بسیاری از متدینین در تحلیل اجتماعی ضعیف هستند

به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا به نقل از رسای اندیشه، یکی از هنرهای جریانشناسی، آنالیز و تحلیل است. اینکه یک جریان سیاسی، چرا اینگونه میگوید یا عمل میکند مربوط به پشتوانۀ آن جریان یعنی مبانی فکریاش است. روحیه اخباریگری انسان را به سمت گفتار و رفتار خاصی میکشاند.
برای خودم سؤال است چرا از دل حوزه یکی مثل امام بیرون میآید. از همان حوزه یکی مثل علامه بیرون میآید. هرکس چیزی را مهم میداند و مسیری را برای اقدام انتخاب میکند. شاید همه نیتها دلسوزانه و خالص برای اسلام و تشیع بود ولی هیچکس مثل امام نشد. هیچکس جامعیت امام وحرکت امام را نداشت. علتش چیست؟
نگاه امام با همه فرق میکرد
هر طور که بخواهید تحلیل کنید باز به «نگاه» میرسید. نگاه امام با همه فرق میکرد. اینکه میگفت آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند، از نگاه توحیدی حضرت ابراهیم علیهالسلام است.
روحیه اخباری گری انسان را به رفتار و گفتار خاص سوق می دهد
البته مكتب علامه هم مکتب توحیدی است. آن نگاه هم توحیدی است. ولي بحث «جامعنگری» را نیز داریم. بحث «کمال» و بحث «انسان کامل» را مرحوم شهید مطهری مطرح میکند. ایشان میفرماید «انسان کامل» کسی است که تمامی ارزشها در او بهطور متناسب رشد کرده باشد. بعضی از اشخاص نتوانستند آنطور که بایدوشاید این ارزشها را در خود رشد بدهند و فقط در بعضی از زمینهها رشد کردند. در بعضی زمینهها نتوانستند پیشرفت داشته باشند. حضرت امام جزو آن کاملها بود.
تفاوت رشد معنوی با رشد اجتماعی-سیاسی
مرحوم آقای مطهری از سید علی آقای شیرازی اصفهانی نام میبَرد. برایم جالب بود. ایشان میگوید من دیدم بعضی از ارزشهایی که در نهجالبلاغه هست در این آقا رشد پیدا کرده است -جنبههای معنوی و سیر و سلوکی نهجالبلاغه- اما اگر کسی از همین آقا از مسائل سیاسی بپرسند چیزی[نمیشنود]. ما بسیار شخصیتهای متدینی داشتیم که درمباحث اجتماعی ضعیف بودند.
علی علیه السلام به کمیل فرمود: عجله نکن
اصلاً نمیخواهم مقایسه کنیم؛ ولی شما خوارج را ببینید. آنها که با امیرالمؤمنین علی ع جنگیدند انسانهای متدینی بودند. شهید مطهری میگوید بعضیهایشان پینههای پیشانیشان را با مقراض و قیچی جدا میکردند. نماز شب میخواندند.
امیرالمؤمنین علیه السلام با کمیل نیمههای شب از جایی رد میشدند. کمیل جلوی خانهای ایستاد. حضرت فرمود کمیل بیا. صدای خواندن قرآن از خانه میآمد. تا به این آیه رسید «أَمَّن هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیلِ ساجِدًا وقائِمًا یحذَرُ الآخِرَةَ ویرجو رَحمَهَ رَبِّهِ». حضرت فرمود کمیل چرا اینجا ایستادهای، برویم. کمیل گفت ببینید با چه سوزی قرآن میخواند. ایکاش مویی بودم بر صورت این فرد. حضرت فرمود بیا، عجله نکن.
یکی از هنرهای جریان شناسی، آنالیز و تحلیل است
جنگ نهروان درگرفت. بعد از جنگ امیرالمؤمنین کمیل را صدا زد وجنازهای را که روی زمین افتاده بود نشانش داد و پرسید: کمیل میدانی او کیست؟ گفت نه آقا. حضرت فرمود «أَمَّن هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیلِ ساجِدًا وَقائِمًا یحذَرُ الآخِرَةَ وَیرجو رَحمَةَ رَبِّهِ» همان کسی است که آن شب با سوز این آیه را میخواند. اینها اینگونه بودند.
از ابن ملجم سؤال کردند چرا امیرالمؤمنین را در آن شب عزیز کُشتی؟ گفت مگر نخواندهایدکه «لَیلَةُالْقَدْرِ خَیرٌ مِّنْ الف شَهْر». متأسفانه برداشتها غلط است.
ربیع: جنگ با معاویه جنگ با مسلمان است
همین خواجه ربیع خودمان، کسی است که شهید مطهری در سه کتابش او را ربیع بن خثیمه میداند. او جزء زهاد ثمانیه است. اهل تسنن هشت نفر را در زهد و عبادت جزء عباد ثمانیه میشمارند، هشتنفری که در تاریخ اسلام درعبادت مثل ایشان نداریم. یکی را هم امام سجاد علیهالسلام میدانند. برخی معتقدند «همام»که خطبه متقین بر او القا شده است برادر ربیع است.
ربیع انسان زاهدی بود. پیوسته قرآن میخواند. در جنگ صفین به حضرت امیر (علی ع) گفت ماندهام، جنگ با معاویه را جایز نمیدانم چون جنگ مسلمان با مسلمان است. در زمان جنگ تحمیلی خودمان هم در مشهد افرادی داشتیم که میگفتند جنگ با صدام جنگ مسلمان با مسلمان است.وقتی جنازۀ مطهر شهدا را میآوردند آنها توهین میکردند. میگفتند چه کسی گفته اینها شهیدند. جالب اینجاست، در سال 61به ربیع بن خثیمه خبر دادند که آیا میدانی حسین بن علی علیهمالسلام را یزید بن معاویه کشته است، او درحالیکه قرآن میخواند گفت: یزید حسین را کشت؟ عجب کار بدی کرده است. بعدبه خود آمد و تا آخر عمر از این حرفش استغفار کرد، که چرا چنین حرفی زدم. ما باید قرآن بخوانیم. خدایا ببخش که من دمی از یاد تو غافل شدم.
الآن مگر نداریم؟ همین الآن برخی میگویند چرا باید با امریکا مبارزه کنیم. برخی حتی ملبس به لباس روحانیت هستند ومیگویند چهکار با امریکا دارید. این تفکر، دقیقاً همان تفکر است. اگر اینها را آنالیز و تحلیل کنید میبینید به همان اندیشه بازمیگردد./836/د102/ل