بخواند و اماكن مذهبي كه به فرزندان معصوم رسول الله مربوط است را تهديد كند.
اكنون لازم است در سال اتحاد و انسجام اسلامي و هماهنگ با رهبريهاي فرزانه حضرت آيت الله خامنهاي ، تجديد نظري در عملكردهاي گذشته داشته باشيم و مديران سياسي و اجرايي كشور در سياست خارجي و علماي اعلام در رويكرد علمي و مذهبي ، چارهاي بيانديشند و جامعه بزرگ اسلامي را از اين فلاكت بيعقلي و بي منطقي دستهاي معدود كه بشريت و انسانيت را نشانه رفته اند و آبروي اسلام و مسلمانان را در خطر انداختهاند نجات دهند .
إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِي [الانبياء92]اين است امت شما كه امتى يگانه است، و منم پروردگار شما، پس مرا بپرستيد.