۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۶:۳۶
کد خبر: ۴۰۸۱۵

روايت قاليباف از ديدار با آيت الله بهجت

رسا، سرويس سياسي ـ شهردار تهران در سايت شخصي خود ديدارش با حضرت آيت‌الله بهجت را روايت كرده است.
روايت قاليباف از ديدار با آيت الله بهجت

به گزارش خبرگزاري رسا، دكتر محمد باقر قاليباف، شهردار تهران، روز پنج‌شنبه‌، 26 ارديبهشت ماه، با حضرت آيت الله محمد تقي بهجت از مراجع تقليد، ديدار و گفت و گو كرد.
وي پس از اين ديدار مطالبي را از ديدار با اين مدرس خارج فقه حوزه علميه قم در سايت شخصي خود بيان كرده است كه در پي مي‌آيد.
متن روايت دكتر قاليباف با آيت الله بهجت به اين شرح است:


«پنج‌شنبه‌ي گذشته توفيق نصيبم شد که حضرت آيت الله العظمي بهجت را ملاقات کنم. وقت اذان ظهر بود و من در خدمت ايشان بودم. حرف‌ها و نصايح اين عارف و مرجع بزرگوار بسيار برايم مغتنم بود. حرف‌هاشان انگار جواب پرسش‌هاي نگفته‌ي من بود. بعضي حرف‌هاشان در مورد وظايف ما در قبال دين و اخلاق مردم يا به تعبير خودشان راهنمايي مردم و مراقبت از گمراه نکردن آن‌ها بود . بعضي هم حرف‌هايي بود که خود من هم به آن‌ها رسيده بودم و درکشان کرده بودم. اين‌که بسيجي کسي است که براي خدا کار مي‌کند، نه براي خود. اين که راز موفقيت ما در جنگ هم همين بود: دعوت به سوي خدا نه به سوي خود. فرمايشات ايشان برايم بسيار راه‌گشا بود و گمان مي‌کنم شنيدن آن‌ها براي هر کسي لازم باشد. تعبير و تفسير فرمايشاتشان زمان ديگري را مي طلبد، اما شنيدن سخنانشان لطف خودش را دارد. ايشان فرمودند:
مراقبت کنيد مردم را راهنمايي کنيد، گمراه ها را راهنمايي کنيد، مردم را گمراه نکنيد. طوري باشد که خدا را راضي کنيد نه افراد را. پناه ببريد به خدا در کليات و جزئيات. يک لحظه غافل نشويد. شما مثل يک آدم عادي نيستيد. هرطوري بشود، هرکاري بکنيد درکليات و جزئيات، به شما نگاه مي‌کنند و مواظبند از شما ايراد بگيرند. از ايراد دروغ نترسيد تا دست شما به بالاست. يک ريسماني در بالاي سرتان داشته باشيد و به آن چنگ بزنيد. هميشه متکي به خدا و متکي به خواست خدا باشيد. او را ناصر و معين خود بدانيد. به زيد و عمرو و بکر نگاه نکنيد که با شما خوب است يا بد. نگاه کنيد به اين‌که خدا از شما راضي باشد. اين ملاک است ولو همه عالم از شما ناراضي باشد. او که راضي بود، غصه ندارد که ديگران راضي هستند يا نيستند و از شما خوششان مي آيد يا نمي آيد.
البته در وسايل (رضايت و تقرب به خدا) چيزي که مختصر و کارکن و مفيد باشد، صلوات زياد است و با آن خدا شما را بالا مي برد. صلوات عاشقانه و محبانه (بالا مي برد). او حاضر است و ما را مي بيند، ما اورا نمي بينيم. همان‌طور که امام ما حاضر است و ما از او غايبيم (متوجه او هم باشيد). استادي داشتيم كه اِخبار از مغيبات مي کرد. من شاگرد و خادم او بودم و خرجي خانه ايشان با من بود. مي گفت هرچه دلت خواست استخاره کن و بخر غير از تنباکو. با تنباکو مخالف بود. روزي در دلم گفتم غير از ائمه کسي مي تواند اِخبار از مغيبات کند؟ گويي ايشان شنيد، چون فرمود: نَعَم، المؤمنون يعلمون الغيب. (بلي، مؤمنان علم غيب دارند). اين از طريق اتصال به خدا ميسر است. اتصال به بالا، اتصال دائمي به خدا در جزئيات وکليات. اين‌که همه چيز از اوست و براي امام اين امر هست(2). امام زمان(عج) حرف مرا پيش از آن‌که شما از من بشنويد مي شنود. آنها عين الله الناظرة و اُذُنُ الله الواعية هستند. حرف شما را هم قبل از آن‌که من بشنوم، آنها مي شنوند. يقينيات را از دست ندهيد(3). کارتان براي او باشد. رييس شديد، راستگو باشيد. بايد طوري باشد که هميشه خدا را بلکه ولي خدا را ناظر و بصير در جزئيات و کليات کارتان بدانيد.
خدا موفقتان کند که شياطين انس و جن نتوانند در شما تصرف کنند و نتوانند يقينيات شما را بگيرند. کاري بکنيد که پشيماني نداشته باشد. عمرو عاص که ظاهراً در دنيا در ترقي بود، هنگام مرگ انگشت در دهان داشت، حاکي ار اينکه پشيمانم. هيچ کس اينطوري در پشيماني نمرده. من نشنيده‌ام يا يادم نيست که غير از او کسي در حال مرگ انگشت در دهان داشته باشد. کاري نکنيد که آخرش پشيمان شويد. از اولش پشيمان شويد. پشيماني علامت اين است که نبايد اين کار را بکني.
کار آسان و کوچک بعد از ملاحظه واجبات و محرمات، صلوات فرستادن است. صلوات محبت آور است و محبت بالا مي کشد.
ايشان سپس اسم مرا پرسيدند و گفتم محمد باقر، فرمودند: با باقرآل محمد(ص) در دنيا و آخرت معيت يابيد.
ازخداوند مي طلبم که اين دعا را در حق اين بنده ناچيز استجابت فرمايد. بمنّه وکرمه.


----------------------------------------------------
1. مراد حضرتش استمساک به حبل الله المتين و عروة الوثقاي کفر به طاغوت و ايمان به خداست که درآية الکرسي آمده است. حبل به اصطلاح اهل لغت و به بيان حکيم فرزانه حضرت آيت الله جوادي آملي (حفظه الله تعالي)، ريسمان يا طنابي است که از بالا به پايين مي اندازند و يک سرش در دست کسي است که آن بالاست و انسان را به بالا مي کشد.
اين سخن اشاره است به آيه 105 سوره توبه، «و قل اعلموا فسَيَرَي الله عملکم و رسوله و المؤمنون» و به تبع ائمه عليهم السلام. اين امر براي کمّل از اوليا و مؤمنان خلّص حاصل مي شود.
2. آنها(ع) چشم بيناي خدا و گوش شنواي خدا هستند. قسمتي از زيارت مطلقه ششم امير المومنين (ع) است: السلام عليک يا عين الله الناظرة و يده الباسطة و اُذُنه الواعية (مفاتيح الجنان).
3. اين بيان نوراني ملهم از سخن اميرالمؤمنين(ع) است که آدم(ع) يقين خود را به شک و رسوخ و پايداري را به دو دلي بفروخت. شادي دروني را به خوف مبدل ساخت و باليدن و نازش را به پشيماني؛ «فباع اليقين بشكه، والعزيمة بوهنه، و استبدل بالجذل و جلاء و بالاغترار ندماً» ( نهج البلاغه، تحقيق صبحى صالح، قم، 1395، ص 43). آدم(ع) يقين خود را با شك معامله كرد. يقينش چه بود؟ عداوت و دشمني شيطان با او، بقوله تعالى: ان الشيطان لكما عدو مبين، و شك او چه بود؟ اين گمان که شيطان در حرف و سوگندش راست مي گويد، آنجا که گفت من خيرخواه تو هستم و قال تعالى: و قاسمهما انى لكما لمن الناصحين. و عزيمت جديت و پشتکار در امور و قاطعيت بر آن و در انجام است. چيزي که در امور دنيايي و آخرتي شرط موفقيت است.

ارسال نظرات