تربیت نیروی انسانی راهگشای نظام ملی نوآوری است

به گزارش خبرگزاری رسا به نقل از شورای عالی انقلاب فرهنگی، مباحث و مولفههای بسیاری در دستیابی به اقتصاد مقاومتی مطرح شده است و از مهم ترین آن ها نظام ملی نوآوری خصوصا بعد فرهنگی آن می باشد.از سویی دیگر به دلیل نقش و اهمیت نوآوری به مثابة موتور اصلی پیشرفت جوامع، طراحی نظام ملی نوآوری برای تکمیل حلقه "از ایده تا بازار" و هدایت جریان نوآوری از اهمیت زیادی برخوردار است. در خصوص اهمیت و ابعاد این موضوع با دکتر حسین ساری مدیر شبکه آموزش سیما و عضو کارگزوه نظام ملی نوآوری به گفتگو نشسته است که مشروح آن در پی خواهد آمد:
ارتباط نظام ملي نوآوري با اقتصاد مقاومتي چگونه است ؟
نظام ملی نوآوری با اقتصاد مقاومتی همبستگی مستقیم دارند و می تواند به مثابه نرم افزاری برای اقتصاد مقاومتی باشد و از جنبه های مختلف می توان این مسئله بررسی کرد.
یکی از جنبهها آن است که تا وقتی که اقتصاد ما اقتصاد تک محصولی و متکی به نفت است علی القاعده نمی توان ادعا کرد که اقتصاد مقاومتی داریم، چرا كه متغیرهای اقتصاد در اختیار ما نیست و اصل کلی اقتصاد مقاومتی آن است که متغیرها را بتوانیم کنترل کنیم.
بنابراین اگر فقط متکی به نفت باشیم که در آن محور،بازیهای اقتصادی و سیاسی است نمی توان به اقتصاد مقاومتی رسيد بلكه باید از اقتصاد تک محصولی عبور کنیم.
نظام آوری این فرصت را می دهد که در حوزه های مختلف اعم از صنعت، فرهنگ، هنر و... با اتکا به نیازها و ایده های نو بتوان محصولات متعددی را هدف گذاری کرد و حوزه های مختلفی فرهنگي در آن با يك ديگر ارتباط تنگاتنگی هم دارند.
در هر حال نظام ملی نوآوری ارتباط تنگاتنگی با اقتصاد مقاومتي دارد و این ارتباط از جنبه های مختلف است و که اكنون تنها به جنبه تنوع و تکثر محصول پرداختم.
اهمیت نظام ملی نوآوری در مقابل نفوذ فرهنگی به چه ميزان است؟
در حوزه اندیشه و فرهنگ نفوذ یک مسئله کاملا جدی است و اساسا به دلیل وجود دشمنان فراواني كه داریم نفوذ هم محتمل است. نفوذ هم می تواند هم جنبه داخلی داشته باشد و هم جنبه خارجی و تنها این نیست که نیروی نفوذگر از خارج آمده و تخریب را ایجاد کند.
تخريب هم می تواند فردی باشد و هم جنبه جریانی داشته باشد و جریان مخرب فرهنگی را ایجاد کند و نظام ملی نوآوری در حوزه فرهنگی می تواند راهکار اساسی براي مقابله با نفوذ باشد.
يكي از راههای نفوذ فرهنگی از طریق محصولات فرهنگی، مبادلات یک طرفه فرهنگی است که در کشور اتفاق میافتد یعنی وقتی تراز فرهنگی ما همیشه منفی است و انبوهي از محصولات فرهنگی وارد کشور می شود بدون کمترین صادرات محصولات فرهنگی ،این جریان یک طرفه ابزار نفوذ خواهدشد.
محتوای ضد فرهنگی در قالب محصولات فرهنگی مختلف: فیلم، انیمیشن، اسباب بازی، بازی رایانهای و... وارد کشور می شود و نفوذ را ایجاد می کند و بعد از یک مدت متوجه می شویم تربیت نوجوانان ما آن گونه که ما می خواهیم اتفاق نیفتاده است بلكه از طریق این محصولات تربیت شده اند.
پس اهمیت نظام ملی نوآوری در مقابله با این محصولات بسیار بالاست هم به جهت اینکه منطبق با نیازهای جامعه خود ایده و طرح های بومی را تبدیل به محصول میکنیم که بار ارزشی و فرهنگی ما را دارد و هم اینکه نیاز به این محصولات را در جامعه پاسخ می ده، آن وقت جریان نفوذ فرهنگی در كشور را می توان سد کرد و اگر از اين امكان بهره نبريم دیگران از این خلا استفاده می کنند.
حلقه های مفقوده زنجيره ايده تا عمل محصولات فرهنگي در كجاست كه بعد از گذشت اين مدت در رشد و توسعه صنايع فرهنگي به جايگاه مطلوب نرسيدهايم؟
موانع مختلفی را می توانیم اسم ببریم بخشی از این موانع ساختاری و بخشی فرهنگی و بخشی هم حقوقی و قانونی است.
ما در نظام ملی نوآوری به ترکیب صنعت، دولت و دانشگاه نيازمنديم که برای ترکیب این ها همواره تلاش شده است و در صورت پيوند درست خیلی خوب می تواند به تولید مناسب فرهنگی منجر شود.
مانع بعدي حقوقی است؛ بخشی از پیشرانهایی که در جامعه برای نظام ملی نوآوری لازم داریم موجود نیست و اینها باید ایجاد شود تا حلقههای مفقوده به هم متصل شوند.
نمونه این پیشرانها سیاست گذاري یا سیاستهای حمایتی است که حمایتها در مرحله تکوین، نوعا دولتی هستند، به طور مثال در خیلی از جاهای دنیا دولتها صندوقهای ریسک پذیری درست می کنند.
در راهبردها و راهکارهای نظام ملی نوآوری هم که مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی است بر اين مسئله بسيار تاکید شده كه باید حداقل در مرحله شروع و تکمیل بايد از محصولات فرهنگي و صاحبان ايده حمایت شود. باید این اتفاق بیفتد وسرمایه در خدمت خلاقیت فرهنگی گیرد.
یکی دیگر از این پیشرانها نظامات پژوهشی و کابردی است. در حوزه خلاقیتهای فرهنگی و نظام نوآوری، علاوه بر دولت دانشگاهها خیلی می توانند کمک کنند كه اگر اينها در کنار هم قرار نگیرند حقلههاي لازم به هم متصل نخواهد شد.
در همين راستا بعضی از زیرساختهای ارتباطی و اطلاعاتی باید شکل بگیرد چون بسیاری از صنایع فرهنگی ما از طریق شبکه می تواند با هم متصل شود، مثلا یکی از صنایع فرهنگی ما انیمیشن است و اگر سیستمهای اطلاعاتی و ارتباطی قوی داشته باشیم گروههايي که در این حوزه کار می کنند را می توانیم به هم متصل کنیم.
اما الان سالهاست شبکه ملی اطلاعات هنوز به طور عملیاتی بهره برداری نشده است البته اخیرا کاری انجام شده است و مقام معظم رهبری (مدظله العالي) روي آن تاکید مجدد کردند.
فضاهای مجازی در محصولات فرهنگی خیلی می تواند کمک کند، جنس محصولات فرهنگی به گونه ای است که شما می توانید به واسطه آن آدمها را در کنار هم قرار دهید. یک هنرمند باید به وسیله ساز و کارهایی در کنار یک تولید کننده و آن ها باید در کنار یک سرمایه گذار و بازاریاب قرا بگیرند و زماني كه در کنار هم قرار می گیرند می توانند شبکه را کامل كنند. در دنیای مدرن امروز هم این طور نیست که بنا باشد این ها به شکل سخت افزاری در کنار هم قرار گیرند.
راهكار دانش بنيان كردن صنايع فرهنگي چيست؟
براي شاخه های دیگر در صنایع فرهنگی باید مراکز رشد ایجاد کنیم و باید شرکتهای دانش بنیان را پر و بال بدهیم زيرا جنس صنایع فرهنگی یا صنایع خلاق از جنس دانش بنیان است.
ما خلا قانونی برای دانش بنیان شدن صنایع فرهنگی نداریم، اما چون موضوع نو و جديدي است احساس به بررسی بیشتر وجود دارد ولی اساسا صنایع فرهنگی از جنس صنایع خلاق منطبق با موضوعات دانش بنیان است.
اما اینکه برخی از شاخههای صنایع فرهنگی هنوز نتوانسته است ورود پيدا كنند ناشي از یک مشکل ارتباطی است كه هم باید متوالیان بخش دانش بنیان خود را و تعاریف شان را در صنایع خلاق به سمت صنایع فرهنگی سوق دهند و هم فعالین فرهنگی و تولید کنندگان باید از شاخصهای فرهنگی بهرهبرداري كنند.
زيرساخت هاي ضروري براي شكل گيري شبكه نواوري صنايع فرهنگي چيست؟
از موانع قانونی و ساختاری شاخه صنايع فرهنگی موضوع مالکیت معنوی است، یعنی آن نقطه شروع و آغازین که مهمترین بخش در یک زنجیره تولید فرهنگی است و عبارت از فکر و ایده فرهنگي است و زماني كه مالکیت معنوی ما نتواند حمایت کند فرآيند شكل نخواهد گرفت.
بايد توجه كنيم كه همه طرحها و ایدهها نمی توانند تجاری شوند چون در بسیاری از موارد طرحهايی مطرح می شود و خلاق هم هست اما نمی تواند تجاری شود و تعداد معدودی شانس تجاری شدن پیدا می کنند و اگر حمایتها نباشد لطمه خواهند ديد.
خوشبختانه نظام مالياتي هم راستا شده است و اگر فعالیت فرهنگی چه به صورت حقیقی و چه به صورت حقوقی انجام شود طبق قانون دارای معافیت مالیاتی هستند که این معافیتها و حمایتها باید توسعه پیدا کند.
در حلقههای مفقوده گفتمان سازی بسیار لازم است. صنایع فرهنگی ما بسیار وابسته به نیروهای انسانی است و همین تفاوت این بخش با سایر بخش ها است كه باید منابع انسانی تربیت شده ای را برای صنایع فرهنگی داشته باشیم.
اگر بچههایمان را در نظام آموزش خلاق بار نیاوریم و خلاقیت در بچهها تقویت نشود و یا سرکوب شود در اشتغال صنایع فرهنگی نمی تواند موفق باشد چون اساسا این کار رابطه مستقیم با خلاقیت دارد و باید نیروی انسانی مناسب این کار را تربیت کنیم./۹۹۸/د۱۰۱/س