حتی تزار روسیه هم به دنبال نفوذ در حوزه بود

به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا به نقل از رسای اندیشه، حجت الاسلام امین نیا با اشاره به ضرورت شناخت جریان ها و شخصیت ها گفت: دالگورکی سفیر تزار با پول، بعضي روحانی ها و طلاب جوان رامیخرید.
فعالیت موسسه در چه زمینه است؟
فعاليت مؤسسه حق پژوهي تنها در حيطه فرق و مذاهب است و موضوع فعاليت اين مؤسسه فقط پيرامون جريان هاي فرقه اي مانند انجمن حجتيه و مانند آن است.
حتي اگر از جايي سفارشي براي موضوع ديگري داشته باشيم به آن قسمت آن مي پردازيم كه به بحث فرقه اي مرتبط است يا به تعبير بهتر از نگاه فرقه ها به آن موضوع نگاه مي كنيم. بعنوان مثال در بحث حجاب و عفاف وقتي به ما سفارش داده شد، آنرا از دريچه فرقه اي مورد تحليل قرار داديم و رويكرد فرقه ها را به آن بررسي نموديم. يا مسأله نماز و يا موضوعات ديگر.
جریانشناسی نباشد طلبه بدون آگاهی جذب برخی جریانها میشود
حتي پيام مهم امام به حوزه هاي علميه را كه متاسفانه مغفول قرار گرفته را از همين منظر تحليل نموده و به مناسبت به بحث انجمن حجتيه پرداختيم.
شايد يكي از علت هاي موفقيت اين مؤسسه همين تمركز بر روي يك موضوع كه همان فرقه هاست باشد.
دربارۀ منشور روحانیت هم کار کردهاید؟
بله، در قدم اول بنای کار ما تبیین منشور روحانیت بود، بعد که وارد شدیم ديديم متاسفانه اين پيام بسيار مهم حضرت امام بسيار غريب است و اين مطلب برايمان بسيار عجيب بود. شما از طلاب بپرسید: چیزی به نام «منشور روحانیت»دیدهاید؟ به جرأت مي توان گفت بیش از 90 درصد طلاب اصلاً چيزي به نام «منشور روحانيت» به گوششان نخورده است!!
واقعاً چطورممکن است که در حوزه علمیه،مهمترین پیام حضرت امام روی زمین مانده باشد.
البته علت اين مطلب بعداً برايمان مشخص شد، تنها مشكل اين پيام پرداختن به موضوع انجمن حجتيه بود كه بايد مانند بقيه اموري كه گردي بر دامن انجمن مي نشاند حذف مي شد كه عملاً هم اين اتفاق افتاده است.
و ما با مطرح کردن منشور،روی یکی از آسیبهای جدی جامعه و همچنین یکی از آسیبهای مهم حوزه علمیه دست گذاشتیم و به قسمتی از ایدۀ اولیهمان رسیدیم.
از دل جریانهای علمی میتوان نتایج سیاسی نیز گرفت.
برای شناخت، برنامهریزی و آسیبشناسی حوزه، نیازمند جریانشناسی هستیم
بایدحوزه را بشناسیم تا بتوانیم برایش برنامهریزی کنیم. جریانهای حوزه را باید بشناسید تا بتوانیم آسیبهایش را بشناسیم. این کار ضروری و اولیه است. کاری که متأسفانه آن هم روی زمین مانده است. منتها وقتی با بعضی از آقایان صحبت میکنیم میگویند بالاخره جریانهای حوزه مشخص هستند، اما واقعاً این طور نیست.
هرکس در حوزه بهجایی رسیده است با تلاش فردی است
موافق نیستم که جریانها همه معلوم و مشخص هستند. یکی شاید خودش رفته و کار کرده و میداند. کی آمدیم در حوزه کلاسی بگذاریم و جریانها را برای طلاب توضیح دهیم. اگر کسی کار کرده است خودش علاقهمند بوده است مثل خیلی چیزهای دیگر. مثلاً در حوزه کسی به ما منبر یاد نداد. خودمان منبری شدیم. اگر آقای رحیمپور ازغدی مباحث کلان جامعه را مطرح میکند خودش این کار را کرده است. اگر کسی تفسیرقرآن کار کرده است همینطور. حوزه متأسفانه در این مباحث فقط فقه و اصول به ما یاد داد. در آن قلمرو هم باز خیلی کار آمد نیست.
جریانشناسی که نباشد طلبه بدون آگاهی جذب برخی جریانها میشود
خیلیها نمیدانند انجمن چیست؟ انجمنی که خاستگاهش مکتب تفکیک مشهد است. بروید در حوزه علمیه مشهد از طلاب سؤال کنید. اصلاً مکتب تفکیک یعنی چه؟ ببینید چند طلبه مشهد میداند تفکیک یعنی چه. ما در مشهد جریانهای مختلفی داریم که بعضی از این جریانها خاستگاه اصلیاش مشهد است و حتی طلاب مشهد آنها را نمیشناسند. بدتر اینکه بعضی از طلبههای ما ندانسته وارد این جریان ها میشوند. اما علت چیست؟ به این دلیل که ماجریانشناسی نداشتیم. نیامدیم واحدی را تحت عنوان جریانشناسی ایجاد کنیم. بگوییم مثلاً این جریان آقای قمی است، این جریان شیرازیهاست، این جریان فلان است. تازه ما در مشهد دو-سه جریان شیرازی داریم. بعضیهایشان مثبت و بعضیهایشان منفی و بعضیهایشان خنثی هستند. اینکار انجام نشده است. طلبه ما اطلاع ندارد مشکل مالی هم که دارد. بعضی جاها بهراحتی برخی طلبهها را جذب میکنند.
روحانیان را به دست روحانیان بایکوت و گوشهنشین میکردند
آقایی هست به نام دالگورکی. این آقا کسی است که دقیقاً همان کار مستر همفر را انجام داد. مستر همفرتوانست از طریق محمد بن عبدالوهاب وهابیت را پایهریزی کند. این آقای دالگورکی دقیقاً این کار را با علیمحمد باب انجام داد تا اینکه او ادعای بابیت کرد. دالگورکی سفیر تزار بوده. جالب است، وی زمان محمدشاه قاجار پسر ناصرالدینشاه حدود سال 1200 به ایران میآید روحانی و معمم میشود. خاطراتش را بخوانید. با پول، بعضي روحانی ها و طلاب جوان رامیخرید. میگفت من به آنها شهریه میدادم.
اگر مبانی فکریمان درست باشد، بر اساس مبانی فکری و اندیشهمان رفتارمیکنیم
آنها دور من جمع میشدند بعد کارهایی انجام میدادیم؛ مثلاً روحانیونی که به درد میخوردند،آگاه بودند، آنها را تخریب میکردیم. هرکس بهدرد بخور بود بایکوتش میکردیم. به دست روحانیون گوشه نشینش میکردیم.
چرا پیش از آنکه کسی در چاه بیفتد درِ چاه را نمیبندیم
چرا برخی طلاب جذب جریان احمدالحسن میشوند؟کسی که در بصره ادعای نیابت امام زمان کرد. چرا طلبه مشهدی باید جذب این جریان شود؟ مدیران حوزه باید پاسخگو باشند.من خیلی راحت صحبت میکنم. نه شهریه میگیرم، نه حقوق میگیرم، چیزی هم ندارم که از من بگیرند. واقعاً هم ندارم. به همین دلیل راحت میگویم. حوزه بایدپاسخگو باشد. این باید جزو مطالبات طلاب باشد. حتماًباید یک نفر بیفتد در چاله تا ما او را دربیاوریم؟ چرا روی این چاله درپوش نمیگذاریم تا کسی داخلش نیفتد؟
چند كلاس براي آشنايي طلاب با جريان احمد الحسن برگزار شده است؟
درجریانشناسی ملاکهای مختلفی را میتوانیم به کار ببندیم، درنتیجه تقسیمات مختلفی به دست خواهد آمد.باتوجه به فضای سیاسی و علمی به نظر شما کدام ملاکها در جریانشناسی فکری حوزه اولویت دارند؟ برخی ملاکهای سیاسی را بر مباحث علمی مقدم میکنند.
من اولویت اول را مباحث علمی میدانم؛ یعنی بایدجریانشناسی علمی شود. از دل آن جریانهای علمی میتوان نتایج سیاسی نیز گرفت. برای کارمندان آستان قدس بحث سبک زندگی را مطرح میکردم گفتم اصلاً چرا شیوههای زندگی با هم فرق دارند؟ مگر همه ما انسان نیستیم؟ چرا شیوه زندگی انسانها اينقدر با هم متفاوت است؟ چرا یکی حضرت سلیمان میشود و یکی قارون؟ چرا بعضی خوب زندگی میکنند و بعضی بد؟ این به تفکر انسانها مربوط است.
ای برادر تو همان اندیشهای
مابقی خود استخوان و ریشهای
گر بوداندیشهات گل، گلشنی
ور بود خاری تو هیمۀ گلخنی
ما آن طورعمل میکنیم که میاندیشیم. در مباحث جریانشناسی نیز همینگونه است. اگر مبانی فکریمان درست باشد، بر اساس مبانی فکری و اندیشهمان رفتارمیکنیم.یکی از رفتارهایمان رفتار سیاسی است. رفتارها،برداشتها، منشها،کنشها و واکنشهای سیاسیمان همه برگرفته از اندیشههایمان است. لذا فکر میکنم مباحث علمی و مبنایی اولویت دارد. بعد از آن اگر کار کنیم به جریانشناسی سیاسی میرسیم./836/د102/ل