درباره همایش خرقه تزویر

به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا حجتالاسلام والمسلمین محمد تقی سبحانی در یادداشتی درباره همایش خرقه تزویر نوشته است، اين جنجال رسانه اى كه در مورد همايش "خرقه تزوير" رخ داد دقيقا معلول عملكرد ناصواب اصحاب تصوف و طرفداران ايشان در حاشيه هاى حوزه است. در دفتر تبليغات بخش كوچكى وجود دارد كه به بررسى فرقه هاى انحرافى در جامعه ايران مى پردازد و از دو سال پيش نشست هائى براى همه فرقه ها با حضور كارشناسان حوزوى، دولتى و مردمى برقرار مى كند و هدف آن هم انديشى در مورد اخرين اطلاعات ميدانى و راه هاى تقابل با آنهاست. اين برنامه ها بيشتر با استفاده از ظرفيت هاى خودجوش صورت مى گيرد و جوايزى براى تشويق فعالان درنظر گرفته مى شود.
لازم به ذكر است هم اكنون همين برنامه در خصوص وهابيت، بهائيت، مسيحيت تبشيري و ... در حال انجام است و هيچ موج رسانه اى هم ايجاد نكرده است.
اما تحركات اخير اصحاب تصوف در شهرهاى ايران سبب شد كه اطلاعات همايش به فضاهاى گسترده ترى راه يابد و برخى از دلدادگان تصوف در حوزه نيز موضوع را به رسانه هاى عمومى كشاندند كه بايد گفت الخير فى ماوقع.
اما دست اندركاران همايش بى آن كه بخواهند به بزرگنمائى دست بزنند، بر اين باورند كه تصوف فرقه اى از جهات زير مخاطره جدى است و بايد به روشنگرى در باب آن پرداخت :
١. تصوف با انگشت نهادن بر مولفه هاى مفهومى و اعتقادى شيعه و با بديل سازى، به جذب جوانان پاك دل و ناآگاه از درون جامعه شيعه مى پردازد؛ اين در حالى است كه ساير فرقه ها بيشتر از واگرايان از اسلام يا تشيع يارگيرى مى كنند. يكى از نمونه هاى آن را در همين سمپاتى هاى طلاب نسبت به اين شعارها و نمادها مى توان ديد.
٢. تصوف به تضعيف پايه هاى شريعت گرائى پرداخته و با وعده به بهشت شهود و فنا، لزوم تعبد و ضرورت تفقه را سست مى كند.
٣. انزواگرائى و عدم دخالت در سياست، يكى از وجوه بارز عملى و علمى تصوف مى باشد. اطلاعات ميدانى كه بخشى از آن در همايش ارائه مى شود، نشان مى دهد كه گرايش هاى صوفيانه تا چه اندازه در بى اعتقادسازى هواداران نسبت به سرنوشت سياسى كشور موثر است.
٤. باطن گرائى كه يكى از وجوه بارز تصوف است، به عوارضى چون تاويل گرائى و رازورى و احساس گرائى دامن مى زند و زمينه خواب و كرامت و ... را فراهم مى سازد. رجوع به تذكره هاى عارفان از قديم و جديد، و نيز حكايات و قصه هائى كه امروز در اطراف همه مشايخ صوفيه ساخته اند، به خوبى از اين اسيب پرده بر مى دارد.
٥. تصوف فرقه اى در طول تاريخ با ترويج قطب محورى و تسليم در برابر مرشد و رئيس حلقه و با ايجاد يك سازمان پنهان، به جامعه سازى در درون جامعه شيعى پرداخته و به دليل امادگى براى انشعاب هاى درونى، جامعه را پاره پاره مى كند
٦.تصوف در بنيادهاى معرفت شناختى و روش شناختى خود به شدت عقل گريز و بلكه عقل ستيز است. اين رويكرد به تدريج ذهنيت غير عقلانى را در طرفداران تقويت مى كند و نسبت به دانش هاي عقلي بدبيين و دلسرد مي كند.
٧. تصوف با تكيه بر پيشينه ادبيات و روحيه عرفانى در جامعه ايران، به سرعت عوام دل آزرده از سياست و ناكامى هاى اجتماعى و يا روان هاى آسيب ديده و بيمار را به گرد خويش مى اورد و با تاكيد بر هويت ملى، به تدريج تضاد مليت و مذهب را تقويت مى كند.
٨ به دليل وابستگى و يا نزديكى سران و يا اعضاى فرقه هاى صوفيانه با رژيم گذشته، پس از انقلاب اسلامي، بسيارى از عناصر فعال تصوف به خارج گريخته و يا ارتباطى گسترده با جامعه بين المللى يافتند. در طول دو دهه گذشته، شبكه ارتباط داخل و خارج بين اين مجموعه ها گسترش يافته و بسياري از حلقه هاى صوفيانه در داخل كه ديگر انضباط گذشته را ندارند و بدون سر و سامان كلان فعاليت مي كنند، ب گروه هاى خارجى پيوند خورده و اهداف سياسى و امنيتى پيداكرده اند. ...
آن چه گفته شد، محصول اطلاعات ميدانى است كه اسناد ان به اندازه لزوم در متن و حاشيه همايش عرضه مى شود و البته زمينه بررسى و نقد هم فراهم مى گردد.
به نظر مي رسد كه اين مقدار اطلاعات براى انجام يك حركت فرهنگى در يك سطح محدود كافى باشد.
البته اين امور چنان كه گفته شد، ريشه هاى عميق ترى هم در شرايط فرهنگى و اجتماعى دارد كه بخش هاى تخصصى ديگر در دفتر تبليغات و خارج از آن مشغول هستند و به حوزه تخصصى ما ارتباطى ندارد./836/د102/ل