دانشجوی دکترای پژوهشگاه حوزه و دانشگاه:
روانشناسی دینی نیازمند مدلسازی است
خبرگزاری رسا ـ محقق و پژوهشگر حوزه روانشناسی دینی گفت: در نگاه اسلامی، افراد خودشکوفا کسانی هستند که در سلسله مراتب نیازهای معنوی به بالاترین سطح یعنی به قرب الهی دست یابند.

اهمیت نیازهای انسان به قدری است که از مباحث جدی در حوزه روانشناسی است؛ افزون بر آن امروزه نیازهای معنوی انسان نیز بحث گستردهتری را در حوزه روانشناسی دین دنبال میکند.
خبرنگار خبرگزاری رسا در گفتوگویی با حجتالاسلام محمدصادق شجاعی، نویسنده و پژوهشگر حوزه روانشناسی دین، به نیازهای معنوی انسان پرداخته است.
وی که دانشجوی دکترای روانشناسی در پژوهشگاه حوزه و دانشگاه است، معتقد است در حوزه معرفت دینی، محدوده نیازهای انسان با یکدیگر، به وسعت خدا و همه هستی گسترش مییابد. این پژوهشگر علوم اسلامی معنویت را از نیازهای اساسی انسان میداند و وجود این نیاز را در هرم تربیتی انسان لازم و حیاتی میشمارد.
نوشتار حاضر، حاصل این گفتوگو است که تقدیم خوانندگان محترم رسا میکنیم.
رسا ـ روانشناسی بالینی، گرایش دوره کارشناسی ارشد شما بوده است. چرا این گرایش را انتخاب کردهاید؟
روانشناسی بالینی درباه اختلالها و روشهای پیشگیری از اختلالها همچون اختلال شخصیت، بیماریهای روان، ودر حوزههای خانواده، کودک، کودکان استثنایی و معلولان ذهنی بحث میکند و از کاربردی ترین گرایشهای روانشناسی شناخته می شود.
رسا ـ عنوان پایاننامه دوره کارشناسی ارشد شما چه بوده است؟
پایاننامه کارشناسی ارشد خود را بررسی رابطه توکل به خدا و حرمت خود(عزت نفس) انتخاب کردم که در آن مفهوم دینی توکل به خدا و مؤلفههای سلامت روان در بحث حرمت خود بررسی شده است.
این پایاننامه پس از تحقیقات میدانی از میان دانشجویان مؤسسه امام خمینی(ره) و دانشگاه قم تکمیل شده که در پایان این تحقیق میدانی آثار ویژه توکل به خدا بر روی سلامت روانی و حرمت خود به اثبات رسیده است.
رسا ـ چه مباحثی را در این پایاننامه پی گرفتهاید؟
ابعاد روانشناختی معنویت را در این اثر بررسی کردهام و در مدت زمان این پژوهش به این نتیجه رسیدهام که یکی از مشکلات جوامع بشری بیماریهای روانی، افسردگی، اضطراب، بحران هویت و ایدز است که عوامل زیادی در ایجاد این اختلالات نقش دارند؛ از جمله آن دوری از مذهب و بیتوجهی به نیازهای معنوی در زندگی است.
البته باید یادآور شوم که در گذشته روانشناسان، مذهب و دین را عامل تهدیدکنندهای برای سلامت روح و روان افراد میدانستند.
فُروید یکی از سردمداران نظریه«مذهب عامل تهدیدکننده روان» بوده است و پس از آن روانشناسان با تأثیر از نظریه او، بُعد معنوی انسان را به کلی نادیده گرفتند و دیدگاههای مادیگرایانه برای نیازهای انسانی خلاصه شده است. فروید بیشتر بر روی نیازهای جنسی انسان تأکید کرده است؛ چون انسان را موجودی انباشته از غرایز مادی و حیوانی میدانست.
رسا ـ وضعیت کنونی نظریات روان شناسی در نگاه به معنویت و مذهب آیا رویکرد فروید را تأیید میکند یا خیر؟
به نظر میرسد رویکرد کنونی روانشناسان تغییر کرده است. آ نان در کلینیک ها و خدمات مشاوره ای شان متوجه شده اند که بخش زیادی از اختلالات روانی ناشی از بی توجهی به نیازهای معنوی انسان است.
اما روانشناسان معتقد به رویکرد اومانیستی، سعی دارند تجربیات شخصی خود را انکار کنند و نادیده بگیرند.
رسا ـ آیا تنها روانشناسان معتقد به ادیان به نیازهای معنوی انسان پی برده اند؟
برخی از روانشناسان زمینه مذهبی داشتهاند، همچون«فیتجت» که مسیحی بوده است. پیبردن به نیازهای معنوی انسان از سوی آنان یک جنبه مثبت شمرده می شود؛ اما نقص کار آنها این است که برداشت درستی از معنویت و نوع نیاز انسان ندارند، چه بسا دیده میشود، یک مفهوم انسانمدارانه را تبیین و تحلیل کردهاند.
رسا ـ با مطالعاتی که داشتهاید، نیازهای معنوی انسان را چگونه تحلیل و بررسی میکنید؟
نیازهای معنوی انسان با این رویکرد که یک برداشت درست از معنویت و مرتبط با فطرت انسان باشد، صحیح است. از نظر ما آن معنویتی درست است که اول سازگاری با فطرت و سپس ارتباط با خدا را تبیین کند.
رسا ـ ادیان دیگر چه برداشتی از معنویت دارند؟
برداشت های معنویت در بودیسم و هندویسم و غیره برداشتهایی است که به بعد درونی انسان معنا میشود؛ اما از نظر اسلام مفهوم معنویت بیان کننده دو ویژگی ارتباط با فطرت و خداوند خواهد بود.
رسا ـ شما در کتاب نظریه نیازهای معنوی در اسلام به بررسی اندیشههای مزلو در حوزه روانشناختی پرداختهاید. نظریه مزلو چیست و آیا با نیازهای معنوی انسان ارتباطی دارد؟
نظریه مزلو یکی از نظریات رایج در زمینه نیازهای انسان است. نظریه این روانشناس انسانگرا با عنوان هرم نیازهای انسان در اقتصاد، مدیریت، آموزش و پرورش و مشاوره و درمان کاربرد دارد.
نقص مزلو در ارائه هرم یادشده این است که تنها نیازهای زیستی و روانشناسی صرف را مطرح کرده است، نه نیازهای معنوی انسان را؛ در حالی که نیازهای معنوی فراتر و گستردهتر از نیازهای فیزیولوژیک است.
رسا ـ مگر مبحث خودشکوفایی به جنبه معنوی انسان نگاهی ندارد؟
خودشکوفایی در نظریه و هرم مزلو، نقطه نهایی تکامل را نشان میدهد، اما در آنجا همه جنبههای بالقوه انسان به فضیلت میرسد که ممکن است در بعضی موارد سبب انحطاط و سقوط اخلاقی شود. بر این اساس ما در بحث خودشکوفایی، آن هسته والای معنوی را کشف کردهایم؛ چون شادی و سروری که در بُعد معنوی تجربه میشود، در جهان مادی و زیستی ممکن نخواهد بود.
با این وجود در بحث خودشکوفایی باید به دنبال مفهوم دیگری غیر از آنچه روانشناسان مطرح کردهاند، باشیم.
رسا ـ روانشناسان نیاز به بازگشت به اصل را مطرح کردهاند. بازگشت به اصل در این نوع دیدگاه چگونه روی میدهد؟
روانشناسان میگویند: انسان از درد بزرگی رنج میبرد و آن رنج جدایی از اصل است؛ اما برداشتها متفاوت است که انسان از چه چیزی جدا شده است که برخی میگویند: اصل جدایی از طبیعت است. همچنین فرقههایی در آفریقا هستند که مراسمهایی در طبیعت برپا میکنند؛ چون خود را جدا شده از طبیعت میدانند.
رسا ـ آیا مبنای اسلامی درباره این موضوع وجود دارد؟
وجود دارد؛ اما با نگاهی فراتر از طبیعت. دیدگاه مولوی درباره اصل، همان خدا است که دقیقتر از همه مسأله جدایی و بازگشت به اصل را مطرح کرده است، بنابر این بشنو از نی چون حکایت میکند/ از جداییها شکایت میکند، برخاسته از آیه«انا لله و انا الیه راجعون» است.
تا وقتی که نیازهای معنوی ایجاد نشود، آن میل و طلب انسان را رنج میدهد؛ از این رو در نگاه اسلامی، افراد خودشکوفا کسانی هستند که در سلسله مراتب نیازهای معنوی به بالاترین سطح یعنی به قرب الهی دست یافته باشند، همچنان که در دعای عرفه، رابطه امام حسین(ع) با خداوند یک رابطه خاص بوده است و ارتباط با خدا به صورت عالیترین وجه بیان شده است.
رسا ـ میخواهم چند سؤال کلی درباره روانشناسی دینی مطرح کنم. در زمینه روانشناسی دینی چه کارهایی باید صورت گیرد؟
ببینید، برای این که به یک محصول صددرصد اسلامی دست پیدا کنیم، باید دو مرحله را پشت سر گذاشت؛ اول ایجاد مدل و سپس طراحی کاربردی آن مدل.
در مرحله اول نیازمند مدلهای نظری در این بخش روانشناسی دین هستیم. باید مدلهای جدید و برگرفته از منابع اسلامی را طراحی کنیم.
البته در این گونه علوم باید از فضا و شیوههای رایج در تبیین اخلاق و تفسیر فاصله بگیریم و اینها را با نگاه روانشناسی مطرح کنیم که این خود نیاز به روششناسی متناسب دارد تا با آن روش در آموزههای دینی به نظریه دست یابیم.
رسا ـ برای روششناسی نیازمند چه لوازمی هستیم؟
باید یک نظام پردازشگری در منابع دینی ایجاد شود. ما با دادههای دینی و آیات و روایات سروکار داریم؛ از این رو باید متناسب با موضوعات روانشناسی در منابع دینی، یک روش ابداع شود.
با نگاهی دیگر میتوان گفت؛ ابداع روش، خود نیاز به مبنای انسانشناختی دارد که تشکیل خانواده حدیث یعنی شناخت رابطه بین روایات، بررسی و تدوین فقهالحدیث برخی از لوازم ایجاد روش هستند که پس از این دو کار و تبیین روانشناختی آن مفهومی که به دست میآید با استفاده از این مؤلفهها به یک روش روانشناختی دینی دست پیدا میکنیم که نمونه این کار در کتاب«تنظیم رفتار» مورد استفاده قرار گرفته است.
رسا ـ چگونه مدلها میتوانند با یک طراحی مناسب کاربردی شوند؟
در مرحله کاربردی در مسائلی همچون امور تربیتی و جلوگیری و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی اظهار نظر میکنیم.
البته ما در این بخش با ضعف جدی روبهرو نیستیم، خوشبختانه در مرحله عملی و کاربردی میتوانیم به موفقیت دست یابیم. ضعف و مشکل اصلی ما در بخش اول است؛ یعنی نبود مدل و نظریه اسلامی.
ما نظریههای مختلف در دانشهای گوناگون نداریم؛ بنابر این ناچاریم از نظریههای موجود و پرسشنامههایی که مبتنی بر یک سری مبانی انسانشناختی خاص است، استفاده کنیم؛ یعنی تندادن به مبانی انسانگرایانه و مادیگرایانه.
رسا ـ به عنوان سؤال پایانی، در مطالعات دینی با چه آسیبهایی روبهرو هستیم؟
دو آسیب ما را در این مقوله تهدید میکند؛ اول اینکه مدلسازی چون کار سنگینی است و زمانبر است، پژوهشگران کمتر به سوی آن میروند. دومین آسیب نیز انجام کار تحقیقی به صورت فردگرا در حوزههای علوم دینی است؛ در حالی که نظریه جدیدتر در اثر تعامل پدید میآید.
رسا ـ با تشکر از جناب عالی که وقت گرانقدرتان را در اختیار خبرگزاری رسا گذاشتهاید.
ارسال نظرات