مريم آل محمد
بانوی کرامت
محمد خامهیار

چشمها به راه دوخته شده است. صدای زنگ قافلهای از دور میرسد. بزرگان شهر به استقبال آمدهاند، گل و گلاب آوردهاند. در انتظار ستاره تابانی که از دامن«نجمه» درخشید و همسنگ امام هشتم شد. مردم لحظهشماری میکنند.
آمدن کاروان به این شهر قداست میدهد و اینجا حرم اهل بیت میشود و خاک آن پاک و پاکیزه میگردد. این انتظار شهر را به عُش و آشیانه آل محمد(ص) تبدیل میکند و شاید دروازهای که مردمان شهر در انتظار آمدن دختر موسیبنجعفر(ع) در آن بسر میبرند یکی از درهای بهشت باشد.
مردم به استقبال ایستادهاند و شاید به همین دلیل امام هادی(ع) اهل قم را آمرزیده دانسته و امام حسن عسکری(ع) از حسن نیت آنها تمجید کرده است.
فاطمه(س) وارد قم میشود و در میان شور و شعف مردم ولایتمدار شهر و شاید قداست و شرافت قم و اهل قم و فضیلت آن از ریحانه پیامبر اکرم(ص) و کریمه اهل بیت و ورود کاروان او به این شهر باشد و این رمز و راز در اقامت هفده روزه آن حضرت در این شهر نهفته باشد. بانویی که والاترین عواطف انباشته در سویدای دل را میخواهد نثار برادر خود امام رضا(ع) کند و با محبت زایدالوصفی از مدینه راهی مرو شده است آن هم به عشق دیدار برادر.
این عشق و محبت در معرفی آن حضرت همیشه هویدا است، آنجا که حضرتش خود را معصومه اُختالرضا معرفی میکند. محبت و دوستی و مودت این دو خواهر و برادر بر کسی پوشیده نیست آنگونه که جدایی آن دو غیرقابل تحمل میشود و حضرت به درخواست امام راهی مرو میشود. حضرت معصومه(س) آهنگ سفر به خراسان را دارد؛ اما دست تقدیر حیات طیبهاش را به گونهای دیگر رقم میزند، وجودش در این شهر برای همیشه تاریخ تشیع موجب فخر و مباهات میشود.
اقامت هفده روزه آن حضرت در قم عبودیت و بندگی او به درگاه ایزد متعال و شکوه و ابهت او زبانزد و خاص و عام میشود تا آنکه ناباورانه دعوت حق را لبیک میگوید. کویر تشنه و عطشناک قم از وجود او سرشار از علم و معرفت میشود. آن قامت استوار در این شهر مدفون میشود و در میان صدها امامزادهای که در آسمان این شهر نورافشانی میکنند، ماه تابانی میشود که همه تحتالشعاع انوار جدید و درخشان او قرار میگیرند.
ارسال نظرات