ظرفيت اصلاح گري ديني در حوزه وجود دارد

به گزارش خبرنگار خبرگزاري رسا، حجت الاسلام احمد واعظي، رييس دانشگاه باقرالعلوم(ع)، صبح امروز، دوازدهم ارديبهشت ماه، در سخناني با موضوع «تفكر حوزوي و روشنفكري»، که در نشست علمي «حوزه و روشنفکري ديني» ايراد شد، با بيان اينکه ظرفيت اصلاح گري ديني در حوزه علميه وجود دارد، گفت: معتقديم که مي توان در حوزه سخن از روشنفکري و نوانديشي ديني گفت.
وي در ادامه با تأکيد بر اينكه تقسيم روشنفكري ديني و سكولار، تقسيمي به لحاظ موضوع نيست، گفت: اين تصور درست نيست كه گمان کنيم روشنفكر ديني به موضوعات ديني مي پردازد و روشنفكر سكولار به موضوعات غير ديني.
حجت الاسلام واعظي دليل اين نادرستي را اينگونه بيان كرد كه دين به عنوان بخشي از فرهنگ هميشه مورد علاقه و مورد بحث روشنفكران بوده است.
وي مرز بين روشنفكر ديني و روشنفكر سكولار را پاي بنديِ يكي به دين و عدم تعهد و باور ديگري به آن دانست و افزود: اين پاي بندي و عدم پايبندي البته درجات و مراتبي دارد.
رييس دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به اينكه روشنفكري در كشور ما هميشه با مفاهيمي چون اصلاح گري، نوگرايي و نوانديشي گره خورده است، تصريح كرد: اين مسأله باعث شده كه در مواجهه با هر جريان جديدي در حوزه ابتدا اين سؤال مطرح شود كه آيا اين تفكر ظرفيت اصلاح ديني را دارد يا نه.
وي در ادامه با طرح اين سؤال كه آيا تفكر حوزوي ظرفيت اصلاح ديني را دارد، اظهار داشت: اين سؤال دو پيش فرض دارد كه يكي وجود تفكر حوزوي است و ديگري مطلوب بودن اصلاح ديني.
حجت الاسلام واعظي سپس چهار تلقي اصلي از نوانديشي ديني ارائه كرد و رايج ترين آنها را اينگونه بيان داشت: بر اساس اين تلقي روشنفكر كسي است كه تفكر را از بند شريعت رها كند و آزادانه به نقد سنت بنشيند.
وي دكتر سيد جواد طباطبايي، نويسنده کتاب «جدال قديم و جديد»، را از نمايندگان اين تلقي دانست كه بحثهاي مثل مردم سالاري ديني، اسلام و آزادي و از اين قبيل مفاهيم را بحث هايي انحرافي و از اين رو حوزه را نيز فاقد ظرفيت روشنفكري مي شمارند.
اين استاد حوزه و دانشگاه تلقي دوم را «عصري كردن دين» عنوان كرد كه در واقع نگاه انساني به دين دارد و معتقد است براي پاسخ دادن به نيازهاي جديد بايد تغييراتي در نگرش ديني صورت گيرد.
وي وجود نوعي انفعال را از ويژگي هاي اين تلقي از روشنفكري دانست و ادامه داد: اين تلقي، مفاهيم برون ديني را اصل قرار ميدهد و مي كوشد مفاهيم ديني را با آنها سازگار كند.
حجت الاسلام واعظي، مجتهد شبستري را نيز از نمايندگان اين گروه برشمرد كه اعتقاد دارند اجتهاد در فروع دين كفايت نمي كند و بايد در اصول هم اجتهاد كرده و تلقي مان از مفاهيمي مثل ايمان، وحي، خدا و مفاهيمي مثل اينها را تغيير داده، با آموزه هاي دنياي مدرن وفق دهيم.
وي ابراز داشت: تلقي سوم از روشنفكري هم رويكرد اصلاح گري ديني است كه اقبال لاهوري و شريعتي در اين گروه قرار مي گيرند و بيشتر در حوزههاي رفتار ديني، زدودن خرافات و عقايد باطل و گاهي تغيير ساختار ديني بحث مي كنند و براي مثال دكتر شريعتي در باب ساختار ديني جامعه، نظريه اسلام منهاي روحانيت را مطرح مي كند.
رييس دانشگاه باقرالعلوم(ع) با بيان اينكه البته بعضي از اعضاي اين گروه در ساحت معرفت ديني نيز وارد شده و تغيير در آن را خواستار شده اند، وجه فارق تلقي سوم و دوم را در اين دانست كه غلظت انفعال معرفت ديني در برابر دنياي مدرن ـ كه ويژگي تلقي دوم است ـ در تلقي سوم كمتر است.
وي تلقي چهارم از روشنفكري ديني را روشنفكري حوزوي ناميد كه به اعتقاد او پويايي همگام با تحولات، تفسير روزآمد دين ـ به معناي مواجهه دادن معرفت ديني با نيازهاي زمانه نه انفعال در برابر دنياي مدرن ـ، خرافه زدايي و پالايش فكر ديني و وفاداري به دين و آزاد انديشي از مؤلفه هاي آن است.
حجت الاسلام واعظي در ادامه عيني گرايي تفسيري را ويژگي ديگر تفكر حوزوي عنوان كرد و گفت: ما معتقديم چيزي جدا از انديشه ما به عنوان معناي متن (منابع ديني) وجود دارد و ما بايد در كشف آن باشيم.
وي افزود: مؤلفه ديگر روشنفكري حوزوي، معرفت شناسي مبنا گرايانه است، به اين معنا كه در حوزه معرفت ديني، معرفتي قابل پذيرش است كه يا مستدل به استدلال عقلاني باشد و يا مستند به ادلّه شرعي.
رييس دانشگاه باقرالعلوم(ع) نفي خودآييني بشر به عنوان مؤلفه هاي ليبراليسم را نيز يكي از مؤلفه هاي تفكر حوزوي برشمرد و تصريح كرد: بشر در عرصه هاي بسيارِ اجتماعي، سياسي، اقتصادي، اخلاقي و اساساً همه ساحت هاي زندگي، خودآيين است و مي خواهد با تصميم و تدبير خود زندگي اش را اداره كند.
وي تأکيد کرد: تفكر حوزوي با اين خودآييني به شدت مخالف است.
حجت الاسلام واعظي در پايان تلقي اول و دوم را كاملاً ناسازگار با تفكر حوزوي خواند و ادامه داد: تفكر حوزوي اما با اصلِ تلقي هاي سوم به ويژه تلقي چهارم بسيار موافق است و دين را عالي ترين مرجع معرفتي مي داند كه رفتار فردي يا اجتماعي هر انساني بايد با آن سازگار باشد.