۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۷:۲۵
کد خبر: ۴۷۱۹
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم قم:

شکل‌گیری انقلاب اسلامی مبتنی بر تئوری و نظریه بوده است

خبرگزاری رسا ـ عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم قم گفت: مهم‌ترین دستاورد انقلاب اسلامی ایران چگونگی تلفیق اصالت و تجدد است.
حجت الاسلام غلامرضا بهروز لك
 
با نزدیک شدن به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری فرصتی دست داد تا گفت‌وگویی را با یکی از کارشناسان علوم سیاسی حوزه علمیه قم ترتیب دهیم و به واکاوی دوران سی ساله انقلاب و دستاوردهای آن بپردازیم. انقلابی که با حضور چشم‌گیر مردم و رهبری خردمندانة حضرت امام خمینی پس از سال‌ها تلاش و از خود گذشتگی به نتیجه نهایی رسید و برای نخستین بار در دنیا دموکراسی و مردم سالاری دینی را به نمایش گذاشت. در این گفت‌وگو ما میهمان حجت‌الاسلام غلامرضا بهروزلک، استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم قم هستیم.

رسا ـ لطفاً فضای سیاسی امروز کشور را تشریح کنید.

به نظر من آنچه در زمان حاضر می‌توان به آن اشاره نمود که یکی از دستاوردهای مهم در عرصه مسائل داخلی به شمار می‌رود این است که مردم ما در تشخیص صلاحیت کاندیداها تجزیه و تحلیل‌های شخصی خودشان را بیشتر به کار می‌گیرند. مراد من این است که مردم برخلاف دوره‌های قبل که به شخصیت کاندیداها توجه می‌کردند، در حال حاضر به سمت برنامه‌هایی که کاندیداها به تدریج اعلام می‌کنند گرایش دارند.

رسا ـ یعنی به شایستگی‌ها و قابلیت‌های کاندیداها توجه می‌کنند تا به شعارها؟

بله، اگرچه به نظر من این مسأله هنوز به‌طور کامل شکل نگرفته است. در هر صورت امروزه این اعتماد جزیی‌تر شده و بررسی‌های بیشتری صورت می‌گیرد. از این رو تأکید برشایستگی‌های فردی و علمی کاندیداها بسیار ارزشمند است. یا به‌عبارت دیگر می‌توان گفت ما به قانون‌مندی بیشتر در عرصه داخلی نزدیک می‌شویم. نه این‌که ما قبلاً قانون‌مند نبودیم؛ اما جامعه ما به سمت قانون‌مند کردن فعالیت‌ها پیش می‌رود. البته من معتقدم که هنوز در این زمینه وضعِ کاملاً مطلوبی را نداریم.

رسا ـ البته این قانون‌مندی در دولت‌های مختلف دارای فراز و نشیب‌هایی هم بوده.

درست است. اما بحث کلی این است که جامعه ما به‌سمت قانون‌مندترشدن در حال حرکت است؛ هر چند با وضعیت مطلوب اسلامی هنوز فاصله است. در هر صوت ما چالش‌هایی را هم در پیش رو داریم که یکی از آنها این است که ما به‌تدریج که از انقلاب اسلامی فاصله می‌گیریم شاهدیم که ارزش‌های بنیادین انقلاب در حال کم رنگ شدن است و این که مقام معظم رهبری در تمجید برخی دولت‌ها گفتند این دولت‌‌ها ارزش‌ها را برجسته کردند، نشان می‌دهد که ارزش‌ها در جامعه ما در حال کم رنگ‌تر شدن است. انقلاب اسلامی ایران براساس ارزش‌هایی که خواست اسلام است صورت گرفت. ارزش‌هایی چون ایثار، معنویت‌گرایی، صداقت، تعهد، تلاش برای حفظ منافع مسائلی هستند که ما می‌بینیم رفته‌رفته به بهانة مدیریت علمی یا تحت‌تأثیر باندبازی یا جناج‌ بازی به حاشیه رانده شده‌اند. گاهی همان تعارض تعهد و تخصص که در گذشته هم وجود داشت سبب شد تا افرادی به کار گرفته شوند که تخصص دارند؛ اما تعهد ندارند.

رسا ـ منظورتان از گذشته چه زمانی است؟

منظورم اوایل انقلاب که این مسائل مطرح بود؛ اما ما می‌بینیم که رفته‌رفته افرادی را پیدا می‌شوند که متخصص‌اند؛ اما این‌که این متخصصان تعهدات لازم را داشته‌باشند، خوب در نظر گرفته نشد. به‌خصوص که در عرصه مدیریت اجتماعی و انسانی متخصصانی آمدند که به‌نوعی تخصصشان وامدار ارزش‌های غربی بود. البته این نه در سطح خود ریاست جمهور؛ اما در عرصه مدیریت کلان اجتماعی ما، این مسأله وجود داشته است.

رسا ـ شاید این مسأله‌ به مدیریت مربوط نشود؛ بلکه به ساختار برگردد. مثلاً در اقتصاد، وقتی اقتصاد ما برگرفته از غرب است، مدیری هم که می‌آید خود‌به‌خود باید همین اقتصاد با ملاک‌های غیراسلامی را عملی کند. حالا چه متعهد باشد یا نباشد.

ببینید در اقتصاد این‌گونه نیست که دانش اقتصاد تحت سیطره غرب باشد. اما این‌که ما آن را به رسمیت بشناسیم خودش نوعی خسارت است. در تفکر سیاسی گاهی دیده می‌شد کسانی نظام تفکر سیاسی جامعه را رقم می‌زدند که به‌نوعی جدا شدن از ارزش‌های حکومت دینی و رفتن به سمت یک نوع سکولاریسم یا عرفی شدن را ترویج می‌کنند که در دوره‌ای این مسأله ملموس بوده و تخصص‌ها به‌جای این که مبتنی بر دانش اسلامی باشد، بر دانش غربی بنا شده است. من می‌خواهم بگویم که این یک خطر است.
من این موضوع را کمی بیشتر باز می‌کنم. ما چگونه باید مدیریت کنیم؟ باید براساس ارزش‌های اسلامی مدیریت جامعه را انجام می‌دهیم؛ اما گاهی افرادی به ما می‌گویند که برنامه‌های شما علمی نیستند و برنامه‌ها را به اسم علمی نبودن زیر سؤال می‌برند؛ چون معیار داوری آنها برگرفته از دانش غرب است. این تیپ افراد به‌جای این که مهندسی سیاسی جامعه را براساس ارزش‌های اسلامی شکل دهند که خروجی آن حکو مت اسلامی باشد براساس هنجارهایی شکل می‌دهند که در واقع خروجی آن ارزش‌ها و حکومت اسلامی نیست و جامعه را به یک نوع استحاله از درون دچار می‌کنند.

رسا ـ می‌شود مثالی بزنید؟

بله، مثلاً همین انقلاب نرم و مخملی که در بعضی از کشورهای منطقه ما و اروپای مرکزی اتفاق افتاد و دیدیم که بر اروپایی که بلوک شوروی سابق را شامل می‌شود چه تأثیری گذاشت. آیا این تغییرات به‌خاطر این نبود که آنها همان ارزش‌هایی را که در جامعه غربی وجود داشت بازسازی کردند؟ من احساس می‌کنم یکی از آسیب‌ها و ضعف‌های جامعه ما این است که هنوز نظام ما برای جریان‌های سیاسی یک مدیریت کلان ندارد؛ یعنی در رابطه با این موضوع که چگونه مانع این شویم که آن ارزش‌های راستین انقلاب اسلامی که در سیره علوی و نبوی و حتی در سیره خود امام خمینی وجود داشته، در عرصه باقی بمانند برنامه خاصی نداریم.


رسا ـ یکی از چالش‌های ما درعرصه داخلی می‌تواند این باشد که ما با نسلی مواجه هستیم که انقلاب و سایر اتفاقات را ندیده‌اند. در این رابطه چه باید کرد؟

درست است. یکی از چالش‌هایی که فکر می‌کنم در عرصه داخلی می‌توانیم شناسایی کنیم این است که ما به تدریج تغییر نسل‌ها را خواهیم داشت. نسلی که انقلاب کرده است، نسلِ خاصی بود و امروزه نسل‌ها در حال دگرگون شدن هستند. از طرف دیگر این‌که میزان تعهد و پایبندی نسل جدید و جوان ما به ارزش‌های کلیدی و بنیادی انقلاب اسلامی چه اندازه است، خود موضوع دیگری است و ما نمی‌توانیم بگوییم که نسل جدید ارزش‌ها را نادیده می‌گیرند. چه‌بسا نسل سوم و چهارمی‌ها واقعاً در صحنه افتخارآفرینی بهتر عمل کنند. اما چون این نسل جدید نسبت به نسل‌های قدیمی بیشتر در معرض تهاجمات فرهنگی دشمن هستند باید شرایط بین‌المللی و جهانی را در نظر گرفت که در این وضعیت، ابزارهای اطلاع‌رسانی شرایط نفوذ عقیده و افکار و سلیقه‌های بیرونی را در درون جامعه بیشترکرده است. که این سبب می‌شود فرایند جامعه‌پذیری سیاسی- اجتماعی در جامعه ایران اگر بخواهد ارزش‌ها توسط نسل قدیم به نسل جدید منتقل شود گاهی با چالش‌هایی مواجه می‌شود. لذا گاهی می‌بینید نسل جدید سخنانی که از صداوسیمای ما پخش می‌شود را با دیده شک‌وتردید نگاه می‌کنند یا گاهی می‌بینم که نسل قبلی‌ سخنانی را که برای نسل جدید مطرح می‌کنند نمی‌توانند باور کنند. بنابراین یک مقدار از چالش‌هایی را که ما از درون داریم این است که این نوع تغییر نسل‌ها سبب می‌شود که مذاق نسل‌ها هم تفاوت داشته باشد.

رسا ـ به‌تازه‌گی این شبهه در رابطه با انقلاب اسلامی مطرح شده است که انقلاب اسلامی‌ایران فاقد تئوری بود.

بنده این شبهه را رد می‌کنم؛ چرا که معتقدم انقلاب اسلامی ما مبتنی بر تئوری و نظریه بوده است؛ اما این‌که ما این مسأله را تا چه اندازه توانسته‌ایم تبین کنیم یک بحث دیگری است. در واقع انقلاب اسلامی در زمانی که اوج سکولاریسم درغرب مطرح بود دارای یک تئوری بوده است که به‌شیوه خاص و با لحاظ نیازهای دنیای جدید دین را به‌عرصه مسائل سیاسی جامعه وارد کرده است. مثلاً لحاظ‌کردن مسائل جدید این بود که در دنیای جدید لازم است که مردم مشارکت عمومی فعال داشته باشند یا باید رأی مردم تعیین کننده باشد. از این رو می‌بینم حضرت امام همه موارد را لحاظ کرده و نخستین کاری که انجام می‌دهد برگزاری رفراندم است. در طول سی سال ما بارها انتخابات رسمی داشته‌ایم. اما این‌که تا چه اندازه آن را بسط داده‌ایم و چالش‌ها و عوامل داخلی و خارجی تا چه اندازه در برابر این نظریه ایستادگی کرد بحث دیگری است. بنابراین من این مطلب را که جمهوری اسلامی فاقد یک چهار‌چوب نظری بوده است را رد می‌کنم.

رسا ـ مهم‌ترین نظریه سیاسی که ما بعد از انقلاب، وارد عرصه سیاسی کشور کرده‌ایم چه بوده است؟

ببینید مهم‌ترین دست آورد انقلاب اسلامی ایران که هیچ کدام از انقلاب‌های اسلامی مشابه ما نتوانستند ایجاد کنند چگونگی تلفیق اصالت و تجدد است. ما چگونه می‌توانیم با حفظ ارزش‌های اصیل اسلامی نیازهای جدید را تأمین کنیم و مجدد باشیم یعنی به‌جای این‌که مانند غرب‌گرایان و متجددان غرب‌گرا، غربی فکر کنیم خودمان مجدد باشیم و بتوانیم اصالت اسلامی را با نیازهای زمانه وفق دهیم. حضرت امام(ره) این کار را انجام داد و الگویی را ارائه کرد که هم می‌توان اصالت اسلامی را تحت ولایت امام معصوم ازطریق ولایت فقیه حفظ کرد و از طرف دیگر نیازهای زمانه را هم شکل داد. ما مشارکت عمومی را از طرف انتخابات به رسمیت شناختیم و تحزّب را در چهارچوب مشخص، اجازه دادیم.

رسا ـ فکر نمی‌کنید شرکت مردم در انتخابات و حزب‌گرایی در دنیای امروز امری بدیهی است؟

ببیند پندار دنیای غرب از تحزب، یک تحزب مدرن بود و آن اسلام‌گرایانی هم که تحزب را مطرح می‌کردند در اصالت داشتن به ارزش‌ها، ضعیف بودند. بنده برای شما مثالی می‌زنم از تاریخ معاصر؛ ما یک اسلام فقاهتی داشتیم که حضرت امام نمایندگی این جریان را به عهده داشت.اما دو جریان رقیب اسلامی دیگر هم داشتیم که اسلام سوسیالیستی و اسلام لیبرالی بودند. اسلام سوسیالیستی در جریان فکری خداپرستان سوسیالیست شکل می‌گیرد و اینها در واقع دارند اصالت را از دست می‌دهند و رقیق‌ترمی‌شود تا سوسیالیست برجسته‌تر شود مانند برخی از تفکرات مرحوم شریعتی که بار اسلامی سوسیالیستی دارد. در کتابی هم که ایشان تحت عنوان ابوذر نخستین سوسیالیست مسلمان دارند من فکر می‌کنم رگه سوسیالیستی مشهود است یا مثلاً گاهی می‌بینم اسلام با لیبرالیسم می‌لغزد مثلاً نهضت آزادی و افرادی مانند مهندس بازرگان و بعدها کسانی مانند دکتر سروش اینها کسانی هستند که اسلام را اجمالاً قبول دارند اما دلدادگیشان به لیبرالیسم بیشتر است. از این رو اسلام را سکولار می‌کنند تا در عرصه سیاسی و فکری نقشی نداشته باشد. در حالی که انقلابِ حضرت امام هیچ کدام از این گزینه‌ها نیست.

رسا ـ به نظر شما نظریه «نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی» پس از این سی ساله انقلاب تا چه اندازه نهادینه شده است؟ این سؤال را می‌پرسم چون عده‌ای شبهه می‌کنند ما برای تثبیت موقعیت سیاسی خودمان در جهان مجبوریم به برخی قدرت‌ها امتیاز بدهیم؟

این‌گونه نیست. ببینید بازی سیاسی با اندیشه و تفکر سیاسی خیلی فرق دارد. ممکن است در حالی که ما با پایبندی کامل به ارزش‌ها، نه شرقی و نه غربی می‌گوییم، یک نوع همسویی منافع با بلوک شرق در مقابل دنیای کاپیتالاسی و دشمنی با آمریکا برای حفظ منافع ایجاد کنیم. که ‌این بازی سیاسی است نه گرایش فکری.

رسا ـ اگر مجبور به امتیازدادن شویم چه خواهد شد؟

بنده اگر بخواهم دقیق‌تر از این بگویم این‌گونه خواهد شد که ما در الگوگیری، نه شرقی ونه غربی هستیم؛ اما این‌طور نیست که مصالح سیاسی را مد نظر قرار ندهیم. ببینید در دوران قبل که هم بلوک شرق داشتیم و هم بلوک غرب، این دو قطب به لحاظ فکری و اندیشیدن دنیا را به سوی خود متمایل می‌کردند؛ اما انقلاب اسلامی ما هیچ کدام از اینها نبود؛ بلکه الگوی مستقل خودش را که اسلام ناب محمدی است، دنبال می‌کرد. اما در دنیای سیاست، شما می‌توانید بازی سیاسی انجام دهید. پس مقام نظریه وعمل کاملاً با هم فرق دارد.

رسا ـ منظورتان از بازی سیاسی چیست؟

بازی سیاسی، دیپلماسی است. شما ببینید ما الان اسلحه‌ای نیاز داریم. آیا این لوازم را از آمریکا تأمین کنیم یا از اروپا و انگلستان یا از بلوک شرق. اینها بین خودشان تنش‌هایی دارند. همان‌طور که در قضیه انرژی صلح آمیز هسته‌ای ما دیدیم که روسیه در قضیه استقرار موشک‌های دور برد راهبری آمریکا درکشوری چون لهستان تنش پیدا کرده است و ما هم این‌جا تحت فشار آمریکا هستیم. لذا این بازی سیاسی است که ما در این‌جا در منافع مقطعی به روسیه نزدیک شویم.

رسا ـ اگر ما امروزه بخواهیم بدون کمک هیچ کدام از کشورها انرژی هسته‌ای داشته باشیم، می‌توانیم؟

ببینید ما باید در مصالح و منافعی که براساس عزت اسلامی و براساس بسیاری از مواردی که در اصول سیاست خارجی خودمان داریم عمل کنیم این عملکرد سیاسی غیر از نظریه سیاسی است. نظریه سیاسی این است که شما حکومت را براساس یک شیوه سوسیالیستی اداره کنید مانند کوبا یا افغانستان. قبل از پیروزی اسلام‌گرایان اینها اندیشه را براساس وابستگی به شوروی تعریف کرده بودند یا کسانی بودند که مثل حزب بعث سوسیالیستی فکری و عملی پیدا کرده بود. ما می‌توانیم با خود اروپا و حتی با آمریکا تعامل داشته باشیم اما این بدان معنا نیست که اندیشه آنها را بپذیریم.

رسا ـ به ادامه بحث برگردیم. از چالش‌های درون جامعه می‌فرمودید.

بله، من فکر می‌کنم در جامعه چالش‌هایی را داریم که نسل سوم و چهارمی‌ها هستند که تا حدودی با اصول و ارزش‌های انقلاب آشنا نیستند. هرچند در بین آنها هم انسان‌های ارزشمندی وجود دارد. به‌بیان کلی ما در عرصه داخلی باید در برخی از قسمت‌ها بسط نظریه انجام می‌دادیم که در این قسمت ضعف‌هایی داریم. آیا ما توانسته‌ایم نسل‌های جدید را با ارزش‌های خودمان رشد دهیم؟

رسا ـ وضعیت فعلی انتخابات کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ما اگر بخواهیم یک مرورکلی داشته باشم می‌بینیم که ما شش دوره مهم را درکشور داشته‌ایم. دوران تأسیس سال 57و58، دوران تثبیت 59و60، دوران دفاع مقدس دورانی است که جریان‌ها داخلی کشور آرام آرام شکل می‌گیرد، سال 67تا75 دوران سازندگی نام گرفته که هم در عرصه سازندگی شاهد فعالیت‌هایی هستیم و هم درعرصه سیاسی فرهنگی شاهد هستیم که یک نوع تغییرات به وجود می‌آید که جریان‌ها سنتی ما چهره جدیدتری را به خودشان می‌گیرند. راست و چپ کلاسیک و سنتی در این دوره سبقه جدیدی پیدا می‌کنند. راست‌ها سبقه مدرن‌تری به خود می‌گیرند. لذا چپ و راست مدرن هم وارد ادبیات سیاسی ما می‌شود. مثلاً بازگشت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در نماد چپ مدرن و شکل‌گیری کارگزان سازندگی به‌عنوان قرائتی از راست مدرن هستند تا به دوره اصلاحات می‌رسیم که عامل خارجی تأثیر دارد و ارزش‌ها و نشانه‌های خارجی را در نظام خودمان بیشتر می‌بینیم. مثلاً نوع تعبیر از آزادی و توسعه سیاسی شکل دیگری پیدا می‌کند.
در واقع حکومت‌داری و عرفی شدن که در این دوره شکل گرفت و واکنش طبیعی به اصول‌گرایی بود که از سال 82 در مجلس هفتم شکل گرفت و تا کنون حاکم است.

رسا ـ تعبیر شما از اصولگرایی چیست؟

مقام معظم رهبری سعی کردند این مسأله را قدری شفاف کنند و به نظر می‌رسد اصول‌گرایی اصلاح طلب نتیجه این تلطیفی بود که مقام معظم رهبری داشتند. اصول‌گرای اصلاح طلب که هم بتواند ارزش‌ها را برجسته کند و هم بتواند مجدد باشد، همان خط فکری حضرت امام خواهد بود. بنابراین سؤال‌هایی از این دست مطرح است که آیا ما می‌توانیم این‌گونه باشیم؟ یا آیا اصول‌گرایی صرفاً بازگشت به گذشته است؟ سال نوآوری و شکوفایی را که مقام معظم رهبری مطرح کردند یک پیام داشت و آن این بود که نکند در سال نوآوری و شکوفایی ما به اسم اصلاح‌طلبی، گذشته‌گرا بشویم. البته این سخن به نظر می‌رسد در لفافه بیان شد.

رسا ـ منظور از بازگشت به گذشته چیست؟

روشن است.

رسا ـ لطفاً تبین بفرمایید.

بازگشت به گذشته آن است که خیال کنیم آن ارزش‌های اول انقلاب به همان حالت باید باشد. در حالی که خود حضرت امام اجتهاد مبتنی بر زمان و مکان را برجسته کردند. ما در هر شرایطی باید آن اصول را بگیریم و با نیازها تطبیق دهیم.

رسا ـ مذاکره با آمریکا در همین قالب تفسیر می‌شود؟

مذاکره با آمریکا یک تاکتیک عملی بود تا بخواهد یک نظریه باشد. البته بحث مذاکره با آمریکا از مباحثی است که در اختیار رهبری است.

رسا ـ در رابطه با دستاوردهای ما در عرصه سیاست خارجی به چه نکاتی می توان اشاره کرد؟

ما در درهه اول انقلاب سیطره و ستیز را به‌صورت مستقیم با استکبار جهانی داشتیم و همچنین شعار و آموزه صدور انقلاب را به صورت جدی‌تری دنبال می‌کردیم. درگیری ما با عراق و حامیان او در جهان غرب و بلوک شرق مشکلات ما بود. در دهه دوم انقلاب با فروپاشی بلوک شرق با هشدار مقام معظم رهبری در رابطه با شبیخون فرهنگی مواجه می‌شویم. سال 72تا 75 بحث تهاجم فرهنگی و درسال 80 بحث ناتوی فرهنگی را مطرح می‌کنند که این نشان دهنده این است که محیط ما تا چه اندازه تأثیرگذار است یعنی مشخصاً فروپاشی بلوک شرق و سیطره بلوک غرب تحت دکترین نظم نوین جهانی و تحت نظارت جرج بوش پدر یکی از دغدغده‌های ما شد.

رسا ـ ارزیابی کلی شما از این سی ساله انقلاب چیست؟

ببینید ما در بعضی از مسائل مانند معیشت عمومی و بحث عدالت هرچه هم شعار دادیم نتوانستیم عدالت را که شعار اصلی انقلاب بود محقق نماییم. آیا ما توانسته‌ایم پایه نیاز نیازمندان را برطرف کنیم. ما می‌بینیم که کشورهای اروپایی از ما جلوتر هستند. بیمه بیکاری که آنها دارند سبب می‌شود حداقل معیشت را به نیازمندان جامعه برساند. ما هم خواسته‌ایم قدم‌هایی برداریم؛ اما با رقم‌های ناچیز فرضاً با ماهی پنجاه هزار تومان. آیا کسی با این رقم می‌تواند زندگی کند؟ در حالی که در اروپا بیمه بیکاری بین 800 تا 1000 یورو پرداخت می‌شود. این هزاریورو در مقابل حقوق توانمند‌ترین افراد که حدود ده هزاریورو است رقم قابل قبولی است. بنابراین باید گفت ارزش‌هایی بود که ما می‌خواستم زنده کنیم اما موفق نشدیم.

رسا ـ مهم‌ترین وظیفه رئیس جمهور آینده را چه وظیفه‌ای می‌دانید؟

رؤسای جمهور ما هم باید یک نوع مهندسی اقتصادی اجتماعی را در داخل کشور انجام دهند و ارزش‌های کلیدی و بنیادی انقلاب یعنی گسترش عدالت وتأمین رفاه عمومی و رفع نیازها را جدی بگیرند. بنابراین ما باید در انتخابات دهم به رئیس جمهوری رأی بدهیم که بتواند فضای موجود داخلی را پوشش دهد و اصول بنیادین انقلاب اسلامی را که تأمین نیازهای عمومی، بسط عدالت، ایجاد فرصت‌های برابر، بسط آزادی‌های مشروع، پایبندی به اصل ولایت فقیه را حفظ نماید. حضرت امام فرمود پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد یعنی ولایت فقیه شناسنامه ما است همان‌طور که شیعه با امام زمان خودش شناخته می شود. مبادا کسانی متوجه نباشند که در دوره غیبت باید از امام مشروع خود اطاعت نمایند.

رسا ـ بعضی سیاسیون می‌گویند ما ولایت فقیه را به این عنوان که قانون اساسی تعیین کرده است قبول داریم. این حرف تا چه اندازه می‌تواند صحیح باشد؟

ببینید اینها مشکلاتی است که ما درفهم‌مان از کلام شیعی داریم. اقتضای کلام شیعی این است که امام معصوم، جامعه را بلاتکلیف رها نکند. این مسأله را حضرت امام به ما آموخت. پس ما ولایت فقیه را تالی‌تلو ولایت معصوم معرفی می‌کنیم یعنی می‌گوییم شیعه ناب بودن لازمه‌‌اش این است همان‌طوری که از معصوم اطاعت دارد از جانشین امام هم تبعیت داشته باشد.


رسا ـ با تشکر از حضرت‌عالی که در این گفتگو شرکت فرمودید.




ارسال نظرات