۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۱:۴۰
کد خبر: ۴۲۷۴
بازخوانی سخنان مقام معظم رهبری در استان کردستان

بازگشت به برادری

جواد زمانی
بازگشت به برادری
آفتاب پر فروغ رهبری این بار در استان کردستان طلوع دیگر گونه ای داشت و برکات فراوانی را نصیب گستره فرو غزاد استان کردستان و مردم قهرمان و سلحشور آن استان کرد. مردم کردستان مردمی بودند که در سالهای دفاع مقدس ، دلاورانه از آب و خاک ایران اسلامی دفاع کردند و حماسه های فراوانی را از خود بر جای نهادند. سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با مردم شهرهای مختلف این استان و نیز در دیدار با اصحاب فرهنگ و نخبگان و خانواده ایثارگران در رسانه های خارجی و داخلی بازتاب گسترده ای داشت. در این میان ، سخنرانی معظم له در بین مردم سنندج حال و هوای تازه تری داشت. یاد کرد خدمات امام خمینی (ره) و نقش او در احیای عزت اسلامی ، مساله انتخابات و سفارش اکید به حضور پرشور مردم در صحنه ، توصیه ها مهم به کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری لزوم عزم ملی در حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف وحدت اسلامی و مباحث مهم خاور میانه اهم سخنان رهبر انقلاب اسلامی در جمع مردم سنندج بود. آنچه در این سخنان بیشتر ذهن و دل اصحاب رسانه را به خود جلب کرد ،
بحث از مقوله وحدت اسلامی بود. مقوله ای حساس و نقش آفرین که هماره مورد اهتمام امام خمینی (ره) و رهبر فرزانه انقلاب بوده است. در این باره چند مساله مهم شایان یاد آوری و بازخوانی است:
1. امروزه مساله وحدت اسلامی چیزی نیست که کسی در اصل آن تردید کند . سفارش به وحدت اسلامی حقیقتی است که خداوند در قرآن کریم بارها و بارها به آن تاکید فرموده است. نمونه را می شود به این آیات اشاره کرد:«ولا تکونوا کالذین تفرقو و اختلفوا من بعد ما جاء هم البینات 1؛ همانند کساین که دچار تفرقه و اختلاف – پس از آنکه مسائل بر آنان آشکار گردید – شدند ، نباشید». « واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا 2؛ به ریسمان الهی چنگ زنید و دچار تفرقه نشوید». « ان هذه امتکم امة واحده و انا ربکم فاعبدون3 ؛ این است امت شما، امت یگانه، و من پروردگار شمایم پس مرا عبادت کنید». خداوند در قرآن کریم حتی اهل کتاب را به تفاهم بر سر اصول مشترک- توحید و نفی شرک- فرا می خواند :« قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم ان لا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا4 ؛ (ای پیامبر) بگو ای اهل کتاب ، بیایید بر آنجه بین ما و شما مشترک تفاهم داشته باشیم و آل اینکه خدا را نپرستیم و هیچ چیز را با او شریک قرار ندهیم». پر روشن است که هرگاه بتوان با اهل کتاب بر سر اصولی توافق و تفاهم داشت ، به طریق اولی می توان با فرقه ها و مذاهب اسلامی در زمینه اصولی اتحاد برقرا کرد. از این رو اتحاد اسلامی ، بر خلاف زعم برخی ، امری ناشدنی و محال نیست.
نیز در قرآن کریم در داستان حضرت موسی (ع) ، آن هنگام که موسی (ع) به میان قوم خود بازگشت و آنان را اسیر فتنه ساحری و بت پرست دید ، چنین آمده است:«قال یا هارون ما منعک اذ رایتهم ضلوا الا تتبعن افعصیت امری قال یابن ام لا تاخذ بلحیتی و لا برأسی انی خشیت ان تقول فرقت بین بنی اسرائیل و لم ترقب قولی5 ؛(موسی) گفت: ای هارون، وقتی دیدی آنها گمراه شدند ، چه چیز مانع تو شد که ازمن پیروی کنی؟ آیا از فرمانم سرباز زدی؟ گفت: ای پسر مادرم ، نه ریش مرا بگیر و نه (موی) سرم را .من ترسیدم بگویی: میان بنی اسرائیل تفرقه انداختی و سخنم را مراعات نکردی».
 
2. مرحوم کاشف الغطاء از علمایی است که برای ایجاد اتحاد اسلامی بسیار زحمت کشیده است. وی درباره این مساله حیاتی در میان امت اسلام فرموده است:«بنی الاسلام علی کلمتین : کلمه التوحید و توحید الکلمه 6؛ اسلام بر روی دو اصل (فکر) بنا شده است: پرستش خدای یگانه و اتفاق و اتحاد اسلامی». همین سخن را مرحوم شرف الدین از زاویه دیگری – با توجه به سیاست های استعماری دشمنان اسلام – فرموده است:«فرقتهما السیاسه فلتجمعهما السیاسه7 ؛ شیعه و سنی را روز نخست سیاست (دشمنان) از هم دور کرد و اکنون باید سیاست ( و مصالح اسلام) کنار هم آورد». در روزگار ما امام خمینی (ره) با باور داشت به اهمیت موضوع ، فرموده اند: « اینکه می بینید یک میلیارد مسلمان زیر سلطه ابر قدرتی دویست میلیونی هستند به این علت است که آن دویست میلیون با هم در مقصدی اجماع دارند اما این یک میلیارد جمعیت مسلمان با هم اجتماع ندارند و مخالف هم هستند 8». آنچه امام و بزرگان ما از آن سخن گفته اند ، حقیقتی تلخ است که نمی توان آنرا انکار کرد. آری ، ریشه بسیاری از شکست ها ، عقب ماندگی ها ، گرفتاریها و اسارتهای مسلمانان ، ضعف آنان در وحدت و انسجام بوده است.تاریخ اسلام سر شار است از سخنان مصلحان بزرگی که به این معضل اشاره کرده اند. پر پیداست که در هرج و مرج ، هیچگونه سازندگی معنوی و مادی شکل نمی گیرد و در باور شیعه از حکمت های وجود امام ، ایجاد اتحاد و انسجام در امت و جلوگیری از هرج ومرج و چند دستگی است، همانگونه که فاطمه زهرا(س) در خطبه خود فرموده :«وجعل(الله)... طاعتنا نظاما للمله و اما متنا امانا من الغرقه ؛ و خداوند اطاعت از ما معصومان را سازمندی ملت و امامت ما را ایمنی از تفرقه قرار داد».
3. پر پیداست که تا معنای حقیقی وحدت تعیین نشود افراطها و تفریطها دربار ه آن ادامه می یابد. عده ای گمان می کنند که وحدت به معنای دست کشیدن از اعتقادات بنیادین و یکی شدن فرقه ها و مذاهب اسلامی است . امری که محال و ناشدنی است . دشمنان وحدت می کوشند از وحدت چنین تعریفی بسازند تا آن را محال جلوه دهند. روشن است که هیچ فردی حاضر نیست از اعتقادات اصلی خود به راحتی دست کشد و اعتقادات گروه دیگر را بپذیرد.
ضمن آنکه اعتقاد به برخی چیزها آثار اخروی دارد و باعث نجات فرد در آن سرای جاودان می شود . به راستی مگر می شود به کسی گفت از اعتقادات خود دست بکش هر چند به بیچارگی تو در آخرت منجر شود؟ً! پس وحدت به معنای دست کشیدن از اعتقادات نیست بلکه به معنای دوری جستن از لجاجت ها و تحریک نکرد ن عصبیت های بین المذاهب و مسخره نکردن عقاید دیگر فرقه ها و پرهیز از تهمت و دروغ در این زمینه ها ست. وحدت دست نهادن بر اصول مشترک دربرابر دشمن و به رسمیت شناختن حقوق برادران دینی است. از این رو نباید «حفظ وحدت و هماهنگی مسلمانان ، مانع تحقیق و تلاش در راه شناخت مذهب حق و ایجاد جو سالم برای بررسی مسائل امامت گردد، مسائلی که حل صحیح آنها تاثیر بسزایی در سرنوشت مسلمانان و سعادت دنیا و آخرت آنان دارد9». نیز نباید به نام وحدت ف از گفت و گوها و مناظره های علمی در فضاهای دانشگاهی یا حوزوی جلوگیری کرد؛ چه اینکه بحث و گفتگوی سالم به ارتقای سطح معارف فرقه ها و تعمیق باورها می انجامد.
از سوی دیگر باید دانست که وحدت به معنای مدارا است نه مداهنه . مداهنه به معنای ساز شکاری است. ما در وحدت اسلامی به دنبال مداهنه و فدا کردن حقایق نیستیم ، بلکه به دنبال مدارا و زندگی مسالمت آمیز با دیگر فرقه های اسلامی هستیم.
 
4. از راهکارهای تقویت اتحاد ، پرهیز از پرخاشگری و ناسزا گویی و دشنام دهی است. اگر گویند سخن حقی بر زبان براند اما آن را با پرخاش و دشنام و توهین همراه کند، مقبول طواف مقابل قرار نمی گیرد و به تیرگی ارتباط آنها می انجامد. خداوند در قرآن کریم در آموزهای ارزنده ، حتی سب و دشنام نسبت به بت پرستان و مشرکان را روا نمی داند و می فرماید: « ولا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبو الله عدوا بغیر علمٍ...10 ؛ و آنها را که پروردگاری دیگر به جای خدای یکتا می خوانند ، دشنام میدهد که آنان نیز خدای را از روی ستم و دشمنی و بی دانشی دشنام گویند...».
در نبرد صفین- رویارویی امام علی (ع) با سرسخت ترین دشمنان یعنی معاویه و یارانش – برخی از یاران امام به لحن و ناسزاگویی به یاران معاویه پرداختند. امام آنان را از این کار نمی کرد و فرمود:«کرهت لکم ان تکونوا لعانین شتامین...¬11 ؛ نمی پسندم که اهل نفرین و دشنام باشید...». امام باقر (ع) فرموده است:« ان الله یبغض الفاحش المفتحش 12؛ خداوند دشمن فحش دهنده ناسزا گوست». نیز به امام صادق (ع) گفتند: ما مردی رادر مسجد میبینیم که آشکارا به دشمنان اهل بیت دشنام می دهد آن حضرت فرمودند:« ما له لعنه الله تعرض بنا قال الله : و لا تسبو الذین یدعون من دون الله ...13؛ او که خداوند لعنتش کند نسبتی با ما ندارد. خداوند فرموده است : به آنان که کسی را جز خدا می خوانند دشنام مدهید». از این رو امامان معصوم (ع) هیچ گاه به ایجاد جو دشنام وسب و هتک حرمت در میان مسلمانان خشنود نبودند و به شدت با آن مبارزه می کردند. در عصر ما مساله از این فراتر است و چنانچه فردی به این کار اقدام کند خواسته یا نا خواسته ، آلت دست دشمنان قرار گرفته است ؛ همانگونه که رهبر انقلاب در جمع مردم سنندج فرمودند: « آن مرد شیعی هم که می رود به مقدسات اهل سنت اهانت می کند دشنام می دهد او هم مزدور دشمن است و لو نداند که چه می کند». از این رو شایسته است که قوه محترم قضاییه و مجلس محترم شورای اسلامی با تصویب قوانین جرایی دراین باره ؛ با اهانت کنندگان و دشنام دهندگان به مقدسات فرقه ها و مذاهب اسلامی به شدت مقابله کنند ؛ بویژه با حکم صریح رهبر انقلاب که فرموده اند : رفتار هر دو گروه ( افرادی از شیعیان و اهل سنت که به مقدسات هم اهانت می کنند) حرام شرعی و خلاف قانونی است».
5. سیایت تکفیر ، نخست سیاست خوارج بود. خوارج گروهی بودند که پس از ماجرای صفین در اعتراض به حکمیت از حاکمیت خارج شدند و در صف دشمنان امام و مسلمانان قرارگرفتند و پس از مدتی بر ضد مسلمانان شمشیر کشیدند. خوارج بسیاری از مسلمانان را کافر می دانستند . نیز آنان را که قائل به کفر علی و عثمان و ... نبودند کافر می دانستند ! آنان مردمی جاهل و نادان اما عبادت پیشه و زاهد بودند . آنان می خواستند کسری های خود را با فشار آوردن بر رکوع و سجود طولانی جبران کنند. با این همه علی (ع) در آغاز کوشیدند آنان را با بحث و گفتگو به اشتباه بودن اعتقادات خود آگاه کنند اما آنان نپذریفتند ودست به قیام زدند و علی (ع) نیز با آنان جنگید و به تعبیر خود ، چشم فتنه را در آورد!
امروزه گروه وهابی و سلفی راه خوارج را می پیمایند و برادران مسلمان خود را به کفر متهم می کنند. آنان ریختن خون برادر مسلمان را با اتهام کفروی ، جایز می شمارند و عملا مثل خوارج بر روی مسلمانان شمشیر می کشند. آنان مثل خوارج جمعیت اندکی دارند اما می خواهند باورهای نادرست خود را بریک میلیارد مسلمان تحمیل کنند، غافل از آنکه همانگونه که خوارج به دلیل افراط در تکفیر و تند روی های فراوان پس از یک قرن و نیم تقریبا نابود شدند آنان نیز روزگاری نابود خواهند شد. چگونه است که احترام گذاشتن به مسجد راس الحسین (ع) در مصر باعث کفر می شود اما احترام گذاشتن به سرمایه داران آمریکایی و بوسیدن دست دولتمردان امریکایی باعث خروج از اسلام نمی شود؟! چگونه است که سکوت در برابر احترام شیعیان به بارگاه امامین عسکرین جایز نیست اما سکوت در برابر جملات اسرائیلی ها به مردم بی گناه غزه رواست؟ چگونه است که زیارت قبور امامان شیعه در بقیع بسیار ناپسند است اما تامین سوخت هواپیماهای اسرائیلی در جنگ با مردم مسلمان لبنان پسندیده است؟ وهابیت امروز و سازمان تروریستی آن (القاعده) باید به این پرسشها پاسخ گوید ؛ و چه هوشیارانه رهبر انقلاب فرمود: « خیلی از این مردم بی خبر سلفی و وهابی که به وسیله دلارهای نفتی تغذیه می شوند تا بروند در اینجا و آنجا عملهای تروریستی انجام بدهند ، نمی دانند که مزدور دشمن اند».
 
6. چاره چیست؟ چاره را رهبر انقلاب در سالهای پیشین فرموده بودند: « تدوین منشور وحدت اسلامی». یعنی سران کشورها و اندیشمندان اسلامی درکنار هم بنشینند و اصول و قواعدی را تدوین کنند که زمینه برادری اسلامی را فراهن آورد تا دیگر کسی نتواند به سادگی دیگری را به کفر متهم کند و دست خود را به خون برادر مسلمان بیالاید. کشورهای اسلامی باید بکوشند تا با کارهای فرهنگی و بنیادین و ایجاد بصیرت دینی ، زمینه قشری نگری و عوام ذهنی و تحجر را در دریافت حقایق اسلامی از بین ببرند وزمینه رشد عقلانی اسلامی را فراهم آورند . این نیازمند عزم ملی و وحدت شیعه و سنی برای مبارزه فراگیر فرهنگی با تکفیر و کشتار مسلمانان است، و در این راه حوزه های علمیه رسالت سنگین دارند وآن مبارزه فرهنگی با تفکر قشری وهابی است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. آل عمران/ 105
2. آل عمران/ 103
3. انبیاء / 92
4. آل عمران/ 64
5. طه / 92-94
6. اتحاد اسلامی در آثار شهید مطهری، ص 63و64
7. شرف الدین ، محمد رضا حکیمی، ص 175
8. صحیفه نور، ج 2 ، ص 246-248
9. آموزش عقاید ، محمد تقی مصباح یزدی، ص 297
10. انعام / 108
11. وقعه صفین/ نصر بن مزاحم منقری ، ص 103
12. اصول کافی/ کلینی ، ج2، ص 324
13. امامان شیعه و وحدت اسلامی ، علی آقا نوری ، ص 234
ارسال نظرات