چگونگی الگو گرفتن از حضرت زهرا
چگونگی الگو گرفتن از حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ : تفکیک میان قالب و محتواى سیره ها*
اسوه پذیرى از معصومان علیهم السلام به دو صورت مى تواند صورت پذیرد: مستقیم و غیرمستقیم.
الگوپذیرى مستقیم آن است که گفتار و کردار آن بزرگواران را عیناً برنامه و راه و رسم زندگانى خویش قرار دهیم. در بسیارى از موارد گفتارى خاص یا رفتارى مشخص از ایشان با همان شکل و قالب رفتارى مى تواند اسوه و الگوى ما قرار گیرد. براى نمونه مى شنویم که حضرت فاطمه ى زهرا علیهاالسلام در پى هر نماز واجب ذکر مخصوصى داشتند (34 مرتبه الله اکبر، 33 مرتبه الحمدلله، 33 مرتبه سبحان الله)؛ ذکرى که دستور آن را به عنوان هدیه اى عظیم از پدر بزرگوارشان دریافت کرده بودند[1] و همواره بر آن مداومت مى ورزیدند و به شیعیان خویش نیز توصیه مى فرموند؛ از این روى ما نیز به آن حضرت اقتدا مى نماییم و همان ذکر را با همان ترتیب بعد از هر نماز واجب به عنوان بافضیلت ترین تعقیبات نماز مى گوییم. چنین اقتدایى به آن بزرگوار، اسوه پذیرى مستقیم خواهد بود.
الگوپذیرى مستقیم آن است که گفتار و کردار آن بزرگواران را عیناً برنامه و راه و رسم زندگانى خویش قرار دهیم. در بسیارى از موارد گفتارى خاص یا رفتارى مشخص از ایشان با همان شکل و قالب رفتارى مى تواند اسوه و الگوى ما قرار گیرد. براى نمونه مى شنویم که حضرت فاطمه ى زهرا علیهاالسلام در پى هر نماز واجب ذکر مخصوصى داشتند (34 مرتبه الله اکبر، 33 مرتبه الحمدلله، 33 مرتبه سبحان الله)؛ ذکرى که دستور آن را به عنوان هدیه اى عظیم از پدر بزرگوارشان دریافت کرده بودند[1] و همواره بر آن مداومت مى ورزیدند و به شیعیان خویش نیز توصیه مى فرموند؛ از این روى ما نیز به آن حضرت اقتدا مى نماییم و همان ذکر را با همان ترتیب بعد از هر نماز واجب به عنوان بافضیلت ترین تعقیبات نماز مى گوییم. چنین اقتدایى به آن بزرگوار، اسوه پذیرى مستقیم خواهد بود.
اما الگوپذیرى غیرمستقیم آن است که روح و حقیقت گفتار یا کردار آن اسوه هاى الهى را درک نماییم و با تحلیل و استنباط از سیره ى علمى و عملى آن بزرگواران، وظیفه ى خویش را در همه ى ابعاد زندگى(فردى، اجتماعى، فرهنگى، سیاسى، اقتصادى و...)دریابیم.
بسیارى از شکل ها و قالب هاى رفتارى اسوه ها، ویژه ى همان عصر و زمان خودشان بوده است؛ از این روى منظور از اسوه پذیرى از آن رفتارها این نیست که همان قالب و شکل رفتارى خاص را اقتباس و تقلید کنیم؛ بلکه مطلوب و مقصود این است که روح و محتواى آن سیره ى رفتارى را درک نماییم و آن را در شکل ها و کالبدهایى نوین، طبق اقتضاى شرایط زمانى و مکانى خویش بدمیم.
براى نمونه در روایات مى بینیم که فاطمه ى زهرا و على مرتضى ـ علیهما السلام ـ در یک چهار دیوارى کوچک و گلین زندگى مى کنند، از یک پوست گوسفند، هم براى علف خورِ گوسفندنشان و هم براى رواندازشان استفاده مى کنند. زهرا ـ علیهاالسلام ـ چادرى از لیف خرما مى بافد و از آن استفاده مى کند و... قالب و شکل این گونه رفتارها به هیچ وجه در عصر حاضر، قابل تأسى نمى باشد؛ اما آنچه ارزشمند و قابل تأسى است، «حقیقت»، «محتوا» و «روح» این رفتارهاست. اسوه پذیران حقیقى، آنانند که روح این رفتارها را درک و اقتباس نمایند و در کالبد زندگانى خویش بدمانند: روح بى اعتنایى به دنیا و حقیر شماردن مظاهر فریبنده ى آن، روح پارسایى و رستگى از حب دنیا، روح ساده زیستى و پرهیز شدید از تجمل گرایى.
وقتى مى بینیم حضرت صدیقه ى طاهره علیهاالسلام آرد مورد نیاز خانواده را هر روز با دستاس (آسیاى سنگى دستى) تهیه مى فرمایند و از شدت کار با آسیاى سنگى، دست لطیفشان آزرده و مجروح مى گردد، پیام و محتواى این عمل؛ ارزش خانه دارى، تلاش براى تولید و خودکفایى، کمک به همسر، تدبیر امور منزل و... مى باشد؛ در حالى که شکل این رفتار (استفاده از دستاس) هیچ خصوصیتى ندارد و اگر به شیوه و قالبى دیگر به تولید، خودکفایى و اقتصاد خانواده کمک شود، چیزى از ارزش و محتواى اسوه پذیرى نمى کاهد. در قیام سیاسى- فرهنگى حضرت زهرا ـ علیهاالسلام ـ و در جریان محاکمه و رسوا سازى عاملان گمراهى مردم را با خطبه اى در اوج فصاحت و بلاغت، نیز آنچه بیشتر قابل اقتدا مى باشد، روح و پیام این سیره ى رفتارى است: ضرورت دفاع از حق، اهمیت دفاع از حریم ولایت، مقابله با توطئه هاى فرهنگى- سیاسى منافقان داخلى، رسواسازى عاملان ضلالت و گمراهى، شناساندن حقایق و معارف الهى و... این روج جان فزا مى تواند در مسجد یا در محیط هاى دیگرى چون دانشگاه ها، راهپیمایى ها، اجتماعات عمومى رسانه هاى گروهى، خطابه ها، خطبه هاى نماز جمعه و... در قالب ها و شکل هایى نوین دمیده شود.
بسیارى از شکل ها و قالب هاى رفتارى اسوه ها، ویژه ى همان عصر و زمان خودشان بوده است؛ از این روى منظور از اسوه پذیرى از آن رفتارها این نیست که همان قالب و شکل رفتارى خاص را اقتباس و تقلید کنیم؛ بلکه مطلوب و مقصود این است که روح و محتواى آن سیره ى رفتارى را درک نماییم و آن را در شکل ها و کالبدهایى نوین، طبق اقتضاى شرایط زمانى و مکانى خویش بدمیم.
براى نمونه در روایات مى بینیم که فاطمه ى زهرا و على مرتضى ـ علیهما السلام ـ در یک چهار دیوارى کوچک و گلین زندگى مى کنند، از یک پوست گوسفند، هم براى علف خورِ گوسفندنشان و هم براى رواندازشان استفاده مى کنند. زهرا ـ علیهاالسلام ـ چادرى از لیف خرما مى بافد و از آن استفاده مى کند و... قالب و شکل این گونه رفتارها به هیچ وجه در عصر حاضر، قابل تأسى نمى باشد؛ اما آنچه ارزشمند و قابل تأسى است، «حقیقت»، «محتوا» و «روح» این رفتارهاست. اسوه پذیران حقیقى، آنانند که روح این رفتارها را درک و اقتباس نمایند و در کالبد زندگانى خویش بدمانند: روح بى اعتنایى به دنیا و حقیر شماردن مظاهر فریبنده ى آن، روح پارسایى و رستگى از حب دنیا، روح ساده زیستى و پرهیز شدید از تجمل گرایى.
وقتى مى بینیم حضرت صدیقه ى طاهره علیهاالسلام آرد مورد نیاز خانواده را هر روز با دستاس (آسیاى سنگى دستى) تهیه مى فرمایند و از شدت کار با آسیاى سنگى، دست لطیفشان آزرده و مجروح مى گردد، پیام و محتواى این عمل؛ ارزش خانه دارى، تلاش براى تولید و خودکفایى، کمک به همسر، تدبیر امور منزل و... مى باشد؛ در حالى که شکل این رفتار (استفاده از دستاس) هیچ خصوصیتى ندارد و اگر به شیوه و قالبى دیگر به تولید، خودکفایى و اقتصاد خانواده کمک شود، چیزى از ارزش و محتواى اسوه پذیرى نمى کاهد. در قیام سیاسى- فرهنگى حضرت زهرا ـ علیهاالسلام ـ و در جریان محاکمه و رسوا سازى عاملان گمراهى مردم را با خطبه اى در اوج فصاحت و بلاغت، نیز آنچه بیشتر قابل اقتدا مى باشد، روح و پیام این سیره ى رفتارى است: ضرورت دفاع از حق، اهمیت دفاع از حریم ولایت، مقابله با توطئه هاى فرهنگى- سیاسى منافقان داخلى، رسواسازى عاملان ضلالت و گمراهى، شناساندن حقایق و معارف الهى و... این روج جان فزا مى تواند در مسجد یا در محیط هاى دیگرى چون دانشگاه ها، راهپیمایى ها، اجتماعات عمومى رسانه هاى گروهى، خطابه ها، خطبه هاى نماز جمعه و... در قالب ها و شکل هایى نوین دمیده شود.
آرى، در بسیارى از رفتارها و حتى گفتارهاى معصومان ـ علیهم السلام ـ آنچه ارزشمند و قابل اسوه پذیرى است؛ پیام، محتوا، حقیقت و روح آن رفتار یا گفتار مى باشد و قالب، کالبد، و شکل آن رفتار یا گفتار لزوماً مورد تأسى نیست.
* برگرفته از کتاب جامی از زلال کوثر ؛ نوشته آیت الله مصباح یزدی ؛ ص92- 94
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . حضرت على علیه السلام مى فرماید: زمانى که کار فراوان در خانه، جسم زهرا را بى طاقت گردانیده بود، به او گفتم، اى کاش نزد پدرت مى رفتى و از او خدمتکارى طلب مى کردى تا به تو در کار خانه کمک مى رسانید و جسمت این همه آسیب نمى دید. فاطمه خدمت پیامبر رسید؛ ولى از بیان مطلب شرم کرد و بازگشت. فرداى آن روز، پیامبر به خانه ما آمد و فرمود: اى فاطمه! دیروز حاجتت به نزد پدر چه بود؟ من به آن حضرت گفتم سختى کار در خانه بر جسم فاطمه اثر گذاشته و او را رنج مى دهد. از او خواستم که نزد شما بیاید.. پیامبر خدا فرمود: آیا چیزى به شما نیاموزم که از خدمتگزار بهتر است؟! سپس تسبیحات را به ایشان آموخت. آن گاه فاطمه سه مرتبه فرمود: از خدا و رسولش راضى شدم. بحارالانوار: ج 43، ص 82، روایت 5.
* برگرفته از کتاب جامی از زلال کوثر ؛ نوشته آیت الله مصباح یزدی ؛ ص92- 94
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . حضرت على علیه السلام مى فرماید: زمانى که کار فراوان در خانه، جسم زهرا را بى طاقت گردانیده بود، به او گفتم، اى کاش نزد پدرت مى رفتى و از او خدمتکارى طلب مى کردى تا به تو در کار خانه کمک مى رسانید و جسمت این همه آسیب نمى دید. فاطمه خدمت پیامبر رسید؛ ولى از بیان مطلب شرم کرد و بازگشت. فرداى آن روز، پیامبر به خانه ما آمد و فرمود: اى فاطمه! دیروز حاجتت به نزد پدر چه بود؟ من به آن حضرت گفتم سختى کار در خانه بر جسم فاطمه اثر گذاشته و او را رنج مى دهد. از او خواستم که نزد شما بیاید.. پیامبر خدا فرمود: آیا چیزى به شما نیاموزم که از خدمتگزار بهتر است؟! سپس تسبیحات را به ایشان آموخت. آن گاه فاطمه سه مرتبه فرمود: از خدا و رسولش راضى شدم. بحارالانوار: ج 43، ص 82، روایت 5.
ارسال نظرات