رهيافتي به دعاي روز ششم ماه رمضان

اللهمَ لاتُخْذِلْني فيهِ لِتَعَرُّضِ مَعْصيَتِكَ وَ لا تَضْرِبني بِسياطِ نَقِمَتِكَ وَ زَحزِحْني فيهِ مُوجِباتِ سَخَطِكَ بِمَنِّكَ و اَياديكَ يا مُنْتَهي رَغْبَهِ الرّاغِبين؛ اي خدا مرا در اين روز به واسطه ارتكاب عصيانت خوار مساز و به ضرب تازيانة قهرت كيفر مكن و از موجبات خشم و غضبت دور گردان به حق احسان و نعمتهاي تو به خلق اي منتهاي آرزوي مشتاقان.
اندوهبارترين لحظات براي انسان مؤمن، لحظاتي است كه احساس كند پروردگارش از او ناخشنود است؛ براي تصور بندگي خالصانه و درست، مثال عبد و مولا مثال خوبي است؛ عبد همواره بايد در برابر مولاي خويش سر تعظيم داشته باشد، فرمانهاي او را بپذيرد و به آن عمل كند و موجبات خشم مولاي خويش را فراهم نسازد؛ آنچه گفتيم به دلالت عقل است؛ يعني عقل حكم ميكند كه عبد مطيع مولا باشد و او را نافرماني نكند؛ همچنين عقل حكم ميكند كه اگر عبد، به فرمان مولاي خويش گوش نكرد، مستحق عقاب و عذاب باشد؛ بدين معنا كه مولا اين حق را داشته باشد كه او را تأديب يا عذاب كند.
انسان مؤمن نيز در برابر پروردگار، خود را چنان عبد در برابر مولا ميداند. وي بر خود لازم ميداند كه از پروردگار اطاعت كند و نسبت به اوامر وي سركرنش داشته باشد و بدان جامعه عمل بپوشاند، نيز ميداند كه در صورت عصيان، مولا حق دارد او را عذاب كند؛ چرا كه فرد عصيان كار مستحق عقاب و عذاب است؛ گفتيم: مستحق عقاب و عذاب! قيد «مستحق» بدين معناست كه او استحقاق عذاب شدن را دارد، ولي اگر پروردگار او را عفو كند و از سر تقصيرات وي درگذرد، منافاتي با حكمت خداوندي ندارد؛ چه اينكه حتي عفو و بخشش او نيز در دايره حكمت قرار ميگيرد؛ از اين رو شايسته است بنده گناهكار، از پروردگار خويش طلب آمرزش كند و خود، در اصلاح گذشته بكوشد و از آن عبرت بگيرد. او بايد از خدا بخواهد كه بندهاش را از موجبات خشم و غضبش برهاند و دور گرداند، همانگونه كه در دعاي روز ششم ماه رمضان ميخوانيم.
اندوهبارترين لحظات براي انسان مؤمن، لحظاتي است كه احساس كند پروردگارش از او ناخشنود است؛ براي تصور بندگي خالصانه و درست، مثال عبد و مولا مثال خوبي است؛ عبد همواره بايد در برابر مولاي خويش سر تعظيم داشته باشد، فرمانهاي او را بپذيرد و به آن عمل كند و موجبات خشم مولاي خويش را فراهم نسازد؛ آنچه گفتيم به دلالت عقل است؛ يعني عقل حكم ميكند كه عبد مطيع مولا باشد و او را نافرماني نكند؛ همچنين عقل حكم ميكند كه اگر عبد، به فرمان مولاي خويش گوش نكرد، مستحق عقاب و عذاب باشد؛ بدين معنا كه مولا اين حق را داشته باشد كه او را تأديب يا عذاب كند.
انسان مؤمن نيز در برابر پروردگار، خود را چنان عبد در برابر مولا ميداند. وي بر خود لازم ميداند كه از پروردگار اطاعت كند و نسبت به اوامر وي سركرنش داشته باشد و بدان جامعه عمل بپوشاند، نيز ميداند كه در صورت عصيان، مولا حق دارد او را عذاب كند؛ چرا كه فرد عصيان كار مستحق عقاب و عذاب است؛ گفتيم: مستحق عقاب و عذاب! قيد «مستحق» بدين معناست كه او استحقاق عذاب شدن را دارد، ولي اگر پروردگار او را عفو كند و از سر تقصيرات وي درگذرد، منافاتي با حكمت خداوندي ندارد؛ چه اينكه حتي عفو و بخشش او نيز در دايره حكمت قرار ميگيرد؛ از اين رو شايسته است بنده گناهكار، از پروردگار خويش طلب آمرزش كند و خود، در اصلاح گذشته بكوشد و از آن عبرت بگيرد. او بايد از خدا بخواهد كه بندهاش را از موجبات خشم و غضبش برهاند و دور گرداند، همانگونه كه در دعاي روز ششم ماه رمضان ميخوانيم.
ارسال نظرات