رهيافتي به دعاي روز بيست و سوم ماه رمضان

اللهمَّ اغْسِلْني فيهِ مِنَ الذُّنُوبِ و طَهِّرْنيِ فيهِ مِنَ العُيُوبِ وَامْتَحِنْ قلبي فيهِ بِتَقْوي القُلُوبِ، يا مُقيلَ عَثَراتِ المُذْنِبين؛ خدايا در اين روز مرا از گناهان پاكيزه گردان و از هر عيب و نقص پاك ساز و دلم را به رتبه دلهاي با تقوا آزمايش كن، اي پذيرنده عذر لغزشهاي گناهكاران.
گناه انسان را آلوده ميكند! آنان كه به مراتب كمال دست يافتهاند و روزگار خود را به ذكر و دعا و معنويت و صفاي باطن گذراندهاند، اعتراف ميكنند كه گناه آدمي را آلوده ميكند؛ آنان اين آلودگي را به چشم ميديدند، از اينرو از آن پرهيز ميكردند و گاه حتي فكر گناه نيز به سر آنان نميزد. زهي اقبال!
در احوال مرحوم سيد مرتضي چنين نقل كردهاند كه وي فرموده بود: هرگز حتي فكر گناه هم به سرم نزده است! اين گفته باعث شگفتي اطرافيان شده بود! از وي پرسيده بودند: آدمي ميتواند گناه نكند اما آيا ميشود كه حتي لحظهاي فكر گناه هم به ذهن او خطور نكند؟ فكر گناه كه هماره با انسان است و شيطان لحظه به لحظه با وسوسههاي تازه و با انگيزههاي واهي، آدمي را به آن تشويق ميكند؟! پس چگونه فكر نكردن به گناه براي انسان ممكن است؟
سيد در پاسخ فرموده بود: باقيمانده غذاها و فضولات هر روزه از آدمي خارج ميشود. آيا كسي از شما هرگز به سمت آن تمايل پيدا كرده است؟ آيا كسي از شما به استفاده دوباره از آن انديشيده است؟ گناه در باور من و به چشم من، حكم همان را دارد، از اينرو هيچگاه به آن تمايل ندارم و حتي به آن نميانديشم!
آري، آنان پليدي گناه را به چشم ميديدند و حس ميكردند. ما نيز از خدا بخواهيم كه از پليدي گناه پاكمان گرداند، چنانكه در دعاي روز بيست و سوم ماه رمضان ميخواهيم.