۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۵:۱۹
کد خبر: ۵۹۹۰۸
دبير علمي همايش تشيع و مدرنيته در ايران معاصر:

غرب تنها يكي از شكل‌هاي مدرنيته است

رسا، سرويس فرهنگي ـ دبير علمي همايش تشيع و مدرنيته در ايران معاصر در مورد نسبت تشيع با مفاهيم مدرنيته گفت: مدرنيزاسيون مي‌تواند در كنار تجدّد بومي قرار گيرد، حال اگر تجدد بومي بتواند آن را به استخدام خود در بياورد، اين نسبت، به هويت ياري مي‌رساند.
غرب تنها يكي از شكل‌هاي مدرنيته است

به گزارش خبرنگار خبرگزاري رسا، دكتر موسي نجفي، دبير علمي همايش تشيع و مدرنيته در ايران معاصر كه صبح امروز در موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) بر گزار شد درباره نسبت تشيع با مفاهيم مدرنيته، مدرنيزاسيون و تجدد گفت: ما در طول تاريخ دويست ساله، مراحل مختلفي را در خصوص نسبت تشيع و مدرنيته با افراط و تفريط‌ها، نهضت‌ها، تلخي‌ها و شيريني‌ها طي كرده‌ايم.

وي ادامه داد: اگر مدرنيته را به عنوان يك واقعيت ببينيم، مي‌توانيم بپذيريم كه مدرنيته معادل با غرب نيست؛ بلكه غرب تنها يكي از اشكال مدرنيته است.

دكتر نجفي افزود: مدرنيته مي‌تواند سه سطح داشته باشد. يك صورت اتفاقي است كه در مغرب زمين پس از قرون وسطي افتاده است، صورت دوم همان محصولات مدرن است و صورت سوم كه مطلوب هم هست، واژه «مدرن» كه يك واژه فرهنگي است براي آن استفاده نمي‌شود و آن «تجدّد» است.

وي افزود: اين جريان در زمان انقلاب رشد زيادي كرد و به نحوي در تقابل و ضديت با جريان اول قرار گرفت. به خصوص جريان دوم در حوزه‌هاي ديني و حوزه‌هايي كه به انقلاب دلبسته بودند، به وسيله شاگردان مرحوم دكتر فرديد اثر مثبتي داشت.

دبير علمي همايش تشيع و مدرنيته در ايران معاصر گفت: جريان دوم هرچند بركات زيادي داشت و به حوزه‌هايي راجع به غرب وارد شده بود كه پيش از آن كسي وارد نمي‌شد، اما ماندن در جاذبه‌هاي اين جريان به خصوص با انقلاب اسلامي و ديدگاه‌هاي حضرت امام خميني(ره) كافي نبود.

دكتر نجفي ادامه داد: از كساني كه در جريان دوم قرار داشت، مرحوم آل احمد بود. با تمجيداتي كه مرحوم آل احمد از شيخ فضل الله نوري داشت، شايد به نظر برسد كه دو جريان ضد غربي موجود با جريان ضد غرب روحانيت در داخل به يك شكل است.

وي بيان داشت: جريان تشيع در مقابل مدرنيته يك موضع مستقلي دارد. مرحوم دكتر مددپور راجع به اين مسأله مي‌گفتند هرچه كه تشيع از نقد غرب دارد، از همان جريان بعد از فرديد است. ما وقتي نوشته‌هاي دوره نجف را مي‌خوانيم، آنها هم نقد غرب دارند، اما نه با يك موضع حركتي رو به موضع فلسفي و از موضع خود تشيع.

دكتر نجفي ادامه داد: از مشروطيت به بعد به خصوص بعد از غلبه مشروطيت در ايران و پذيرش نظريه جمهوري از طرف امام، مي‌توانيم بگوييم نگاه اوليه تشيع در صد و پنجاه سال اخير به مسأله دنياي جديد در بُعد سياسي مثبت است، ولي ديدگاه مثبتي كه همراه با مقاومت و حفظ هويت است.

دبير علمي اين همايش، دنياي جديد و نوگرايي را به سه دسته تقسيم كرد و گفت: مدرنيته دسته اول اين تقسيم بندي است كه نمي‌توانيم نسبت خاصي بين آن و تشيع برقرار كنيم. مدرنيته اتفاقي است كه بعد از قرون وسطي در مغرب زمين اتفاق افتاده و ما هيچ دخالتي در آن نداشته‌ايم، حال اگر غربي‌ها مي‌خواهند آن را جهاني كنند و هرچه خودشان دارند به همه دنيا نسبت دهند به خاطر ديد غرب است كه هر چه كه براي خودش است براي همه جهان حساب مي‌كند.

وي ادامه داد: همان‌طور كه مدرنيته براي ما نيست، پست مدرن هم براي ما نيست. آن چيزي كه از مدرنيته به ايران آمد، اسمش را مدرنيزاسيون مي‌گذاريم. يعني جريان شبه‌مدرني كه در ايران مطرح شد.

دكتر نجفي با بيان اين‌كه مدرنيزاسيون در سه سطح بوده است، ابراز داشت: يكي سطح ابزاري و تكنولوژيك آن كه در چند مرحلهوارد ايران شد. يك مرحله در دوره صفويه كه فقط ابزاري بود، ولي بعد از قرارداد تركمن‌چاي و دوره قاجاريه، اين جنبه ابزاري يك مقدار تغيير كرد وارد بُعد دوم خود شده كه بُعد سياسي مدرنيزاسيون است و فرهنگ سياسي را هم با خود آورد.

دبير علمي همايش تشيع و مدرنيته در ايران معاصر گفت: از شهريور 1320 و دوره رضا شاه به بعد، بُعد سوم يعني بُعد ايدئولوژيك خود را نشان داد. بُعد ايدئولوژيك مدرنيته مربوط به ما مي‌شود و تلاقي بين ما و غرب در همين جنبه است.

وي با بيان اين‌كه دو بُعد اول توسط طبقه خاصي به نام منورالفكر صورت گرفته است، گفت: قسمت سوم، بحث تجدّد است كه براي خود ماست، يعني قبل از اين‌كه مدرنيته و مدرنيزاسيون باشد ما تجدّد داشتيم، از اين رو مي‌توان گفت تجدّد بومي و مربوط به فرهنگ ماست.

دكتر نجفي با اشاره به اين‌كه جنبش نرم‌افزاري امري بومي است، بيان داشت: سنت در كشور ما هنوز حيات دارد، از اين رو مي‌تواند براي خودش زايش داشته باشد و اسم اين زايش را تجدّد مي‌گذاريم.

عضو گروه تاريخ معاصر مؤسسه امام خميني‌(ره) با اشاره به اين‌كه تبلور خلاقيت در تجدّد امروز در بحث جنبش نرم‌افزاري مشاهده مي‌شود، گفت: درباره مدرنيزاسيون به نظر مي‌آيد حوزه تشيع در قسمت ابزاري، هيچ مشكلي با آن نداشته است. يعني هميشه ابزار مدرن وقتي به ايران آمده است با ديد مثبت تلقي شده است.

وي افزود: در جايي كه بُعد ابزاري جنبه سياسي هم به خود مي‌گيرد و استعمار پشت آن مي‌آيد، قضيه منفي مي‌شود ولي به طور كلي بر روي بُعد ابزاري در كشور ما هيچ مقاومتي نشده است.

دكتر موسي نجفي گفت: در بُعد سياسي بحث مدرنيزاسيون، تشيع به يك نحو مثبتي با آن برخورد كرده است. غلبه مشروطه‌خواهان بر مشروعه خواهان و اين‌كه علماي بزرگ بيشتر از جريان مشروعه حمايت كردند مي‌توان به اين ذهنيت رسيد كه حوزه تشيع نسبت به بعد سياسي هم بيشتر مثبت نگاه كرده است.

وي لفزود: اما در بُعد ايدئولوژيك مقاومت شديدي شده است و حتي اگر جنبه ابزاري به بُعد ايدئولوژيك هم تبديل مي‌شد با آن مقاومت مي‌‌شد.

دبير علمي همايش در پايان گفت: از زاويه بحث هويت اگر بخواهيم نسبت تشيع و مدرنيته را بسنجيم، بايد گفت مدرنيزاسيون در كنار تجدّد بومي مي‌تواند قرار گيرد كه در اين صورت اگر تجدد بومي بتواند آن را به استخدام خود در بياورد، اين نسبت، نسبتي مي‌شود كه به هويت ياري مي‌رساند. اما اگر مستقل حركت كند، موجب بحران هويت مي‌شود و همانند دوره پهلوي در جامعه نوعي سرگشتگي و سردرگمي به وجود مي‌آورد. امروز هم اگر نخواهيم مدرن‌شدن را در آيينه تجدد بومي ببينيم، دچار همان سرگشتگي مي‌شويم، همان‌گونه كه اين مساله را هم در دانشگاه‌ها و هم در حوزه‌هاي علميه مي‌توان مشاهده كرد.

ارسال نظرات