نظريه ديدباني در باب چيستي فلسفه مضاف نقد شد

به گزارش خبرنگار خبرگزاري رسا، نظريه چيستي فلسفههاي مضاف با تأكيد بر فلسفه فلسفه اسلامي كه از سوي حجتالاسلام عبدالحسين خسروپناه با عنوان نظريه ديدهباني مطرح شده است،پنجم ارديبهشت ماه در كرسي نظريهپردازي، نقد و مناظره پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي قم مورد نقد و بررسي انديشمندان قرار گرفت.
در اين جلسه، آيتالله مصطفوي، آيتالله فاضل گلپايگاني، حجج اسلام سعيد جوادي آملي و علي اكبر رشاد به عنوان داور و حجج اسلام شاكرين، كياشمشكي، قائمينيا و دكتر حبيبي به عنوان ناقد حضور داشتند.
حجتالاسلام خسروپناه در ابتداي اين جلسه كشف اجمالي آسيبهاي فلسفه تحقق يافته، پيشنهاد طرح بازپژوهي فلسفه اسلامي، تأسيس فلسفه فلسفه اسلامي به مثابه يك تئوري، ضرورت تبيين چيستي فلسفههاي مضاف و برگزاري پيش كرسي فلسفههاي مضاف را پيشينه پيدايش اين تحقيق عنوان كرد و گفت: در اين نظريه، دو مدعاي كشف تعريف و طبقهبندي چهار دسته از فلسفههاي مضاف و تأسيس دو مدل ديگر در فلسفه مضاف كه در آثار محققان غربي و اسلامي مشاهده نشده، بيان شده است.
وي با اشاره به اينكه غربيها بيشتر به بيان مصاديق فلسفه مضاف پرداختهاند نه چيستي آن، افزود: متفكران اسلامي هم در اين زمينه يا تعريفي ارائه نكردهاند، يا آن را مطلقاً دانشي درجه دوم دانستهاند، يا فلسفه مضاف را از مصاديق فلسفه به معناي اعم شمردهاند يا آن را با رؤوس ثمانيه يكي دانستهاند.
حجتالاسلام خسروپناه با بيان اينكه با بررسي و مطالعه بيش از يكصد مصداق فلسفه مضاف و استخراج مشتركات آنها، چهار مدل فلسفه مضاف را كشف كرده است، ادامه داد: فلسفه مضاف به علوم و موجودات با رويكرد منطقي و تاريخي اين چهار مدل را تشكيل ميدهد.
وي در ادامه با تعريف اصطلاحات اين نظريه به ضرورت و نتايج حاصل از ارائه آن پرداخت و موضوع آن را تحول در بسياري از علوم دانست.
در ادامه اين جلسه حجتالاسلام قائمينيا با اشاره به اينكه نميتوان پيشنهاد حجتالاسلام خسروپناه را به عنوان يك نظريه مطرح كرد و پذيرفت، گفت: يكي از نقدهايي كه بر اين نظريه مطرح است مبتني بودن آن بر استقراي ناقص است و ديگر اين كه نويسنده مباحثي مطرح شده در روششناسي جديد را مورد توجه قرار نداده است.
وي ادامه داد: اگر بپذيريم كه اين مطالعه علمي يك نظريه است، نتيجهاش معلوم نيست و واژگان مبهم فراواني دارد. ضمن اينكه معايب نظريههاي پيشين كه نويسنده را بر آن داشته تا نظريه جديدي مطرح كند، بيان نشده است.
دكتر حبيبي، ناقد ديگر اين جلسه با تأكيد بر اينكه آنچه بيان شده تنها يك پيشنهاد است نه نظريه، ادامه داد: اين نوشتار بيشتر به تكثير اصطلاح پرداخته است و مطلب جديدي را بيان نميكند.
وي اظهار داشت: در مورد دو مدل تأسيسي كه نظريه پرداز مطرح كرده است، به اين سؤال پاسخ نداده كه آيا فلسفههاي موجود در اين زمينه بياعتبارند يا نه، و اگر بياعتبارند، دليل بياعتباريشان چيست؟
دكتر حبيبي در پايان افزود: ميتوان با اضافه كردن چند مورد به رؤوس ثمانيه در فلسفه مضاف از طرح نظريه جديد خودداري كرد.
حجتالاسلام كياشمشكي، ديگر ناقد اين نظريه با اشاره به اينكه برخي از اصطلاحات و مفاهيم مطرح شده در اين نظريه ابهام دارد و به درستي توضيح داده نشده است، خاطرنشان كرد: اصرار نظريهپرداز به مشترك لفظي بودن فلسفه امر صحيحي نيست، چرا كه فلسفه به معناي مطالعه زيرساختها و زيربناهاي يك نظام واقعي است، در حاليكه اگر فلسفه مشترك لفظي باشد، تقسيمبندي آن بيمعنا خواهد بود.
وي با بيان اينكه تقابل رويكرد تاريخي و منطقي نادرست است و به وجه صحيح هم قابل جمع نيست، ادامه داد: آنچه بايد از هم تمييز داده شود، فلسفه توصيهاي و توصيفي است.
در ادامه حجتالاسلام شاكرين با انتقاد از ادبيات غير استاندارد اين نظريه، اظهار داشت: پيشنهاد عرضه شده مبتني بر قضاوتي نسبت به دستاوردهاي پيشين است كه نسبت به اين قضاوت ترديد وجود دارد.
وي نگاه دانشمندان در فلسفه مضاف را تك بعدي و به صورت تاريخي يا منطقي توصيف كرد و افزود: نظريهپرداز نگاهي دو بعدي را مطرح كرده كه پيشينه ندارد و بايد امكان و ضرورت آن را به خوبي تبيين كند.
حجتالاسلام شاكرين در ادامه برخي مستندات و استشهادات بيان شده دراين نظريه را ناقص، كم و يا خارج از موضوع دانست.
در ادامه آيتالله مصطفوي از داوران اين نشست گفت: فلسفه، مشترك لفظي نيست؛ بلكه علم به حقايق موجودات علي ما هي عليهاست كه اين تعريف شامل فلسفههاي مضاف هم ميشود.
وي با انتقاد از نوع بيان اشكال در نظرات بزرگان و ضرورت رعايت ادب در نگارش اظهار داشت: اساتيد فلسفه تنزلات عقود مجردهاند، از اين رو بايد در بيان و نقد ديدگاههاي آنان با كمال احترام برخورد كرد.
حجتالاسلام جوادي آملي، ديگر داور اين جلسه با بيان اينكه نظريهپرداز مدعي كشف و تأسيس شده است، ولي ملاك اين دو را مشخص نكرده است، گفت: دستهبندي علوم در اين سطح را نميتوان كشف ناميد.
وي با بيان اينكه هر نظريه نيازمند اقتضائات، سوابق و پايهها و بنيانهايي است، خاطرنشان كرد: در اين تحقيق، پايهها و بنيانهاي اساسي كه نظريه روي آن بنا نهاده شده باشد به چشم نميخورد و نگاه تاريخي و منطقي چيزي است كه همه عالمان صاحبنظر در علوم مختلف بدان توجه داشتهاند و مطلب جديدي نيست.
وي با بيان اين كه فلسفه مضاف اصلاً در رديف علم فلسفه نيست، اظهار داشت: حتي فلسفه فلسفه اسلامي هم در جايگاه فلسفه محض است در حاليكه در نگاه نظريهپرداز در باب فلسفه مضاف قرار گرفته است.
حجتالاسلام جوادي آملي با بيان اينكه در اين نظريه بيشتر از بيان مطلب، تكثير عنوان و اصطلاح صورت پذيرفته است، گفت: رو در رو قراردادن ديدگاهها و رويكردهاي مختلف كار درستي نيست، در حاليكه اگر به همه آنها نگاه جمعي داشته باشيم، نقاط مشترك فراواني در آنها مييابيم.
در ادامه اين نشست آيتالله فاضل گلپايگاني جمع بين نگاه تاريخي و منطقي را نوعي نوآوري و سبب بالندگي و رشد علم دانست و افزود: از هر موضوعي بايد انتظار متناسب با خودش را داشت، بنابراين چيزي كه خودش عقلي نيست چگونه ميتواند به كمك چيزي كه عقلي است برخيزد.
وي با بيان اينكه ابن سينا نتايج فلسفه فلسفه اسلامي را برشمرده است، پرداختن به اين موضوع را امري تكراري دانست.
آيتالله فاضل گلپايگاني با انتقاد از جهتگيري اين نظريه كه در برخي موارد با نتايج حاصل شده، همسو نيست، اظهار داشت: از آنجا كه موضوع اصلي اين پژوهش تحول است بايد مشخص شود كه اين تحول چيست و در چه حوزهاي بايد صورت پذيرد.
وي در پايان با بيان اينكه مستندات اين تحقيق در برخي موارد بيان نشده است، گفت: هيچ فلسفهاي چه متعاليه و چه غير متعاليه، رويكرد عرفاني ندارد، در حاليكه نظريهپرداز در اين نوشتار رويكرد عرفاني فلسفه متعاليه را مطرح كرده است.
حجتالاسلام علي اكبر رشاد، داور ديگر اين نشست با بيان اينكه برگزاري جلسه كرسي نظريهپردازي دليل بر آن نيست كه هرچه در آن مطرح ميشود نظريه باشد، اظهار داشت: با اين حال محقق ميتواند با ارائه ديدگاهش، از نظرات خود دفاع كند.
وي با بيان اينكه آيا با استقراء ناقص ميتوان يك مدعا را ثابت كرد، ادامه داد: اثبات بيپيشينه بودن مدل ارائه شده نيازمند تحقيق و كار علمي بيشتري است و تنها با يك استقراء ناقص نميتوان آن را ثابت كرد.
رييس پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي با بيان اينكه هرچند تعاريف موجود متفق عليه و استاندارد نيستند، ولي در اين نظريه ميشد از تعاريف مشهور و نزديك به اجماع بهره جست، ادامه داد: اگر بپذيريم فلسفه مضاف نوعي فلسفه است، سوالهايي درباره روش بودن رويكرد تاريخي در مطالعه فلسفي پيش ميآيد كه بايد بدانها پاسخ گفته شود.
وي مشترك لفظي بودن فلسفه را بسيار دور از ذهن دانست و افزود: اگر مشترك لفظي بودن را بپذيريم، چگونه ميتوان تقسيمبنديهاي بعدي را پذيرفت و اساساً اين اقسام چه نسبتي با هم دارند.
در ادامه حجتالاسلام خسروپناه به برخي نقدهاي مطرح شده پاسخ گفت.
وي با بيان اينكه تعاريف مطرح شده در نظريه واضح و روشن است، اظهار داشت: در آثار علما و دانشمندان فلسفه مضافي كه هم رويكرد تاريخي و هم رويكرد منطقي داشته باشد وجود ندارد، در حاليكه تركيب اين دو رويكرد امري شدني است.
حجتالاسلام خسروپناه ادامه داد: با بررسي همه تعاريف انجام شده از فلسفه از زمان ارسطو تا فيلسوفان معاصر به اين نتيجه رسيدم كه فلسفه، مشترك لفظي است.
وي نتيجه نظريهاش را پاسخ دادن به پرسشهايي عنوان كرد كه فلسفه اسلامي به آن نپرداخته است و مسأله ايجاد فلسفه فلسفه اسلامي را ضروري ميكرد.
وي هدفش از اين بحث را جايگزين كردن فلسفه فلسفه اسلامي به جاي فلسفه اسلامي ندانست و گفت: بر اين باورم كه فلسفه فلسفه اسلامي در صدد بالندهتر كردن فلسفه اسلامي است.
وي اظهار داشت: در فلسفه مضاف به علوم، ابتدا كل علم را ميبينيم، سپس به پرسشهاي بيروني اين علم پاسخ ميدهيم در حالي كه در فلسفه به پرسشهاي دروني علم پاسخ داده ميشود.
مدير گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي استفاده فلسفه مضاف از تاريخ را غير از تاريخ علم دانست و ادامه داد: در فلسفه مضاف نيازمند تاريخ هستيم تا با كمك آن به پرسشهاي بيروني پاسخ دهيم.
وي اظهار داشت: در اين نظريه فلسفه به معناي متافيزيك و خاص گرفته شده است نه فلسفه عام، در حاليكه اگر به معناي فلسفه عام هم گرفته شود باز هم فلسفه مضاف را شامل نميشود، چرا كه فلسفه مضاف نگاه بيروني به مسايل دارد، ولي فلسفه عام نگاه دروني.
حجتالاسلام خسروپناه در پايان خاطرنشان كرد: هرچند با استقراي ناقص نميتوان مدعايي را ثابت كرد؛ اما ميتوان آن را تأييد كرد.