نگاهي به تلاش هاي علمي و سياسي آيت الله محمد يزدي
رسا، سرويس سياسي ـ آيت الله محمد يزدي با رسيدن به درجه اجتهاد و حضور در جامعه مدرسين حوزه علميه قم نقشي جدي و تأثير گذار در بخش هاي مختلف نظام جمهوري اسلامي ايران داشته است.

به گزارش خبرگزاري رسا به نقل از پايگاه اطلاع رساني جامعه مدرسين حوزه علميه قم متن زندگي نامه آيت الله محمد يزدي، رييس جامعه مدرسين حوزه علميه قم به اين شرح است:
آيت الله محمد يزدي تولد و دوران كودكي:
آيتالله محمد يزدي در سال 1310 هجري شمسي در خانوادهاي متدين و ارادتمند به خاندان پيامبر، چشم به جهان گشود. جدش، مرحوم شيخ محمدعلي، حدود صد سال پيش از يزد به اصفهان هجرت كرد و در مدت زمان كوتاهي، در حوزه علميه اصفهان، به درجات علمي بالايي نائل آمد. مرحوم «آقانجفي» كه در آن دوره، رياست حوزه علميه اصفهان را بر عهده داشت، شيخ محمد علي را مأمور بحث و مناظره با كشيش هاي ارامنه جلفاي اصفهان كرد كه شيخ محمدعلي توانست بر تمامي آنها فائق آيد و از آن پس، «شيخ يزدي» شهرت يافت.
پدر آيتالله محمد يزدي مرحوم «شيخ علي يزدي» نام داشت كه از شاگردان «شيخ عبدالكريم حائري» و از روحانيون معروف اصفهان بود كه امامت جماعت يكي از مساجد اصفهان را برعهده داشت و به حل مشكلات مردم عالم پرور اصفهان ميپرداخت.
از ويژگي هاي او آشنايي با علوم غريبه بود. مادر آيتالله محمد يزدي نيز زني مؤمن از خانواده متدين و دوستدار اهل بيت(ع) بود كه پدرش از مريدان «شيخ يزدي» به شمار ميآمد و ارادت او به «شيخ يزدي» در ازدواج پدر و مادر وي بي تأثير نبوده است.
دوران تحصيل:
آيتالله محمد يزدي تحصيلات خود را ابتدا در محضر پدر و با فراگيري زبان فارسي آغاز كرد و پس از آن، عازم مكتب خانه شد؛ مكتب خانههاي آن روزگار اغلب در مسجد بود و فاقد ميز و صندلي! پس از گذراندن دوره مكتب، براي گذراندن كلاس چهارم آن نظام آموزشي، به نخستين مدرسهاي كه در اصفهان به سبك جديد تأسيس شده بود و يكي از روحانيون كه با پدر او نيز سابقه دوستي داشت، آن را اداره ميكرد، رفت. شش كلاس آن نظام را در آن مدرسه گذرانيد.
تحصيلات حوزه را كه در آغاز نزد پدر آموخته بود، در مدرسه «كاسهگران» اصفهان ادامه داد و سپس به مدرسه «ملا عبدالله» رفت و به تحصيل شرح لمعه مشغول شد. پس از آن به مدرسه صدر آمد و به خواندن «قوانين» پرداخت و در اين ميان، از محضر عالمان بزرگ اصفهان نيز در زمينههاي علمي و معنوي بهره ميبرد.
با تشريف فرمايي حضرت آيتالله بروجردي به قم، شور و بي قراري زائدالوصفي وجود طلبه جوان را فرا گرفت و با اصرار فراوان به پدر، خواستار حضور و تحصيل در حوزه علميه قم شد. پدر، در ابتدا با اين سفر مخالف بود، ولي با واسطه قرار گرفتن يكي از علماي يزد، به سفر فرزند خود رضايت داد. در بدو ورود به قم، در مدرسه فيضيه مستقر شد. در آن زمان، آيتالله بروجردي، از برخي طلاب به سبب آشنايي با ميزان توانايي علمي آنان، امتحان به عمل ميآورد.
وي با شركت در دروس سطح، كتاب هاي رسائل، مكاسب و كفايةالاصول را به خوبي فرا گرفت و در درس خارج علماي بزرگ حوزه، از جمله آيتالله بروجردي(ره) و امام خميني(ره) شركت كرد. تلاش علمي وي در آن سال ها باعث شد تا بتواند از حضرت امام خميني(ره) اجازه نامه اجتهاد دريافت كند. وي در طول آن سال ها و حتي تا هم اكنون، از طريق شهريه، معاش گذرانده است و وضعيت خانوادگي، به ويژه علاقهمندي پدر به تحصيلات حوزوي، استادان بزرگوار حوزه و صبر و بردباري همسر و فرزندان خود را از عوامل مهم رشد علمي و فرهنگي خود ميداند.
استادان و دوستان:
دوران تحصيل آيتالله محمد يزدي سرشار از تحصيل در محضر عالمان بزرگ بوده است. از استادان وي، هنگام تحصيل در اصفهان، ميتوان از آقايان شيخ حسن نجف آبادي، فقيه، سيد محمدعلي ابطحي نام برد كه بخشي از كتب دوره سطح را در خدمتشان فرا گرفت. با ورود به قم به دروس مرحوم آيتالله لاكاني، مرحوم حاج آقا حسين بُدلا و مرحوم زاهدي رفت و رسائل، مكاسب و كفايةالاصول را در محضر آيتالله حاج شيخ مرتضي حائري، آيتالله مرعشي و آيتالله سلطاني فرا گرفت و در درس تفسير علامه طباطبايي نيز حاضر شد.
وي در درس خارج علماي بزرگي همچون آيتالله بروجردي(ره)، آيتالله اراكي، آيتالله شيخ محمدتقي آملي، آيت الله شاهرودي و نيز يك دوره كامل در درس خارج امام خميني(ره) شركت كرد.
از دوستان و معاشران آيتالله يزدي در ايام تحصيل در اصفهان ميتوان از آقايان: فقيه ايماني، مدني، اخوان «ابطحي»، سيد محمدعلي مجلسي و سيد محمدباقر مجلسي نام برد. همچنين وي در نخستين سال هاي طلبگي با آيتالله سيد محمد حسين بهشتي آشنا شد و نظم آن شهيد سعيد را شايان ستايش ميداند. از دوستان وي در زمان تحصيل در قم نيز ميتوان از آقايان محمدي گيلاني، شيخ حسين مظاهري، شيخ محمدتقي مصباح يزدي، سيد علي اكبر موسوي يزدي و حاج شيخ مرتضي تهراني(انصاري) نام برد.
فعاليت هاي علمي و فرهنگي:
زندگي آيتالله يزدي، همواره با تلاش ها و دغدغههاي علمي و فرهنگي همراه بوده است. بخشي از اين تلاش ها در قالب سخنراني ها و تدريس ها تبلور يافته است كه اغلب، اساسيترين مباحث اسلام و تشيع در آن مورد مداقه قرار گرفته است و تا هم اكنون نيز ادامه دارد. بخش ديگر آن نيز در قالب مقالات و كتب مفيدي است كه جوانان و طالبان علم را از معارف والاي مكتب تشيع بهرهمند ميسازد. وي نخستين مقالههاي خود را در نشريه «حكمت» به چاپ رساند. از جمله كتب وي كه در زمان طاغوت به چاپ رسيد، كتاب «گمشده شما» بود كه چاپ آن باعث شد فردي به نام «مردوخ» به بهانه آن تهمت هاي ناروايي را به ساحت تشيع ابراز دارد. اين مسأله باعث شد كه آيتالله يزدي تهمت هاي او را در كتابي با عنوان «پاسخ تهمت هاي مردوخ» پاسخ دهد كه هر دو كتاب گمشده شما و پاسخ به تهمت هاي مردوخ مورد عنايت زعيم عاليقدر شيعه، حضرت امام خميني(ره) قرار گرفت.
آيتالله يزدي در طول دوران مبارزه بر ضد رژيم شاهنشاهي، حتي در زمان تبعيد، دست از نگاشتن در جهت تبيين معارف اسلامي برنداشت و تاكنون، كتاب هاي و مقالات بسياري را به چاپ رسانده است كه به برخي از آنها اشاره ميكنيم:
1ـ مجموعه مقالات انسانشناسي (در مجله حكمت)؛
2ـ بشر و خداشناسي؛
3ـ گمشده شما؛
4ـ پاسخ تهمت هاي مردوخ؛
5ـ حسين بن علي را بهتر بشناسيم؛
6ـ اُسَسُ الايمان في القرآن؛
7ـ نبذٌ من المعارف الاسلاميه؛
8ـ شرح قانون اساسي؛
9ـ مجموعه مقالات در قانون اساسي (در مجله نور علم)؛
10ـ تفسير سورة حمد؛
11ـ الولادة الاصطناعيّه للانسان؛
12ـ حكم التماثيل؛
13ـ من الذي بيده سهم الامام؟
14ـ رسالة في القسامه. (مسائل چهارگانه فوق به ضميمه چند مسأله ديگر در يك مجلد با عنوان تسع رسائل به چاپ رسيده است)؛
15ـ فقه القرآن؛
همچنين وي تقريرات درس آيتالله بروجردي، امام خميني (ره) و آيتالله اراكي را نيز نوشتهاند.
فعاليتهاي سياسي:
زندگي سياسي آيتالله يزدي، با توجه به مبارزه بي امان وي با رژيم شاه و نيز افشاگري هاي فراوان كه به تبعيد و شكنجه منجر ميشد و با نگاه به سابقه مديريت او در دوران پيروزي انقلاب اسلامي، بخشي از تاريخ انقلاب را تشكيل ميدهد و مطالعة آن، فضاي مبارزه و مقاومت را در اذهان دوستداران انقلاب زنده ميسازد.
آيتالله يزدي با ورود به حوزه علميه قم، مبارزه و درس را با هم آغاز مي کند و با شركت در درس امام خميني(ره) و جلساتي عمومي و خصوصي ايشان، توانايي و عزم خود را براي پيگيري جريان هاي سياسي و پيروي از خط مشي امام(ره) اعلام ميدارد. ارتباط وي با امام راحل با حاضر شدن در درس خارج اصول ايشان در مسجد سلماسي و پرسش هاي علمي و سياسي در پايان درس آغاز شد. در آن ايام، در عصرهاي جمعه، بيشتر جوانان به سينما ميرفتند و جو سينماها آكنده از فيلم هاي زشت و مبتذل بود. حضرت امام(ره) با توجه به اين معضل، از علما و طلاب خواسته بودند كه جلساتي را در عصرهاي جمعه برقرار كنند. رساندن اين پيام امام(ره) در برخي از شهرها، به عهده آيتالله يزدي بود. يكي از آن جلسات، جلسه معروف مسجد امام حسن عسگري(ع) واقع در قم بود كه هر يك از علما، ده شب در آنجا به سخنراني ميپرداخت. هنگامي كه نوبت به آيتالله يزدي رسيد، به جاي ده شب، بيست شب آن جلسه را اداره كرد. عنوان بحث هاي وي در آن بيست شب، «انقلاب هاي تاريك و روشن» بودكه امام(ره) نيز يك شب به آن محفل آمد و تا پايان جلسه هم حضور داشت.
سخنراني هاي وي در آن ايام، چنان مؤثر و شور آفرين بود كه باعث شد امام خميني(ره) او را احضار فرمايد و شيشة عطري هديه و براي ايشان دعا نمايد. ويژگي سخنراني هاي آيتالله يزدي اين بود كه در سخنراني خود ضمن بيان مكتب و روش اهل بيت و نيز خط مشي دشمنان آنها، واقعيات مبارزه و مصداق هاي كنوني دشمني با اهل بيت را بيان ميكرد؛ مثلاً در باره نهضت امام حسين(ع) سخن ميگفت و بدي و پليدي يزيد و پيروانش را به مردم گوشزد ميكرد. سپس حسينيان زمان و يزيديان اين دوره را با ويژگي هاي آنها و با انطباق با صدر اسلام بيان ميکرد. كتاب «حسين بن علي را بهتر بشناسيم» حاصل اين سخنراني ها بود كه چند بار، ساواك آن را از بازار جمعآوري كرد.
ساواك كه اين گونه افشاگري ها را برنميتافت، آيتالله يزدي را بارها دستگير و ممنوع المنبر كرد؛ از جمله دستگيري بعد از 21 رمضان در مسجد جامع قم و پس از سخنراني در منزل آيتالله گلپايگاني را ميتوان نام برد. ساواك بارها وي را تبعيد كرد كه طولانيترين آنها پس از بندر لنگه و بوشهر، رودبار بود؛ اما آيتالله يزدي در دوره تبعيد نيز دست از مبارزه برنميداشت و بارها به طور مخفيانه به تهران و قم ميآمد و در جريان امور قرار ميگرفت و اعلاميههاي امام را براي مردم و علماي شهرها ميبرد. وي در قم و تهران جلساتي را به صورت مخفي تشكيل ميداد و با افراد و جريان هاي گوناگون به تبادل نظر ميپرداخت كه به جلسات زيرزميني شهرت يافته بود.
از ديگر فعاليت هايي كه در كارنامه سياسي آيتالله يزدي ميدرخشد، پناه دادن به آن دسته از سربازان فراري بود كه پس از دستور امام خميني(ره) و پيش از پيروزي انقلاب، از ارتش گريخته و به مردم پيوسته بودند. منزل او در آستانه پيروزي انقلاب مركز تلاش ها و نيز حل و فصل بسياري از امور جريان هاي انقلاب بود. همان منزلي كه امام راحل پس از پيروزي انقلاب و مراجعت به قم، در آن ساكن شدند.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، در اولين سخنراني امام(ره) در فيضيه كه شور و شوق فراوان و كثرت جمعيت مانع از انجام اين سخنراني بود، حضرت امام خميني (ره) به وي دستور ميفرمايند براي آرام كردن مردم ايراد سخن كند و او نيز امر امام راحل را اطاعت نمود كه خاطره آن در اذهان حاضران در آن روز بزرگ باقي مانده است.
جامعه مدرسين حوزه علميه قم از مراكز بسيار مهمي بود كه در زمان رژيم طاغوت، خدمات شاياني را به مبارزات ملت ايران براي دست يابي به انقلاب اسلامي انجام داده است. آيتالله محمد يزدي، از آغازين روزهاي تأسيس اين مركز، با آن همكاري داشته است و اين همكاري تاكنون نيز ادامه دارد. وي خود در باره جامعه مدرسين ميگويد: «جامعه مدرسين حوزه علميه قم در شمار مراكزي بود كه بي آنكه تبليغات هنگفتي براي اثبات ارزش و اعتبار خود بنمايد، توانست احترام توده مردم را نسبت به خود جلب كند. مردم اعضاي جامعه را افرادي متدين و فاضل يافته بودند و عميقاً به اين باور رسيده بودند كه اينان كساني نيستند كه براي قصد و غرض دنيوي كاري انجام داده و سخني بگويند و جز براي خير و انجام وظيفه ديني و الهي خودكاري نميكنند».
آيتالله محمد يزدي، پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز همواره در خدمت نظام و بازوي تواناي امام و رهبري بود. وي در مسؤوليت هاي بسيار مهمي ايفاي نقش نمود كه برخي از آنها بدين شرح است:
1ـ رياست دادگاه انقلاب اسلامي قم؛
2ـ رياست دفتر امام(ره) در قم ؛
3ـ نمايندگي مجلس خبرگان قانون اساسي؛
4ـ نمايندگي مجلس شوراي اسلامي در دو دوره متوالي (دوره اول از قم و دوره دوم از تهران)؛
5ـ نائب رئيس مجلس شوراي اسلامي؛
6ـ عضويت در شوراي نگهبان پس از استعفاي آيةالله صافي گلپايگاني؛
7ـ عضويت در شوراي بازنگري قانوني اساسي؛
8ـ رياست قوه قضائيه با حكم مقام معظم رهبري در دو دورة پنج ساله؛
9ـ نمايندگي رؤساي سه قوه در هيأت سه نفره حل اختلاف بين مرحوم رجايي و بنيصدر؛
10ـ نمايندگي مجلس خبرگان رهبري؛
11ـ نائب رييس و قائم مقام اجرائي جامعه مدرسين حوزه علميه قم.
آيتالله محمد يزدي در سال 1310 هجري شمسي در خانوادهاي متدين و ارادتمند به خاندان پيامبر، چشم به جهان گشود. جدش، مرحوم شيخ محمدعلي، حدود صد سال پيش از يزد به اصفهان هجرت كرد و در مدت زمان كوتاهي، در حوزه علميه اصفهان، به درجات علمي بالايي نائل آمد. مرحوم «آقانجفي» كه در آن دوره، رياست حوزه علميه اصفهان را بر عهده داشت، شيخ محمد علي را مأمور بحث و مناظره با كشيش هاي ارامنه جلفاي اصفهان كرد كه شيخ محمدعلي توانست بر تمامي آنها فائق آيد و از آن پس، «شيخ يزدي» شهرت يافت.
پدر آيتالله محمد يزدي مرحوم «شيخ علي يزدي» نام داشت كه از شاگردان «شيخ عبدالكريم حائري» و از روحانيون معروف اصفهان بود كه امامت جماعت يكي از مساجد اصفهان را برعهده داشت و به حل مشكلات مردم عالم پرور اصفهان ميپرداخت.
از ويژگي هاي او آشنايي با علوم غريبه بود. مادر آيتالله محمد يزدي نيز زني مؤمن از خانواده متدين و دوستدار اهل بيت(ع) بود كه پدرش از مريدان «شيخ يزدي» به شمار ميآمد و ارادت او به «شيخ يزدي» در ازدواج پدر و مادر وي بي تأثير نبوده است.
دوران تحصيل:
آيتالله محمد يزدي تحصيلات خود را ابتدا در محضر پدر و با فراگيري زبان فارسي آغاز كرد و پس از آن، عازم مكتب خانه شد؛ مكتب خانههاي آن روزگار اغلب در مسجد بود و فاقد ميز و صندلي! پس از گذراندن دوره مكتب، براي گذراندن كلاس چهارم آن نظام آموزشي، به نخستين مدرسهاي كه در اصفهان به سبك جديد تأسيس شده بود و يكي از روحانيون كه با پدر او نيز سابقه دوستي داشت، آن را اداره ميكرد، رفت. شش كلاس آن نظام را در آن مدرسه گذرانيد.
تحصيلات حوزه را كه در آغاز نزد پدر آموخته بود، در مدرسه «كاسهگران» اصفهان ادامه داد و سپس به مدرسه «ملا عبدالله» رفت و به تحصيل شرح لمعه مشغول شد. پس از آن به مدرسه صدر آمد و به خواندن «قوانين» پرداخت و در اين ميان، از محضر عالمان بزرگ اصفهان نيز در زمينههاي علمي و معنوي بهره ميبرد.
با تشريف فرمايي حضرت آيتالله بروجردي به قم، شور و بي قراري زائدالوصفي وجود طلبه جوان را فرا گرفت و با اصرار فراوان به پدر، خواستار حضور و تحصيل در حوزه علميه قم شد. پدر، در ابتدا با اين سفر مخالف بود، ولي با واسطه قرار گرفتن يكي از علماي يزد، به سفر فرزند خود رضايت داد. در بدو ورود به قم، در مدرسه فيضيه مستقر شد. در آن زمان، آيتالله بروجردي، از برخي طلاب به سبب آشنايي با ميزان توانايي علمي آنان، امتحان به عمل ميآورد.
وي با شركت در دروس سطح، كتاب هاي رسائل، مكاسب و كفايةالاصول را به خوبي فرا گرفت و در درس خارج علماي بزرگ حوزه، از جمله آيتالله بروجردي(ره) و امام خميني(ره) شركت كرد. تلاش علمي وي در آن سال ها باعث شد تا بتواند از حضرت امام خميني(ره) اجازه نامه اجتهاد دريافت كند. وي در طول آن سال ها و حتي تا هم اكنون، از طريق شهريه، معاش گذرانده است و وضعيت خانوادگي، به ويژه علاقهمندي پدر به تحصيلات حوزوي، استادان بزرگوار حوزه و صبر و بردباري همسر و فرزندان خود را از عوامل مهم رشد علمي و فرهنگي خود ميداند.
استادان و دوستان:
دوران تحصيل آيتالله محمد يزدي سرشار از تحصيل در محضر عالمان بزرگ بوده است. از استادان وي، هنگام تحصيل در اصفهان، ميتوان از آقايان شيخ حسن نجف آبادي، فقيه، سيد محمدعلي ابطحي نام برد كه بخشي از كتب دوره سطح را در خدمتشان فرا گرفت. با ورود به قم به دروس مرحوم آيتالله لاكاني، مرحوم حاج آقا حسين بُدلا و مرحوم زاهدي رفت و رسائل، مكاسب و كفايةالاصول را در محضر آيتالله حاج شيخ مرتضي حائري، آيتالله مرعشي و آيتالله سلطاني فرا گرفت و در درس تفسير علامه طباطبايي نيز حاضر شد.
وي در درس خارج علماي بزرگي همچون آيتالله بروجردي(ره)، آيتالله اراكي، آيتالله شيخ محمدتقي آملي، آيت الله شاهرودي و نيز يك دوره كامل در درس خارج امام خميني(ره) شركت كرد.
از دوستان و معاشران آيتالله يزدي در ايام تحصيل در اصفهان ميتوان از آقايان: فقيه ايماني، مدني، اخوان «ابطحي»، سيد محمدعلي مجلسي و سيد محمدباقر مجلسي نام برد. همچنين وي در نخستين سال هاي طلبگي با آيتالله سيد محمد حسين بهشتي آشنا شد و نظم آن شهيد سعيد را شايان ستايش ميداند. از دوستان وي در زمان تحصيل در قم نيز ميتوان از آقايان محمدي گيلاني، شيخ حسين مظاهري، شيخ محمدتقي مصباح يزدي، سيد علي اكبر موسوي يزدي و حاج شيخ مرتضي تهراني(انصاري) نام برد.
فعاليت هاي علمي و فرهنگي:
زندگي آيتالله يزدي، همواره با تلاش ها و دغدغههاي علمي و فرهنگي همراه بوده است. بخشي از اين تلاش ها در قالب سخنراني ها و تدريس ها تبلور يافته است كه اغلب، اساسيترين مباحث اسلام و تشيع در آن مورد مداقه قرار گرفته است و تا هم اكنون نيز ادامه دارد. بخش ديگر آن نيز در قالب مقالات و كتب مفيدي است كه جوانان و طالبان علم را از معارف والاي مكتب تشيع بهرهمند ميسازد. وي نخستين مقالههاي خود را در نشريه «حكمت» به چاپ رساند. از جمله كتب وي كه در زمان طاغوت به چاپ رسيد، كتاب «گمشده شما» بود كه چاپ آن باعث شد فردي به نام «مردوخ» به بهانه آن تهمت هاي ناروايي را به ساحت تشيع ابراز دارد. اين مسأله باعث شد كه آيتالله يزدي تهمت هاي او را در كتابي با عنوان «پاسخ تهمت هاي مردوخ» پاسخ دهد كه هر دو كتاب گمشده شما و پاسخ به تهمت هاي مردوخ مورد عنايت زعيم عاليقدر شيعه، حضرت امام خميني(ره) قرار گرفت.
آيتالله يزدي در طول دوران مبارزه بر ضد رژيم شاهنشاهي، حتي در زمان تبعيد، دست از نگاشتن در جهت تبيين معارف اسلامي برنداشت و تاكنون، كتاب هاي و مقالات بسياري را به چاپ رسانده است كه به برخي از آنها اشاره ميكنيم:
1ـ مجموعه مقالات انسانشناسي (در مجله حكمت)؛
2ـ بشر و خداشناسي؛
3ـ گمشده شما؛
4ـ پاسخ تهمت هاي مردوخ؛
5ـ حسين بن علي را بهتر بشناسيم؛
6ـ اُسَسُ الايمان في القرآن؛
7ـ نبذٌ من المعارف الاسلاميه؛
8ـ شرح قانون اساسي؛
9ـ مجموعه مقالات در قانون اساسي (در مجله نور علم)؛
10ـ تفسير سورة حمد؛
11ـ الولادة الاصطناعيّه للانسان؛
12ـ حكم التماثيل؛
13ـ من الذي بيده سهم الامام؟
14ـ رسالة في القسامه. (مسائل چهارگانه فوق به ضميمه چند مسأله ديگر در يك مجلد با عنوان تسع رسائل به چاپ رسيده است)؛
15ـ فقه القرآن؛
همچنين وي تقريرات درس آيتالله بروجردي، امام خميني (ره) و آيتالله اراكي را نيز نوشتهاند.
فعاليتهاي سياسي:
زندگي سياسي آيتالله يزدي، با توجه به مبارزه بي امان وي با رژيم شاه و نيز افشاگري هاي فراوان كه به تبعيد و شكنجه منجر ميشد و با نگاه به سابقه مديريت او در دوران پيروزي انقلاب اسلامي، بخشي از تاريخ انقلاب را تشكيل ميدهد و مطالعة آن، فضاي مبارزه و مقاومت را در اذهان دوستداران انقلاب زنده ميسازد.
آيتالله يزدي با ورود به حوزه علميه قم، مبارزه و درس را با هم آغاز مي کند و با شركت در درس امام خميني(ره) و جلساتي عمومي و خصوصي ايشان، توانايي و عزم خود را براي پيگيري جريان هاي سياسي و پيروي از خط مشي امام(ره) اعلام ميدارد. ارتباط وي با امام راحل با حاضر شدن در درس خارج اصول ايشان در مسجد سلماسي و پرسش هاي علمي و سياسي در پايان درس آغاز شد. در آن ايام، در عصرهاي جمعه، بيشتر جوانان به سينما ميرفتند و جو سينماها آكنده از فيلم هاي زشت و مبتذل بود. حضرت امام(ره) با توجه به اين معضل، از علما و طلاب خواسته بودند كه جلساتي را در عصرهاي جمعه برقرار كنند. رساندن اين پيام امام(ره) در برخي از شهرها، به عهده آيتالله يزدي بود. يكي از آن جلسات، جلسه معروف مسجد امام حسن عسگري(ع) واقع در قم بود كه هر يك از علما، ده شب در آنجا به سخنراني ميپرداخت. هنگامي كه نوبت به آيتالله يزدي رسيد، به جاي ده شب، بيست شب آن جلسه را اداره كرد. عنوان بحث هاي وي در آن بيست شب، «انقلاب هاي تاريك و روشن» بودكه امام(ره) نيز يك شب به آن محفل آمد و تا پايان جلسه هم حضور داشت.
سخنراني هاي وي در آن ايام، چنان مؤثر و شور آفرين بود كه باعث شد امام خميني(ره) او را احضار فرمايد و شيشة عطري هديه و براي ايشان دعا نمايد. ويژگي سخنراني هاي آيتالله يزدي اين بود كه در سخنراني خود ضمن بيان مكتب و روش اهل بيت و نيز خط مشي دشمنان آنها، واقعيات مبارزه و مصداق هاي كنوني دشمني با اهل بيت را بيان ميكرد؛ مثلاً در باره نهضت امام حسين(ع) سخن ميگفت و بدي و پليدي يزيد و پيروانش را به مردم گوشزد ميكرد. سپس حسينيان زمان و يزيديان اين دوره را با ويژگي هاي آنها و با انطباق با صدر اسلام بيان ميکرد. كتاب «حسين بن علي را بهتر بشناسيم» حاصل اين سخنراني ها بود كه چند بار، ساواك آن را از بازار جمعآوري كرد.
ساواك كه اين گونه افشاگري ها را برنميتافت، آيتالله يزدي را بارها دستگير و ممنوع المنبر كرد؛ از جمله دستگيري بعد از 21 رمضان در مسجد جامع قم و پس از سخنراني در منزل آيتالله گلپايگاني را ميتوان نام برد. ساواك بارها وي را تبعيد كرد كه طولانيترين آنها پس از بندر لنگه و بوشهر، رودبار بود؛ اما آيتالله يزدي در دوره تبعيد نيز دست از مبارزه برنميداشت و بارها به طور مخفيانه به تهران و قم ميآمد و در جريان امور قرار ميگرفت و اعلاميههاي امام را براي مردم و علماي شهرها ميبرد. وي در قم و تهران جلساتي را به صورت مخفي تشكيل ميداد و با افراد و جريان هاي گوناگون به تبادل نظر ميپرداخت كه به جلسات زيرزميني شهرت يافته بود.
از ديگر فعاليت هايي كه در كارنامه سياسي آيتالله يزدي ميدرخشد، پناه دادن به آن دسته از سربازان فراري بود كه پس از دستور امام خميني(ره) و پيش از پيروزي انقلاب، از ارتش گريخته و به مردم پيوسته بودند. منزل او در آستانه پيروزي انقلاب مركز تلاش ها و نيز حل و فصل بسياري از امور جريان هاي انقلاب بود. همان منزلي كه امام راحل پس از پيروزي انقلاب و مراجعت به قم، در آن ساكن شدند.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، در اولين سخنراني امام(ره) در فيضيه كه شور و شوق فراوان و كثرت جمعيت مانع از انجام اين سخنراني بود، حضرت امام خميني (ره) به وي دستور ميفرمايند براي آرام كردن مردم ايراد سخن كند و او نيز امر امام راحل را اطاعت نمود كه خاطره آن در اذهان حاضران در آن روز بزرگ باقي مانده است.
جامعه مدرسين حوزه علميه قم از مراكز بسيار مهمي بود كه در زمان رژيم طاغوت، خدمات شاياني را به مبارزات ملت ايران براي دست يابي به انقلاب اسلامي انجام داده است. آيتالله محمد يزدي، از آغازين روزهاي تأسيس اين مركز، با آن همكاري داشته است و اين همكاري تاكنون نيز ادامه دارد. وي خود در باره جامعه مدرسين ميگويد: «جامعه مدرسين حوزه علميه قم در شمار مراكزي بود كه بي آنكه تبليغات هنگفتي براي اثبات ارزش و اعتبار خود بنمايد، توانست احترام توده مردم را نسبت به خود جلب كند. مردم اعضاي جامعه را افرادي متدين و فاضل يافته بودند و عميقاً به اين باور رسيده بودند كه اينان كساني نيستند كه براي قصد و غرض دنيوي كاري انجام داده و سخني بگويند و جز براي خير و انجام وظيفه ديني و الهي خودكاري نميكنند».
آيتالله محمد يزدي، پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز همواره در خدمت نظام و بازوي تواناي امام و رهبري بود. وي در مسؤوليت هاي بسيار مهمي ايفاي نقش نمود كه برخي از آنها بدين شرح است:
1ـ رياست دادگاه انقلاب اسلامي قم؛
2ـ رياست دفتر امام(ره) در قم ؛
3ـ نمايندگي مجلس خبرگان قانون اساسي؛
4ـ نمايندگي مجلس شوراي اسلامي در دو دوره متوالي (دوره اول از قم و دوره دوم از تهران)؛
5ـ نائب رئيس مجلس شوراي اسلامي؛
6ـ عضويت در شوراي نگهبان پس از استعفاي آيةالله صافي گلپايگاني؛
7ـ عضويت در شوراي بازنگري قانوني اساسي؛
8ـ رياست قوه قضائيه با حكم مقام معظم رهبري در دو دورة پنج ساله؛
9ـ نمايندگي رؤساي سه قوه در هيأت سه نفره حل اختلاف بين مرحوم رجايي و بنيصدر؛
10ـ نمايندگي مجلس خبرگان رهبري؛
11ـ نائب رييس و قائم مقام اجرائي جامعه مدرسين حوزه علميه قم.
ارسال نظرات