انگشتری که تعبیرش، «مدیریت مسجد روح الله» شد

به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا به نقل از شبستان، شناخت ائمه جماعات تاثیرگذار مساجد علاوه بر معرفی الگوهای نیکو به جامعه، می تواند مشوقی برای روحانیون جوان تر برای مدیریت مساجد باشد. خبرگزاری شبستان طی سلسله گزارش هایی به معرفی تعدادی از ائمه جماعات باسابقه و اثرگذار در محیطی که در آن قرار داشته یا دارند می پردازد.
در ادامه، حجت الاسلام و المسلمین رضا دقیقی شاهرودی؛ امام جماعت مسجد روح الله واقع در تهران، خیابان افسریه معرفی می شود:
هم درسِ مقام معظم رهبری در مدرسه علمیه نواب
رضا دقیقی شاهرودی، متولد 1314 در روستای «فرومد» شهرستان شاهرود است و 15 سال در حوزه علمیه مشهد به کسب علوم دینی پرداخته است. وی ابتدا وارد مدرسه «میرزا جعفر» و سپس نواب شد و از درس استادانی چون آیات سیدهادی میلانی، ادیب نیشابوری، شیخ مجتبی قزوینی، میرزا احمد مدرس بافقی و عباس علی اسلامی استفاده کرد. او در مدرسه نواب هم دوره رهبر انقلاب بوده است.
هجرت به تهران به درخواست شیخ اسلامی
دقیقی شاهرودی قبل از انقلاب به دعوت شیخ «عباس علی اسلامی» بنیانگذار «جامعه تعلیمات اسلامی» برای تقویت مدارس زیر مجموعه آن به تهران آمد و چند سالی در این مدارس، مشغول تدریس علوم دینی بود تا اینکه حکومت شاهنشاهی حکم به تعطیلی این مدارس داد. وی در ادامه به استخدام آموزش و پرورش درآمد و اواسط دهه 80 بازنشسته شد.
انگشتری که تعبیرش، مدیریت مسجد روح الله شد
وی در مورد ادامه فعالیت هایش می گوید "پس از پیروزی انقلاب اسلامی علاوه بر دبیری در مدارس، مشغول خدمت در اداره کل تبلیغات اسلامی استان تهران شدم تا اینکه حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر صادقی رشاد؛ از مسئولان سابق سازمان تبلیغات اسلامی، از من برای حضور در مسجد «روح الله» دعوت به عمل آورد و گفت که پدر شما، ثروتمند است و بنابراین نیازی به درآمد مسجد ندارید.
البته من این پیشنهاد را نپذیرفتم و گفتم منبری هستم و علی رغم علاقه شخصی، فرصت حضور مستمر در مسجد را ندارم. اما آقای رشاد تاکید کردند و به این شکل، فعالیتم در این مسجد آغاز شد".
امام جماعت مسجد روح الله علت دیگری نیز برای پذیرش این مسوولیت مطرح کرد "من مقید به برپایی روضه ماهیانه در منزلم بود و هر هفته یک روحانی سید، منبر می رفت و روضه می خواند. شبی خواب دیدم امام خمینی (ره) روی یک صندلی نشسته است و انگشتری به بنده داد که گفتم، لیاقت انگشتر شما را ندارم. هرچه ایشان اصرار کردند، قبول نکردم تا اینکه شیخ جواد خراسانی، گفت بگیر، سرانجام گرفتم. هنگام اصرار آقای رشاد برای قبول امام جماعتی مسجد روح الله، آن خواب یادم آمد، به همین خاطر فکر کردم که تعبیر انگشتر امام، «مدیریت مسجد» باشد."
به سفارش پدر «قاضی» نشدم و امام جماعت شدم
در این بخش، ذکر این نکته خالی از لطف نیست که دقیقی شاهرودی، در ابتدای انقلاب، در آزمون و مصاحبه قضاوت شرکت و قبول شد اما به امر پدر، منبر و خطابه را ترجیح داد.
او در ادامه می افزاید «موضوع دعوت از من برای حضور در مسجد را با پدرم در میان گذاشتم که ایشان فرمودند «آیا می توانی به دلیل حضور در مسجد، خواسته ای از مردم نداشته باشی؟ گفتم بله گفتند "اگر چیزی دادند، بگیر و اگر ندادند، تقاضا نکن و چشمت به «دست مردم» نباشد.»
حذف کاسه گدایی در بدو ورود به مسجد
آغاز فعالیت دقیقی شاهرودی با حضور هفت نمازگزار در مسجد همراه شد. مسجدی که هر شب، فردی یک کاسه بر می داشت و میان نمازگزاران برای جمع آوری کمک می گشت. این اقدام با ناراحتی او همراه شد و مقرر کرد تا این کار ترک شود. او معتقد است که کمک به مسجد باید مخفیانه باشد تا شرط اخلاق، خدشه دار نشود. نه اینکه کاسه گدایی برداشته و از مردم طلب کمک کرد.
خریداری زمین برای «مسجد» با فروش ماشین شخصی
مسجد بسیار کوچک و حدود یک هشتم مساحت فعلی بود تا اینکه زمینی را از سازمان زمین شهری خریداری و به زمین آن اضافه شد. حکایت این اقدام، شنیدنی است «من همراه یکی از نمازگزاران به سازمان زمین شهری رفتیم و تقاضای خریداری زمین را اعلام کردیم. گفتند «800 هزار تومان می فروشیم گفتم می خرم، گفتند الان پول دارید؟» گفتم همه اش را نداریم ولی اگر لازم باشد، ماشین قراضه ام را می فروشم و پول را تهیه می کنم، گفتند واقعا این کار را می کنی؟ گفتم بله گفتند به خاطر چنین نیت پاکی، 600 هزار تومان را بخشیدیم. سرانجام 200 هزار تومان چک نوشتم، زمین را خریداری و وقف مسجد کردیم.»
ساخت مدرسه با ثلث مال آقای سعیدی نژاد
او در ادامه گفت: آقای سعیدی نژاد از مومنین خیر مسجدی، ثلث مالش را صرف ساخت مدرسه ثقلین ـ موقوفه مسجد ـ کرد که در حال حاضر این مدرسه، اجاره داده شده است.
دقیقی شاهرودی، زمانی مدیر و دبیر این مدرسه بود. وی تا زمانی که قرض های توسعه مسجد و ساخت مدرسه را نداد، ریالی از موقوفات و درآمدهای مسجد، برای امور شخصی بر نداشت. ضمن اینکه شخصا در ساخت و گسترش مسجد و متعلقات آن کمک می کرد. عبا و عمامه را بر می داشت و سنگ، ماسه و آجر را جا به جا می کرد.
آمدم شما را به بهشت ببرم
دقیقی شاهرودی توسعه و رونق یافتنِ مسجد روح الله را لطف خدا دانست و اضافه کرد «من برای گذران هزینه های مسجد، به بازاریان تهران می گفتم، آمدم شما را به بهشت ببرم. می گفتند چک شخصی خودت را بده تا هزینه ها را تقبل کنیم. چک را می دادم و کار مسجد راه می افتاد. البته همه این ها، لطف خداوند است»
تقدیم ده ها شهید و جانباز به انقلاب
مسجد روح الله در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران با راه اندازی پایگاه بسیج، رزمندگان داوطلب را عازم جبهه های حق علیه باطل می کرد و با تقدیم ده ها شهید، جانباز و آزاده، در خدمت اسلام و انقلاب بود.
زمانی نمازگزاران مسجد روح الله به آقای دقیقی گفتند خانه شخصی شما به متراژ 72 متر، بسیار کوچک است، آن را توسعه دهید. حاج آقا پرسید اگر خانه ام را بین ایرانیان تقسیم کنم، چقدر به آن ها می رسد؟ گفتند: یک متر هم به آن ها نمی رسد. گفت بنابراین من خیلی ثروتمندم که خانه 72 متری دارم./836/د102/ل