ياران صادق آفتاب (7)

تبعيد گسترده مدرسين حوزه در سال 1352 نقش بسزايي در بيداري مردم داشت. در آن سال نزديك به بيست و پنج نفر از اعضاي مدرسين حوزه به نقاط مختلف كشور تبعيد شدند. اتهام آنان ايجاد تشنّج و تحريك مردم به شورش و بلوا بود. در اين دوره آقاي آذري قمي به برازجان و نائين، آقاي انصاري شيرازي به كوهدشت و نائين، آقاي جنتي به اسد آباد، آقاي خزعلي به گناوه و دامغان، آقاي خلخالي به انارك و رودبار، آقاي رباني املشي به شوشتر و فردوس، آقاي فاضل لنكراني به بندر لنگه و يزد، آقاي محفوظي به رفسنجان، آقاي مشكيني به ماهان، گلپايگان و كاشمر، آقاي منتظري به طبس، خلخال و سقّز، آقاي مؤمن به شهداد و تويسركان و آقاي يزدي به كنگان و رودبار تبعيد شدند.
با اين همه، مدرسين در سال 1355 – با پايان يافتن مدّت تبعيد – به قم بازگشتند و فعاليت خود را ادامه دادند. مهمترين فعاليت آنان در اين دوره، شركت در يک تشكل فراگير بود. موضوع مجاهدين و نيز دكتر شريعتي از مباحث داغ آن روزگار بود كه اظهارنظرهاي گوناگون اعضاي مدرسين را به همراه داشت. با اينكه همه مدرسين وجود اشكالاتي در افكار و آثار شريعتي را پذيرفته بودند، در ميزان انحرافات و برداشتهاي غلط او اختلاف فراوان داشتند. برخي بر اين باور بودند كه فيالحال بايد حساب مبارزه و مبارزان را از افكار شريعتي جدا و از افكار وي اعلام برائت کرد و به سختي با آن مبارزه كرد. برخي ديگر نيز بر اين باور بودند كه شريعتي فردي انقلابي است و در اين موقعيت نبايد به مبارزه با افكار او برخاست. از افراد شاخص گروه اول آيت الله مصباح يزدي بود و از افراد شاخص گروه دوم آيت الله شهيد بهشتي.
سرانجام مدرسين حوزه در منزل آيت الله حسين نوري همداني گرد هم آمدند تا درباره شريعتي به نتيجه واحدي برسند. در اين جلسه حتي درباره كفر و ارتداد شريعتي نيز بحث شد؛ اما اعضا به اين نتيجه رسيدند كه اعلام كفر يا ارتداد وي درست نيست و به صلاح جامعه و مبارزه نيز نخواهد بود. آنان ديدگاه خود را به آيت الله مصباح – كه در آن جلسه نبود – رساندند و ايشان نيز بر مبارزه جدي خود با عقايد دكتر شريعتي پافشاري كرد.
در اين دوره فعاليت طلاب مدرسه حقاني نيز بسيار چشمگير بود. طلاب اين مدرسه با هوشمندي سياسي فراوان، به آشنا كردن مردم با انگيزههاي مبارزه برضدّ شاه ميپرداختند، كه در گزارشهاي ساواك آثار آن به خوبي پيداست. از اقدامات ديگري كه براي اصلاح برنامههاي حوزه علميه قم در اوايل دهه چهل – مدتي پس از تأسيس مدرسه حقاني – و با همكاري گروهي از فضلا و مدرسين شكل گرفت، دارالتبليغ اسلامي بود. هدف اين مركز، تربيت مبلغ مورد نياز در ايران و كشورهاي ديگر بود و افراد اصلي در شكلگيرياش دستاندركاران مجله «مكتب اسلام» بودند كه آيت الله شريعتمداري، آيت الله سبحاني، مرحوم دواني و آيت الله مكارم شيرازي از اعضاي اصلي و مهم آن به شمار ميآمدند.
آغاز به كار اين مركز، با مخالفت بسياري از روحانيان و مبارزان همراه بود. از جمله آنان امام خميني(ره) بود. به اعتقاد روحانيان و مبارزان، اين مركز نوعي انحراف در مسير مبارزات ايجاد ميكرد. نيز از آنجا كه رژيم به دنبال تأسيس دانشگاه اسلامي و عهدهدار شدن امور حوزههاي علميه بود، خطر دخالت در برنامههاي دارالتبليغ و تبديل آن به آنچه مورد نظر شاه بود، وجود داشت.
اعضاي مدرسين درباره شكلگيري دارالتبليغ دو اعتقاد داشتند: برخي مخالف تأسيس آن بودند و برخي موافق آن. با اينهمه دارالتبليغ تأسيس شد و برخي از مدرسين در طول اين سالها با آن همكاري جدي داشتند.