۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۲:۵۰
کد خبر: ۴۳۰۰

در محضر آفتاب عرفان

شب وداع مردم قم با آيت الله بهجت
آن‌طورى که باید باشیم، نیستیم

ما مثل گروهى هستیم که رییس خود را حبس نموده است و در مصیبت‌ها، خود تصمیم جنگ و یا صلح را اتّخاذ مى کند! خودمان کرده‌ایم و اجازه نمى‌دهیم بیاید قضایا را حل کند، با این‌که مى‌دانیم اگر بیاید مى‌تواند مشکلات را حل کند، باز او را حبس کرده‌ایم!
بنابراین، اگر میلیون‌ها نفر هم با او موافق باشند، او مثل شخص تنهایی است که هیچ یار و یاورى ندارد! زیرا ما در بیدارى درست به وظیفة خود عمل نمى‌کنیم، با این حال منتظر هستیم که بیدار شویم و تهجّد به‌جا آوریم. اگر توفیق شامل حال انسان گردد، از خواب بیدار مى‌شود و مشغول تهجّد مى‌گردد؛ ولى اگر توفیق نباشد، چنانچه بیدار هم بشود، بهره‌ای نخواهد ‌برد.
آقایى که زیاد به مسجد جمکران مى‌رود، مى‌گفت: آقا را در مسجد جمکران دیدم، به من فرمود: به دل سوختگان ما بگو براى ما دعا کنند، و یک مرتبه از نظرم غائب شد. همچنین به آن آقا فرموده بود: اینها که به مسجد جمکران آمده‌اند، دوستان خوب ما هستند و هر کدام حاجتى دارند: خانه، زن، فرزند، مال، اداى دین؛ ولى هیچ کس در فکر من نیست!
آرى، او هزار سال است که زندانى است. هرکس که براى حاجتى به مکان مقدّسى مانند مسجد جمکران مى رود، باید که بزرگترین حاجتش کنار آن واسطه فیض، فَرَج خود آن حضرت باشد.
خدا مى‌داند در دفتر امام زمان ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ جزو چه کسانى هستیم؟! کسى که اعمال بندگان در هر هفته دو روز (روز دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه مى‌شود. همین قدر مى‌دانیم آن طورى که باید باشیم، نیستیم.

با توبه، خود را براى ظهور حضرت حجّت ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ آماده کنیم

اگر ظهور حضرت حجّت ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ نزدیک باشد، باید هرکس خود را براى آن روز مهیّا سازد مانند این‌که از گناهان توبه کند. همین توبه باعث مى‌شود که این همه مصیبت‌هاى بی‌سابقه که بر شیعه وارد آمده است و بلاهاى دیگرى که تا قبل از ظهور آن حضرت مى‌آید، از سر شیعه رفع و دفع گردد.

مهم‌تر از دعا براى تعجیل فرج، دعا برای سلامتی دین‌‌مان است
 
مهم‌تر از دعا براى تعجیل فرج حضرت مهدى ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ دعا براى بقاى ایمان و ثبات قدم در عقیده و انکار نکردن آن حضرت تا ظهور او مى‌باشد؛ زیرا مردن، تنها قطع حیاتِ دنیاى فانى است؛ اما بیرون رفتن از عقیده صحیح، سبب نابودی ابدى از حیات جاوید آخرت و خلود در جهنم است. لذا حضرت امیر ـ علیه السّلام ـ در لیله المَبیت از رسول اکرم ـ صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ـ مى پرسد: «أَفِى سَلامَةٍ مِنْ دِینِى؟»؛ آیا دین من سالم خواهد بود؟ یعنى از استقامت در دین و ثبات ایمان و عقیده تا مرز شهادت را که از خود شهادت بالاتر است، از آن حضرت سؤال مى‌کند.
این دعا خیلى عالى است که دستور داده شده است در زمان غیبت خوانده شود: «یا أَللّه یا رَحْمانُ یا رَحِیمُ! یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ، ثَبِّتْ قَلْبِى عَلى دِینِکَ»؛ اى خدا، اى رحمت گستر، اى مهربان، اى گرداننده دل‌ها، دل مرا بر دینت ثابت و استوار بدار.

ما را چه شده است

قرآن موجودى است که در مراتب گوناگون نزول، از شنیدنى‏ها و دیدنى‏ها حکایت مى‏کند. عدیل قرآن (عترت) هم حکایت از نعمت‏هاى عالم مى‏کند؛ ولى ما از غمخوار، هادى، حامى و ناصرهاى خود قدردانى و شکرگذارى نمى‏کنیم و واسطه‏ خیر را پى مى‏کنیم، «فَعَقَرُوهَا»؛ پس ناقه را پى کردند.
ائمّه ـ علیهم‏السّلام ـ که ولى‏نعمت‏هاى ما و مجارى فیض هستند را نمى‏توانیم مشاهده کنیم. امام زمان ـ عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه‏الشّریف ـ هم اگر بیاید با او همان معامله را مى‏کنیم که با پدران طاهرینش کردیم. آیا مى‏شود امام زمان ـ عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه‏الشّریف ـ چهار صد میلیون یاور داشته باشد و ظهور نکند؟!

دعاى فرج، دواى دردهاى ما است

دعاى تعجیل فرج، دواى دردهاى ما است. در روایت است که در آخرالزمان همه هلاک مى‏شوند« إِلاّ مَنْ دَعا بَالْفَرَجِ»؛ مگر کسانى که براى [تعجیل] فرج دعا کنند.
این بیان، عنایت ائمه به اهل ایمان و شیعیان است تا خود را بشناسند. علامت‌گذارى براى آنها است، یعنى دعا براى فرج، علامت آن است که هنوز ایمانتان پا برجا است.
دستورهاى عجیب و غریب دیگر هم داده‌‏اند؛ زیرا در آخرالزمان گرفتارى اهل ایمان خیلى سخت مى‏‌شود به حدّى که در روایت آمده است: «بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْما وَ جَوْرا»؛ بعد از آن که زمین از جور و ستم پر مى‌‏شود. و همچنین در روایت وارد شده که«یُنْکِرُهُ أکْثَرُ مَنْ قالَ بإِمامَتِهِ!»؛ بیشتر کسانى که اعتقاد به امامت آن حضرت دارند، او را انکار مى‏کنند؛ یعنى بیشتر مردم از اعتقاد و ایمان به امامت بر مى‌‏گردند.
هم چنین فرموده‌ اند که در آخرالزمان این دعاى فرج را که دعاى تثبیت در دین است، بخوانیم: «یا أللّهُ، یَا رَحْمانُ، یَا رَحیمُ، یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ، ثَبِّتْ قَلْبى عَلى دینِکَ»؛ اى خدا، اى رحمت گستر، اى مهربان، اى زیرورو کنندة دل‏ها، دل مرا بر دینت ثابت و استوار گردان. یعنى آن مرتبه‌‏اى از ایمان را که به من منّت نهادى، حفظ کن، نه این که مسلمان و به همان باقى باشد، چون این معنا تثبیت در دین نیست.
 
عزاداری، سدی در مسیر انحراف است
این توسّلات، عزادارى‏ها، سوگوارى‏ها و زیارت قبور اهل‏بیت ـ علیهم‏السّلام ـ علامت آن است که اهل ایمان به آن‏ها اتّصال دارند و هنوز از آنها منحرف نشده‌‏اند؛ لذا کفار و دست نشانده‌ هاى آنها دستور داشتند که بین مسلمانان و قرآن ـ تا چه برسد به مساجد و تکایا و مجالس عزا و روضه خوانى ـ جدایى بیندازند، زیرا همه‏ اینها ضدّ خواسته‌‌هاى سلطان‌های جور بود. لذا فرمان نابودی قبور یا تعطیلى مجالس روضه خوانى را دادند.
روز هشتم ماه شوّال که روز هدم قبور ائمه‏ بقیع ـ علیهم‏السّلام ـ است قاعدتاً روز تعطیلى حوزه‏ علمیه نجف بود، ولى ما کم‏کم عادت کردیم و براى ما عادى شد!

آیا با کارهایمان قرآن را کم ارزش نکرده‌ایم

با این‌که مذهبِ تشیّعِ صحیح در قرآن موجود است، به‌خاطر اعمال ما، برخى از آن بى‌بهره‌اند. نقل شده که در بازارهاى خارج، خیلى از اجناسى تولیدی ایران به‌نام ترکیه صادر مى‌شود، نه ایران. علّت این‌که اجناس ایرانى را نمى‌خرند این است که مى‌گویند: کالاهاى ایرانى جنس خوب را روى اما زیر آن خراب است و ایرانى‌ها در معامله فریب‌کارند!
بله، اگر عمل ما با خود مسلمانان و یا با دیگران موافق قرآن نباشد، وضع این‌گونه مى‌شود. میوه‌هاى خوب و درجه یک را در بالاى سبد مى‌چینیم و در پایین سبد میوه‌هاى درجه دو و یا سه را مى‌گذاریم که واقعاً فریب‌دهنده است. در عمل به اسلام و قرآن هم اگر این‌طور عمل کنیم، آیا خود این کارها کم ارزش کردن قرآن نیست؟!
با هرکس بخواهیم دوستى مى‌کنیم حتى اگر مخالف دستور قرآن باشد و با عده اى دشمنى مى‌کنیم حتى اگر این دشمنى بر خلاف قرآن باشد، آیا این درست است؟! آیا این عمل مطابق قرآن است؟! اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ فرموده‌اند: دوست ما کسى است که با خدا و دوستان خدا و ما دوست باشد و با دشمنان ما و دشمنان خدا دشمن. متدیّن و مؤمن کسى است که ببیند دوستانش، دوستان خدایند و یا دشمن خدا!

با قرآن، اعجایب را می‌توان دید

در روایت، پیرامون اوصاف قرآن آمده است: «لا تَفْنى عَجآئِبُهُ»؛ شگفتى‌‌هاى قرآن پایان‏ناپذیر است.
هم چنین در آیه‏ شریفه مى‏فرماید: «وَ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَـبَ تِبْیَـنًا لِّکُلِّ شَىْ‏ءٍ»؛ قرآن را بر تو فرو فرستادیم تا بیانگر هر چیز باشد.
بالاتر از این چه تعبیری است ؟! کسى که این مطلب را که قرآن «تبیانُ کُلِّ شَىْ‏ءٍ» است دنبال کند، عجایب را مى‌‏بیند، ولى متأسّفانه ما ضعیفیم و مى‌‏ترسیم که اگر تفأل به قرآن بزنیم بلایى بر سرمان بیاید! نمى‏دانیم که اگر آن مصیبت نمى‌‏آمد، بلاهاى بدتر از آن پیش می‌آمد.

رشوه‌خوارى بهترین راه تسلط دشمن بر مسلمان‌ها است

کفار انگیزه بسیار قوى بر تسخیر شهرهای مسلمان‌ها داشتند؛ زیرا مى‌خواستند تا آنها را عبد ذلیل خود بکنند! آیا راه چاره‌اى براى نجات از سلطه و شر آنها وجود دارد؟
مى‌دانیم که اساس کارشان در تسخیر و تسلّط بر ما، رشوه دادن است. آیا ممکن است مسلمان‌ها تطمیع و رشوه دشمنان را قبول نکنند و از این راه مغلوب نشوند؟ با این‌که این عمل اختیارى آنها است؟
آرى، با رشوه رؤساى مسلمان‌ها را عبد خود مى‌کنند. لذا نباید کارى کنیم که فریب بخوریم، تا با رشوه، کار ما را بسازند.
هیچ چیز دیگر به اندازه رشوه در نفوذ و سیطره آنها بر ما کارگر نیست. آنها به دست مسلمانان، بر ما مسلّط مى‌شوند. کار امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ را هم با رشوه تمام کردند؛ زیرا معاویه به پسر عثمان گفت: هرگاه خاطر جمع شدى که پیروز مى‌شوى، خراسان مال تو است.
تا این که وقتى معاویه از نزد او بیرون مى‌آمد، اشعارى مى‌خواند که مضمون آن این بود که آنچه مى‌خواستم داد، بلکه بالاتر از آن هم داد.

دنیا پرستان به چه دل بسته‌اند

در داستان حضرت یوسف ـ علیه السّلام ـ آمده است: «اخْرُجْ عَلَیْهِنَّ»؛ بر آنان بیرون آى.
فقط یک دیدار بود و پس از دیدن جمال حضرت یوسف ـ علیه السّلام ـ که «أُعْطِىَ شَطْرا مِن الْحُسْنِ»؛ بخشى از حسن و زیبایى به او عطا شده بود، دست ها را قطع و بى‌اختیار شدند: «فَلَمَّا رَأَیْنَهُوآ أَکْبَرْنَهُو وَ قَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ»؛
ما اگر صداى بمب بشنویم، بی‌اختیار تکان مى خوریم. پس اهل شهود که کشف آنها به مراتب قوى‌تر است، چگونه با مشاهده جمال و کمال مطلق به هرچه غیر او است پشت پا نزنند؟!
تکرار آیه سبب مى‌شود که روح بالا رود و آن صدا را با واسطه و یا بدون واسطه از منبع بشنود؛ زیرا قرآن از مقوله صوت است: «کَرَّرْتُها حَتّى سَمِعْتُها مِنْ قائِلُها»؛ پیوسته تکرار نمودم تا این که آن را از گوینده‌اش شنیدم.
نیز: «ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى، فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَى»؛ سپس نزدیک شد و آویخت، و به اندازه دو کمان یا نزدیک تر [به حضرت حقّ] نزدیک شد.
هم‌چنین: «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ»؛ ما از رشته رگِ‌گردن به او نزدیک‌تریم.
امّا دنیا پرستان را بنگرید که به چه دل بسته‌اند و بر سر چه با هم نزاع دارند. به دنیایى از کاغذ و مُقَوّا و خانه عنکبوت، چنان که گفته‌اند: «رَأَیْتُ زَیْدا مَعْدُوما، عَلى فَرَسٍ مَعْدُومٍ، بِیَدِهِ سَیْفٌ مَعْدُومٌ، فِى قِبالِهِ عَدُوٌّ مَعْدُومٌ، بِیَدِهِ سَیْفٌ مَعْدُومٌ، وَ هُما یَقْتَتِلانِ قِتالاً مَعْدُوما»؛ زید معدوم را بر اسب معدوم دیدم که در دستش شمشیر معدوم، و در برابرش دشمنى معدوم بود که در دست او نیز شمشیرى معدوم بود و با هم جنگِ معدوم مى‌کردند؛ یعنى اى هیچ، بهر هیچ، بر هیچ، مپیچ.

اصلاح خویشتن، مقدم بر هر کاری است

ما باید اهل محاسبه باشیم، هر چند اهل توبه نباشیم و تدارک نکنیم، خود محاسبه مطلوب است. اگر بدانیم فلان روز حسینى و فلان روز یزیدى هستیم، بهتر از این است که اصلاً ندانیم یزیدى هستیم یا حسینى.
سرانجام ممکن است روزى به خود بیاییم و بخواهیم جبران کنیم. با توجه به عیوب خویش و اصلاح آنها، فرصت رسیدگى به حساب هر روز خود را نداریم، چه رسد به حساب مردم! «أَفْضَلُ النّاسِ مَنْ شَغَلَتْهُ مَعایِبُهُ عَنْ عُیُوبِ النّاسِ»؛ برترین مردم کسى است که پرداختن به عیوب خود، او را از توجه به عیوب مردم باز دارد.
به فکر خود باشیم، خود را اصلاح کنیم. اگر به خود نرسیدیم و خود را اصلاح نکردیم، نمى‏توانیم دیگران را اصلاح کنیم.

مثل کسانی که قرآن را قبول ندارند، قرآن نخوانیم

آقایى که در تبریز دارای کمالات زیادی‌اند، مى‏‌گفت که خداوند متعال دو نعمت به من ارزانى داشته: یکى این که، توفیق گریه کردن در عزاى سیّدالشهدا ـ علیه‏السّلام ـ را دارم؛ و دیگر این‌که، قرآن را با کسالت نخوانده ‏ام. به عقیده‏ بنده خیلى کلام بزرگى است.
قرآن این‌قدر عظمت دارد که خداوند درباره‏ آن مى‏فرماید: «وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْءَانَ لِلذِّکْرِ»؛ به راستى که قرآن را براى یاد [خدا] آسان نموده‌‏ایم.
آیا درست است با این عنایت که خدا به ما کرده، در وقت تلاوت قرآن بدون حضور و توجه و تدبر ـ نعوذ باللّه‏ مثل کسانى که قرآن را قبول ندارند ـ به لقلقه‏ى زبان اکتفا کنیم؟!
در صورتى که در روایت است: «أَنَا جَلِیسُ مَنْ ذَکَرَنِى»؛ من همنشین کسى هستم که به یاد من باشد. و قرآن خودش مُیَسَّر است براى ذکر. و ذاکر قرآن، ذاکر خداوند جلیل و به او متوجه است، مثل این‌که دو نفر با هم صحبت مى‏کنند. پس ما قرآن نمى‏خوانیم. نعمت‏هایى به این بزرگى براى ما فراهم است، براى هیچ امّتى، چنین نبوده است که این‏گونه خواص و آثار داشته باشد. 

حضرت حجت به‌خاطر گناهان محزون است

در زیارت حضرت غایب ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ وارد شده است: «ألسَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخائِفُ!»؛ سلام بر تو اى آراستۀ بیمناک!
با این که اگر انسان خائن باشد، باید خائف باشد، و شخص مُهذّب و بى‌گناه و پاک از کسى بیم ندارد، ولى آن حضرت با آن حریم پاک، خایف است. او از گناه ما و به‌خاطر اعمال ما است که آن حضرت هزار سال در بیابان‌ها دربه‌در و خائف است.

پرسش و پاسخ درباره حضرت ولی عصر(عج)

1- من مشتاق زیارت حضرت حجت بن الحسن العسکری - عجل الله تعالی فرجه الشریف- می‌باشم. از حضرت‌عالی تقاضا دارم که مرا دعا کنید که به این سعادت نائل شوم.
ج: زیاد صلوات، اهدای وجود مقدسش نمایید، همراه با دعای تعجیل فرجش؛ و زیاد به مسجد جمکران، مشرف شوید با ادای نمازهایش.

2- به نظر شما کمال انسان چیست؟ اسباب آن چه می‌باشد؟ و اگر در حال حاضر فردی را می‌توان الگو قرار داد و شما می‌شناسید، معرفی نمایید؟
ج: کمال انسان در عبودیّت است و سبب عبودیت، ترک معصیت در اعتقاد و عمل است. فرد کامل، مرشد است و در این عصر، [ فرد کامل] ولی عصر(عج) است؛ و طریق رسیدن به ارشاد او، ادامه توسلات است مانند زیارات مأثوره از روی صدق و نمازهای آن حضرت - علیه السلام - و همه ارادت به خدا و دوستان او.

3- چگونه رابطه خویش را با اهل بیت - علیهم السلام - و به‌خصوص صاحب العصر (عج) تقویت کنیم؟
ج: اطاعت و فرمان برداری از خداوند بعد از شناخت او، موجب محبت به او می‌شود و همچنین سبب محبت کسانی که خداوند آنها را دوست دارد، می‌شود؛ که عبارتند از انبیاء و اوصیاء که محبوب‌ترین ایشان به خداوند، حضرت محمد و آل او - علیه و علیهم السلام- می‌باشند و نزدیک‌ترین ایشان به ما، صاحب الامر - عجل الله تعالی فرجه الشیریف - می‌باشد.

4- معلمی درباره مسائل پشت پرده شما و برخی از علما، مثل« شیخ مفید قدس سره» با امام زمان(عج) با ما صحبت کرد. از شما تقاضامندیم که در این مورد و این امام بزرگوار و راه‌های ارتباط با ایشان را برای من بنویسید؟
ج: راه‌های ارتباط با خدا، طاعت خدا و طاعت امام زمان(عج) است و تشخیص آن با تطبیق عمل با دفتر شرع است، یعنی رساله عملیه.
 
نورالله خیری
 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* منبع پایگاه اینترنتی مرحوم آیت الله بهجت (ره)
ارسال نظرات