توليد علم

پس از طرح موضوع توليد علم از سوي مقام معظم رهبري، كنشها و واكنشهاي متفاوتي را در اينباره شاهد بودهايم.
برخي سخنان، كه در تأييد يا ردّ اين مهم ايراد ميشود، شايد از سر ندانستن اهميت موضوع يا نشناختن آن باشد.
براي اظهار نظر در حوزههاي علوم انساني، بايسته است پيش از ورود، موضع و نسبت گوينده با كليت موضوع، مشخص شود تا ضمن شفافسازي و روشن بودن هدف، از هرگونه پيشداوري و سوء تفاهم، پيشگيري شود.
اكنون در اين نوشتار كوتاه، برآنيم تعريف سلبي و ايجابي توليد علم را بيان كنيم و شناختي از كليت آن به دست آوريم.
الف) توليد علم چه چيزهايي نميتواند باشد؛
تحريف در دين، تفسير بهرأي، التقاط، خرافات، همگرايي دين با علم، همسويي با مجامع استكباري دنيا، همنوايي با خودباختگان، تأييد انديشههاي بيپايه ديني و غير ديني، خرسند كننده دشمنان دين، انقلاب و ارزشها، نظريهپردازياي كه نظر ديگران را جلب كند و خدا و حضرات معصومين(ع) و مردم دينمدار را خشمگين سازد، ريشهكني مباني ديني، سست كردن عقايد مردم، ارائه نظري كه با اجماع علما (عامه و خاصه) تناقض داشته باشد، تأييد برخي نظريههاي نادري كه مبناي ديني ندارد، جلب نظر توده كه دنبال منافع خود هستند، خرسند كردن يك صنف، جنس و گروه خاص، خيالپردازي و توهم پروري، فقه ايستا و ارتجاعي.
آنچه كه از نبايدها گفته آمد، در واقع شرح مصيبتي بود كه از خوانش كارنامه رفتار و گفتار عدهاي به دست ميآيد. اين فاجعهها نه تنها نبايدهاي ذهني و مكتوب، كه اتفاقهاي ناخوشايند امروز ما هستند و به نام توليد علم ارائه و خورانده ميشوند.
برخي فرهيختگان گذشته، انديشمندان سابقهدار، منتسبين به علما، بزرگعدهاي بيمايه و بيپايه از نظر ديني و علمي، جمعي كه در گذشته از مدافعين انديشههاي ديني بودند، گروهي كه براي تحقق انقلاب چه سختيها كشيدند، آنانكه سابقه فعاليتهاي اجرايي ـ فرهنگي زياد داشتند و اكنون خسته و ورشكسته از كار و موقعيت، محروم و مطرود حوزه و حوزويان شدهاند، چهره واقعي خود را نمايان كردهاند، نفاق و كفر خويش را بروز دادهاند، عقدههاي خود را با اين شيوه ميگشايند و حرفهاي فرعونها، ابوسفيانها، طلحهها، زبيرها، عمرو عاصها را تكرار ميكنند.
با نگاه به معارف والا و مستحكم قرآن و سنت، بايد به اين طيف گفت: عرصه سيمرغيِ معارف دين جولانگه شما نيست و حفظ آبرو در كم كردن زحمت نهفته است.
البته مردم بيدار و هوشيار و آگاهند و حرفهاي بيپايه و اساس را به نام «توليد علم» نخواهند پذيرفت؛ پس به خود آييد و موجسواري نكنيد.
ب) توليد علم چه چيزهايي ميتوتند باشد؛
پويش ژرف در ميراث كهن علوم اسلامي، پژوهش بنيادين در عرصههاي نيازمندي اجتماعي، كندوكاو عميق، علمي، ديني و واقعي در نظريات اساطين فنّ، تحقيق در منابع ناب براي دستيابي به مسائل نوپيدا، بهرهگيري از نظريات اساتيد ذوفنون در پهنههاي گوناگون، بهرهوري از دست نوشتههاي كهن اساتيد مبتكر درعرصههاي علوم مختلف، بهرهمندي از نسخ خطي كتابخانههاي مهم داخل و خارج در پيوند توليد علم نوين، سودمندي از اصول عقلي، وجداني و فطري در ايجاد ارتباط علوم ، دستيابي به فقه پويا، واقعگرايي، حقيقتجويي و همگرايي علم با دين و در يك كلام ، پيوند علوم براي دستيابي به نظريه جديد علمي.
اين مهم شرايطي دارد و توليدگران اين عرصه نيز شرايطي:
افرادي ميتوانند از توليد كنندگان علم باشند كه در آن علم صاحبنظر باشند. در علوم ديگر نيز صاحب انديشه باشند. سالها به تعليم و تعلّم و تحقيق اشتغال داشته باشند. در منظر اساتيد فن داراي سابقه قوي باشند. از حركات و گفتارهايي كه از كاستيهاي علمي، اخلاقي، معنوي و اجتماعي ناشي ميشود، مصونيت داشته باشند. صيانت نفس داشته باشند. حافظ دين خدا، مخالف هواي نفس و فرمانبردار فرمانهاي خداوند متعال باشند و خودباخته و درپي تأمين نظر دنيا نباشند.