۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۶:۵۳
کد خبر: ۴۰۲۶
قرآن پژوه حوزه علمیه قم:

مقصد حقیقی قرآن هدایت بشر است

خبرگزاری رسا ـ محقق و قرآن پژوه حوزه علمیه قم گفت: عده‌ای به اشتباه بر این باور‌ند که مردم نمی‌توانند قرآن را بفهمند.
قرآن

شکی نیست که برای رفع مهجوریت از قرآن کریم در جامعه بایستی به ظاهر قرآن همچون چاپ و ترجمه قرآن، برگزاری محافل و مسابقات قرآنی و اقدامات این چنینی توجه نمود. اما آنچه بیش از این باید در رأس برنامه‌های ما برای رفع مهجوریت از قرآن قرار گیرد زدودن گرد‌وغبار از برنامه‌های عملی این کتاب الهی است که در جهان اسلام و جامعه ما فراموش شده، تا آنجا که بیدارگرانی مانند حضرت امام(ره) به صراحت از این مهجوریت شکوه کرده و دنیای اسلام را به بازنگری در شیوه برخورد با کلام الهی و اجرا شدن دستورات آن را خواستار می‌شود.
گفت‌وگوی زیر در همین رابطه و با  حجت‌الاسلام حسن گیوه‌چی مفرد، قرآن‌پژوه حوزه علمیه قم، صورت گرفته است که از نظر شما خوانندگان محترم رسا می‌گذرد.


رسا ـ مهجوریت قرآن از دیدگاه شما چگونه تبیین و تفسیر می‌شود؟

مهجوریت قرآن از دیدگاه‌های گوناگون قابل بحث است و اهمیت آن هم بر کسی پوشیده نیست؛ چرا که مهجوریت را کنار مسائل با اهمیت دیگرِ قرآن قرار می‌دهند. از طرف دیگر شاید مسائل مهم‌ترِ دیگری به ذهن بیاید که در روایات به آن اشاره شده، اما در قرآن به آن اشاره‌ای نشده است. به‌هرحال اگر در قرآن کریم از موضوعی صحبت شده باشد دلیل اهمیت آن است و از خود پیامبر و ائمه روایت‌های فراوان داریم که مثلاً مساجد آباد و زیبا می‌سازند؛ اما نمازگزار ندارد. درباره قرآن هم فرموده‌اند که قرآن‌های زیبایی چاپ می‌شود اما قاری‌ قرآن نداریم. همچنین روایتی درباره قرآن است که به بخشی از حافظان و کاتبان قرآن اشاره می‌کند که عده‌‌ای حافظ یا کاتب‌اند؛ اما عمل کننده نیستند. البته ممکن است عده‌ای با نگاه به ظاهرِ آیه منظور روایت را حفظ کلماتِ قرآن بدانند؛ همان چیزی که امروز مرسوم است و می‌گویند حافظ کل قرآن یا چد جزء قرآن. اما به نظر من دیدگاه روایات، حفظ در زمان پیامبر است؛ برای این‌که در آن زمان قرآن، مکتوب نبوده یا اگر هم بوده، منحصر به افراد خاصی بود که در لوح و پوست می‌نوشتند. بنابراین در آن زمان حفظ قرآن به این معنا بود که قرآن را خوانده، در سینه‌های‌شان حفظ کنند تا تحریف نشود. از این رو اگر کسانی می‌خواستند کلماتی را به قرآن اضافه کنند مورد اعتراض واقع می‌شدند که پیامبر خدا چنین نفرموده‌ است. این حافظان قرآن آنقدر زیاد بودند که در یک جنگ، چهل تن از آنان کشته شدند. بنابراین تأکیداتی که بری حفظ کلمات قرآن در روایات آمده، درباره آن دوره است؛ اما در این زمان که میلیون‌‌ها جلد قرآن در سراسرعالم چاپ می‌شود دیگر زمان حفظ کلمات قرآن گذشته است. پس حفظ کردن قرآن به معنی حفظ محتوای قرآن است؛ به این معنی که قرآن را نه فقط در ذهن بلکه در عمل و رفتار باید حفظ ‌کنند؛ لذا می فرماید: رُبَّ حاملُ قرآن والقران یلعنه؛ چه بسیارحافظ قرآن که قرآن آنها را لعنت می کند. روایت دیگری می‌گوید که چه سود است برای کسی که کلمات قرآن را حفظ می‌کند ولی برخلاف آن عمل می کند. بنابراین با این که حافظان ما جایگاه خوبی دارند و این مسأله به نوعی ترویج قرآن هم هست؛ اما اگر در مرحله حفظ کلمات بمانیم، مهجوریت ازهمین مرحله آغاز می‌شود.

رسا ـ پس این روایت معروف که می‌فرماید: بخوان و بالا برو، ناظر به حفظ محتوای قرآن است؟

بله، این که می‌فرماید: بخوان و بالا برو، سؤال اینجا است که انسان با چه چیزی بالا می‌رود؟ با همین کلمات که انسان بالا نمی‌رود مثل نمازی که انسان بدون حضور قلب می‌خواند. درهمین مورد روایتی داریم که ملائکه، نمازِ انسان بی‌توجه را به صورتش می‌زنند که چرا چنین نماز خواندی. در روایات دیگری داریم که هفتاد سال ازعمر کسی می‌گذرد؛ اما یک رکعت نمازش قبول نمی‌شود چون بی‌توجه نماز خوانده است. بنایراین وقتی روایت می‌فرماید: بخوان و بالا برو، اگر به معنی حفظ کلمات باشد، اصلاً معنا ندارد.

رساـ شاید این روایت مربوط به حفظ ظاهری قرآن باشد؛ چون قرآن از هر نظر با برکت است؟

بله، شکی دراین نیست که در نگاه کردن به قرآن هم ثواب و برکت وجود دارد. اما اگر گفته شود که فقط همین کلمات را بخوان و بالا برو، این شایسته قرآن نیست. بنابر‌این می‌فرماید: منزلت قاریان بهشتی به این است که تا چه اندازه به قرآن عمل کرده‌اند. پس هم می‌توانیم بگوییم قرآن مهجور است وهم مهجور نیست. از نظر خواندن، حفظ کردن، چاپ زیبا و حتی از نظر ترجمه مهجورنیست. ما در دهه‌های گذشته، نهضت ترجمه قرآن داشته‌ایم. که اگر بخواهید می‌توانم بیست ترجمه خیلی خوب نام ببرم.

رساـ درباره قرائت قرآن چطور؟

البته درباره قرائت قرآن باز به نوعی مهجوریت وجود دارد؛ چرا که طبق دستور پیامبر گرامی اسلام، هر مسلمان باید در روز پنجاه آیه بخواند. حال شما با هر تعداد که مصاحبه کنید و بپرسید آیا شما هر روز قرآن می‌خوانید یا اگر می‌خوانید، چند آیه؟ فکر می‌کنید چه خواهند گفت؟

رسا ـ مقایسه با برخی از کشورهای عربی نشان می‌دهد در بُعد ظاهری قرآن ما هنوز به نقطه مطلوب نرسیده‌ایم.

این مسأله را تا حدودی قبول دارم. دلیل این مسأله هم این است که ما به عترت توجه بیشتری نمودیم و آنها به قرآن؛ در حالی که پیامبرهر دو را در کنار هم قرار داده‌اند.

رسا ـ ولی قبول دارید که بعضی از احکام ظاهری مسلمان را بهتر رعایت می کنند؟

بله، در این زمینه از ما جلوترهستند؛ البته فراموش نکنیم که زبان آنها عربی است. البته اگر مشاهده شود که در کشورهایی مانند پاکستان وهندوستان توجه به احکام ظاهری بیشتر است، در این صورت صحبت شما کاملاً درست است. بنده به کشورهایی سوریه، لبنان وعربستان سفر کرده‌ و شاهد این حفظ ظاهر بوده‌ام. در نشر معارفِ قرآن، کتاب‌های قرآنی آنها نیز از ما بیشتراست.

رسا ـ مثلاً همین توزیع قرآن‌های رایگان که در این کشورها هست نمونه‌ای از همین توجه به ظاهر است.

یکی از روش‌های آنها برای ترویج قرآن همین است که قرآن را چاپ کنند و این یک سنّت نیکویی است. اگر در کشور ما همین طور که عده‌ای مسجد و حسینیه می‌سازند اقدام به چاپ رایگان قرآن می‌کردند، بسیار کار بزرگی صورت می گرفت. اما قرآنی را هم که به نام جمهوری اسلامی چاپ می‌کنیم تعدادی از آن را به قرآن نفیس اختصاص داده‌ایم که کسی قادر به خرید آن نیست. این که چنین قرآنی داشته باشیم ایرادی ندارد؛ ولی نباید منحصر به چاپ چنین قرآن‌های شود. می توان چنین هزینه‌هایی را برای قرآن‌های کوچک‌تر پرداخت و به مردم هدیه کرد.
نتیجه این که ما چون بیشتر دنبال عترت رفته‌، قدری در رابطه با قرآن عقب مانده‌ایم. شما زائرن خانه خدا را ببینید، بیشترشان از مفاتیح الجنان استفاده می‌کنند.

رسا ـ یا در مساجد خودمان بیشتر مفاتیح استفاده می شود تا قرآن.

همین طور است. بنده به سبب رفت‌وآمدم با جوانان، می‌بینم بیشتر جونان ما در خواندن قرآن مشکل دارند. در حالی که در گذشته یکی از کارهای مکتب خانه‌ها، آموزش قرآن بود. انسان‌های متدینی بودند که بدون هیچ چشم داشتی، به این کار مشغول بودند. خیلی‌ها که اصلاً سواد نداشتند؛ اما دارای سواد قرآنی بودند. در حال حاضر این مسأله کم رنگ شده؛ چون فقط به مدرسه، دبیرستان و دانشگاه اکتفا کرده‌ایم.

رسا ـ شیوه‌های آموزشی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ما هم در شیوه آموزش مشکل داریم و هم در برخورد معلم‌ها با دانش آموزان. بنده خودم بچه مدرسه‌ای دارم و گاهی می بینیم که از کتاب‌های دینی و قرآنی زده شده است و وقتی علت آن را جویا می شوم می‌گویند: به خاطر فلان رفتار معلم. به نظر من درس قرآن باید در مدارس باشد هر چند اجباری؛ اما بدون نمره. نمره چه تأثیری می‌تواند داشته باشد؟

رسا ـ چرا درس قرآن بدون نمره باشد؟

چرا ما نمرۀ انظباط را برداشته‌ایم؟ به ده دلیل افزون بر آن دلایلِ حذف نمره انظباط، بنده اعتقاد دارم که باید نمره قرآن را برداشت تا بچه‌ها تشویق به خواندن قرآن شوند و برای یادگیری، قرآن را بخوانند، نه برای نمره.

رساـ بهتر است وارد بُِعد دوم مهجوریت قرآن یعنی مهجوریت باطنی شویم.

حضرت امام(ره) درباره مسأله مهجوریت میان مسلمانان از بُعد باطنی قرآن تأکید داشتند. با این‌که در کشورهای اسلامی مسأله مهجوریت ظاهری تقریباً حل شده است؛ ولی باز امام فریاد می‌زدند که چرا قرآن در کشورهای مسلمان مهجوراست. بنده به عنوان نمونه، جمله‌ای را از حضرت امام بیان می کنم که فرمودند: اسلام همه چیز را برای مسلمانان آورده است؛ اما با تأسف ما از آن استفاده نکرده‌ایم و مسلمان‌ها مهجورش کرده‌اند یعنی استفاده‌ای که باید از آن بکنند، نکردند. باید توجه و گرایش به اسلام و قرآن داشت. مشکلات مسلمانان زیاد است؛ اما عمده مشکل مسلمان‌ها این است که قرآن کریم را کنار گذاشته‌اند و زیر لوای دیگران رفته‌اند. شرایط آنها، شرایط دیگری است. قرآن در آن کشورها حاکم نیست.
در حالی در نگاه ظاهری، آنها قرآن را کنار نگذاشته‌اند. با این تعداد مرکز و شبکه‌های قرآنی که دارند، نباید قرآن مهجور باشد. پس فرمایش حضرت امام ناظر به مهجوریت باطنی است. نتیجه می‌گیریم عمل و توجه به قرآن در حال حاضر مهجور ‌است.
قرآن کتاب زندگی است، کتاب مرده‌ها نیست. شما بی‌تردید اگر در کشور ما صدای قرآن بشنوید، می‌گویید اینجا کسی مرده است.

رسا ـ که البته یک حالت روانی هم در مردم ایجاد کرده است.

کاملاً درست است. شما ببینید همین قرآن را به بهترین شکل تزیین می‌کنیم. در بسته‌های ده جزء و سی جزء به مساجد هدیه می‌کنیم؛ البته برای برگزاری مراسم ختم!

رسا ـ چگونه این مهجوریت را از بین ببریم؟

روایات سه عنوان را برای قرآن ذکر کرده‌اند: عامل قرآن، حامل قرآن واهل قرآن. این سه شاخصه در روایات مورد توجه است و اگر ما به آن عمل کنیم قرآن از مهجوریت خارج خواهد شد. از طرف دیگر قرآن می فرماید: یا ایها الذین امنواستجیبولله وللرسول اذا دعاکم لما یحیکم؛ استجابتِ دعوت خداوند و رسول خدا به خاطر زنده کردن شما است. پس قرآن کتاب حیات است.

رسا ـ این که مردم سراغ قرآن نمی‌روند آیا به این دلیل نیست که ما می گوییم مردم نمی‌توانند قرآن را بفهمند؟
 
نکته مهم و درستی است. بله، این فکر هست و خواهد بود چون نوع تعامل و تعبیری که ما از قرآن داده‌ایم این‌گونه بوده. در همین زمان برخی بر این باوراند که قرآن را مردم عادی نمی‌توانند بفهمند و فقط باید برای ثواب قرائت، تلاوت کنند؛ البته این فکر در گذشته نیز وجود داشت. حضرت امام در تفسیر سوره حمد در رابطه با تفسیر قرآن می فرمایند: آنچه که بر قرآن نوشته شده است، تفسیر واقعی قرآن نیست. مفسِّر آن است که مقصد حقیقی قرآن را درک کرده، مردم را به سوی آن هدایت کند. تا مقصد واقعی قرآن را نفهمیم، مفسِّر واقعی قرآن نیستیم. مقصد حقیقی قرآن، هدایت بشراست و ما باید این مقصد را برای مردم بازگو کنیم. این که ما آیه‌ای را تلاوت کنیم و ترجمه را هم برای مردم بگوییم و مردم هم به تناسب از آن بفهمند، چه اشکالی خواهد داشت. بله، اگر بعد بگوییم «ذلک» اسم اشاره است و تجزیه و ترکیب، این اشکال دارد.

رسا ـ یعنی نگوییم که مثلاً تا تجزیه و ترکیب را نفهمی، نمی‌توانی سراغ قرآن بروی.

اصلاً، مگر پیامبر با همین کلمات قرآنی با مردم صحبت نمی‌کرد. مگر قرآن، کتاب مبین نیست. کتاب روشن و برای مردم بودن قرآن، چگونه با این تفکر که مردم نمی توانند قرآن را بفهمند جمع می‌شود؟ قرآن نمی‌فرماید که برای علما و یا مفسُّران، بلکه می‌فرماید برای مردم. آیا یکی از جنبه‌های اعجاز قرآن این نیست که برای مردم آمده و خطاب آن هم به همان مردمی است که به اسلام گرویده‌اند؟ خوب اگر قرار باشد مردم نفهمند پس خطاب قرآن چه مفهمومی‌ خواهد داشت؟ بنابراین تا تفسیری برمبنای هدایت قرآن نوشته نشود، تفسیر واقعی نیست.

رسا ـ آیا تفسیر این گونه‌ای هم داریم؟

تفسیر جامع و کاملی که به این هدف نوشه شده باشد، نداریم؛ ولی همین تفاسیری که از بزرگانمان یا دیگران نوشته شده در ضمن آیات، این حرف‌ها را هم گفته‌اند. ولی تفسیری که فقط با این نگاه باشد نه، نداریم مثلاً تفسیر آقای قرائتی می گویند که من تفسیر را ساندویچی کرده‌‌ام. شاید کسانی بگویند اینها تفسیر نیست یا من درآوردی است؛ ولی می خواهم بگویم قرآن را برای مردم بیان کرده است که مثلاً این ده برداشت از این آیات می شود.

رسا ـ آیا برداشت های شخصی ما می تواند در شکل کتابی به عنوان تفسیر نگاشته شود؟

نه، این که تفسیر به رأی خواهد شد.

رسا ـ منظور من این است که ممکن است همین برداشت‌‌هایی که آقای قرائتی از این آیه داشته‌اند اگر کسی بهتر توجه کند چندین برداشت دیگر هم می‌تواند داشته باشد. پس ما نمی‌توانیم ذوقِِِ ذهنی خودمان را به عنوان تفسیر ارائه کنیم.

چه اشکالی دارد شما برداشتی داشته باشید و دیگران هم ازهمان آیه برداشت‌‌های دیگری داشته باشند.

رسا ـ خوب اگر من بخواهم برداشت‌های دیگران را بخوانم به برداشت‌های خودم رجوع می کنم یا روشن‌تر بگویم اگر من هم بخواهم شاید بتوانم این گونه تفسیری بنویسم.

نمی‌توانید.

رسا ـ چرا نمی‌توانم؟

از میان تمامی افرادی که مسلمان شده‌‌اند چند نفر می توانند چنین تفسیری بنویسند؟ به نظر من نمی‌توانند.

رساـ بله، مردم نمی‌توانند. اما اگر کسی کمی دروس حوزه را خوانده باشد یا مقداری تحصیلات دانشگاهی را طی کرده باشد شاید بتواند و بگوید فهم من از این آیه این است.

بله، این را من هم قبول دارم که درصدی از این مطالب را دیگران می توانند بنویسند؛ اما درصدی هم مختص به خود روایات است.

رسا ـ اگر به تفسیر آیت الله طباطبایی نگاه کنید با یک تفسیر کاملاً علمی طرف هستید، نه ذوقی.

البته به درد عوام نمی‌خورد.

رسا ـ بله، به درد عوام نمی خورد. اما اگر ما بخواهیم تفسیری برای عوام بنویسیم نباید آنقدر سطحی نگاه کنیم که فاقد بعضی از نکات دقیق قرآنی باشد.

البته تفاسیری مانند تفسیر نمونه به خصوص برگزیده آن هم موجود است. اما بازهم نباید آن صحبت امام فراموش شود که مقصد را نباید نادیده گرفت.

رسا ـ اگر بگوییم تفسیر علمی نباشد؛ بلکه باید برای مردم راحت‌تر بنویسیم، بهتر نیست به مردم بگوییم خودتان قرآن بخوانید و آن را بفهمید؟

اعتقادم بر این است که در هیچ جنبه‌ای نباید قرآن را محدود کنیم و بگوییم علما و عرفا تفسیر ننویسند یا تفسیری برای عوام نداشته باشیم. این حرف نمی تواند حرف درستی باشد.

رسا ـ پیامبر گرامی اسلام تا چه اندازه آیات قرآن را تفسیر می‌کردند؟

ببینید، ما یک بحثی درباره مصحف حضرت امیر داریم که مصحف ایشان را وهابی‌ها به ما نسبت می‌دهند، آیا قرآن دیگری است یا همین قرآن است؟ ولی آنچه که بزرگان ما طبق شواهد قرآنی گفته‌اند این است که بدون هیچ گونه شکی، قرآن تحریف نشده است و از طرفی مصحف علی(ع) را هم قبول دارند. اما قضیه ازاین قرار است که حضرت طبق بیانی که در نهج البلاغه دارند که هیچ آیه‌‌ای بر پیامبر در سفروحضر، شب‌وروز نازل نشد مگر این‌که پیامبر من را احضار کرده، من آن را همراه تفسیر و تأویل آن آیه نوشتم. پس مصحف حضرت امیر(ع) همین آیات است همراه با تفسیر و تأویل.

رسا ـ با تشکر از حضرت عالی که در این گفت‌وگو شرکت کردید.
ارسال نظرات