ياران صادق آفتاب (8)

فصل چهارم كتاب، «گسترش نهضت و سقوط رژيم» نام دارد كه به حوادث آبان 1356 تا بهمن 1357، يعني هنگام پيروزي انقلاب اسلامي ويژه شده است. در اول آبان ماه 1356، فرزند برومند امام، حاج آقا مصطفي، به طور مشكوكي در شهر نجف از دنيا رفت. با ارتحال مشكوك فرزند امام، موج پيامهاي تسليت، روانبه بيت امام (ره) شد و مجالس بزرگداشت بسياري برگزار گرديد. اين محافل، بهانهاي براي گرد آمدن مردم و سخن درباره نهضت بود. مردم در اين محافل، هنگام بردن نام امام خميني (ره)، صلوات ميفرستادند و اين صلوات، به نوعي اعلام وفاداري به امام و آمادگي براي مبارزه بود. اين برنامه تا آنجا ادامه يافت كه در چهلم فرزند برومند امام (ره)، قطعنامه 13 مادهاي قرائت شد كه اعضاي مدرسين طي آن، بازگشت سريع امام خميني (ره)، آزادي زندانيان سياسي، بازگرداندن مدرسه فيضيه كه پيشتر در سال 54 تصرف شده بود و ... را خواستار شده بودند.
اين مسأله، به تبعيد ديگر بار برخي اعضاي مدرسين منجر شد. از اين رو، برخي از اعضا به سمت شهرهاي گوناگون روانه شدند و تا مدتي پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، در تبعيد به سر ميبردند.
از ديگر مسائل مهم آن روزها، توهين روزنامه اطلاعات به امام بود. مدرسين با مطلع شدن از مفاد مقاله روزنامه اطلاعات گردهم آمدند تا با هماهنگي با علما و مراجع تقليد، به اعتراض، دروس حوزه را در 18 دي تعطيل اعلام كنند. در صبح هجدهم دي، طلاب تعرضي با راهپيمايي به سمت منازل آيت الله گلپايگاني و آيت الله شريعتمداري، از سخنان حمايتآميز ايشان بهرهمند شدند. بعدازظهر نيز راهپيمايي به سمت حسينيه آيت الله مرعشي نجفي (ره) بود. نيز به دلايلي علاوه بر روز هجدهم، روز نوزدهم دي نيز تعطيل اعلام شد. طلاب در اين روز نيز به سمت منزل برخي از علما راهپيمايي كردند؛ از جمله راهپيمايي مردم و طلاب به سمت منزل آيت الله نوري همداني، آيت الله نوري همداني در طي سخناني، ماهيت شاه و ايادي وي را افشا كرد. سخنراني ايشان ساعت 4 بعدازظهر تمام شد و جمعيت به سمت حرم مطهر و رفتن به منزل آيت الله مشكيني بود كه فاجعه 19 دي اتفاق افتاد؛ مأمورين رژيم به سمت مردم هجوم بردند و درگيري تا غروب ادامه يافت. بسياري از مردم شهيد شدند و تعداد فراواني مجروح گرديدند. مدرسين پس از حادثه نوزدهم دي، تشكيل جلسه دادند و ابعاد اين واقعه را بررسي كردند. آنان با صدور اعلاميهاي اين حادثه را محكوم كردند.
همچنين پس از اين واقعه، تعدادي از مدرسين، به طور فردي اعلاميه صادر كردند يا به سخنراني پرداختند كه از جمله آنها اعلاميه آيت الله گرامي و سخنراني آيت الله يزدي بود. در 21 دي نيز طبق نظر كميسيون امنيت قم، برخي از اعضاي مدرسين تبعيد شدند. اين تبعيدها از دو جهت اهميت داشت؛ نخست اينكه ماهيت استبدادي رژيم را نمايانتر ميكرد و ديگر آنكه به فعاليتهاي سياسي افراد تبعيد شده در شهرهاي محل تبعيد كمك ميكرد. در چهلم شهداي 19 دي، محافل ويژهاي در شهرهاي مختلف برگزار شد كه نقش مهمي در شتابدهي به نهضت داشت. از جمله تبريز، اين مراسم به درگيري با مأمورين انجاميد كه بسياري از مردم شهيد يا مجروح شدند. اين مسأله موج اعتراضات را در پي داشت و مدرسين طي اعلاميهاي، كشتار مردم مظلوم تبريز را محكوم كردند. با نزديك شدن عيد نوروز، روحانيون و مدرسان از مردم خواستند مراسم عيد را برگزار نكنند. چهلم شهداي تبريز نيز به قيام يزد و كشتار مردم در آن منجر شد و باز اعلاميه مدرسين حوزه، اين عمل رژيم را محكوم ميكرد و مردم را به مبارزه دعوت مينمود.