آن كيست؟

با ياد كيست كه دلها آرام ميگيرد و جانها قرار مييابد؟
آن كيست كه يادش هماره بزرگ داشته ميشود و در هر زمان و هر مكان پرستيده ميشود؟
آن پاك كيست كه روحها در زلالِ نيايش، با او تطهير مييابد؟
آن داننده سترگ كيست كه خِرَدها در برابرش خُرد است؟
آن همدم كيست كه در كنار او بودن، آسايش را به دنبال ميآورد و در نيايش با او، دل، پر و بال در ميآورد؟
آن بيكرانِ آبي كيست كه دريا با يادش توفان ميشود و آرامشِ ساحل، موج خيزِِ بيقرارياش ميگردد؟
آن عطوف كيست كه چون يادش كني، يادت ميكند و چون شادمانش سازي، شادت؟
آن كيست كه چون وعده ميفرمايد، وفا ميكند و چون وفا ميكند، دل را مصفّا ميسازد؟
آن پنهان كيست كه در خانه جان، هميشه پيداست و آن پيدا كيست كه در همه ذرات جهان پنهان است؟
آن بيهمتا كيست كه به پاك ستايياش، كمال پديدار ميشود و به جلوه خدايياش، عشق و حال آشكار؟
آن زلال كيست كه هرگاه نامش بر زبان جاري ميشود، كوثري از اشك را از گونهها فرو ميچكاند؟ آن سبز كيست كه به يادش هواي خانه روح، بهاري ميشود و باغچه تنهايي، پر از شكوفه و قناري؟
آن هميشه كيست كه در خلوت و جلوت، در شب و روز، در ناگهان و هماره، در سكوت و بيقراري، در آسايش و سختي و در بهار و پاييز جلوه كرده است؟
آن شكوهمند كيست كه چون ذكرش به گوش آيد، بُهت عظيمي نگاه را فرا ميگيرد؟
آن بزرگ كيست كه فرشتگان آسمان، صبح و شام به بردن نامش مباهات ميكنند؟
آن گشاده دست كيست كه چون نيازمند به درش رو آورد، پيش از سخن، از عطايش لبريز ميگرداند؟
آن مهرورز كيست كه محبتش خاص و عام را در بر گرفته و كون و مكان را لبريز ساخته است؟ آري! آن كيست؟